نویسنده = الهام قاسمی
بازآفرینی شهری

بازآفرینی فرهنگ‌مبنا در بافت تاریخی با هدف ایجاد شبکۀ محورهای خلاق گردشگری (مورد مطالعه: محلۀ شهشهان اصفهان)

دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 5-26

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036153.1071

الهام قاسمی، سعیده هرندی زاده

چکیده بافت تاریخی شهر اصفهان در محلۀ شهشهان در مجاورت مسجد جامع اصفهان، دارای عناصر تاریخی ارزشمندی است که به‌عنوان قطب‌های فرهنگی امکان بازآفرینی فرهنگ‌مبنا در این محدوده را فراهم می‌کند. همچنین وجود رویدادهای فرهنگی-مذهبی-آیینی مختلف همراه با وجود کارگاه‌های صنایع‌دستی متعدد و حضور هنرمندان این رشته، ساختار ویژه‌ای به این بافت بخشیده ‌است. اما نبود رویکرد بازآفرینی فرهنگ‌مبنا و نگاه تک‌بعدی به مرمت کالبدی ابنیۀ تاریخی بدون در نظر گرفتن الگوی ساخت کل بافت و تغییرات فعالیتی و تزریق کاربری‌های جدید، عدم در نظر گرفتن ارزش‌های فرهنگی هنری این محدوده و بی‌توجهی به ملزومات صنعت گردشگری، باعث شده این بافت نتواند گردشگران را، در حد قابلیت‌هایش، به خود جلب کند. ازاین‌رو، در این پژوهش به‌دنبال کاربست مطالعات راهبردی در راستای ارائۀ شبکۀ هم‌پیوند محورهای گردشگری در امتداد عناصر تاریخی و قطب‌های فرهنگی آیینی در محلۀ شهشهان در راستای تبدیل به محلۀ خلاق صنایع‌دستی به‌عنوان یک محدودۀ هدف توسعه گردشگری هستیم. این پژوهش براساس نوع پژوهش کاربردی و براساس هدف پژوهش، توصیفی و اکتشافی است و از لحاظ روش در زمرۀ پژوهش‌های کیفی مبتنی بر استراتژی موردپژوهی قرار دارد. فرآیند انجام پژوهش به این صورت انجام شده که در ابتدا چهارچوب نظری گردشگری خلاق و بازآفرینی فرهنگ‌مبنا تهیه و در مرحلۀ بعد مطالعات مربوط به طرح «بازتعریف نقش محله‌های هدف گردشگری در راستای توسعۀ گردشگری» محلۀ شهشهان مرور و براساس چهارچوب نظری تحقیق، تحلیل و ماتریس دستیابی به اهداف براساس مؤلفه‌های بازآفرینی با رویکرد گردشگری خلاق ارائه شد. در نهایت برنامه‌های اقدام در قالب‌ نقشۀ شبکه هم‌پیوند محورهای گردشگری خلاق و شناسنامۀ پروژه‌های پیشنهادی به‌صورت موضوعی و موضعی در قالب پروژه‌های مرمتی، عملکردی، فضای شهری و زیباسازی ارائه شد. نتایج نشان می‌دهد این محله با داشتن عناصر تاریخی متعدد و ابنیۀ واجد ارزش معماری، فعالیت کارگاه‌ها و هنرمندان صنایع‌دستی و انواع فعالیت‌های مذهبی و آیینی هویتمند قابلیت‌های ویژه‌ای برای تبدیل شدن به محلۀ خلاق صنایع‌دستی و مقصد گردشگری بافت تاریخی شهر اصفهان را دارد و با توجه اینکه اصفهان جزء شبکۀ شهرهای خلاق در بخش صنایع‌دستی است، طراحی شبکۀ محورهای گردشگری فرصت مناسبی برای ایجاد فضای مناسب ارائۀ ظرفیت‌ها، توانمندی‌ها، کارگاه‌ها و آثار صنایع‌دستی به‌عنوان صنایع خلاق در راستای محورهای گردشگرپذیر تجربه‌محور و دارای تم خاص در این محدوده است.

