تحلیل نقش مؤلفه های منظرشهری بر کیفیت محیط زیست شهری و رفتار زیست محیطی شهروندان (مطالعه موردی: مناطق ده گانۀ کرج)
دوره 6، شماره 24، پاییز 1401، صفحه 117-131
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.1982729.1027
مینا حیدری تمرآبادی، تاج الدین کرمی
چکیده شهرها به عنوان محل زندگی زمانی بیشترین مطلوبیت را بر کیفیت زندگی ساکنان خود ایجاد میکند که خواسته های وی را برآورده سازد. این خواسته ها در قالب تحقق ارزش هایی چون زیبایی منظر، آرامش، تنوع و.... معنا پیدا می کند. چنانچه هر یک از این ارزش ها در محیط زندگی یک فرد فاقد مطلوبیت باشد بر ادراک و احساس وی از مکان و در نتیجه بر سطح رضایتمندی از محیط زندگی تأثیرگذار خواهد بود. پژوهش حاضر به تحلیل نقش مؤلفههای منظر شهری بر کیفیت محیط زیست شهری و رفتار زیست محیطی شهروندان شهر کرج در قالب شاخص های هویت و حس تعلق به مکان و تعادل و کیفیت بصری پرداخته است، به نوعی به بررسی رابطۀ واکنش های رفتاری انسان در ارتباط با مناظر شهری پس از درگیر شدن حواس انسان در محیط پرداخته است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای، بازدید میدانی و تکمیل چک لیست گردآوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون، آزمون T تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون انجام گرفته است. در تحلیل رگرسیون شاخص های سه گانه، شاخص منظر شهری به عنوان متغییر وابسته و سایر شاخص ها به عنوان متغییر مستقل در نظر گرفته شد. بر اساس نتایج شاخص های تعادل و کیفیت بصری و تعلق به مکان به ترتیب با ضرایب تأثیر 453 / 0 و 192 / 0 بیشترین تأثیر را تعادل و کیفیت بصری بر منظر شهری داشت. در این میان با توجه به ضریب تأثیر بالای شاخص تعادل و کیفیت بصری بر منظر شهری و اینکه مولفۀ های مربوط به شاخص تعادل و کیفیت بصری عمدتاً ویژگی های زیبایی شناسانۀ منظر شهر و محله است، می تواند نقش قابل توجهی در ارتقای منظر شهری کرج داشته باشد. در واقع، محیط های شهری که کیفیت مطلوبی از نظر شاخص های ذکر شده را دارا باشند، علاقهمندی مردم به حضور در فضای شهری، حس تعلق در محل سکونت و کار خود و اقدام به رفتارهای زیستمحیطی بیشتر خواهد بود.
بررسی مؤلفههای هویتمند نماهای ساختمانی؛ مطالعهای بر جنبههای هویت کالبدی کوی گلستان شهر سبزوار
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 117-138
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2047231.1091
سارا اسعدی جعفرآباد، بهرام سیاوش پور، علی اصغر آبرون
چکیده درحالیکه مخاطرات ناشی از مداخلهها فضایی-کالبدی رایج و هویتزدا در فضاهای شهری، حفظ هویتهای محلی شهرها را ضروری میسازند، کوی گلستان بهعنوان یک سکونتگاه اقلیتنشین واجد ویژگیهایی منحصربهفرد از معماری خاص ساکنان بومی این محدوده است. این مطالعه با هدف شناسایی ابعاد کالبدی هویتمند محلۀ مذکور، با توجه به نقش مؤثر نماهای ساختمانی در هویت کالبدی فضاهای شهری، تلاش کرده است به شناسایی مؤلفههای هویتمند در نماهای ساختمانی کوی بپردازد. بنابراین، در این راستا، ضمن مرور ادبیات و مبانی نظری پژوهش، در بخش مطالعۀ میدانی سعی کرده است با کمک تکنیک دلفی دومرحلهای مبتنی بر دادههای حاصل از ابزار مشاهده و 80 تصویر منتخب، به شناسایی مفاهیم مرتبط با مؤلفههای هویتمند نماهای ساختمانی بناهای موجود در کوی بپردازد. طبق یافتههای این پژوهش مؤلفههای هویتمند نماهای ساختمانی کوی گلستان در قالب 17 مفهوم اولیه و 7 مفهوم نهایی قابل شناسایی است و همچنین، مفاهیم نمادگرایی طبیعی- تاریخی، نمادگرایی مذهبی، میل به جلوهگری، نوگراییهای شکلی و فرمی، پرداختن به جزئیات، التقاطی بودن، و تأکید بر ایجاد بافت متراکم (انبوه) مؤلفههای هویت کالبدی نماهای ساختمانی کوی گلستان را تشکیل میدهند. همچنین این پژوهش نشان داد که مؤلفههای هویتمند کالبدی شناساییشده در کوی در ارتباط با ویژگیهای فرهنگی-هویتی اجتماع غربت ساکن در کوی قرار دارند که بر این مبنا، جهتگیری دینی و ارادت به اهل بیت (ع)، تمایل به ابراز وجود و دیده شدن، و رنگ تعلق بخشیدن به محیط زندگی را میتوان عوامل شاخص زمینهای در اجتماع غربت ساکن کوی مؤثر بر شکلگیری الگوی معماری بومی-مردمی این محدوده قلمداد کرد.
