ارزیابی کیفیت خدمات نیروی انتظامی در فضای شهری به گردشگران خارجی با استفاده از تکنیک اهمیت–عملکرد (مطالعه موردی: شهر اصفهان)
دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 79-98
https://doi.org/10.22034/jspr.2023.2011922.1048
زهرا سادات اسماعیلیان
چکیده اطلاعات و آمارهای موجود در صنعت گردشگری شهری حاکی از عدم مؤفقیت این صنعت و عملکرد ناموفق آن در کشور و در شهر اصفهان است. به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی این امر عدم توجه به انتظارات و ترجیحات گردشگران ورودی به فضای شهری کشور و نیز عدم تلاش جهت افزایش میزان رضایت آنهاست. هدف از این تحقیق، شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر رضایتمندی و حمایت انتظامی گردشگران از سفر به شهرهای ایران و مطالعۀ موردی شهر اصفهان است. با توجه به نظریۀ پاراسورامان ابعاد کیفیت خدمات مورد سنجش و نقاط ضعف و قوت سازمان مورد تشخیص قرار گرفت، دادههای بهدستآمده به وسیلۀ آزمونهای آماری فریدمن، پیرسون و spss تحلیل شد. بر این اساس، انتظارات گردشگران از کیفیت خدمات انتظامی در فضای شهری در همۀ ابعاد بالاتر از وضعیت موجود است. بیشترین میانگین نمره در بخش انتظارات مربوط به بعد ظاهری و فیزیکی (2/4) و کمترین نمره مربوط به مسؤلیتپذیری (34/2) است. در بخش وضعیت موجود بالاترین امتیاز مربوط به همدلی (82/3) و کمترین امتیاز به بعد ضمانت و تضمین (05/2) تعلق گرفت. محاسبۀ اختلاف بین میانگین نمرات انتظارات با کیفیت درکشده در همۀ ابعاد، شکاف منفی را نشان میدهد. بیشترین نمرۀ شکاف منفی مربوط به ضمانت و تضمین (29/2-) و کمترین شکاف مربوط به قابلیت اطمینان و اعتماد (147/1) است که نشان میدهد از دید گردشگران، ارائۀ خدمات انتظامی در حد انتظارات آنان نبوده است. همچنین جهت بهدستآوردن نتایج بهتر از نظریۀ اهمیت-عملکرد استفاده شد. نتایج بهدستآمده نشان میدهد چهار ویژگی:
1- میزان هماهنگی بین قوانین وضعشده و عملکرد نیروی انتظامی؛
2- میزان تسلط نسبی پلیس به زبان گردشگر در ترمینالهای ورود و میزان تسلط نسبی پلیس به زبان گردشگر در سطح شهر و دفاتر پلیس اتباع خارجه؛
3- میزان خوشرویی و برخورد محترمانۀ پلیس در سطح شهر و احترام به اعتقادات و حفظ حریم خصوصی گردشگران توسط پلیس؛
4- داشتن اطلاعات حداقلی روانشناسی و آداب برخورد با گردشگران.
با وجود اهمیت زیادی که برای گردشگران خارجی دارند، دارای عملکردی پایینتر از میانگین و نیازمند بهبود هستند.
تأثیر منظر فضاهای شهری بر سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان شهر تبریز
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 93-119
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2042819.1080
علی زینالی عظیم، علی آذر، سولماز بابازاده اسکوئی، حدیث سلوکانه میاندواب
چکیده شهرها با گسترش سریع و افزایش تراکم جمعیت، با چالشهایی در زمینۀ سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان خود مواجهاند. هدف از این پژوهش، تأثیر منظر فضاهای شهری بر سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان شهر تبریز است. روش پژوهش از نوع کمی و بهصورت پیمایشی بوده و جامعۀ آماری شامل ساکنان شهر تبریز است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین و دادهها از طریق پرسشنامۀ استاندارد جمعآوری شد. پرسشنامه به سه بخش شامل اطلاعات جمعیتشناختی، سؤالات مرتبط با سلامت جسمانی و روانی، و سؤالات مرتبط با تعاملات اجتماعی تقسیم شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری SPSS و AMOS استفاده شد و مدلسازی معادلات ساختاری برای بررسی روابط بین متغیرها به کار گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان دادند که منظر شهری تأثیر مستقیمی بر سلامت جسمانی و روانی ساکنان دارد. بهویژه، فضاهای سبز با بار عاملی ۰.۸۳ و طراحی فضاهای عمومی با بار عاملی ۰.۸۷ بیشترین تأثیر را بر کاهش استرس و اضطراب و بهبود تعاملات اجتماعی داشتند. همچنین، پیادهروها و معابر ایمن با بار عاملی ۰.۸۹ بهطور قابل توجهی فعالیت بدنی و سلامت جسمانی افراد را افزایش داد. نتیجهگیری حاکی از آن است که توجه به منظر شهری و توسعۀ فضاهای سبز و فضاهای عمومی به سلامت جسمانی و روحی بهتر ساکنان و افزایش تعاملات اجتماعی منجر میشود.
ارتباط بین پیکرهبندی فضایی معماری و مناسک اجتماعی-مذهبی عیلامیان (مورد مطالعه: محوطۀ چغازنبیل)
دوره 8، شماره 33، زمستان 1403، صفحه 95-121
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2044570.1084
سیما خالقیان، شیما قندهاری، مهدی سعدوندی
چکیده بررسی شواهدِ تاریخی مبین آن است که تاریخ و معماری «عیلام»، مستندترین نمونۀ تاریخی قبل از زمان حکومت «مادها» است. «اونتاشگال» پادشاه مذهبی عیلامیان، با ساخت شهر «دور-اونتاش» و بنای معماریهای مذهبی دیگر مانند «زیگورات چغازنبیل» و محوطۀ اطراف آن و تقدیم آنها به خدایان حکومت میکرد. این زیگورات و معابد و کاخهای آن، محل برگزاری مناسک مذهبی و جشنها بوده است. مرور اعتقادها، نحوۀ انجام این مناسک و افرادی که در آن حضور داشتهاند، از تأثیر آن بر شاکلۀ بناها و معماری این دوران حکایت دارد. مطالعۀ فضای رخداد آئینهای مذهبی یا سنتی در مجموعه چغازنبیل و تعابیری که برای تسهیل انجام آن مراسم و سهولت دستیابی شرکتکنندگان به فضاهای مورد نیاز برای اجرای مناسک توسط معمار عیلامی در نظر گرفته شده، از اهداف پژوهش حاضر است. ازسویدیگر، این نگارش سعی دارد با بررسی «کاخ-آرامگاههای زیرزمینی» در مجموعه چغازنبیل، نحوۀ نگرش انسان عیلامی به زندگی پس از مرگ و بازتاب آن در پیکرهبندی فضای معماری را تشریح کند. این مقاله به شیوۀ توصیفی- تحلیلی به رشتۀ تحریر در آمده است. شیوۀ گردآوری اطلاعات به روش مطالعات اسنادی-کتابخانهای و همچنین با مراجعه به بنا و از طریق مطالعۀ میدانی آثار بهجامانده از زیگورات، درحال حاضر، بوده است.
