هندسۀ هوشمندی: خوانشی دادهمحور از شش بُعد تکوینی شهرهای هوشمند معاصر اروپایی
دوره 9، شماره 37، زمستان 1404، صفحه 119-161
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2077938.1209
امیرمهیم مهیمی، محسن ایلاقی حسینی
چکیده این پژوهش تلاشی برای بازتعریف منطق ارزیابی هوشمندی شهری از منظر هندسۀ هوشمندی در شهرهای اروپایی است؛ قارهای که تنوع تاریخی، نهادی و فناورانۀ آن بستری مناسب برای سنجش الگوهای تحول شهری فراهم میکند. مطالعۀ حاضر با هدف تبیین چهارچوبی تحلیلی برای مقایسه و شناسایی الگوهای تکوینی شهرهایهوشمند در بسترهای متنوع اروپایی، مجموعهای از شاخصها را که ذیل شش بُعد بنیادین شهر هوشمند (اقتصاد، مردم، حکمروایی، جابهجایی، محیطزیست و زندگی) تعریف شدهاند، تدوین میکند. در این چهارچوب، هندسۀ هوشمندی، بهعنوان الگوی ساختاری توزیع و توازن ابعاد ششگانۀ شهر هوشمند در فضای چندبعدی تعریف میشود. موردهای مطالعه نیز براساس دسترسپذیری دادههای رسمی پایگاههای معتبر اتحادیۀ اروپا و پوشش شاخصهای ششگانۀ شهر هوشمند انتخاب شدهاند. برای سنجش شاخصها، چهار روش تصمیمگیری چندمعیاره شامل AHP، SAW، TOPSIS و VIKOR به کار گرفته شدهاند که هریک از منظری متفاوت به وزندهی و رتبهبندی میپردازند. تفاوت رتبهها با آزمون ناپارامتریک فریدمن ارزیابی شده و با تحلیل جبرانپذیری، شاخصهای مسلط و توافق روشها، رتبهبندی نهایی و تیپهای هندسی هوشمندی استخراج و مختصات ششبعدی هر شهر برای تبیین هندسۀ هوشمندی ارائه شد. یافتهها نشان میدهند که هندسۀ هوشمندی شهرهای اروپا الگوی واحدی ندارند، بلکه منظومهای چند ریخت شامل چهار تیپ اصلی هستند: هستۀ متوازن شمال اروپا، الگوی سختافزارمحور غرب اروپا، الگوی نرمافزارمحور انسانی، و هستۀ توافق منفی در جنوب و شرق. تحلیل نهایی نشان میدهد که مسیر هوشمندی اروپا بهسوی واگرایی ساختاری و تفاوتهای پایدار حرکت میکند. این مطالعه، با ارائۀ چهارچوبی تلفیقی برای سنجش چندوجهی شهرهای هوشمند، برای تصمیمسازی دادهمحور در مدیریتشهری اروپایی مسیر تازهای میگشاید و الگویی قابل تعمیم برای سایر مناطق درحال گذار به زیستبومهای شهری هوشمند عرضه میکند.
تحلیل علمسنجی گفتمان روانشناسی محیطی و برنامهریزی شهری: نقشهیابی دانش، شناسایی تحولات مفهومی و شکافهای پژوهشی (1973-2025)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2080721.1222
ملیحه خبازی، حافظ مهد نژاد
چکیده با تبدیل شدن اختلالات سلامت روان به یک مسئله مهم شهری، ایجاد فضاهای پاسخگو به نیازهای روانشناختی ساکنان ضروری شده است. این پژوهش با هدف شناسایی روابط بین روانشناسی محیطی و برنامهریزی شهری، نقشهبرداری دانش و کشف شکافهای پژوهشی انجام شد. روش تحقیق، تحلیل علمسنجی ۴۶۲ منبع از پایگاه اسکوپوس (۲۰۲۵-۱۹۷۳) با استفاده از نرمافزار VOSviewer برای ترسیم همرخدادی و تجزیه و تحلیل کلمات کلیدی بود. یافتهها نشان داد مفاهیم کلیدی مانند «فضای سبز»، «طراحی محیطی» و «سلامت روانی» نقش محوری در پیوند این دو حوزه دارند. تحلیل دادهها شش خوشه پژوهشی متمایز را شناسایی کرد: ۱) روانشناسی محیطی و پایداری شهری، ۲) عوامل جمعیتشناختی و اجتماعی-اقتصادی، ۳) سلامت روانی سالمندان، ۴) فعالیتهای حرکتی و محیط کالبدی، ۵) عوامل خطر و تنش روانی، و ۶) ایمنی ترافیک و رفتار رانندگی. واکاوی روندهای زمانی در چهار دوره نشان داد تمرکز پژوهشهای اخیر به سمت موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، همهگیری کووید-۱۹ و پایداری تغییر کرده است. نتایج نشان میدهد روانشناسی محیطی میتواند به عنوان پلی میان طراحی فضایی و نیازهای روانی ساکنان عمل کرده و از طریق سه مسیر اصلی همگرا شود: طراحی مبتنی بر نیازهای روانی، خلق محیطهای اجتماعی پایدار، و مدیریت بحران. این همگرایی به توسعه شهرهایی کمک میکند که نیازهای چندگانه ساکنان را تأمین و پایداری را تضمین نمایند. بر این اساس، پژوهش ادغام روانشناسی محیطی در سیاستهای شهری و تمرکز تحقیقات آتی بر تغییرات اقلیمی و بحرانهای نوپدید را پیشنهاد میدهد.
مقایسۀ تطبیقی برنامۀ ممیزی انرژی در ساختمانهای مسکونی ایران با نمونههای جهانی
دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 73-84
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2020477.1054
مریم فرهادیان، لیلا فرهادیان
چکیده صنعت ساختوساز سهم قابلتوجهی در مصرف انرژی دارد. ازاینرو، کشورهای پیشرفته در این زمینه به ارائۀ برنامۀ راهبردی انرژی با اعمال گواهیهای انرژی مورد تأیید شورای ساختمانهای سبز بهصورت داوطلبانه پرداختهاند. کشور ایران نیز از سال 1380 برنامۀ ممیزی انرژی خود را با اعمال برچسب انرژی ساختمان بهصورت داوطلبانه ارائه کرده است؛ اما متأسفانه این گواهی انرژی نتوانسته است سهم قابلتوجهی در نگهداشت انرژی در این صنعت داشته باشد. ازاینرو، در مطالعۀ حاضر به روش توصیفی- تحلیلی کیفی از طریق اسناد کاوی کتابچههای استاندارد موجود و باهدف شناخت نقاط ضعف برچسب انرژی ساختمان ایران، مقایسهای بین برنامۀ راهبردی انرژی شورای ساختمانهای سبز و برنامۀ ممیزی انرژی ایران انجام شد و سه فاکتور صرفهجویی براساس طراحی انسانی، صرفهجویی برای تمامی منابع و چرخۀ حیات بهعنوان اهداف هر دو برنامه مقایسه شدند و چرایی تفاوتهای به وجود آمده پیرامون آنها تحلیل شدند. نتایج این تحلیلها نشان داد، کاستیهایی درزمینۀ استانداردسازی صرفهجویی براساس تمام منابع و چرخۀ حیات در گواهی برچسب انرژی ایران نسبت به گواهی مورد تأیید شورای ساختمانهای سبز وجود داشته است. بهنحویکه در امتیازبندی برچسب انرژی ایران آموزش به کاربر و صرفهجویی در منابع آبی و راهکارهایی جهت استفاده از منابع جایگزین انرژی مانند انرژی زمینگرمایی و خورشید و باد و سوخت بیوگاز و بازگشت مواد و مصالح ساختمانی به چرخۀ حیات مواد در نظر گرفته نشده و همچنین حمایتهای پشتیبان و تشویقکنندهای مانند معافیتهای مالیاتی در این بخشها وجود نداشته است.