ارزیابی عملکرد دو سامانۀ حرارتی ایستا از نظر تقاضای انرژی گرمایشی در مکانهای شهری (مورد مطالعه: ساختمان اداری اصفهان)
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 139-153
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2049587.1097
سینا ملک احمدی، حمید ماجدی، راضیه لبیب زاده
چکیده ضرورت کاهش مصرف منابع در توسعۀ پایدار تأکید شده است. یکی از جنبههای پایداری در ساختمان بر کاهش مصرف انرژی یا افزایش بهرهوری انرژی معطوف میشود. تکنیکهای گرمایش ایستا مصرف انرژی ساختمان را کاهش میدهد و عملکرد حرارتی ساختمان را بهبود میبخشد. گرمایش ایستا بر پایۀ استفاده از انرژی حرارتی خورشید استوار است. بدین ترتیب، استفاده از عناصر ایستا در نمای ساختمان، راهحل مؤثری برای بهبود محیط حرارتی، کاهش مصرف انرژی و کاهش اثرات تغییرات آبوهوایی محسوب میشود. هدف از این مقاله، سنجش بازدهی و عملکرد حرارتی ساختمان در دو سامانۀ گلخانه و پنجرۀ خورشیدی در فصل سرما و تعیین سامانۀ بهینه در یک ساختمان اداری است. ساختمانهای اداری ازجمله مکانهای شهری با مصرف بالای انرژی شناخته میشوند. به همین جهت، ساختمان شهرداری منطقۀ دوازده اصفهان بهعنوان نمونۀ مطالعاتی مدنظر قرار گرفت و سناریوهای مربوط به هر سامانه پردازش شد. شبیهسازی مصرف انرژی در نرمافراز دیزاین بیلدر و با استفاده از موتور انرژیپلاس انجام گرفته است. از رهگذر محاسبات کمی و شبیهسازی رفتار انرژی در ساختمان، بار گرمایشی مورد نیاز در فصل سرما برای هرکدام از سناریوها برآورد شد. نتایج حاکی از این است که استفاده از پنجرۀ خورشیدی به میزان 33.03 درصد و استفاده از گلخانه به عمق یک متر به میزان 17.39 درصد، انرژی گرمایشی سالیانۀ ساختمان را در نسبت با حالت معمولی ساختمان (بدون استفاده از سامانههای حرارتی ایستا) کاهش میدهد. بنابراین استفاده از پنجرۀ خورشیدی سهجداره تقریباً دو برابر استفاده از گلخانه با عمق یک متر، عملکرد حرارتی ساختمان را در فصل سرما بهبود میبخشد.
تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانه شهری شهرداریها (نمونه مطالعاتی: شهرداری یزد)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075549.1195
محمد رضائی رحیمی، محمود محمدی، اندیشه آریانا، مژده جمشیدی
چکیده بسیاری از شهرها در جهان به منظور پاسخگویی به نیاز مدیران و برنامهریزان شهری به اطلاعات صحیح و مفید و همچنین آینده پژوهی روندهای شهری اقدام به تاسیس رصدخانههای شهری در سطوح مختلف نمودهاند، از این رو پیادهسازی رصدخانه شهری دارای اهمیت میباشد. با پیشرفت فنآوری اطلاعات و ارتباطات بستر مناسبی برای تحقق رصدخانه شهری در شهرها میسر شده است. بر این اساس این پژوهش در راستای دستیابی به الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانه شهری شهرداریها تدوین شده است. این پژوهش یک پژوهش کاربردی است که بر پایه راهبرد استقرایی و روشهای توصیفی- تحلیلی و تحلیلی- تجویزی استوار شده است. در این راستا با استفاده از ماتریس قدرت- منفعت ذینفعان موثر در رصدخانه شهری شهرداریها سنجش و نتایج پیمایش در تحلیلهای کمی (آزمون میانگین فریدمن و آزمون همبستگی اسپیرمن) با استفاده از نرمافزار spss مورد مطالعه قرار گرفت: سپس با استفاده از مدل منطق الگوی رصدخانه شهری شهرداری یزد مبتنی برساختار نهادی رسمی طراحی شده است. الگوی طراحی شده در این پژوهش فرایند رصدخانه شهری شامل سنجههای پایداری و نهادینهسازی، جمعآوری داده و اطلاعات، پایش و نظارت، امنیت، اجرا و پیادهسازی، حاکمیت قانون و ذینفعان معرفی میکند که این فرآیند در بین جمعیت هدف که شامل ذینفعان کلیدی میباشد در یک مدل منطق طراحی و اثرات که شامل افزایش شفافیت در دادهها، افزایش شفافیت در تصمیمات، برنامهها، اطلاعات و پیشبینی بحرانها میباشد و پیامدها، افزایش سرعت در دادهها، افزایش سرعت در تحلیلها، افزایش دقت تحلیلها، کاهش سطح ریسکپذیری تصمیمها و افزایش کیفیت تصمیمگیری است، انجام میشود.