وجود منابع آب برای تطهیر در جایجای معبد و صحنها و تعبیۀ آبراه در مقبرهها نیز از دیگر مؤلفههای نشئتگرفته از عقاید عیلامی در ساخت فضای زیگورات است که در حفاریهای صورتگرفته کشف شدهاند. این ساختههای معماری که از عقاید انسان عیلامی نشئت میگیرند، شکلدهندۀ فضای عبادی و اجرای مناسک بودهاند. پژوهش نشان میدهد، درباریان و مردم عادی از لحظۀ ورود به محوطه در فضای متفاوتی به سر میبرند. افتراق در ابعاد تناسبات و فرم صحنها و حتی نوع مصالح و منابع نشاندهندۀ تفاوت سطح اجتماعی و اقتصادی کاربران آن بوده است. ابعاد و نوع برخی مسیرهای دسترسی مبین محدودیت عامۀ مردم در استفاده از بخشی از فضاست. بنابراین میتوان نتیجه گرفت، در این حریم اجتماعی- مذهبی تأثیر متقابل تفکر و عقاید انسان عیلامی و بهویژه پادشاهان آن دوره را بر ساختههای معماری، مسیرهای دسترسی و فضای مصرفی در پیکرهبندی و شکلگیری معماری، شاهد هستیم.
تعیین اثرگذاری مالیات سبز بر رشد صنایع آلایندۀ شهر
دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 97-107
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2020635.1055
هاجر مصطفایی، مرتضی سامتی
چکیده با توجه به مشکلات و بیماریهای ناشی از آلودگی آلایندهها، که بهعلت وجود مراکز صنعتی در شهرهاست، در نظرگرفتن راهحلهایی، نظیر وضع مالیات بر آلایندهها، از سوی دولتمردان ضروری است. مالیات سبز یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاستهای مالی به شمار میرود که دولتمردان میتوانند بهواسطۀ آن، سمتوسوی لازم را، در جهت توسعۀ پایدار، به فعالیتها و جریانات اقتصادی و اجتماعی شهر ببخشند. نرخ مالیات سبز هزینهای زیستمحیطی است که از شرکتها برای انتشار آلودگی دریافت میشود. این نوع مالیات نقش آشکاری در کنترل صنایع آلاینده و در نتیجه تعیین عملکرد محیطزیستی آنها در شهر دارد. بااینوجود، در شهرهای آلودۀ کشور، مدیریت شهری به این مالیات توجه چندانی ندارد. ازسویدیگر نهادگرایان اقتصادی، به رابطۀ میان رشد فعالیتهای اقتصادی با نوع نهادهای سیاسی و اقتصادی حاکم تأکید کردهاند. براین اساس در این مقاله با استفاده از نظریهبازی، انگیزههای متفاوت دولتمردان در تعیین مالیات سبز بررسی میشود. ابزار سیاستگذاری آنان، تعیین نرخ مالیات سبز و واکنش صنایع آلاینده در انتخاب سطح سرمایهگذاری نشاندهندۀ حجم آلایندگی ایجادشده خواهد بود. براساس نتایج، با فرض استقلال صنایع آلاینده از دولت، دولتمردان با انگیزۀ حداکثرسازی درآمد، بهدنبال تعیین نرخ مالیات سبز بهینهاند. اما با فرضِ داشتن منافع اقتصادی این صنایع برای دولت، آنها تمایل دارند نرخ مالیات سبز را کمتر از مقدار بهینه قرار دهند. چنین نرخی موجب افزایش سطح سرمایهگذاری صنایع آلاینده و سطح آلایندگی ناشی از آن برای شهرهای همجوار میشود. بنابراین، دولتمردان برخورد دوگانهای با صنایع آلایندۀ بخش خصوصی و دولتی در پیش میگیرند.
طبقهبندی JEL: .P48 .C73 .H21 .O43
نگاهی بر شاخصهای پایداری اجتماعی-فرهنگی مدارس تاریخی شهر اصفهان (موردپژوهی: مدرسۀ امامیه و چهارباغ)
دوره 9، شماره 35، تابستان 1404، صفحه 97-120
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2051134.1108
مرضیه اسدی زاده شیرازی، مهران کاراحمدی، سمیرا منصوری رودکلی
چکیده مدارس تاریخی اصفهان که از مهمترین عناصر شکلدهندۀ هویت شهری هستند، نقش بسزایی در پایداری فرهنگی و اجتماعی مکانهای شهری ایفا کردهاند. این مدارس صرفاً مکانهایی برای آموزش نبودند، بلکه بهعنوان مراکز تجمع، تبادل دانش و پرورش نخبگان، در شکلگیری بافت شهری و هویت فرهنگی‑اجتماعی آن نقش محوری ایفا میکردند. مفهوم پایداری فرهنگی‑اجتماعی که بر تعاملات اجتماعی، عدالت، امنیت روانی، ارتباط با محیط، اقتصاد و تناسبات تأکید دارد، از جمله معیارهای مهم در ارزیابی معماری این مدارس به شمار میرود. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی شاخصهای پایداری اجتماعی‑فرهنگی در دو مدرسۀ تاریخی اصفهان، یعنی مدرسۀ امامیه و مدرسۀ چهارباغ، به تحلیل ویژگیهای معماری و تأثیر آنها بر پایداری فرهنگی پرداخته است. روش پژوهش، کاربردی و از نوع توصیفی‑تحلیلی است. دادهها مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و بازدید میدانی و ابزار پرسشنامه است. تحلیل دادهها بر اساس شاخصهایی، نظیر عدالت اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات هندسی و ارتباط با طبیعت، با استفاده نرمافزار اکسل صورت پذیرفته است. نتایج نشان میدهد که مدرسۀ امامیه بهعنوان یکی از قدیمیترین نمونههای مدارس چهارایوانی، مفاهیم پایهای معماری اسلامی دارد، اما تکامل نیافته است؛ بنابراین مدرسۀ چهارباغ در شاخصهایی، همچون عدالت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات فضایی و ارتباط با طبیعت نسبت به مدرسۀ امامیه عملکرد مطلوبتری دارد. بهویژه، توجه به طراحی ورودیها، فضاهای چهارگوشۀ قابل استفاده، باغچهها، رعایت سلسلهمراتب و ارتباط بصری با محیط بیرونی در مدرسۀ چهارباغ حس تعلق و تعاملات اجتماعی را تقویت کرده است. این پژوهش، بر اهمیت بازخوانی اصول معماری مدارس تاریخی برای طراحی فضاهای آموزشی معاصر تأکید دارد. یافتهها نشان میدهند که توجه به شاخصهای پایداری فرهنگی‑اجتماعی به خلق محیطهایی منجر میشود که علاوهبر تسهیل آموزش، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی کمک میکنند.