ارائۀ الگوی کارآمد توسعۀ فیزیکی شهرهای تاریخی میانی براساس شاخصهای توسعۀ میانافزا (مطالعۀ موردی: شهر نائین)
دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 77-98
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2035576.1069
امیرحسین شکیب راد، محمود محمدی
چکیده یکی از مسائل اصلی توسعۀ شهری، رشد پراکنده و گسترش افقی است که مشکلاتی ازجمله بازماندن نواحی مرکزی شهرها از جریان توسعه، بدون استفاده ماندن اراضی وسیعی داخل محدودۀ شهر و شکلگیری توسعۀ ناپایدار شهری را سبب میشود. بنابراین کنترل این توسعه و جهتدهی آن بهسمت اراضی درون شهرها با بهرهگیری از الگوی توسعۀ میانافزا در این زمینه اهمیت دارد. در شهر نائین، توسعههای اخیر بهصورت پراکنش افقی، سبب ناپایداری شهری و بازماندگی بخشهایی از مناطق درون شهر ازجمله بافت تاریخی آن از توسعه شده است. ضمن اینکه این شهر دارای موانعی برای گسترش افقی در پیرامون خود و دارای پهنههای مستعد متعدد برای توسعۀ درونی شهر است. این پژوهش ازنظر هدف، پژوهشی کاربردی و ازنظر روش، پژوهشی توصیفی-تحلیلی است همچنین برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی و میدانی استفاده شده است. در این پژوهش پس از شناسایی و تعیین معیارها و شاخصهای توسعۀ میانافزا و بومیسازی آن با شرایط شهر نائین، از تکنیک تصمیمگیری چندشاخصه TOPSIS با بهرهگیری از نرمافزار Excel استفاده شده و به تعیین پهنههای مستعد توسعۀ میانافزا پرداختهشده است. سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی AHP با بهرهگیری از نرمافزار Expert choice به اولویتبندی پهنههای مستعد برای توسعه با تعیین و استفاده از معیارهای مربوطه پرداختهشده و نتایج با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیاییGIS همپوشانی و ترسیم شدهاند. درنهایت الگوهای پیشنهادی مداخلۀ توسعۀ میانافزا در این شهر و راهکارهای متناظر با آن تدوین و ارائه شده است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که الگوی توسعۀ میانافزا میتواند الگویی مطلوب و کارآمد برای روند توسعۀ آتی شهر نائین بهعنوان شهری میانی و تاریخی باشد. همچنین مناسبترین پهنهها برای توسعۀ میانافزا در شهر بهترتیب پهنۀ حائل بین نائین و محمدیه، بافت قدیم نائین و محمدیه، پهنههای بافت جدید و نهایتاً اراضی شمال غربی این شهر است.
ارزیابی کیفیت خدمات نیروی انتظامی در فضای شهری به گردشگران خارجی با استفاده از تکنیک اهمیت–عملکرد (مطالعه موردی: شهر اصفهان)
دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 79-98
https://doi.org/10.22034/jspr.2023.2011922.1048
زهرا سادات اسماعیلیان
چکیده اطلاعات و آمارهای موجود در صنعت گردشگری شهری حاکی از عدم مؤفقیت این صنعت و عملکرد ناموفق آن در کشور و در شهر اصفهان است. به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی این امر عدم توجه به انتظارات و ترجیحات گردشگران ورودی به فضای شهری کشور و نیز عدم تلاش جهت افزایش میزان رضایت آنهاست. هدف از این تحقیق، شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر رضایتمندی و حمایت انتظامی گردشگران از سفر به شهرهای ایران و مطالعۀ موردی شهر اصفهان است. با توجه به نظریۀ پاراسورامان ابعاد کیفیت خدمات مورد سنجش و نقاط ضعف و قوت سازمان مورد تشخیص قرار گرفت، دادههای بهدستآمده به وسیلۀ آزمونهای آماری فریدمن، پیرسون و spss تحلیل شد. بر این اساس، انتظارات گردشگران از کیفیت خدمات انتظامی در فضای شهری در همۀ ابعاد بالاتر از وضعیت موجود است. بیشترین میانگین نمره در بخش انتظارات مربوط به بعد ظاهری و فیزیکی (2/4) و کمترین نمره مربوط به مسؤلیتپذیری (34/2) است. در بخش وضعیت موجود بالاترین امتیاز مربوط به همدلی (82/3) و کمترین امتیاز به بعد ضمانت و تضمین (05/2) تعلق گرفت. محاسبۀ اختلاف بین میانگین نمرات انتظارات با کیفیت درکشده در همۀ ابعاد، شکاف منفی را نشان میدهد. بیشترین نمرۀ شکاف منفی مربوط به ضمانت و تضمین (29/2-) و کمترین شکاف مربوط به قابلیت اطمینان و اعتماد (147/1) است که نشان میدهد از دید گردشگران، ارائۀ خدمات انتظامی در حد انتظارات آنان نبوده است. همچنین جهت بهدستآوردن نتایج بهتر از نظریۀ اهمیت-عملکرد استفاده شد. نتایج بهدستآمده نشان میدهد چهار ویژگی:
1- میزان هماهنگی بین قوانین وضعشده و عملکرد نیروی انتظامی؛
2- میزان تسلط نسبی پلیس به زبان گردشگر در ترمینالهای ورود و میزان تسلط نسبی پلیس به زبان گردشگر در سطح شهر و دفاتر پلیس اتباع خارجه؛
3- میزان خوشرویی و برخورد محترمانۀ پلیس در سطح شهر و احترام به اعتقادات و حفظ حریم خصوصی گردشگران توسط پلیس؛
4- داشتن اطلاعات حداقلی روانشناسی و آداب برخورد با گردشگران.
با وجود اهمیت زیادی که برای گردشگران خارجی دارند، دارای عملکردی پایینتر از میانگین و نیازمند بهبود هستند.
تأثیر منظر فضاهای شهری بر سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان شهر تبریز
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 93-119
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2042819.1080
علی زینالی عظیم، علی آذر، سولماز بابازاده اسکوئی، حدیث سلوکانه میاندواب
چکیده شهرها با گسترش سریع و افزایش تراکم جمعیت، با چالشهایی در زمینۀ سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان خود مواجهاند. هدف از این پژوهش، تأثیر منظر فضاهای شهری بر سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان شهر تبریز است. روش پژوهش از نوع کمی و بهصورت پیمایشی بوده و جامعۀ آماری شامل ساکنان شهر تبریز است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین و دادهها از طریق پرسشنامۀ استاندارد جمعآوری شد. پرسشنامه به سه بخش شامل اطلاعات جمعیتشناختی، سؤالات مرتبط با سلامت جسمانی و روانی، و سؤالات مرتبط با تعاملات اجتماعی تقسیم شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری SPSS و AMOS استفاده شد و مدلسازی معادلات ساختاری برای بررسی روابط بین متغیرها به کار گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان دادند که منظر شهری تأثیر مستقیمی بر سلامت جسمانی و روانی ساکنان دارد. بهویژه، فضاهای سبز با بار عاملی ۰.۸۳ و طراحی فضاهای عمومی با بار عاملی ۰.۸۷ بیشترین تأثیر را بر کاهش استرس و اضطراب و بهبود تعاملات اجتماعی داشتند. همچنین، پیادهروها و معابر ایمن با بار عاملی ۰.۸۹ بهطور قابل توجهی فعالیت بدنی و سلامت جسمانی افراد را افزایش داد. نتیجهگیری حاکی از آن است که توجه به منظر شهری و توسعۀ فضاهای سبز و فضاهای عمومی به سلامت جسمانی و روحی بهتر ساکنان و افزایش تعاملات اجتماعی منجر میشود.