تحلیل ارتباط معیارهای طراحی پناهگاههای شهری و تابآوری محلات شهری از منظر پدافند غیرعامل (مورد مطالعه: شهر قم)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079748.1215
محسن کاملی، حسن حسینی امینی
چکیده تابآوری شهری در مواجهه با بحرانها، نقش پناهگاهها و کیفیت طراحی آنها را بهعنوان عامل کلیدی در حفاظت از شهروندان و زیرساختها برجسته میکند. بااینحال، دانش کافی دربارۀ ارتباط میان معیارهای طراحی پناهگاه، شاخصهای مکانی محلهها و تابآوری شهری وجود ندارد. هدف این پژوهش، شناسایی اهمیت معیارهای طراحی پناهگاه، بررسی تأثیر شاخصهای مکانی بر این معیارها و مدلسازی رابطۀ آنها با تابآوری محلهها در شهر قم بوده است. این مطالعه از نوع توصیفیـتحلیلی و کاربردی است و اطلاعات از کارشناسان حوزۀ طراحی پناهگاه و دادههای مکانی محلهها جمعآوری شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که مقاومت سازهای با بالاترین میانگین اهمیت و اجماع کارشناسان، قویترین عامل تابآوری محلههاست و مسیرهای اضطراری نیز نقش کلیدی دارند. شاخصهای مکانی، شامل فضای سبز، تراکم ساختمان و فاصله از مراکز استراتژیک، بهصورت مستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر معیارهای طراحی، تابآوری محلهها را تحتتأثیر قرار میدهند. علاوه بر این، نوع کاربری پناهگاه (عمومی، ویژه/بیمارستانی، فرماندهی) بر اولویتبندی معیارها اثرگذار است، برای مثال، مسیر اضطراری برای پناهگاههای بیمارستانی و استتار/اختفا برای پناهگاههای فرماندهی اهمیت بیشتری دارد. تحلیل خوشهبندی نیز نشان داد که محلهها بر اساس ویژگیهای کالبدی و معیارهای طراحی پناهگاه به سه دستۀ «تابآور برنامهریزیشده»، «آسیبپذیر متراکم» و «وابسته به مکان» تقسیم میشوند. یافتهها تأکید میکنند که یکپارچهسازی برنامهریزی کالبدی محله با طراحی پناهگاهها و توجه به نوع کاربری آنها، از مؤثرترین راهکارها برای افزایش تابآوری شهری است. نتایج مدل رگرسیونی نشان داد که در میان معیارهای طراحی پناهگاه، مقاومت سازهای (β=0.41)، دسترسی به مسیرهای اضطراری (β=0.33) و مکانیابی مناسب (β=0.28) بیشترین تأثیر را بر افزایش تابآوری محلات شهری داشتهاند، درحالیکه شاخصهای مکانی نظیر تراکم ساختمانی و فاصله از مراکز استراتژیک نیز نقش معناداری در تبیین تغییرات تابآوری ایفا کردهاند.
تبیین نقش فرهنگ محلی در شکلگیری الگوهای منظر فضاهای شهری ارومیه و ارائۀ چهارچوبی سیاستی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2076000.1201
نرمین رازی مفتخر، اکبر عبد اله زاده طرف، آرش ثقفی اصل، داریوش ستارزاده
چکیده منظر شهری تنها از طریق مداخلات کالبدی یا زیباشناختی شکل نمیگیرد، بلکه ارزشها و باورهای فرهنگی محلی نقش بنیادین در ساختاردهی تعاملات اجتماعی و ادراک فضا دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد فرهنگ محلی در شکلگیری الگوهای منظر شهری ارومیه و تدوین چهارچوبی سیاستی برای ارتقای کیفیت منظر، با رویکردی ترکیبی، علّی_مقایسهای و پیمایشی انجام شد. دادهها از ۳۸۴ شهروند در پنج منطقۀ شهری جمعآوری و با استفاده از رگرسیون چندگانه و همبستگی پیرسون تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که «فرهنگ کمال» (نمایانگر رفتارها و ارزشهای اخلاقی، زیباییشناختی و هنجاری جمعی) قویترین تأثیر را بر ابعاد هویتی و ادراکی منظر شهری دارد. همچنین، فرهنگهای تاریخی، اقتصادی، ادبی_هنری و بومی_قومی بهطور معنادار کیفیت منظر را شکل میدهند، درحالیکه فرهنگهای دینی_مذهبی و تکنولوژیک نقش محدودتری دارند. این یافتهها نشان میدهد که برنامهریزی شهری مؤثر نیازمند ادغام ابعاد فرهنگی در سیاستگذاری است. پژوهش حاضر از نظر نظری، به تبیین مکانیسمهای تأثیر فرهنگ بر تجربۀ شهری میپردازد؛ از نظر روششناسی، نشان میدهد چگونه شاخصهای کمی فرهنگی میتوانند به سیاستهای کاربردی تبدیل شوند و از منظر عملی، چهارچوبی قابل استفاده برای مدیران شهری ارائه میدهد.