بازشناسی روند آپارتماننشینی در شهرهای معاصر ایرانی: چالشها و فرصتها
دوره 9، شماره 36، پاییز 1404، صفحه 103-130
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2070222.1158
معصومه آیشم
چکیده روند آپارتماننشینی بهعنوان یکی از پیامدهای توسعۀ شهری معاصر، ضمن پاسخگویی به نیازهای کمی سکونت، موجب بروز چالشهایی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیستمحیطی و معنایی سکونت در شهرهای ایران شده است. این مقاله با هدف بازشناسی ابعاد و پیامدهای آپارتماننشینی در بستر شهرهای معاصر ایرانی، به تحلیل این روند از منظر «واقعگرایی اسلامی» میپردازد. چهارچوب مفهومی پژوهش بر چهار بعد حقوق الهی، حقوق نفس، حقوق سایر انسانها و حقوق خلقت زیستمحیطی استوار است که برگرفته از آموزههای اسلامی در باب انسان، کرامت و سکونت است. روش پژوهش این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفیــتحلیلی و تطبیقی است. دادهها از طریق تحلیل اسنادی، بررسی متون اسلامی و منابع علمی، و ارزیابی تطبیقی میان خانههای سنتی و آپارتمانهای معاصر گردآوری شدهاند. علاوهبر این، از ابزارهای پژوهش حاضر میتوان به پرسشنامهها و مصاحبههای صورتگرفته با خبرگان و مردم نیز اشاره کرد. بهمنظور واکاوی عینی چالشهای آپارتماننشینی، مجتمع مسکونی گلپارک در منطقۀ یک شهر تبریز بهعنوان مطالعۀ موردی بررسی شده است؛ نتایج تحلیل این نمونه نشان میدهد که طراحی کالبدی و سازمان فضایی آن در انطباق با الگوی سکونت اسلامیـایرانی با کاستیهای جدی مواجه است. در این پژوهش، ضمن مرور ادبیات نظری و تبیین ویژگیهای الگوی سکونت اسلامیـایرانی، روند آپارتماننشینی در ایران تحلیل شده و با استفاده از جدولهای ارزیابی، تفاوتها و کاستیهای آپارتمانها نسبت به خانههای سنتی و ارزشهای اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد که آپارتماننشینی معاصر در ایران عمدتاً فاقد سازگاری با اصول زیست اسلامی بوده و در زمینههایی نظیر حریم خصوصی، تعاملات همسایگی، عدالت فضایی، و پیوستگی کالبدیـمعنوی سکونت، با ضعفهای اساسی مواجه است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر توسعۀ سکونت در شهرهای ایران ارائه شده که مبتنی بر بازنگری در ضوابط طراحی، تقویت نهادهای محلی و ترویج فرهنگ سکونت اسلامیـایرانی است. این رویکرد زمینهساز تحقق شهری انسانمحور، عدالتمحور و متعادل با محیطزیست در چهارچوب واقعگرایی اسلامی است.
حکمرانی مشارکتمبنا با گذار از پیمانسپاری به جمعسپاری شهری (مورد مطالعه: مدیریت اماکن و خدمات شهرداری اصفهان)
دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 109-130
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2062002.1138
الهام عاقریان، مصطفی نباتی نژاد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی فضا و خدمات شهری با قابلیت جمع سپاری در شهرداری اصفهان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر مشتمل بر کلیه اماکن و خدمات شهرداری اصفهان و کلیه مسئولین برنامه ریزی شهرداری در سطح معاونت و سازمان ها بود. که به صورت هدفمند 70 نفر منتخب و به 7 پانل تخصصی 12 نفره به تفکیک هر معاونت، مشتکل از 2 نفر خبره در تحول سازمانی(اساتید دانشگاه)، 4 نفر متخصص حوزه فرایندی در شهرداری، 4 نفر مالک ستادی و 2 نفر مالک اجرایی، اختصاص یافتند. خبرگان تحول سازمانی و خبرگان حوزه فرایندی به صورت مشترک در کلیه پانل های تخصصی حضور یافتند. خدمات شهرداری اصفهان پس از بررسی در کمیته حقوقی با بهره گیری از فن دلفی و ضریب توافق کندال در گروه های تخصصی سه دور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اماکن و خدمات معاونت های شهرداری، معاونت عمران، معاون شهرسازی، معاونت مالی و معاونت برنامه ریزی قابلیت مردم سپاری نداشته و تنها فضا و خدمات سه معاونت خدمات شهری، معاونت فرهنگی و معاونت ترافیک به ترتیب با ضریب توافق کندال 0.898، 0.962، 0.940 امکان مردم سپاری دارد. در حوزه خدمات شهری 12 خدمت، در حوزه فرهنگی7 خدمت و در حوزه ترافیک 2 خدمت با قابلیت مردم سپاری شناسایی شد. یافته های پژوهش حاضر می تواند در راستای مردم سپاری خدمات شهرداری مورد بهره برداری قرار گیرد.
بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی (مطالعۀ موردی: شهر آمل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2065439.1142
مریم فلاح، سحر مجیدی هتکه لویی، مهسا حقانی
چکیده در دنیای امروزی، شهرها به محیطهای پیچیده و پویایی تبدیل شدهاند که زندگی روزمرۀ انسانها را بهطور قابل توجهی تحتتأثیر قرار میدهند. شهر آمل با چالشهای خاصی نظیر آلودگی هوا، کمبود فضاهای سبز و بیتوجهی به ابعاد انسانی در طراحی شهری مواجه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی راهکارهایی برای ادغام مؤثر طبیعت در طراحی معماری مدرن بهمنظور بهبود کیفیت زندگی است. روش پژوهش توصیفیـتحلیلی و کمی است و دادهها از طریق پرسشنامههای ساختاریافته شامل 42 شاخص جمعآوری شده است. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه 385 پرسشنامه تعیین شده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که ساکنان نسبت به مشارکت اجتماعی و احساس امنیت رضایت بالایی دارند. بااینحال، کیفیت محیطزیست با میانگین نمرۀ 3.2 پایینترین رتبه را دارد و نیاز به بهبود زیرساختهای محیطی را نمایان میکند. همچنین، دسترسی به خدمات عمومی بهعنوان عامل کلیدی شناسایی شده و تأثیر قویتری بر کیفیت زندگی دارد. تحلیل رگرسیون تأیید میکند که امنیت و ایمنی، کیفیت محیطزیست و مشارکت اجتماعی نیز تأثیر معناداری بر کیفیت زندگی ساکنان دارند. این یافتهها به برنامهریزان شهری کمک میکند تا در جهت بهبود کیفیت زندگی تصمیمات مؤثری اتخاذ کنند. بهویژه، نیاز به توجه ویژه به بهبود فضای سبز و کاهش آلودگیها بهعنوان اولویتهای اصلی مطرح میشود.
سنجش سطح سرمایۀ اجتماعی در میدانهای شهری (مورد مطالعه: سبزهمیدان اصفهان)
دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 85-101
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2028531.1064
منصوره طرفی، گلرخ کوپائی
چکیده سرمایۀ اجتماعی طی سالهای اخیر به یکی از محبوبترین مفاهیم در حوزۀ نظریههای اجتماعی تبدیل شده است. امروزه نقش سرمایۀ اجتماعی بسیار مهمتر از سرمایۀ فیزیکی و انسانی در سازمانها و جوامع است. بدون سرمایۀ اجتماعی، پیمودن راههای توسعه دشوار میشود. با توجه به اهمیت این موضوع و گزارشهای متناقض از وضعیت سرمایۀ اجتماعی در محلۀ سبزهمیدان شهر اصفهان، پژوهش حاضر با هدف سنجش سطح سرمایۀ اجتماعی در این محله انجام شده است. حجم نمونه در این پژوهش 285 نفر از ساکنان سبزهمیدان شهر اصفهان است که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. روش تحقیق توصیفی تحلیلی، و ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه محققساخته بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS صورت گرفته است. یافتههای این پژوهش حکایت از آن دارد که سطح سرمایۀ اجتماعی در محدودۀ مورد مطالعه از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده و همچنین از بین مؤلفههای اعتماد، انسجام و مشارکت، مؤلفۀ مشارکت از وضعیت نسبتاً مطلوبی ارزیابی شد.