مطالعه تطبیقی آرامستان تخت فولاد و گلستان شهدا اصفهان در برخورداری از کیفیت «معنویت» در فضاهای شهری

دوره 6، شماره 25، زمستان 1401، صفحه 49-67

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.707364

الهام قاسمی، سید مهدی خاتمی، مهدی مطیع، محمدرضا پورجعفر

چکیده مدرنیسم در پیشرفت زندگی بشر در ابعاد فناورانه نقش مهمی ایفا کرده، اما نگاه صرف مادی‌گرایانه آن، شهرها و فضاهای شهری را با چالش‌های اساسی در زمینه‌های اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی و معنوی (ابعاد غیرمادی وجود انسان) روبرو کرده‌ است؛ بنابراین توجه به کیفیت معنویت در ساخت و سنجش فضاهای شهری گام مهمی در مقابله با این چالش‌هاست. از‌این‌رو هدف این پژوهش فهم ابعاد کیفیت معنویت در فضاهای‌شهری و سنجش آن در برخی فضاهای‌شهری اصفهان است. در بخش کیفی به‌وسیله مرور سیستماتیک، ادبیات ‌موضوع تبیین شده‌است. در بخش کمی، آرای دو گروه نخبگان (51 نفر) و شهروندان (400 نفر) به‌منظور رتبه ­بندی ادراک معنویت از 22 فضای منتخب شهر اصفهان بر اساس مقیاس لیکرت به‌وسیله پرسشنامه بررسی ‌شده و از آزمون فریدمن جهت رتبه ­بندی ادراک معنویت و از تحلیل واریانس یک طرفه جهت مقایسه ادراک حس معنویت در گروه پاسخ‌ دهنده استفاده شده‌است. بر اساس امتیازات دو گروه اساتید و شهروندان به میزان معنویت در فضاهای شهری اصفهان، مسجد جامع بیشترین و بازارچه حسن ­آباد کمترین امتیاز را کسب نموده‌اند. همچنین از بین گونه‌های فضا، «آرامستان» بالاترین امتیاز را در برخورداری از معنویت دریافت کرده‌است. از این رو دو آرامستان مهم اصفهان، آرامستان تخت فولاد (آرامستان عمومی و آرامستان مشاهیر دینی و فرهنگی) و گلستان شهدا به‌عنوان نمونه‌های مورد مطالعه جهت انجام مصاحبه‌های عمیق با شهروندان (21 نفر) انتخاب و مصاحبه‌ها به‌وسیله تحلیل مضمون، تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که سکوت، خلوت، آرامش، معماری اسلامی بناها و بقعه‌ها، تلفیق طبیعت و عناصر طبیعی با آرامستان، نمایانی آسمان و وسعت محدوده؛ و نیز ابعاد ذهنی فضا اعم از حس ذکر، حس جدایی از دنیا، اتصال با اولیای الهی و بزرگان دینی از مهم‌ترین عوامل ایجاد معنویت در این آرامستان ­هاست.

هویت فرهنگی در عصر جهانی شدن: همگرایی یا واگرایی؟!

دوره 5، شماره 18، بهار 1400

الهام قاسمی

چکیده جهانی شدن، یکی از مهمترین پدیده های تاریخی است که پیامدهای آن بر ساختارهای تولید و توزیع اقتصادی، تشکیلات دولتی و روابط بین المللی، الگوهای فرهنگی، شیوه های زندگی و شیوه تولید دانش و تبادل اطلاعات اثرگذار بوده است. کشورها یا به حفظ هویت فرهنگی میپردازند و در مقابل اثرات جهانی شدن مقاومت می کنند و یا به تدریج به تبدیل هویت فرهنگی بومی خود می پردازند و تلاش می کنند به یک فرهنگ جدید جهانی دست یابند. از این رو در بسیاری از کشورها الگوهای فرهنگ های محلی از بین رفته اند و یا با یک نوع فرهنگی جدید جایگزین شده اند که توسط رسانه های جمعی و با استفاده از الگوهای جهانی به دست آمده است. از این رو هدف این پژوهش پاسخ به این سوال است که جهانی شدن چه تاثیری بر هویت فرهنگی دارد و جهت این تغییر به کدام سمت است. روش پژوهش از نظرهدف کاربردی است. روش تجزیه تحلیل کیفی- توصیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است. نتیجه حاصله این است که فرهنگ به عنوان ذخیره کننده میراث تاریخی یک ملت، عامل مهمی در شکل دادن به هویت آن ملت دارد ومی تواند انتخاب بین حفظ هویت فرهنگی یا تبدیل هویت فرهنگی را جهت دهی کند؛ اما نیاز به برنامه دارد. از این رو حفظ هویت و مظاهر فرهنگی در رابطه با مکان خاص و موقعیت های جغرافیایی خاص هر بوم به حفظ هویت در عصر جهانی شدن کمک شایانی خواهد کرد.