ارتباط بین پیکرهبندی فضایی معماری و مناسک اجتماعی-مذهبی عیلامیان (مورد مطالعه: محوطۀ چغازنبیل)
دوره 8، شماره 33، زمستان 1403، صفحه 95-121
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2044570.1084
سیما خالقیان، شیما قندهاری، مهدی سعدوندی
چکیده بررسی شواهدِ تاریخی مبین آن است که تاریخ و معماری «عیلام»، مستندترین نمونۀ تاریخی قبل از زمان حکومت «مادها» است. «اونتاشگال» پادشاه مذهبی عیلامیان، با ساخت شهر «دور-اونتاش» و بنای معماریهای مذهبی دیگر مانند «زیگورات چغازنبیل» و محوطۀ اطراف آن و تقدیم آنها به خدایان حکومت میکرد. این زیگورات و معابد و کاخهای آن، محل برگزاری مناسک مذهبی و جشنها بوده است. مرور اعتقادها، نحوۀ انجام این مناسک و افرادی که در آن حضور داشتهاند، از تأثیر آن بر شاکلۀ بناها و معماری این دوران حکایت دارد. مطالعۀ فضای رخداد آئینهای مذهبی یا سنتی در مجموعه چغازنبیل و تعابیری که برای تسهیل انجام آن مراسم و سهولت دستیابی شرکتکنندگان به فضاهای مورد نیاز برای اجرای مناسک توسط معمار عیلامی در نظر گرفته شده، از اهداف پژوهش حاضر است. ازسویدیگر، این نگارش سعی دارد با بررسی «کاخ-آرامگاههای زیرزمینی» در مجموعه چغازنبیل، نحوۀ نگرش انسان عیلامی به زندگی پس از مرگ و بازتاب آن در پیکرهبندی فضای معماری را تشریح کند. این مقاله به شیوۀ توصیفی- تحلیلی به رشتۀ تحریر در آمده است. شیوۀ گردآوری اطلاعات به روش مطالعات اسنادی-کتابخانهای و همچنین با مراجعه به بنا و از طریق مطالعۀ میدانی آثار بهجامانده از زیگورات، درحال حاضر، بوده است.
وجود منابع آب برای تطهیر در جایجای معبد و صحنها و تعبیۀ آبراه در مقبرهها نیز از دیگر مؤلفههای نشئتگرفته از عقاید عیلامی در ساخت فضای زیگورات است که در حفاریهای صورتگرفته کشف شدهاند. این ساختههای معماری که از عقاید انسان عیلامی نشئت میگیرند، شکلدهندۀ فضای عبادی و اجرای مناسک بودهاند. پژوهش نشان میدهد، درباریان و مردم عادی از لحظۀ ورود به محوطه در فضای متفاوتی به سر میبرند. افتراق در ابعاد تناسبات و فرم صحنها و حتی نوع مصالح و منابع نشاندهندۀ تفاوت سطح اجتماعی و اقتصادی کاربران آن بوده است. ابعاد و نوع برخی مسیرهای دسترسی مبین محدودیت عامۀ مردم در استفاده از بخشی از فضاست. بنابراین میتوان نتیجه گرفت، در این حریم اجتماعی- مذهبی تأثیر متقابل تفکر و عقاید انسان عیلامی و بهویژه پادشاهان آن دوره را بر ساختههای معماری، مسیرهای دسترسی و فضای مصرفی در پیکرهبندی و شکلگیری معماری، شاهد هستیم.
تعیین اثرگذاری مالیات سبز بر رشد صنایع آلایندۀ شهر
دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 97-107
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2020635.1055
هاجر مصطفایی، مرتضی سامتی
چکیده با توجه به مشکلات و بیماریهای ناشی از آلودگی آلایندهها، که بهعلت وجود مراکز صنعتی در شهرهاست، در نظرگرفتن راهحلهایی، نظیر وضع مالیات بر آلایندهها، از سوی دولتمردان ضروری است. مالیات سبز یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاستهای مالی به شمار میرود که دولتمردان میتوانند بهواسطۀ آن، سمتوسوی لازم را، در جهت توسعۀ پایدار، به فعالیتها و جریانات اقتصادی و اجتماعی شهر ببخشند. نرخ مالیات سبز هزینهای زیستمحیطی است که از شرکتها برای انتشار آلودگی دریافت میشود. این نوع مالیات نقش آشکاری در کنترل صنایع آلاینده و در نتیجه تعیین عملکرد محیطزیستی آنها در شهر دارد. بااینوجود، در شهرهای آلودۀ کشور، مدیریت شهری به این مالیات توجه چندانی ندارد. ازسویدیگر نهادگرایان اقتصادی، به رابطۀ میان رشد فعالیتهای اقتصادی با نوع نهادهای سیاسی و اقتصادی حاکم تأکید کردهاند. براین اساس در این مقاله با استفاده از نظریهبازی، انگیزههای متفاوت دولتمردان در تعیین مالیات سبز بررسی میشود. ابزار سیاستگذاری آنان، تعیین نرخ مالیات سبز و واکنش صنایع آلاینده در انتخاب سطح سرمایهگذاری نشاندهندۀ حجم آلایندگی ایجادشده خواهد بود. براساس نتایج، با فرض استقلال صنایع آلاینده از دولت، دولتمردان با انگیزۀ حداکثرسازی درآمد، بهدنبال تعیین نرخ مالیات سبز بهینهاند. اما با فرضِ داشتن منافع اقتصادی این صنایع برای دولت، آنها تمایل دارند نرخ مالیات سبز را کمتر از مقدار بهینه قرار دهند. چنین نرخی موجب افزایش سطح سرمایهگذاری صنایع آلاینده و سطح آلایندگی ناشی از آن برای شهرهای همجوار میشود. بنابراین، دولتمردان برخورد دوگانهای با صنایع آلایندۀ بخش خصوصی و دولتی در پیش میگیرند.
طبقهبندی JEL: .P48 .C73 .H21 .O43
نگاهی بر شاخصهای پایداری اجتماعی-فرهنگی مدارس تاریخی شهر اصفهان (موردپژوهی: مدرسۀ امامیه و چهارباغ)
دوره 9، شماره 35، تابستان 1404، صفحه 97-120
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2051134.1108
مرضیه اسدی زاده شیرازی، مهران کاراحمدی، سمیرا منصوری رودکلی
چکیده مدارس تاریخی اصفهان که از مهمترین عناصر شکلدهندۀ هویت شهری هستند، نقش بسزایی در پایداری فرهنگی و اجتماعی مکانهای شهری ایفا کردهاند. این مدارس صرفاً مکانهایی برای آموزش نبودند، بلکه بهعنوان مراکز تجمع، تبادل دانش و پرورش نخبگان، در شکلگیری بافت شهری و هویت فرهنگی‑اجتماعی آن نقش محوری ایفا میکردند. مفهوم پایداری فرهنگی‑اجتماعی که بر تعاملات اجتماعی، عدالت، امنیت روانی، ارتباط با محیط، اقتصاد و تناسبات تأکید دارد، از جمله معیارهای مهم در ارزیابی معماری این مدارس به شمار میرود. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی شاخصهای پایداری اجتماعی‑فرهنگی در دو مدرسۀ تاریخی اصفهان، یعنی مدرسۀ امامیه و مدرسۀ چهارباغ، به تحلیل ویژگیهای معماری و تأثیر آنها بر پایداری فرهنگی پرداخته است. روش پژوهش، کاربردی و از نوع توصیفی‑تحلیلی است. دادهها مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و بازدید میدانی و ابزار پرسشنامه است. تحلیل دادهها بر اساس شاخصهایی، نظیر عدالت اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات هندسی و ارتباط با طبیعت، با استفاده نرمافزار اکسل صورت پذیرفته است. نتایج نشان میدهد که مدرسۀ امامیه بهعنوان یکی از قدیمیترین نمونههای مدارس چهارایوانی، مفاهیم پایهای معماری اسلامی دارد، اما تکامل نیافته است؛ بنابراین مدرسۀ چهارباغ در شاخصهایی، همچون عدالت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات فضایی و ارتباط با طبیعت نسبت به مدرسۀ امامیه عملکرد مطلوبتری دارد. بهویژه، توجه به طراحی ورودیها، فضاهای چهارگوشۀ قابل استفاده، باغچهها، رعایت سلسلهمراتب و ارتباط بصری با محیط بیرونی در مدرسۀ چهارباغ حس تعلق و تعاملات اجتماعی را تقویت کرده است. این پژوهش، بر اهمیت بازخوانی اصول معماری مدارس تاریخی برای طراحی فضاهای آموزشی معاصر تأکید دارد. یافتهها نشان میدهند که توجه به شاخصهای پایداری فرهنگی‑اجتماعی به خلق محیطهایی منجر میشود که علاوهبر تسهیل آموزش، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی کمک میکنند.