امکانسنجی توسعه پایدار کلانشهر اصفهان با تاکید بر رویکرد شهر سبز، مقایسه تطبیقی شهر فرایبورگ و اصفهان
دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 99-116
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2012790.1049
علی شفیعی دارافشانی، محدثه سادات امیری
چکیده اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌۀ ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﻣﻄﺮح ﺷﺪن اﺻﻞ ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ زﯾﺴﺖمحیطی و ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺳﺒﺰ مورد توجه برنامهریزان شهری قرار گرفته است. ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣشکلات ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻪوﯾژه در ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻧشانگر ﻋﺪم ﺗﺤﻘﻖ ﻣﺸﺨﺼﻪﻫﺎی پایداری در آنهاﺳﺖ، ﺿﻤﻦ اینکه ارزﯾﺎبی و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻓﻀﺎیی و اکولوژیکی زﯾﺴﺖﻣﺤﯿطی یکی از ﻣﺸﺨﺼﻪﻫﺎی اصلی پایداری در ﻣﻨﺎﻃﻖ و ﺣﻮزهﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﺑﻮده و سعی دارد ﺗﺎ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺷﻬﺮی ﻣﻨﺎﺳبی را ﺑﺮای ﺳﺎکنان ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻓﺮاﻫﻢ کند. ﺷﻬﺮ ﺳﺒﺰ از روﻳﻜﺮدﻫﺎی ﻧﻮ و ﺑﺮﺧاﺳﺘﻪ از ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار اﺳﺖ ﻛﻪ از آن ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ارﺗﻘﺎی ﻛﻴﻔﻴﺖ محیطزیست و ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار ﺷﻬﺮی ﺑﻬﺮه ﺑﺮد. هدف از این پژوهش بررسی وضعیت شاخصهای شهر سبز در کلانشهر اصفهان است. به این منظور با استفاده از تطبیقها به ارائۀ راهبردها میپردازد. ازاینرو، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و کتابخانهای و میدانی و با کمک ابزار پرسشنامه ابتدا اطلاعات لازم را جمعآوری میکند و سپس با کمک نرمافزار SPSS به این نتیجه میرسد که ازنظر مردم «شاخص انرژی» مهمترین عامل برای رسیدن به شهر سبز در اصفهان است. این درحالی است که با کمک تکنیک SWOT حرفهمندان شهری مهمترین مؤلفه برای رسیدن به شهر سبز را حکمرانی زیستمحیطی میدانند. همچنین مروری بر معیارها و شاخصهای شهر سبز در دو شهر فرایبورگ و اصفهان نشان داد که تفاوت معنیداری بین این دو شهر بهلحاظ سیاستگذاری و اجرای سیاستهای توسعه مبتنی بر مسائل زیستمحیطی وجود دارد. بدیهی است که تفاوت در وضعیت جغرافیایی، اقتصادی، فنی، الگوی مدیریت و برنامهریزی شهری این دو کشور تأثیر قابل توجهی در دستیابی به اهداف شهر سبز دارد.
بازخوانی ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در سنجش پایداری پردیس دانشگاهی با هدف ارتقای نقش آن بهعنوان فضای عمومی شهری
دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 99-119
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036121.1070
مژده جمشیدی
چکیده تحقق دانشگاه پایدار بهعنوان نهادی که پایداری زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در راهبردها، سیاستها و عملکردهای خویش در اولویت قرار میدهد، بهعنوان یک مرکز استراتژیک نقشمحوری در محیطهای شهری ایفا میکند و در چند دهۀ اخیر مورد توجه پژوهشگران برنامهریز و طراح شهری بوده است. دانشگاه بهعنوان یک نهاد آموزش عالی، که سه عرصۀ عملکرد آموزشی، فضای آموزشی و تجربۀ آموزشی را در بستر زمینه و محیط طبیعی فراهم میآورد، نقش مهمی در تعادل و تعامل محیط اجتماعی-فعالیتی، ساختهشده-کالبدی و طبیعی-زمینهای ایفا میکند. ارائۀ روش و ابزاری جهت ارزیابی سطح پایداری فضای آموزشی بهعنوان فضای کالبدی-فضایی موضوعی است که در این پژوهش به آن میپردازیم. برای این منظور، انواع ابزارهای ارزیابی معرفی و سپس ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در دانشگاه (GASU) را بهعنوان یکی از ابزارهای تحلیلی بررسی خواهیم کرد. این پژوهش مبتنی بر رویکرد تفسیری خود بهدنبال معرفی و کاربست روشی ارزیابانه برای سنجش پایداری پردیسهای دانشگاهی، بهعنوان گونهای خاص از فضای عمومی شهری، است. برایناساس، این پژوهش از استراتژی مرور ادبیات پژوهش از منابع کتابخانهای (رویکرد استباطی) بهره گرفته است. نتایج حاصل در دو بخش چهارچوب شاخصهای GASU و بازخوانی این روش برای کاربست آن در دانشگاه با هدف تبدیل آن به فضای عمومی در شهر ارائه میشود. نتایج حاکی از آن است که شاخصهای کلی با محوریت هستۀ نهادی پردیس دانشگاهی بهدنبال چشماندازسازی برای اطلاعرسانی و مشارکت عمومی، شاخصهای اقتصادی بهعنوان بخش دیگری از هستۀ نهادی بهدنبال ترسیم شرایط رقابت، منفعت و مشارکت عمومی در عرصۀ اقتصادی و در نهایت شاخص محیطزیست برای توصیف محیط دوستدار طبیعت، مبتنی بر ارزشهای بومی و کارایی انرژی مبتنی بر تکنولوژی است.
انطباق ظرفیتهای محیطی در مکان و مکانیت شهری: ارائه چهارچوب پایداری مقر شهری
دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 109-135
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2023821.1058
هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی، هیرو فرکیش
چکیده رابطهشناسی بین آنچه شهر از محیط دریافت کرده، با آنچه جغرافیای محیطی را برحسب ظرفیت درونی (استقرار شهری) و نقشهای عملکردی آن (سکونت شهری) به محیط شهری تبدیل میکند، باعث شکلگیری شاخص «ظرفیتهای فضایی» مطلوب میشود. هدف این پژوهش، بازشناسی و تثبیت مفهومی عوامل سازندۀ مقر شهری از دیدگاه ظرفیتهای مکان و مکانیت شهری است. دستیابی به این هدف، با بهرهگیری از روش تحلیلی-تطبیقی، بهمنظور مقایسۀ مکاتب موجود، برای تدوین نظریهای برای بازشناسی مفهوم مقر شهری بوده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مؤلفههای سازندۀ مقر شهری در سه دستة ایستا، فعال و عملگر قابلشناسایی است و در تمامی مراحل چرخۀ حیات شهری، موجب تعریفشدگی ظرفیتهای محیطی و جغرافیایی شهرها در قالب مفهوم مقر شهری میشوند. بازشناسی و بسط مفهومی مؤلفههای سازندۀ مقر شهری با تأکید بر تفکیک مفهومی آن از سایر مفاهیم مشابه شهرسازی، همچنین تأکید بر هماهنگی بین ابعاد مختلف مکان و مکانیت شهر مهمترین نکات برجستۀ این پژوهش است. مداخلههای انسانی در ظرفیتهای محیطی شهرها موجب ایجاد تفاوت در ظرفیتهای مقر شهری موجود، با ظرفیتهای قابلدسترس، و تغییر مؤلفههای مقر شهری میشود. زیرا ظرفیتهای شهری، بیش از هر عاملی از جغرافیای شهری و اجتماعی، با ظرفیتهای وجودی و واقعیتهای محیطی مرتبطاند. در نتیجه میتوان بیان کرد که برای پایداری مکان و مکانیت شهرها، باید از طریق سازماندهی مؤلفههای مقر شهری اقدام کرد.