چالشهای مدیریت شهری از منظر پژوهشهای جهانی

دوره 4، شماره 15، تابستان 1399

محمدرضا پورجعفر، الهام قاسمی

چکیده شهرها با مشکلات متعددی از جمله مشکلات زیست‌محیطی مانند آلودگی محیط زیست؛ زیرساخت‌های فرسوده و مشکلات اجتماعی (فقر، جنایت و خشونت) روبرو هستند که نتیجه تراکم و ازدیاد جمعیت شهری است. از این رو چالش اصلی مدیران شهری این است که شهرها را برای شهروندان قابل زندگی و برای سرمایه‌گذاران از لحاظ اقتصادی جذاب کنند. از این رو ایجاد تعادل بین توسعه اجتماعی و اقتصادی به‌منظور جذب سرمایه‌گذاران، ایجاد نیروی کار مناسب و شغل و ارتقا کیفیت زندگی (زیرساخت‌ها، مسکن، خدمات و غیره) در رأس امور قرار می‌گیرد. از طرف دیگر در ارتباط با ابعاد معنوی و اخلاقی در شهر، نظریه اخلاق جهانی مطرح شده است. هرچند مفهوم اخلاق جهانی به‌طور عام مطرح است اما در پژوهش‌های شهری بیشتر به نقش معنویت و اخلاق در معماری، طراحی شهری و محیط‌های ساخته شده، پرداخته شده است و نقش این مفهوم در مدیریت شهری مغفول مانده است. هدف این پژوهش یافتن چالش‌های مدیریت شهری در جهان است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است. روش تجزیه تحلیل در این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است و از روش مروری ساده استفاده شده است. در این راستا در ابتدا ادبیات تحقیق در راستای استخراج تعاریف و ابعاد مدیریت شهری و چالش‌های آن، با روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی بررسی شده و از طریق روش کدگذاری باز، محوری و موضوعی تقلیل یافته و دسته‌بندی شده است. این دسته‌ها شامل تعاریف مدیریت شهری، ابعاد، رویکردها و چالش‌های آن است. در این باب 12 مقاله Q1 انگلیسی، 16 کتاب انگلیسی از انتشارات معتبر، 5 کتاب فارسی، یک مقاله و دو طرح پژوهشی ایرانی مطالعه شده و پس از انجام تحلیل و استخراج چالش‌های مربوط به مدیریت‌شهری تحت عنوان یک جدول در نهایت ارائه گردیده است که نشان می‌دهد از اصلی‌ترین چالش مدیریت‌شهری مشکلات ناشی از افزایش جمعیت و شهرنشینی، عدم وجود حکمروایی و عدم به‌کارگیری مشارکت اجتماعی در فرآیند مدیریت شهری است و در پژوهش‌ها به ابعاد اخلاق جهانی و بستر آن در کیفیت مدیریت شهری و حکمروایی کمتر توجه شده است.

تأثیر سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی در تحقق طراحی شهری با استفاده از تکنیک SOAR

دوره 3، شماره 13، زمستان 1398

محمد نصراصفهانی، محمدرضا پورجعفر، الهام قاسمی

چکیده مشارکت اجتماعی و سرمایه اجتماعی به عنوان شاخص‌ها و مؤلفه‌های پایدرای اجتماعی (مؤلفه سوم شمول اجتماعی) است که پایداری اجتماعی شامل اقداماتی در زمینه‌های طراحی شهری، عرصه‌های اجتماعی و نابرابری‌های فضایی می‌باشد. از سویی دیگر مشارکت اجتماعی به عنوان یکی از معیارهای اصلی سرمایه اجتماعی است که باعث همکاری بیشتر شهروندان با ارگان‌های ذی‌نفوذ در جهت تحقق بخشیدن به طراحی فضاهای شهری می‌شود. هدف این پژوهش تبیین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی با کمک از روش توصیفی-تحلیلی و کیفی و میزان اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر مشارکت اجتماعی است. بنابراین با استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده در محله شهشهان به بررسی و سنجش این رابطه پرداخته شده است. فرجام این پژوهش با کمک از تکینک SOAR به ارائه راهبردها و پیشنهاداتی در راستای تحقق طراحی شهری و همچنین رسیدن به اهداف مورد نظر منجر شده است. نتایج حاصله از یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به مبانی نظری، مؤلفه‌ها و آیتم‌هایی نظیر: مشارکت و درگیر کردن مردم، اعتماد، آموزش و دسترسی به اطلاعات، انجمن‌های داوطلبانه، همکاری و همدلی و حمایت اجتماعی، گروه‌ها و محیط‌های اجتماعی، زمینه خانوادگی و موقعیت اجتماعی، تعامل اجتماعی، روابط اجتماعی، کنش هدفمند، وساطت اجتماعی، امنیت، رضایت، اوقات فراغت، تعهدات و ضمانت، شبکه‌های اجتماعی و فناوری، انسجام اجتماعی و پذیرش تفاوت‌ها و هنجارها است که بر روی مشارکت اجتماعی تأثیر می‌گذارد