بازشناسی روند آپارتماننشینی در شهرهای معاصر ایرانی: چالشها و فرصتها
دوره 9، شماره 36، پاییز 1404، صفحه 103-130
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2070222.1158
معصومه آیشم
چکیده روند آپارتماننشینی بهعنوان یکی از پیامدهای توسعۀ شهری معاصر، ضمن پاسخگویی به نیازهای کمی سکونت، موجب بروز چالشهایی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیستمحیطی و معنایی سکونت در شهرهای ایران شده است. این مقاله با هدف بازشناسی ابعاد و پیامدهای آپارتماننشینی در بستر شهرهای معاصر ایرانی، به تحلیل این روند از منظر «واقعگرایی اسلامی» میپردازد. چهارچوب مفهومی پژوهش بر چهار بعد حقوق الهی، حقوق نفس، حقوق سایر انسانها و حقوق خلقت زیستمحیطی استوار است که برگرفته از آموزههای اسلامی در باب انسان، کرامت و سکونت است. روش پژوهش این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفیــتحلیلی و تطبیقی است. دادهها از طریق تحلیل اسنادی، بررسی متون اسلامی و منابع علمی، و ارزیابی تطبیقی میان خانههای سنتی و آپارتمانهای معاصر گردآوری شدهاند. علاوهبر این، از ابزارهای پژوهش حاضر میتوان به پرسشنامهها و مصاحبههای صورتگرفته با خبرگان و مردم نیز اشاره کرد. بهمنظور واکاوی عینی چالشهای آپارتماننشینی، مجتمع مسکونی گلپارک در منطقۀ یک شهر تبریز بهعنوان مطالعۀ موردی بررسی شده است؛ نتایج تحلیل این نمونه نشان میدهد که طراحی کالبدی و سازمان فضایی آن در انطباق با الگوی سکونت اسلامیـایرانی با کاستیهای جدی مواجه است. در این پژوهش، ضمن مرور ادبیات نظری و تبیین ویژگیهای الگوی سکونت اسلامیـایرانی، روند آپارتماننشینی در ایران تحلیل شده و با استفاده از جدولهای ارزیابی، تفاوتها و کاستیهای آپارتمانها نسبت به خانههای سنتی و ارزشهای اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد که آپارتماننشینی معاصر در ایران عمدتاً فاقد سازگاری با اصول زیست اسلامی بوده و در زمینههایی نظیر حریم خصوصی، تعاملات همسایگی، عدالت فضایی، و پیوستگی کالبدیـمعنوی سکونت، با ضعفهای اساسی مواجه است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر توسعۀ سکونت در شهرهای ایران ارائه شده که مبتنی بر بازنگری در ضوابط طراحی، تقویت نهادهای محلی و ترویج فرهنگ سکونت اسلامیـایرانی است. این رویکرد زمینهساز تحقق شهری انسانمحور، عدالتمحور و متعادل با محیطزیست در چهارچوب واقعگرایی اسلامی است.
حکمرانی مشارکتمبنا با گذار از پیمانسپاری به جمعسپاری شهری (مورد مطالعه: مدیریت اماکن و خدمات شهرداری اصفهان)
دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 109-130
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2062002.1138
الهام عاقریان، مصطفی نباتی نژاد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی فضا و خدمات شهری با قابلیت جمع سپاری در شهرداری اصفهان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر مشتمل بر کلیه اماکن و خدمات شهرداری اصفهان و کلیه مسئولین برنامه ریزی شهرداری در سطح معاونت و سازمان ها بود. که به صورت هدفمند 70 نفر منتخب و به 7 پانل تخصصی 12 نفره به تفکیک هر معاونت، مشتکل از 2 نفر خبره در تحول سازمانی(اساتید دانشگاه)، 4 نفر متخصص حوزه فرایندی در شهرداری، 4 نفر مالک ستادی و 2 نفر مالک اجرایی، اختصاص یافتند. خبرگان تحول سازمانی و خبرگان حوزه فرایندی به صورت مشترک در کلیه پانل های تخصصی حضور یافتند. خدمات شهرداری اصفهان پس از بررسی در کمیته حقوقی با بهره گیری از فن دلفی و ضریب توافق کندال در گروه های تخصصی سه دور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اماکن و خدمات معاونت های شهرداری، معاونت عمران، معاون شهرسازی، معاونت مالی و معاونت برنامه ریزی قابلیت مردم سپاری نداشته و تنها فضا و خدمات سه معاونت خدمات شهری، معاونت فرهنگی و معاونت ترافیک به ترتیب با ضریب توافق کندال 0.898، 0.962، 0.940 امکان مردم سپاری دارد. در حوزه خدمات شهری 12 خدمت، در حوزه فرهنگی7 خدمت و در حوزه ترافیک 2 خدمت با قابلیت مردم سپاری شناسایی شد. یافته های پژوهش حاضر می تواند در راستای مردم سپاری خدمات شهرداری مورد بهره برداری قرار گیرد.
ارزیابی اثرات سلامت پیادهروی ناشی از دسترسی به ایستگاه متروی دولتآباد
دوره 10، شماره 38، بهار 1405، صفحه 125-144
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2073992.1184
مجتبی شهابی شهمیری، راضیه شبانی نائین
چکیده سفرهای شهری اثرات گستردهای بر سلامت عمومی، پویایی اجتماعی و کیفیت محیط زیست برجای میگذارند. سنجش دقیق این اثرات و هزینههای مرتبط، پیشنیازی اساسی برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد در حوزه برنامهریزی شهری و حمل و نقل است. این پژوهش با هدف کمّیسازی اثرات سلامت ناشی از ترویج حمل و نقل فعال، به ارزیابی موردی ایستگاه مترو دولتآباد تهران پرداخته است. در این راستا، از «ابزار ارزیابی اقتصادی اثرات سلامت» سازمان جهانی بهداشت استفاده شد و پارامترهایی نظیر خطر نسبی، کسر قابل انتساب به جمعیت، نرخ مرگ و میر و ارزش یک سال زندگی آماری بهکار گرفته شدند. یافتهها حاکی از آن است که ایجاد ایستگاه مترو جدید با ترویج پیادهروی میتواند سالانه از ۶۸ مورد مرگ زودرس و نیز از دست رفتن 1020.6 سال زندگی مسافران پیشگیری نماید. در این راستا، با اعمال شاخص ارزش زندگی آماری، منافع اقتصادی ناشی از این بهبود سلامت، معادل ۴۵۲ میلیارد تومان در سال برآورد گردید. در حالی که منافع رانندگان یا مالکان خودرو، بهویژه آنهایی که درآمد بالایی دارند، در ساخت افزایش خطوط جادهای از جمله بزرگراهها و استفاده بیشتر از خودروی شخصی است، توسعه مترو میتواند با توزیع عادلانهتر دسترسی، مزایای سلامتی و زیستمحیطی فراگیری برای همه شهروندان ایجاد کند. این مطالعه بر ضرورت گنجاندن ارزیابی اقتصادی جامع اثرات سلامت و محیطزیست در فرآیند اولویتبندی و تصمیمگیریهای کلان حملونقل تأکید مینماید. چنین تحلیلی میتواند مدارک محکمی برای توجیه سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل همگانی و فعال فراهم آورد.