مطالعۀ شیوههای اعلان وقت و ساعت در ارسن نقش جهان اصفهان در دورۀ صفوی با نگاهی به شیوههای مرسوم در شهرهای بزرگ اسلامی
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 121-142
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2045437.1086
امیرمحمد چنگیزی محمدی، زینب طالبی، ناصر جدیدی
چکیده همانگونه که ساعتهای عمومی با اهداف گوناگون ازجمله نمایش قدرت فنی و یا کنترل ضرباهنگ زندگی شهری در شهرهای اروپایی رواج بسیار داشتهاند؛ اعلان زمان یکی از کارکردهای اصلی مکانهای همگانی در شهرهای اسلامی بوده است که بههمراه اذان و رویدادهای دیگر در طی شبانهروز زیست عمومی شهرنشینان مسلمان را انتظام میبخشیده است. ازسویدیگر، ساخت مجموعههای شهری متشکل از عملکردهای گوناگون نظیر مسجد، میدان و... ازجمله سنتهای مهم شهرهای اسلامی به شمار میرود که افزودن ساعتهای عمومی (شهری) ساختار کالبدی و عملکردی آنها را تکامل بخشیده است. در این پژوهش، بر روی اهمیت و ضرورت موضوع بررسی شیوههای اعلان زمان، بهویژه نقش ساعتهای شهری در فضای معماری و شهرسازی اسلامی، تأکید شده است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل ساختمانهای کمتر شناختهشدهای است که به اعلان زمان در شهرهای اسلامی ایران میپرداختهاند. پژوهش با روش تفسیری-تاریخی و توصیفی-تحلیلی انجام شده و بر مبنای متون تاریخی به ردیابی، معرفی و تحلیل ساعتها پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که گاهشمارهای شهری مانند ساعت شاه، که بخشی از میدان نقش جهان بودهاند، نقش مهمی در اعلان زمان به شیوههای متنوع (اسلامی، ملی، اروپایی و زمانی) داشتهاند. این گاهشمارها تفسیرهای تازهای از سازماندهی میدان نقش جهان ارائه میدهند.
تبیین شاخصهای تأثیرگذار بر عدالت فضایی در سازماندهی خدمات شهری بر پایۀ روش مرور دامنهای
دوره 9، شماره 35، تابستان 1404، صفحه 121-153
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2058394.1135
علیرضا تاج الدین، ابوالفضل دهقان منگابادی
چکیده عدالت فضایی بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی در تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی، تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی شهروندان دارد. سازماندهی ناعادلانه خدمات شهری، بهویژه در مناطق مختلف یک شهر، میتواند موجب نابرابریها و شکافهای طبقاتی شود. در بسیاری از شهرها، با گسترش جمعیت و توسعۀ شهری، مشکلاتی متعددی در دسترسی به امکانات شهری به وجود آمده است. این نابرابریها موجب بروز مشکلات زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی میشود و همچنین به تضعیف انسجام اجتماعی و ایجاد نارضایتی عمومی در میان شهروندان منجر میشود. ازاینرو، توجه به عدالت فضایی و بهبود سازماندهی خدمات شهری بر اساس نیازهای واقعی هر منطقه، بهعنوان یک ابزار ضروری در برنامهریزی شهری پایدار مطرح است. در صورتی که این عدالت فضایی رعایت نشود، مشکلات موجود در شهرها میتواند به بحرانهای بزرگتری تبدیل شود. هدف مقالۀ حاضر، تبیین شاخصهای تأثیرگذار بر عدالت فضایی و راهکاری اساسی در سازماندهی خدمات شهری است. روش پژوهش مورد استفاده بر پایۀ روش مرور دامنهای آرکسی و امالی است که در سال 2005 منتشر شد. همچنین در این پژوهش برای پاسخ به سؤالات مطرحشده، مطالعات پیشین مربوط به هدف مقاله نیز تحلیل و بررسی شده است. پژوهش حاضر نشان داد که عدالت فضایی تأثیر قابلتوجهی بر کاهش نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی دارد. سازماندهی ناعادلانۀ خدمات شهری، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، موجب تشدید مشکلات زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی میشود. برای حل این مسائل، ضرورت دارد که برنامهریزی شهری مبتنی بر عدالت فضایی صورت گیرد و خدمات شهری بر اساس نیازهای واقعی مناطق مختلف سازماندهی شود.
مرور کتاب شناختی مولفه های موثر بر پیاده روی زنان در فضاهای شهری (بازه زمانی 2024-2014)
دوره 8، شماره 33، زمستان 1403، صفحه 123-143
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2057333.1132
نیلوفر پناهی، فاطمه مرادی
چکیده بررسی عوامل تأثیرگذار بر پیادهروی زنان در فضاهای شهری نهتنها به ارتقای سلامت و کیفیت زندگی آنها کمک میکند، بلکه گامی اساسی در جهت طراحی شهرهای فراگیر، امن و پاسخگو به نیازهای جنسیتی است. هدف از این مطالعه، مروری کتابشناختی بر مطالعات انجامشده در زمینه پیادهروی زنان در فاصله سالهای 2014 تا 2024 است. بدین منظور پس از جستوجوی مقالات در پایگاه استنادی اسکوپوس 4153 مقاله یافت شدند که پس از اعمال فیلترهای مد نظر، 130 مقاله حاصل شدند. تجزیهوتحلیل دادههای استنادی نشان میدهد که کشورهایی نظیر ایالات متحده آمریکا، ژاپن، انگلستان، آمریکا، استرالیا و ایران بیشترین تعداد مقالات را در این حوزه ارائه دادهاند. همچنین بیشترین تعداد مقالات مربوط به سالهای 2021 و 2017 و کمترین تعداد مقالات مربوط به سالهای 2014 و 2015 است. علاوه براین، عملکرد نویسندگان و نشریات و سازمانها نیز بررسی شده است. بر اساس یافتههای پژوهش، مطالعات انجامشده در این حوزه به چهار دسته تقسیم میشوند: پژوهشهایی که نقش عوامل محیطی و طراحی شهری را بر پیادهروی زنان بررسی کردهاند؛ مطالعاتی که به بررسی تأثیر احساس ایمنی و امنیت بر پیادهروی زنان توجه داشتهاند؛ پژوهشهایی که تأثیر عوامل اجتماعی فرهنگی بر پیادهروی زنان را مورد بررسی قرار دادهاند و مطالعاتی که رفتار پیادهروی زنان و مردان را مقایسه کردهاند. یافتههای این پژوهش نهتنها به شناسایی روندهای پژوهشی و شکافهای تحقیقاتی در ادبیات موجود یاری میرساند، بلکه بستری برای توسعۀ چهارچوبهای نظری یکپارچه و سیاستگذاریهای آگاهانه در ایجاد فضاهای شهری که به نیازهای زنان پاسخ دهند، فراهم میکند.
ارزیابی تابآوری محلات شهری در برابر حملات تروریستی (نمونۀ موردی: محلۀ باغ فیض شهر تهران)
دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 131-152
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2049650.1110
مهدی بیطرفان، سجاد اباذرلو، غلامرضا زارعی
چکیده امروزه تحلیل و ارزیابی تابآوری محلات شهری در برابر تهدیدات تروریستی به یکی از ضرورتهای اصلی در مدیریت شهری تبدیل شده است. محلۀ باغ فیض تهران، بهدلیل وجود مراکز تجاری و مذهبی مهم، یکی از مناطقی است که در برابر تهدیدات امنیتی و تروریستی تابآوری پایینی دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی شاخصهای تابآوری شهرها در برابر حملات تروریستی و ارزیابی تابآوری محلۀ باغ فیض در برابر تهدیدات تروریستی است. در گام نخست، با استفاده از مطالعات کتابخانهای، معیارها و شاخصهای مؤثر بر تابآوری شهری در برابر حملات تروریستی شناسایی و سپس با استفاده از مدل IHWP میزان اثرگذاری شاخصها ارزیابی شد. در بخش دوم، با استفاده از نرمافزار GIS، میزان تابآوری محلۀ باغ فیض در برابر تهدیدات تروریستی محاسبه شد. نتایج پژوهش در بخش اول نشان میدهد بهترتیب شاخصهای توزیع و تراکم جمعیتی با 5.33 درصد، اهمیت کاربریها با 4.8، بُعد خانوار با 4.66، میزان وابستگی و اندرکنش زیرساختها با 4.26، رشد جمعیت و مکانیابی درست با 4 درصد بیشترین اثرگذاری را دارند. در بخش دوم نتایج پژوهش نشان میدهد 4.63 درصد مساحت محله در تابآوری خیلی کم، 24.32 درصد محله از میزان تابآوری کم، 29.34 درصد محله در میزان تابآوری متوسط، 30.88 درصد محله در محدودۀ تابآوری زیاد و 10.81 درصد محله در محدودۀ تابآوری خیلی زیاد است. در پایان نیز راهکارهایی برای ارتقای تابآوری ارائه شده است.
