تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانه شهری شهرداریها (نمونه مطالعاتی: شهرداری یزد)
دوره 10، شماره 38، بهار 1405، صفحه 145-164
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075549.1195
محمد رضائی رحیمی، محمود محمدی، اندیشه آریانا، مژده جمشیدی
چکیده تحولات پیچیدۀ شهرها و ضرورت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، نقش رصدخانههای شهری را بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی حکمرانی شهری برجسته ساخته است. با وجود توسعۀ مفهومی و فنی رصدخانههای شهری در ایران، ضعف در ساختارهای نهادی رسمی و نبود چهارچوبهای سازمانی، حقوقی و اجرایی منسجم، کارآمدی و پایداری این نهادها را با چالش مواجه کرده است. پژوهش حاضر، با هدف تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانۀ شهری شهرداریها با تمرکز بر شهرداری شهر یزد انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردیـتوسعهای و از نظر روششناسی، آمیخته (کیفی_کمی) است. در این مقاله، روشهای تحلیل ذینفعان با استفاده از تحلیل ماتریس قدرتـمنفعت، تحلیلهای آمار توصیفی، انجام آزمونهای ناپارامتریک میانگین فریدمن و همبستگی اسپیرمن در محیط نرمافزار SPSS انجام شده است. نتایج تحلیلهای انجامشده نشان میدهد که رصدخانۀ شهری در شهرداری شهر یزد قابل پیادهسازی است و مهمترین یافتههای برآمده از انجام تحلیلها نشان میدهد تدوین الگوی نهادی پشتیبان رصدخانۀ شهری از سنجههای ارزیابی و گزارشدهی، پایداری و نهادینهسازی، پایش و نظارت، جمعآوری و مدیریت دادهها، امنیت، حاکمیت قانون، طراحی و تدوین، اجرا و پیادهسازی برنامه و ذینفعان تشکیل شده است و موفقیت و پایداری رصدخانۀ شهری مستلزم برخورداری از پشتوانۀ نهادی رسمی، ساختار حکمرانی شفاف، نظام یکپارچۀ داده، الزامات قانونی و امنیتی، مشارکت فعال ذینفعان و یادگیری سازمانی مستمر است. الگوی پیشنهادی میتواند بهعنوان چهارچوبی عملیاتی برای ارتقای تصمیمسازی مبتنی بر داده، شفافیت، پاسخگویی و بهبود مدیریت شهری در شهرداریها استفاده شود.
برنامهریزی شهری و تنهایی: تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در ایجاد بحران تنهایی
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050246.1101
فرشاد طهماسبی زاده، شیرین طغیانی، محمود محمدی
چکیده پدیدۀ تنهایی بهعنوان «همهگیری پنهان قرن بیستویکم» به چالشی اساسی در جوامع شهری تبدیل شده است. با وجود پیامدهای چندبعدی آن، خلأ مطالعاتی در تحلیل نظاممند نقش برنامهریزی شهری در تشدید تنهایی وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بینرشتهای به تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در این زمینه پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته است. جامعۀ آماری پژوهش را خبرگان حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی، علوم اجتماعی، معماری، شهرسازی و روانشناسی اجتماعی تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G*Power تعداد 100 نفر تعیین و پرسشنامه با روش نمونهگیری گلولهبرفی میان خبرگان توزیع شد. روایی ابزار به روش قضاوت خبرگان تأیید شد. گردآوری دادهها در بخش ادبیات، پیشینه و شاخصهای پژوهش به روش کتابخانهای و در بخش سنجش و ارزیابی شاخصها به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. در تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آماری فریدمن، تی تکنمونهای و همبستگی در نرمافزار SPSS استفاده شد. احساس تنهایی در شهرهای معاصر از تعامل عوامل کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی شکل میگیرد. این پدیده از سه لایۀ اصلی تأثیر میپذیرد: کالبدی-فضایی (شامل کیفیت فضاهای عمومی و مسکن)، اجتماعی-فرهنگی (مشارکت شهروندان و فعالیتهای جمعی)، و محیطی-اکولوژیک (ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی). مجموع این عوامل در تعامل با یکدیگر به تشدید یا کاهش احساس تنهایی در شهروندان منجر میشوند. برنامهریزی شهری نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه و چندسطحی است که بهطور همزمان به ابعاد کالبدی، اجتماعی و محیطی توجه داشته و مبتنی بر اصول طبیعت-محور و انسان-محور باشد. این رویکرد باید راهکارهایی چون ایجاد شبکۀ یکپارچه فضاهای عمومی، تقویت زیرساختهای اجتماعی، یکپارچهسازی عناصر طبیعی در طراحی شهری و حفظ میراث فرهنگی را در خود جای دهد.