ارزیابی تأثیر رویکردهای پایداری در تبیین اصول شکلگیری باهمستان (مطالعۀ موردی: محلة سنگتراشهای اصفهان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075241.1191
آرزو زائرین، رامتین مرتهب، نرگس سلطانی
چکیده ناپایداری در محلات یکی از مشکلاتی است که امروزه در شهرها رواج پیدا کرده است. با نگاهی به وضعیت و شرایط کنونی محلههای امروزی میتوان گفت فضایی که واقعاً بتوان آن را باهمستان نامید، در آن یافت نمیشود و اگر هم باشد، در اثر رشد نامناسب این فضاها کارکرد اجتماعی خود را از دست داده یا کمرنگ شده است. در واقع، چهارچوبهایی برای شناخت این ناپایداری در دانش بومیشدة ایران به چشم میخورد، اما به دست فراموشی سپرده شده و بر اساس نیازهای محلات و شهرهای مدرن به اصلاح امروزی نیاز دارد. به همین دلیل هدف پایة این پژوهش تدوین چهارچوبی برای روشن کردن مفاهیم پایداری در خصوص هنجارهای کلی و شاخصهای سنجش وضعیت در سطح محله برای شهر اصفهان مشخص و راهحلهایی شده است. با این هدف، ابتدا مفهوم کلیدی پایداری در حیطة اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی شناسایی شدهاند، سپس برای رسیدن از مرحلة سنجش به ادامة فرآیند، به تبیین شاخصهها و سنجههای مربوطه پرداخته شده است. روششناسی این پژوهش بهصورت کیفی از طریق مردمنگاری تحلیلیـمیدانی متکی بر مبنای تفسیری از طریق مشاهده (مشارکتی)، عکسبرداری، فیلمبرداری (غیرمداخلهگر)، مصاحبه (غیرساختارمند) و یادداشتبرداری و همچنین مبتنی بر تحلیل محتواست. نتایج بهدستآمده بیانگر این بوده است که میزان مطلوبیت همة شاخصهای استخراجشده در این مرکز محله دارای اهمیت بودهاند. در نهایت، راهکارهایی نیز در جهت پایداری آتی محله سنگتراشها ارائه شده است.
سنجش سطح سرمایۀ اجتماعی در میدانهای شهری (مورد مطالعه: سبزهمیدان اصفهان)
دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 85-101
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2028531.1064
منصوره طرفی، گلرخ کوپائی
چکیده سرمایۀ اجتماعی طی سالهای اخیر به یکی از محبوبترین مفاهیم در حوزۀ نظریههای اجتماعی تبدیل شده است. امروزه نقش سرمایۀ اجتماعی بسیار مهمتر از سرمایۀ فیزیکی و انسانی در سازمانها و جوامع است. بدون سرمایۀ اجتماعی، پیمودن راههای توسعه دشوار میشود. با توجه به اهمیت این موضوع و گزارشهای متناقض از وضعیت سرمایۀ اجتماعی در محلۀ سبزهمیدان شهر اصفهان، پژوهش حاضر با هدف سنجش سطح سرمایۀ اجتماعی در این محله انجام شده است. حجم نمونه در این پژوهش 285 نفر از ساکنان سبزهمیدان شهر اصفهان است که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. روش تحقیق توصیفی تحلیلی، و ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه محققساخته بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS صورت گرفته است. یافتههای این پژوهش حکایت از آن دارد که سطح سرمایۀ اجتماعی در محدودۀ مورد مطالعه از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده و همچنین از بین مؤلفههای اعتماد، انسجام و مشارکت، مؤلفۀ مشارکت از وضعیت نسبتاً مطلوبی ارزیابی شد.
امکانسنجی توسعه پایدار کلانشهر اصفهان با تاکید بر رویکرد شهر سبز، مقایسه تطبیقی شهر فرایبورگ و اصفهان
دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 99-116
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2012790.1049
علی شفیعی دارافشانی، محدثه سادات امیری
چکیده اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌۀ ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﻣﻄﺮح ﺷﺪن اﺻﻞ ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ زﯾﺴﺖمحیطی و ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺳﺒﺰ مورد توجه برنامهریزان شهری قرار گرفته است. ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣشکلات ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻪوﯾژه در ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻧشانگر ﻋﺪم ﺗﺤﻘﻖ ﻣﺸﺨﺼﻪﻫﺎی پایداری در آنهاﺳﺖ، ﺿﻤﻦ اینکه ارزﯾﺎبی و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻓﻀﺎیی و اکولوژیکی زﯾﺴﺖﻣﺤﯿطی یکی از ﻣﺸﺨﺼﻪﻫﺎی اصلی پایداری در ﻣﻨﺎﻃﻖ و ﺣﻮزهﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﺑﻮده و سعی دارد ﺗﺎ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺷﻬﺮی ﻣﻨﺎﺳبی را ﺑﺮای ﺳﺎکنان ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻓﺮاﻫﻢ کند. ﺷﻬﺮ ﺳﺒﺰ از روﻳﻜﺮدﻫﺎی ﻧﻮ و ﺑﺮﺧاﺳﺘﻪ از ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار اﺳﺖ ﻛﻪ از آن ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ارﺗﻘﺎی ﻛﻴﻔﻴﺖ محیطزیست و ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار ﺷﻬﺮی ﺑﻬﺮه ﺑﺮد. هدف از این پژوهش بررسی وضعیت شاخصهای شهر سبز در کلانشهر اصفهان است. به این منظور با استفاده از تطبیقها به ارائۀ راهبردها میپردازد. ازاینرو، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و کتابخانهای و میدانی و با کمک ابزار پرسشنامه ابتدا اطلاعات لازم را جمعآوری میکند و سپس با کمک نرمافزار SPSS به این نتیجه میرسد که ازنظر مردم «شاخص انرژی» مهمترین عامل برای رسیدن به شهر سبز در اصفهان است. این درحالی است که با کمک تکنیک SWOT حرفهمندان شهری مهمترین مؤلفه برای رسیدن به شهر سبز را حکمرانی زیستمحیطی میدانند. همچنین مروری بر معیارها و شاخصهای شهر سبز در دو شهر فرایبورگ و اصفهان نشان داد که تفاوت معنیداری بین این دو شهر بهلحاظ سیاستگذاری و اجرای سیاستهای توسعه مبتنی بر مسائل زیستمحیطی وجود دارد. بدیهی است که تفاوت در وضعیت جغرافیایی، اقتصادی، فنی، الگوی مدیریت و برنامهریزی شهری این دو کشور تأثیر قابل توجهی در دستیابی به اهداف شهر سبز دارد.