سنجش عینی و ذهنی رعایت عدالت فضایی در ارائۀ خدمات شهری در شهر دوستدار سالمند (نمونۀ موردی: شهر مشهد)
دوره 9، شماره 36، پاییز 1404، صفحه 131-154
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2074416.1188
صالح ابراهیمی پور، کتایون علیزاده، محمد علی احمدیان
چکیده پژوهش حاضر با هدف سنجش تطبیقی عدالت فضایی در شهر دوستدار سالمند مشهد و واکاوی شکاف بین ادراک ذهنی سالمندان و واقعیتهای عینی در ارائۀ خدمات شهری انجام شد. این مطالعه، از نوع کاربردی و با روش تلفیقی انجام شد. دادههای عینی از دادههای مکانی سازمانهای خدماترسان گردآوری و در محیط GIS تحلیل شدند. دادههای ذهنی نیز از طریق پرسشنامۀ محققساخته مبتنی بر چهارچوب WHO جمعآوری شد. جامعۀ آماری شامل ۲۵۲٬۹۷۵ سالمند ۶۰ سال به بالای ساکن در 17 منطقۀ شهر مشهد بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونهگیری طبقهای نسبی، ۴۰۵ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و تحلیلهای فضایی (همپوشانی فازی) استفاده شد. یافتهها نشان داد شکاف عمیقی در توزیع فضایی خدمات بین مناطق مختلف مشهد وجود دارد. الگوی توزیع خدمات از مدل مرکزـپیرامون تبعیت میکند و مناطق مرکزی و شمال غربی برخورداری بالاتری دارند. در 9 منطقه از 17 منطقه (53 درصد مناطق)، شکاف معناداری بین وضعیت عینی و ادراک ذهنی سالمندان مشاهده شد. این پژوهش به شناسایی چهار الگوی فضایی متمایز منجر شد: مناطق هماهنگ برخوردار (2 منطقه)، هماهنگ محروم (6 منطقه)، شکاف منفی (4 منطقه) و شکاف مثبت (5 منطقه). پایینترین میزان رضایت سالمندان مربوط به شاخصهای «احترام و پذیرش اجتماعی» (2.41) و «حملونقل» (2.48) بود. شهر مشهد در مسیر تبدیل شدن به شهر دوستدار سالمند عادلانه با چالشهای بنیادین روبهروست. عدالت نهتنها در «توزیع» که در «تجربه» زندگی روزمرۀ سالمندان غایب است. این پژوهش نشان داد ارزیابی شهر دوستدار سالمند بدون تلفیق همزمان دادههای عینی و ذهنی، تصویری ناقص ارائه میدهد. دستهبندی چهارگانه مناطق میتواند مبنای مناسبی برای تدوین راهبردهای فضامحور در برنامهریزی شهری باشد.
ارزیابی اثرات سلامت پیادهروی ناشی از دسترسی به ایستگاه مترو دولت آباد
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 فروردین 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2073992.1184
مجتبی شهابی شهمیری، راضیه شبانی نائین
چکیده سفرهای شهری اثرات گستردهای بر سلامت عمومی، پویایی اجتماعی و کیفیت محیط زیست برجای میگذارد. سنجش دقیق این اثرات و هزینههای مرتبط، پیشنیازی اساسی برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد در حوزه برنامهریزی شهری و حمل و نقل است. این پژوهش با هدف کمّیسازی اثرات سلامت ناشی از ترویج حمل و نقل فعال، به ارزیابی موردی ایستگاه مترو دولتآباد تهران پرداخته است. در این راستا، از «ابزار ارزیابی اقتصادی اثرات سلامت» سازمان جهانی بهداشت استفاده شد و پارامترهایی نظیر خطر نسبی، کسر قابل انتساب به جمعیت، نرخ مرگ و میر و ارزش یک سال زندگی آماری بهکار گرفته شدند. یافتهها حاکی از آن است که ایجاد ایستگاه مترو جدید با ترویج پیادهروی میتواند سالانه از ۶۸ مورد مرگ زودرس و نیز از دست رفتن 6/1020 سال زندگی مسافران پیشگیری نماید. در این راستا، با اعمال شاخص ارزش زندگی آماری، منافع اقتصادی ناشی از این بهبود سلامت، معادل ۴۵۲ میلیارد تومان در سال برآورد گردید. در حالی که منافع رانندگان یا مالکان خودرو، بهویژه آنهایی که درآمد بالایی دارند، در ساخت افزایش خطوط جادهای از جمله بزرگراهها و استفاده بیشتر از خودروی شخصی است، توسعه مترو میتواند با توزیع عادلانهتر دسترسی، مزایای سلامتی و زیستمحیطی فراگیری برای همه شهروندان ایجاد کند. این مطالعه بر ضرورت گنجاندن ارزیابی اقتصادی جامع اثرات سلامت و محیطزیست در فرآیند اولویتبندی و تصمیمگیریهای کلان حملونقل تأکید مینماید. چنین تحلیلی میتواند مدارک محکمی برای توجیه سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل همگانی و فعال فراهم آورد.
ارزیابی تفاوتهای ذهنی مردان و زنان در روند ایجاد/ارتقاء احساسات معنوی در مواجهه با مکانهای مذهبی (نمونه مورد مطالعه: مساجد شهر یاسوج)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 فروردین 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2074427.1189
علی صادقی حبیب آباد، الساندرا دی چزاریس
چکیده این پژوهش به بررسی شاخصههای معماری مؤثر بر تقویت حس معنوی در مساجد میپردازد و تلاش دارد تا تأثیر ویژگیهای کالبدی، حسی و اجتماعی-فرهنگی فضاهای مذهبی بر تجربه معنوی افراد را ارزیابی کند. همچنین تحلیل تفاوتهای جنسیتی در ادراک این شاخصهها مورد توجه قرار گرفته است. روش تحقیق بهصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری شامل ۲۸۲ نفر از نمازگزاران زن و مرد بین ۲۱ تا ۷۱ سال بود که بهصورت هدفمند و دردسترس انتخابشده است. دادهها از طریق پرسشنامهای شامل ۳۱ شاخصه در سه بعد کالبدی، حسی و اجتماعی-فرهنگی جمعآوری شد. ابزار پژوهش با اعتبارسنجی از سوی خبرگان و ارزیابی پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل دادهها نیز از طریق نرمافزار SPSS و آزمونهایی مانند تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون t تکنمونهای و آزمون t مستقل انجام شد. پژوهش نشان داد عوامل حسی مانند نور طبیعی، کیفیت صوت و رنگهای آرام بیشترین تأثیر را در حس معنوی دارند، در حالی که عوامل کالبدی و اجتماعی-فرهنگی در رتبههای بعدی قرار گرفتند. زنان بیشتر تحت تأثیر عوامل حسی و مردان تحت تأثیر ویژگیهای کالبدی هستند. این نتایج میتوانند پایهای برای طراحی بهتر فضاهای مذهبی باشند.