تحلیل نواحی اجتماعی شهری در منطقه 7 شهر اصفهان بر پایه استفاده از مدل سه ساخت و فن نقشههای همپوش
دوره 6، شماره 22، بهار 1401، صفحه 31-41
https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702063
مریم عرب لودریچه، افسانه طالبی ورنوسفادرانی، محمود محمدی
چکیده تحلیل نواحی اجتماعی سازوکاری را شرح می دهد که توسط آن خانوارها، مناطق مسکونی خاصی را در درون شهر انتخاب می کنند یا به آن تخصیص می یابند. این ساز و کار قطعی نبوده و نقشه واضحی در ارتباط با آن وجود ندارد. به همین منظور، برای تحلیل نواحی اجتماعی نیاز به به کارگیری روشی است که پیچیدگی های مختلف فضایی درون و بین بخشی را حل نماید. در این بین، مدل سه ساخت از جمله روش های جامع و یکپارچه در تحلیل نواحی اجتماعی به شمار می رود که بر اساس سه عامل وضعیت اجتماعی- اقتصادی، وضعیت مسکن و خانوار و وضعیت جدایی گزینی یا تبعیض نژادی به تفکیک یا متمایز نمودن نواحی اجتماعی می پردازد. به همین دلیل، در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و مدل سه ساخت ابتدا به تعیین معیارهای قابل به کارگیری در تعیین نواحی اجتماعی در منطقه 7 شهر اصفهان به عنوان مورد مطالعة این پژوهش پرداخته و سپس بر اساس فن نقشه های همپوش، نقشه های حاصل از معیارها باهم ترکیب شده است و در نهایت، نواحی اجتماعی منطقه 7 شهر اصفهان برپایة تحلیل های انجام شده در نقشه ای به تصویر درآمده است.
تعیین و تحلیل مشکلات ساختاری فضایی و فعالیتی شهرها برپایة رهیافت مشکلیابی-مشکلگشایی (مورد مطالعه: منطقه 7 شهراصفهان )
دوره 5، شماره 19، تابستان 1400، صفحه 57-66
افسانه طالبی ورنوسفادرانی، محمود محمدی، مریم عرب لودریچه
چکیده گسترش شهرنشینی و تغییر در شیوة زندگی در قرن بیستم، شهروندان را با مشکلات زیادی روبهرو ساخته است. بر این اساس یافتن راهکارهای مناسب برای تحلیل مشکلات میتواند نقش مهمی در تداوم پویایی و توسعة شهر ایفا کند. منطقه ۷ شهر اصفهان به عنوان یکی از مناطق این کلانشهر با مشکلات جدی در ساختار فضایی و فعالیتی خود مواجه است که منجر به نارضایتی و مهاجرت ساکنین بومی شده است. بر این اساس شناسایی مشکلات ساختار فضایی و فعالیتی منطقه برپایة رهیافت مشکلیابی-مشکلگشایی به عنوان هدف اصلی این مقاله در نظر گرفته شده و از ۴ مسیر تحلیل ساختار فضایی، تحلیل برنامههای فرادست، ممیزیهای اجتماعی و مصاحبه با مسئولین به دست آمده است. در این راستا پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و با روش کتابخانهای- میدانی اقدام به جمعآوری دادههای مورد نیاز کرده است. دادههای مربوط به مبانینظری و شناسایی مشکلات در اسناد فرادست با روش کتابخانهای و دادههای مشکلات ساختار فضایی و فعالیتی با روش میدانی و تکمیل ۱۳۹ پرسشنامه در بین ساکنان و انجام ۱۰ مصاحبه با مسئولین جمعآوری شده است. نتایج پژوهش نشاندهنده آن است که مهمترین مشکلات در این منطقه شامل توسعههای بدون برنامه، تبدیل اراضی کشاورزی به مسکونی، قراگیری فعالیتهای فراتر از سطح منطقه، تجمع کاربریهای مزاحم، کمبود سطح و سرانه فضاهای خدماتی و پراکنش نامناسب آن، بلندمرتبهسازی، مشکلات ترافیکی، خشک شدن مادیها و اراضی کشاورزی، درآمد پایین شهرداری، عدم هماهنگی نهادهای مدیریت شهرداری، عدم پاسخگویی شهرداری به خواستها و نیازهای مردم، پایین بودن حس تعلق و میزان مشارکت است.