بازخوانی ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در سنجش پایداری پردیس دانشگاهی با هدف ارتقای نقش آن بهعنوان فضای عمومی شهری
دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 99-119
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036121.1070
مژده جمشیدی
چکیده تحقق دانشگاه پایدار بهعنوان نهادی که پایداری زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در راهبردها، سیاستها و عملکردهای خویش در اولویت قرار میدهد، بهعنوان یک مرکز استراتژیک نقشمحوری در محیطهای شهری ایفا میکند و در چند دهۀ اخیر مورد توجه پژوهشگران برنامهریز و طراح شهری بوده است. دانشگاه بهعنوان یک نهاد آموزش عالی، که سه عرصۀ عملکرد آموزشی، فضای آموزشی و تجربۀ آموزشی را در بستر زمینه و محیط طبیعی فراهم میآورد، نقش مهمی در تعادل و تعامل محیط اجتماعی-فعالیتی، ساختهشده-کالبدی و طبیعی-زمینهای ایفا میکند. ارائۀ روش و ابزاری جهت ارزیابی سطح پایداری فضای آموزشی بهعنوان فضای کالبدی-فضایی موضوعی است که در این پژوهش به آن میپردازیم. برای این منظور، انواع ابزارهای ارزیابی معرفی و سپس ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در دانشگاه (GASU) را بهعنوان یکی از ابزارهای تحلیلی بررسی خواهیم کرد. این پژوهش مبتنی بر رویکرد تفسیری خود بهدنبال معرفی و کاربست روشی ارزیابانه برای سنجش پایداری پردیسهای دانشگاهی، بهعنوان گونهای خاص از فضای عمومی شهری، است. برایناساس، این پژوهش از استراتژی مرور ادبیات پژوهش از منابع کتابخانهای (رویکرد استباطی) بهره گرفته است. نتایج حاصل در دو بخش چهارچوب شاخصهای GASU و بازخوانی این روش برای کاربست آن در دانشگاه با هدف تبدیل آن به فضای عمومی در شهر ارائه میشود. نتایج حاکی از آن است که شاخصهای کلی با محوریت هستۀ نهادی پردیس دانشگاهی بهدنبال چشماندازسازی برای اطلاعرسانی و مشارکت عمومی، شاخصهای اقتصادی بهعنوان بخش دیگری از هستۀ نهادی بهدنبال ترسیم شرایط رقابت، منفعت و مشارکت عمومی در عرصۀ اقتصادی و در نهایت شاخص محیطزیست برای توصیف محیط دوستدار طبیعت، مبتنی بر ارزشهای بومی و کارایی انرژی مبتنی بر تکنولوژی است.
انطباق ظرفیتهای محیطی در مکان و مکانیت شهری: ارائه چهارچوب پایداری مقر شهری
دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 109-135
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2023821.1058
هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی، هیرو فرکیش
چکیده رابطهشناسی بین آنچه شهر از محیط دریافت کرده، با آنچه جغرافیای محیطی را برحسب ظرفیت درونی (استقرار شهری) و نقشهای عملکردی آن (سکونت شهری) به محیط شهری تبدیل میکند، باعث شکلگیری شاخص «ظرفیتهای فضایی» مطلوب میشود. هدف این پژوهش، بازشناسی و تثبیت مفهومی عوامل سازندۀ مقر شهری از دیدگاه ظرفیتهای مکان و مکانیت شهری است. دستیابی به این هدف، با بهرهگیری از روش تحلیلی-تطبیقی، بهمنظور مقایسۀ مکاتب موجود، برای تدوین نظریهای برای بازشناسی مفهوم مقر شهری بوده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مؤلفههای سازندۀ مقر شهری در سه دستة ایستا، فعال و عملگر قابلشناسایی است و در تمامی مراحل چرخۀ حیات شهری، موجب تعریفشدگی ظرفیتهای محیطی و جغرافیایی شهرها در قالب مفهوم مقر شهری میشوند. بازشناسی و بسط مفهومی مؤلفههای سازندۀ مقر شهری با تأکید بر تفکیک مفهومی آن از سایر مفاهیم مشابه شهرسازی، همچنین تأکید بر هماهنگی بین ابعاد مختلف مکان و مکانیت شهر مهمترین نکات برجستۀ این پژوهش است. مداخلههای انسانی در ظرفیتهای محیطی شهرها موجب ایجاد تفاوت در ظرفیتهای مقر شهری موجود، با ظرفیتهای قابلدسترس، و تغییر مؤلفههای مقر شهری میشود. زیرا ظرفیتهای شهری، بیش از هر عاملی از جغرافیای شهری و اجتماعی، با ظرفیتهای وجودی و واقعیتهای محیطی مرتبطاند. در نتیجه میتوان بیان کرد که برای پایداری مکان و مکانیت شهرها، باید از طریق سازماندهی مؤلفههای مقر شهری اقدام کرد.
مطالعۀ شیوههای اعلان وقت و ساعت در ارسن نقش جهان اصفهان در دورۀ صفوی با نگاهی به شیوههای مرسوم در شهرهای بزرگ اسلامی
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 121-142
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2045437.1086
امیرمحمد چنگیزی محمدی، زینب طالبی، ناصر جدیدی
چکیده همانگونه که ساعتهای عمومی با اهداف گوناگون ازجمله نمایش قدرت فنی و یا کنترل ضرباهنگ زندگی شهری در شهرهای اروپایی رواج بسیار داشتهاند؛ اعلان زمان یکی از کارکردهای اصلی مکانهای همگانی در شهرهای اسلامی بوده است که بههمراه اذان و رویدادهای دیگر در طی شبانهروز زیست عمومی شهرنشینان مسلمان را انتظام میبخشیده است. ازسویدیگر، ساخت مجموعههای شهری متشکل از عملکردهای گوناگون نظیر مسجد، میدان و... ازجمله سنتهای مهم شهرهای اسلامی به شمار میرود که افزودن ساعتهای عمومی (شهری) ساختار کالبدی و عملکردی آنها را تکامل بخشیده است. در این پژوهش، بر روی اهمیت و ضرورت موضوع بررسی شیوههای اعلان زمان، بهویژه نقش ساعتهای شهری در فضای معماری و شهرسازی اسلامی، تأکید شده است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل ساختمانهای کمتر شناختهشدهای است که به اعلان زمان در شهرهای اسلامی ایران میپرداختهاند. پژوهش با روش تفسیری-تاریخی و توصیفی-تحلیلی انجام شده و بر مبنای متون تاریخی به ردیابی، معرفی و تحلیل ساعتها پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که گاهشمارهای شهری مانند ساعت شاه، که بخشی از میدان نقش جهان بودهاند، نقش مهمی در اعلان زمان به شیوههای متنوع (اسلامی، ملی، اروپایی و زمانی) داشتهاند. این گاهشمارها تفسیرهای تازهای از سازماندهی میدان نقش جهان ارائه میدهند.