برنامهریزی شهری و تنهایی: تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در ایجاد بحران تنهایی
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050246.1101
فرشاد طهماسبی زاده، شیرین طغیانی، محمود محمدی
چکیده پدیدۀ تنهایی بهعنوان «همهگیری پنهان قرن بیستویکم» به چالشی اساسی در جوامع شهری تبدیل شده است. با وجود پیامدهای چندبعدی آن، خلأ مطالعاتی در تحلیل نظاممند نقش برنامهریزی شهری در تشدید تنهایی وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بینرشتهای به تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در این زمینه پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته است. جامعۀ آماری پژوهش را خبرگان حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی، علوم اجتماعی، معماری، شهرسازی و روانشناسی اجتماعی تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G*Power تعداد 100 نفر تعیین و پرسشنامه با روش نمونهگیری گلولهبرفی میان خبرگان توزیع شد. روایی ابزار به روش قضاوت خبرگان تأیید شد. گردآوری دادهها در بخش ادبیات، پیشینه و شاخصهای پژوهش به روش کتابخانهای و در بخش سنجش و ارزیابی شاخصها به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. در تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آماری فریدمن، تی تکنمونهای و همبستگی در نرمافزار SPSS استفاده شد. احساس تنهایی در شهرهای معاصر از تعامل عوامل کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی شکل میگیرد. این پدیده از سه لایۀ اصلی تأثیر میپذیرد: کالبدی-فضایی (شامل کیفیت فضاهای عمومی و مسکن)، اجتماعی-فرهنگی (مشارکت شهروندان و فعالیتهای جمعی)، و محیطی-اکولوژیک (ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی). مجموع این عوامل در تعامل با یکدیگر به تشدید یا کاهش احساس تنهایی در شهروندان منجر میشوند. برنامهریزی شهری نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه و چندسطحی است که بهطور همزمان به ابعاد کالبدی، اجتماعی و محیطی توجه داشته و مبتنی بر اصول طبیعت-محور و انسان-محور باشد. این رویکرد باید راهکارهایی چون ایجاد شبکۀ یکپارچه فضاهای عمومی، تقویت زیرساختهای اجتماعی، یکپارچهسازی عناصر طبیعی در طراحی شهری و حفظ میراث فرهنگی را در خود جای دهد.
تحلیل پیشرانهای مؤثر بر بازآفرینی بافت تاریخی شهری با رویکرد آیندهپژوهی (مورد مطالعه: شهر کاشان)
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 35-58
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2045653.1088
محمد مولائی قلیچی، امیر حسینیان راد
چکیده بافت تاریخی گسترهای همپیوند از بناها، مجموعهها، فضاها و یا تجهیزات شهری است که دارای آثار باارزش بهجامانده از گذشتگان و جایگزینناپذیری هستند که در آگاهی جوامع از گذشته و ارزشهای فرهنگی خود نقش شایانی دارد. بافت تاریخی کاشان، همانند سایر بافتهای قدیمی، عناصر کلیدی و فضاهای شهری متمرکزی دارد که شامل میدانچهها، حسینیهها، مساجد، بازارچهها و آبانبارهاست. هدف از پژوهش حاضر بررسی پیشرانهای مؤثر بر بازآفرینی بافت تاریخی کاشان با رویکرد آیندهپژوهی است. روش پژوهش از نوع اکتشافی- کاربردی است. گردآوری دادهها و اطلاعات به کمک روشهای کتابخانهای و پیمایشی بوده است. نمونۀ آماری این پژوهش شامل سی متخصص خبره در حوزۀ برنامهریزی شهری بود که در دو مرحلۀ متوالی به روش دلفی مورد پرسش قرار گرفتند. هر مرحله با مشارکت پانزده نفر از این متخصصان انجام شد. برای تحلیل و رتبهبندی عوامل کلیدی مؤثر بر بازآفرینی بافت تاریخی، از روش میکمک استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ده عامل حکمروایی خوب شهری، تابآوری شهری، تأسیسات زیرساختی، تزریق بهموقع بودجه و اعتبارات، تکنولوژیهای ساخت سریع، ارزان، تضمین امنیت سکونت در بافت، تشکلهای محلی برای مشارکت، سرمایۀ اجتماعی، ظرفیت برای افزایش درآمد ساکنان و تعادلبخشی و عدالت اجتماعی جزو عوامل کلیدی و مهم برای توسعۀ بازآفرینی در شهر کاشان تعیین شدهاند.
ارائۀ چارچوب مفهومی تحققپذیری شهر قابل پیادهروی بهمثابۀ مدل شهر آینده
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 59-80
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050465.1105
حافظ مهدنژاد
چکیده پیادهروگستری بهعنوان زیربنای تحققپذیری شهر پایدار و شهر زیستپذیر شناخته میشود. بر همین اساس، تعداد زیادی از شهرها اقدام به ترویج پیادهروگستری کردهاند. هدف پژوهش حاضر، ارائۀ چارچوب مفهومی تحققپذیری شهر قابل پیادهروی بهمثابۀ مدل شهر آینده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، توسعهای و از لحاظ روش، کیفی بر پایۀ فراترکیب مبتنی بر روش هفت مرحلهای سندلوسکی و بارسوست. جامعۀ آماری متشکل از 210 منبع مرتبط با شهر قابل پیادهروی است که براساس نمونهگیری هدفمند، تعداد 42 مورد از آنها، غربال شده است. منابع مذکور از پایگاههای علمی معتبر نظیر سیج، ریسرچگیت، الزویر، امدیپیای، امرالد و تیلور و فرانسیس استخراج شدهاند. ازاینرو، واکاوی عوامل و مؤلفههای مؤثر بر تحققپذیری چارچوب شهر قابل پیادهروی ضرورت دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که چارچوب شهر قابل پیادهروی دارای 6 کد گزینشی و 34 کد محوری متشکل از شرایط زیستمحیطی، اجتماعی، بهداشتی، مقیاس کلان، متوسط، خرد، مؤلفههای آسایش، امنیت، قابلیت اتصال و دسترسیپذیری، سادگی، مستقیم بودن، ایمنی ترافیک، جذابیت، زیباییشناختی، یکپارچگی حملونقل، محیط کالبدی، مشهود بودن، راحتی، دلپذیر بودن، تنوع؛ محدودیتهای خودرو، فروشگاهها و خدمات، فعالیت اجتماعی، محوطه، لبهها و نماها، آراستگی خیابان، فضای سبز؛ مقیاس برنامهریزی، مقیاس خیابان، مقیاس تفصیلی؛ سلامت و تفریح، انرژی و محیط، توسعۀ اقتصادی، توسعۀ اجتماعی است. ضریب استخراجی شاخص کاپا به میزان 0/86 و با ضریب معناداری 0/000، بر پایایی و کنترل کیفیت نتایج پژوهش حاضر، تأیید میگذارد. درنتیجه، چارچوب مفهومی تحققپذیری شهر قابل پیادهروی از شرایط زمینهای، مقیاس، مؤلفههای کلیدی، طراحی محیط قابل پیادهروی، راهبردها و پیامدها تشکیل شده است.