تبیین شاخصهای تأثیرگذار بر عدالت فضایی در سازماندهی خدمات شهری بر پایۀ روش مرور دامنهای
دوره 9، شماره 35، تابستان 1404، صفحه 121-153
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2058394.1135
علیرضا تاج الدین، ابوالفضل دهقان منگابادی
چکیده عدالت فضایی بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی در تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی، تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی شهروندان دارد. سازماندهی ناعادلانه خدمات شهری، بهویژه در مناطق مختلف یک شهر، میتواند موجب نابرابریها و شکافهای طبقاتی شود. در بسیاری از شهرها، با گسترش جمعیت و توسعۀ شهری، مشکلاتی متعددی در دسترسی به امکانات شهری به وجود آمده است. این نابرابریها موجب بروز مشکلات زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی میشود و همچنین به تضعیف انسجام اجتماعی و ایجاد نارضایتی عمومی در میان شهروندان منجر میشود. ازاینرو، توجه به عدالت فضایی و بهبود سازماندهی خدمات شهری بر اساس نیازهای واقعی هر منطقه، بهعنوان یک ابزار ضروری در برنامهریزی شهری پایدار مطرح است. در صورتی که این عدالت فضایی رعایت نشود، مشکلات موجود در شهرها میتواند به بحرانهای بزرگتری تبدیل شود. هدف مقالۀ حاضر، تبیین شاخصهای تأثیرگذار بر عدالت فضایی و راهکاری اساسی در سازماندهی خدمات شهری است. روش پژوهش مورد استفاده بر پایۀ روش مرور دامنهای آرکسی و امالی است که در سال 2005 منتشر شد. همچنین در این پژوهش برای پاسخ به سؤالات مطرحشده، مطالعات پیشین مربوط به هدف مقاله نیز تحلیل و بررسی شده است. پژوهش حاضر نشان داد که عدالت فضایی تأثیر قابلتوجهی بر کاهش نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی دارد. سازماندهی ناعادلانۀ خدمات شهری، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، موجب تشدید مشکلات زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی میشود. برای حل این مسائل، ضرورت دارد که برنامهریزی شهری مبتنی بر عدالت فضایی صورت گیرد و خدمات شهری بر اساس نیازهای واقعی مناطق مختلف سازماندهی شود.
مرور کتاب شناختی مولفه های موثر بر پیاده روی زنان در فضاهای شهری (بازه زمانی 2024-2014)
دوره 8، شماره 33، زمستان 1403، صفحه 123-143
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2057333.1132
نیلوفر پناهی، فاطمه مرادی
چکیده بررسی عوامل تأثیرگذار بر پیادهروی زنان در فضاهای شهری نهتنها به ارتقای سلامت و کیفیت زندگی آنها کمک میکند، بلکه گامی اساسی در جهت طراحی شهرهای فراگیر، امن و پاسخگو به نیازهای جنسیتی است. هدف از این مطالعه، مروری کتابشناختی بر مطالعات انجامشده در زمینه پیادهروی زنان در فاصله سالهای 2014 تا 2024 است. بدین منظور پس از جستوجوی مقالات در پایگاه استنادی اسکوپوس 4153 مقاله یافت شدند که پس از اعمال فیلترهای مد نظر، 130 مقاله حاصل شدند. تجزیهوتحلیل دادههای استنادی نشان میدهد که کشورهایی نظیر ایالات متحده آمریکا، ژاپن، انگلستان، آمریکا، استرالیا و ایران بیشترین تعداد مقالات را در این حوزه ارائه دادهاند. همچنین بیشترین تعداد مقالات مربوط به سالهای 2021 و 2017 و کمترین تعداد مقالات مربوط به سالهای 2014 و 2015 است. علاوه براین، عملکرد نویسندگان و نشریات و سازمانها نیز بررسی شده است. بر اساس یافتههای پژوهش، مطالعات انجامشده در این حوزه به چهار دسته تقسیم میشوند: پژوهشهایی که نقش عوامل محیطی و طراحی شهری را بر پیادهروی زنان بررسی کردهاند؛ مطالعاتی که به بررسی تأثیر احساس ایمنی و امنیت بر پیادهروی زنان توجه داشتهاند؛ پژوهشهایی که تأثیر عوامل اجتماعی فرهنگی بر پیادهروی زنان را مورد بررسی قرار دادهاند و مطالعاتی که رفتار پیادهروی زنان و مردان را مقایسه کردهاند. یافتههای این پژوهش نهتنها به شناسایی روندهای پژوهشی و شکافهای تحقیقاتی در ادبیات موجود یاری میرساند، بلکه بستری برای توسعۀ چهارچوبهای نظری یکپارچه و سیاستگذاریهای آگاهانه در ایجاد فضاهای شهری که به نیازهای زنان پاسخ دهند، فراهم میکند.
ارزیابی تابآوری محلات شهری در برابر حملات تروریستی (نمونۀ موردی: محلۀ باغ فیض شهر تهران)
دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 131-152
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2049650.1110
مهدی بیطرفان، سجاد اباذرلو، غلامرضا زارعی
چکیده امروزه تحلیل و ارزیابی تابآوری محلات شهری در برابر تهدیدات تروریستی به یکی از ضرورتهای اصلی در مدیریت شهری تبدیل شده است. محلۀ باغ فیض تهران، بهدلیل وجود مراکز تجاری و مذهبی مهم، یکی از مناطقی است که در برابر تهدیدات امنیتی و تروریستی تابآوری پایینی دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی شاخصهای تابآوری شهرها در برابر حملات تروریستی و ارزیابی تابآوری محلۀ باغ فیض در برابر تهدیدات تروریستی است. در گام نخست، با استفاده از مطالعات کتابخانهای، معیارها و شاخصهای مؤثر بر تابآوری شهری در برابر حملات تروریستی شناسایی و سپس با استفاده از مدل IHWP میزان اثرگذاری شاخصها ارزیابی شد. در بخش دوم، با استفاده از نرمافزار GIS، میزان تابآوری محلۀ باغ فیض در برابر تهدیدات تروریستی محاسبه شد. نتایج پژوهش در بخش اول نشان میدهد بهترتیب شاخصهای توزیع و تراکم جمعیتی با 5.33 درصد، اهمیت کاربریها با 4.8، بُعد خانوار با 4.66، میزان وابستگی و اندرکنش زیرساختها با 4.26، رشد جمعیت و مکانیابی درست با 4 درصد بیشترین اثرگذاری را دارند. در بخش دوم نتایج پژوهش نشان میدهد 4.63 درصد مساحت محله در تابآوری خیلی کم، 24.32 درصد محله از میزان تابآوری کم، 29.34 درصد محله در میزان تابآوری متوسط، 30.88 درصد محله در محدودۀ تابآوری زیاد و 10.81 درصد محله در محدودۀ تابآوری خیلی زیاد است. در پایان نیز راهکارهایی برای ارتقای تابآوری ارائه شده است.
سنجش عینی و ذهنی رعایت عدالت فضایی در ارائۀ خدمات شهری در شهر دوستدار سالمند (نمونۀ موردی: شهر مشهد)
دوره 9، شماره 36، پاییز 1404، صفحه 131-154
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2074416.1188
صالح ابراهیمی پور، کتایون علیزاده، محمد علی احمدیان
چکیده پژوهش حاضر با هدف سنجش تطبیقی عدالت فضایی در شهر دوستدار سالمند مشهد و واکاوی شکاف بین ادراک ذهنی سالمندان و واقعیتهای عینی در ارائۀ خدمات شهری انجام شد. این مطالعه، از نوع کاربردی و با روش تلفیقی انجام شد. دادههای عینی از دادههای مکانی سازمانهای خدماترسان گردآوری و در محیط GIS تحلیل شدند. دادههای ذهنی نیز از طریق پرسشنامۀ محققساخته مبتنی بر چهارچوب WHO جمعآوری شد. جامعۀ آماری شامل ۲۵۲٬۹۷۵ سالمند ۶۰ سال به بالای ساکن در 17 منطقۀ شهر مشهد بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونهگیری طبقهای نسبی، ۴۰۵ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و تحلیلهای فضایی (همپوشانی فازی) استفاده شد. یافتهها نشان داد شکاف عمیقی در توزیع فضایی خدمات بین مناطق مختلف مشهد وجود دارد. الگوی توزیع خدمات از مدل مرکزـپیرامون تبعیت میکند و مناطق مرکزی و شمال غربی برخورداری بالاتری دارند. در 9 منطقه از 17 منطقه (53 درصد مناطق)، شکاف معناداری بین وضعیت عینی و ادراک ذهنی سالمندان مشاهده شد. این پژوهش به شناسایی چهار الگوی فضایی متمایز منجر شد: مناطق هماهنگ برخوردار (2 منطقه)، هماهنگ محروم (6 منطقه)، شکاف منفی (4 منطقه) و شکاف مثبت (5 منطقه). پایینترین میزان رضایت سالمندان مربوط به شاخصهای «احترام و پذیرش اجتماعی» (2.41) و «حملونقل» (2.48) بود. شهر مشهد در مسیر تبدیل شدن به شهر دوستدار سالمند عادلانه با چالشهای بنیادین روبهروست. عدالت نهتنها در «توزیع» که در «تجربه» زندگی روزمرۀ سالمندان غایب است. این پژوهش نشان داد ارزیابی شهر دوستدار سالمند بدون تلفیق همزمان دادههای عینی و ذهنی، تصویری ناقص ارائه میدهد. دستهبندی چهارگانه مناطق میتواند مبنای مناسبی برای تدوین راهبردهای فضامحور در برنامهریزی شهری باشد.
تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانه شهری شهرداریها (نمونه مطالعاتی: شهرداری یزد)
دوره 10، شماره 38، بهار 1405، صفحه 145-164
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075549.1195
محمد رضائی رحیمی، محمود محمدی، اندیشه آریانا، مژده جمشیدی
چکیده تحولات پیچیدۀ شهرها و ضرورت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، نقش رصدخانههای شهری را بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی حکمرانی شهری برجسته ساخته است. با وجود توسعۀ مفهومی و فنی رصدخانههای شهری در ایران، ضعف در ساختارهای نهادی رسمی و نبود چهارچوبهای سازمانی، حقوقی و اجرایی منسجم، کارآمدی و پایداری این نهادها را با چالش مواجه کرده است. پژوهش حاضر، با هدف تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانۀ شهری شهرداریها با تمرکز بر شهرداری شهر یزد انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردیـتوسعهای و از نظر روششناسی، آمیخته (کیفی_کمی) است. در این مقاله، روشهای تحلیل ذینفعان با استفاده از تحلیل ماتریس قدرتـمنفعت، تحلیلهای آمار توصیفی، انجام آزمونهای ناپارامتریک میانگین فریدمن و همبستگی اسپیرمن در محیط نرمافزار SPSS انجام شده است. نتایج تحلیلهای انجامشده نشان میدهد که رصدخانۀ شهری در شهرداری شهر یزد قابل پیادهسازی است و مهمترین یافتههای برآمده از انجام تحلیلها نشان میدهد تدوین الگوی نهادی پشتیبان رصدخانۀ شهری از سنجههای ارزیابی و گزارشدهی، پایداری و نهادینهسازی، پایش و نظارت، جمعآوری و مدیریت دادهها، امنیت، حاکمیت قانون، طراحی و تدوین، اجرا و پیادهسازی برنامه و ذینفعان تشکیل شده است و موفقیت و پایداری رصدخانۀ شهری مستلزم برخورداری از پشتوانۀ نهادی رسمی، ساختار حکمرانی شفاف، نظام یکپارچۀ داده، الزامات قانونی و امنیتی، مشارکت فعال ذینفعان و یادگیری سازمانی مستمر است. الگوی پیشنهادی میتواند بهعنوان چهارچوبی عملیاتی برای ارتقای تصمیمسازی مبتنی بر داده، شفافیت، پاسخگویی و بهبود مدیریت شهری در شهرداریها استفاده شود.
واکاوی تأثیر طراحی بیوفیلیک فضاهای عمومی دانشگاهی بر کاهش استرس کاربران (مطالعه موردی: جهاد دانشگاهی کرمانشاه)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 مهر 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2082969.1227
بهنام شیرویه زاد، یاسمین دوزدوزانی
چکیده در عصر حاضر که زندگی شهری با عوامل استرسزای فراوانی عجین شده است، کیفیت محیطهای آموزشی به موضوعی حیاتی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تأثیر مؤلفههای طراحی بیوفیلیک بر کاهش استرس در فضاهای عمومی دانشگاهی انجام شد. مطالعه حاضر بهصورت موردی در جهاد دانشگاهی کرمانشاه و با روش کمی از نوع پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری شامل ۷۵ دانشجوی رشته معماری در مقطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد بود که با نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامهای محققساخته شامل ۱۵ گویه در سه عامل عملکردی–اجتماعی، کالبدی–زیستمحیطی و تجربی–ادراکی با پایایی قابل قبول (آلفای کرونباخ ۸۹/۰) بود. یافتهها نشان داد رابطهای معکوس، قوی و معنادار بین نمره کل بیوفیلیک و سطح استرس کاربران وجود دارد (۷۴۵/۰- = r). قویترین رابطه مربوط به عامل کالبدی-زیستمحیطی (۷۰۱/۰-) بود. همچنین، ارزیابی وضع موجود فضا نشاندهنده نقاط قوت (مانند پوشش گیاهی با میانگین ۲۳/۴) و ضعفهای بحرانی (مانند تحریک حسی چندگانه با میانگین ۷۰/۲ و تنوع فعالیت با میانگین ۷۸/۲) بود. در نتیجه، بازطراحی فضاهای عمومی دانشگاهی بر اساس اصول بیوفیلیک، نه تنها آرمانی زیباییشناختی، بلکه مداخلهای مؤثر با پشتوانه آماری برای ارتقای سلامت روان و بهرهوری آموزشی محسوب میشود. این مطالعه نقش بیوفیلیک را به عنوان راهبردی ضروری برای خلق محیطهای دانشگاهی تابآور و سلامتمحور تأیید میکند.
برنامهریزی شهری و تنهایی: تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در ایجاد بحران تنهایی
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050246.1101
فرشاد طهماسبی زاده، شیرین طغیانی، محمود محمدی
چکیده پدیدۀ تنهایی بهعنوان «همهگیری پنهان قرن بیستویکم» به چالشی اساسی در جوامع شهری تبدیل شده است. با وجود پیامدهای چندبعدی آن، خلأ مطالعاتی در تحلیل نظاممند نقش برنامهریزی شهری در تشدید تنهایی وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بینرشتهای به تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در این زمینه پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته است. جامعۀ آماری پژوهش را خبرگان حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی، علوم اجتماعی، معماری، شهرسازی و روانشناسی اجتماعی تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G*Power تعداد 100 نفر تعیین و پرسشنامه با روش نمونهگیری گلولهبرفی میان خبرگان توزیع شد. روایی ابزار به روش قضاوت خبرگان تأیید شد. گردآوری دادهها در بخش ادبیات، پیشینه و شاخصهای پژوهش به روش کتابخانهای و در بخش سنجش و ارزیابی شاخصها به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. در تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آماری فریدمن، تی تکنمونهای و همبستگی در نرمافزار SPSS استفاده شد. احساس تنهایی در شهرهای معاصر از تعامل عوامل کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی شکل میگیرد. این پدیده از سه لایۀ اصلی تأثیر میپذیرد: کالبدی-فضایی (شامل کیفیت فضاهای عمومی و مسکن)، اجتماعی-فرهنگی (مشارکت شهروندان و فعالیتهای جمعی)، و محیطی-اکولوژیک (ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی). مجموع این عوامل در تعامل با یکدیگر به تشدید یا کاهش احساس تنهایی در شهروندان منجر میشوند. برنامهریزی شهری نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه و چندسطحی است که بهطور همزمان به ابعاد کالبدی، اجتماعی و محیطی توجه داشته و مبتنی بر اصول طبیعت-محور و انسان-محور باشد. این رویکرد باید راهکارهایی چون ایجاد شبکۀ یکپارچه فضاهای عمومی، تقویت زیرساختهای اجتماعی، یکپارچهسازی عناصر طبیعی در طراحی شهری و حفظ میراث فرهنگی را در خود جای دهد.