مبانی نظری مکانسازی فضاهای دوستدار طبیعت: ظرفیتشناسی روشهای مدیریت پروژۀ سبز در ایجاد مداخلات محیطی پایدار
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 81-116
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2051570.1111
هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی
چکیده مسئلۀ پژوهش حاضر، بررسی ظرفیتها و توانمندیهای روشهای مدیریت پروژۀ سبز در مداخلات محیطی و ارتقای فرآیند کالبدسازی در رشتههای معماری و شهرسازی به مکانسازی است. پژوهش تلاش دارد تا به چالشهای دستیابی به فضاهای دوستدار طبیعت پاسخ دهد. لزوم مداخلات پایدار محیطی و نیاز به حفظ ارتباط پایدار انسان با طبیعت، بهدلیل اثرات روحی و روانی این ارتباط در روانشناسی محیطی، ازجمله ابعاد کلیدی مسئلۀ پژوهش هستند. هدف اصلی پژوهش، ارائۀ چهارچوبی نظری برای ظرفیتشناسی و اولویتبندی روشهای مدیریت پروژۀ سبز، برای دستیابی به مبانی نظری مکانسازی بهجای رویکردهای صرفاً کالبدی است تا بتواند ضمن ایجاد مداخلات مؤثر، به تقویت جنبههای اجتماعی، محیطزیستی و اقتصادی فضاهای شهری بپردازد. روش پژوهش کیفی از نوع فراترکیب، شامل تحلیل 60 کتاب و 50 مقالۀ انتخابی از میان بیش از 200 منبع مرتبط است. بهعلاوه با هدف استنباط و ترکیب دادههای چندمنظوره، به شناسایی 20 رویۀ مکانسازی مبتنی بر فضاهای دوستدار طبیعت و 9 رویۀ مدیریت پروژۀ سبز پرداخته است. این رویهها در دو دستۀ متغیر وابسته (مکانسازی فضاهای دوستدار طبیعت) و متغیر مستقل (مداخلات پایدار مبتنی بر مدیریت پروژۀ سبز) طبقهبندی شدهاند. نتایج نشان میدهد که انطباق میان رویههای مکانسازی و مدیریت پروژۀ سبز، براساس مطابقت ویژگیهای متغیرهای وابسته و مستقل، به ایجاد فرآیندهایی مؤثر و مبتنی بر شواهد منجر میشود. این چهارچوب نظری به تصمیمگیریهای زمینهمحور، از طریق انطباق خصوصیات زمینه با رویههای مدیریت سبز، راهکار متناسب را در رویههای مدنظر در مکانسازی، پیشنهاد میدهد.
قوانین و مقررات تأثیرگذار بر ماندگاری بناهای معماری و فضاهای شهری دوران قاجار از ابتدا تا مشروطیت
دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 83-98
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2045477.1087
سیما خالقیان، شیما قندهاری، مهدی سعدوندی
چکیده پژوهشهای انجامشده در آثار تاریخ معماری و شهرسازی ایران در حوزۀ مطالعات معماری و شهرسازی، با کنکاش در کالبد این آثار بیشتر عجین بوده است. در این میان عوامل اجتماعی، ساختارهای فرهنگی، مذهبی و عرفی و نظر استادکار، معمار و یا حتی شاه و درباریان در قالب مقررات، برخلاف اثر غیرقابل انکار آن، مورد غفلت واقع شدهاند. به نظر میرسد معماری ایران در ارتباط با ماندگاری و طولانی بودن عمر مفید بنا اصولی داشته که معماران بر اساس آن عمل میکردهاند. خلق آثار معماری مطلوب و باکیفیت که ظرفیت ماندگاری و سازگاری با زندگی و گذر زمان را داشته باشند، از دیرباز در پهنۀ ایران اتفاق افتاده است. این مقاله بهدنبال پاسخ به این پرسش است که مقررات مرتبط با معماری در دوران قاجار تا مشروطه بر مانایی و افزایش طول عمر و کیفیت آثار دخیل بوده یا در جهت کاهش آن گام برداشته است؟ این مطالعه در بستر بخشی از تاریخ، از زمان حکمرانی پادشاهان قاجار تا ظهور مشروطیت انجام گرفته است. در این دوران با ظهور نهادهایی، مثل بلدیه و ادارۀ احتسابیه مقررات از نقش پررنگتری نسبت به گذشته برخوردارند. در این مقاله، از دادههایی که در طی فرآیند پژوهش بهصورت نظاممند گردآوری و تحلیلشده، استفاده کردهایم. بر اساس این روش، ابتدا کدگذاری باز تا مرحلۀ اشباع نظری صورت میپذیرد و پس از آن دستهبندی و تجزیهوتحلیل کدها تا مرحلۀ کدهای گزینشی انجام میشود. هدف از تدوین این نوشتار ابتدا خوانش اسناد متعلق به دورۀ مذکور و استخراج مقررات موجود در آن زمان و سپس سنجش تأثیر آن در افزایش یا کاهش عمر مفید آثار معماری است. ازاینرو، ابتدا مقررات مرتبط با ساختههای معماری یا فضاهای شهری دوران قاجار تا مشروطه جمعبندی و سپس رابطۀ این عوامل و عمر مفید ابنیه بررسی میشود. با توجه به ماهیت دورۀ قاجار و ظهور عواملی که کاهندۀ طول عمر و کیفیت معماری بودهاند، گونهبندی در دو دستۀ کلی افزایش و کاهش ماندگاری تفکیک شده است.
ارزیابی چندبعدی مقاصد گردشگری ایران (مورد مطالعه: شهرهای منتخب گردشگری)
دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 99-122
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050142.1100
زاهد شفیعی
چکیده مدیریت مقاصد در حل مسائلی که در عصر حاضر گردشگری با آنها روبهرو شده است نقش کلیدی بازی میکند. مقاصد گردشگری با چالشهای متنوع و پیچیدهای در زمینۀ مدیریت و توسعه مواجه هستند که در خلال آنها باید طیفی از نیازها، ادراکات و تصورات گردشگران را پاسخگو باشند. بهطور اساسی رقابتپذیری پایدار مقاصد یکی از مسائل بنیادین مقاصد گردشگری است که دستیابی به این هدف مستلزم طراحی چهارچوبهای جامع برای ارزیابی و رصد مستمر و درنتیجه ارتقای رقابتپذیری مقاصد است. چهارچوب و مدل پیشنهادی مقالۀ حاضر مبنایی برای ارزیابی و رتبهبندی کلی شهرهای کشور بهصورت مستمر فراهم میآورد. این مدل این امکان را فراهم میآورد کــه رتبه و عمـلکرد شهر، در هریک از معیارها، شاخصها و زیرشاخصهای مدل، با سایر شهرهای کشور و همچنین با عملـکـرد شهر در دورههای زمانی مقایسه شود. خروجی این مدل، مبنای قابل اتکایی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف مقصد و خـودتنظیمی و خودارتقایی سازمان مدیریت مقصد ارائه میدهد. در این پژوهش، عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری ادراک گردشگران در یازده شهر گردشگرپذیر منتخب کشور ساری، کرمان، شیراز، همدان، یزد، مشهد، تبریز، تهران، اردبیل، خرمآباد و کرمانشاه با دارا بودن ویژگیهای متنوع و متمایز تاریخی و فرهنگی، طبیعی و سایر پتانسیلها با استفاده از روش پژوهش کمی، شناسایی و از طریق روش تطبیقی مقایسه شده است. برای سنجش رضایتمندی و ارزیابی ادارکات و تصورات گردشگران درخصوص شهرهای منتخب گردشگران با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، تعداد 820 گردشگر بهعنوان نمونۀ آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. با استفاده از روش تحلیل تاکسونومی اولویتبندی و رتبهبندی شهرها در هریک از پارامترهای کلیدی مشخص شد که تفاوت معناداری بین شهرها درک گردید.
