بازخوانی گفتمان تابآوری اجتماعات محلی، مدل محلۀ تابآور با اتکا بر عرصۀ اجتماعی-فضایی
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 5-30
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2049697.1096
فاطمه شمس، محمدرضا پورجعفر، سید مهدی خاتمی، علی سلطانی
چکیده تمرکز بر تعریف جوامع محلی تابآور، ظرفیتهای نهادی و انطباقی، مهارتها، انرژی و منابع را در اختیار افراد، نهادها و گروههای محلی قرار میدهد. با وجود اهمیت مفهوم تابآوری، بررسی آن بهصورت یک پدیدۀ چندوجهی در اجتماعات محلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش اعمال تفکر تابآوری در عرصۀ اجتماعی-فضایی محلههای شهری و ارائۀ مدل محلۀ تابآور از منظر اجتماعی-فضایی از طریق مروری تحلیلی-توصیفی بر ادبیات نظری موجود است. در این راستا، روششناسی در چهارچوب پارادایم تفسیرگرایی در دو گام مرور نظاممند مطالعات و استخراج منابع اصلی (35 سند) و تحلیل محتوای کیفی هدایتشده با رویکرد استقرایی استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد که در مدل اجتماعات محلی تابآور سه لایه یا سطح قابل شناسایی است: لایۀ فوقانی یا سطح اول شامل سیستم مدیریتی-نهادی و دربردارندۀ عوامل توانمندکنندۀ اجتماعات محلی است و وظایف تصمیمسازی و قاعدهمندسازی در این لایه جریان دارد. این سطح با سطح زیرین خود، یعنی لایۀ مرکزی، که ناظر بر ظرفیتها و پتانسیلهای اجتماعات است و وظیفۀ ارائۀ خدمات عمومی با هدف حمایت و حفاظت در برابر بحران را بر عهده دارد، در تعامل نزدیک است. سطح زیرین نیز بستر کالبدی-فضایی سطوح فوق را ایجاد میکند و شامل عناصر و اجزای محیطی و الگوهای فضایی و یا نمود عینی اجتماع محلی است. مضامین سهگانه شامل ظرفیت بسیجشوندگی، ظرفیت تجربهپذیری و ظرفیت نقشپذیری محله در کلیۀ سطوح مذکور برقرارند و از طریق مقولههای دوازدهگانۀ بیانشده، در سیکلی رفت و برگشتی، جریان هرچه تابآورتر شدن اجتماعات محلی را بازتولید میکند.
مطالعه تطبیقی آرامستان تخت فولاد و گلستان شهدا اصفهان در برخورداری از کیفیت «معنویت» در فضاهای شهری
دوره 6، شماره 25، زمستان 1401، صفحه 49-67
https://doi.org/10.22034/jspr.2023.707364
الهام قاسمی، سید مهدی خاتمی، مهدی مطیع، محمدرضا پورجعفر
چکیده مدرنیسم در پیشرفت زندگی بشر در ابعاد فناورانه نقش مهمی ایفا کرده، اما نگاه صرف مادیگرایانه آن، شهرها و فضاهای شهری را با چالشهای اساسی در زمینههای اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی و معنوی (ابعاد غیرمادی وجود انسان) روبرو کرده است؛ بنابراین توجه به کیفیت معنویت در ساخت و سنجش فضاهای شهری گام مهمی در مقابله با این چالشهاست. ازاینرو هدف این پژوهش فهم ابعاد کیفیت معنویت در فضاهایشهری و سنجش آن در برخی فضاهایشهری اصفهان است. در بخش کیفی بهوسیله مرور سیستماتیک، ادبیات موضوع تبیین شدهاست. در بخش کمی، آرای دو گروه نخبگان (51 نفر) و شهروندان (400 نفر) بهمنظور رتبه بندی ادراک معنویت از 22 فضای منتخب شهر اصفهان بر اساس مقیاس لیکرت بهوسیله پرسشنامه بررسی شده و از آزمون فریدمن جهت رتبه بندی ادراک معنویت و از تحلیل واریانس یک طرفه جهت مقایسه ادراک حس معنویت در گروه پاسخ دهنده استفاده شدهاست. بر اساس امتیازات دو گروه اساتید و شهروندان به میزان معنویت در فضاهای شهری اصفهان، مسجد جامع بیشترین و بازارچه حسن آباد کمترین امتیاز را کسب نمودهاند. همچنین از بین گونههای فضا، «آرامستان» بالاترین امتیاز را در برخورداری از معنویت دریافت کردهاست. از این رو دو آرامستان مهم اصفهان، آرامستان تخت فولاد (آرامستان عمومی و آرامستان مشاهیر دینی و فرهنگی) و گلستان شهدا بهعنوان نمونههای مورد مطالعه جهت انجام مصاحبههای عمیق با شهروندان (21 نفر) انتخاب و مصاحبهها بهوسیله تحلیل مضمون، تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که سکوت، خلوت، آرامش، معماری اسلامی بناها و بقعهها، تلفیق طبیعت و عناصر طبیعی با آرامستان، نمایانی آسمان و وسعت محدوده؛ و نیز ابعاد ذهنی فضا اعم از حس ذکر، حس جدایی از دنیا، اتصال با اولیای الهی و بزرگان دینی از مهمترین عوامل ایجاد معنویت در این آرامستان هاست.
تبیین جایگاه عوامل انسانی و سازمانهای مداخلهگر در فرآیند شکلگیری نماهای شهری تهران
دوره 6، شماره 23، تابستان 1401، صفحه 5-24
https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702058
غزل یوسفی بجارسری، سید مهدی خاتمی، سید علی صفوی
چکیده آشفتگی نماهای شهری در وضعیت فعلی تهران روزانه در معرض دید میلیون ها شهروند قرار می گیرند. در راستای حل این معضل در سال های اخیر مقاله ها و کتب متعددی به رشته تحریر درآمده است و چندین همایش ملی نیز برگزارشده است. با جستجو و بررسی اولیه این مطالعات روشن می گردد که اغلب قریب به اتفاق این مطالعات بر کیفیت مطلوب نماهای شهری تمرکز دارند و از فرآیند تولید نما و ابعاد رویه ای آن غفلت کرده اند. در این راستا هدف اصلی این مقاله شناخت و تبیین جایگاه عوامل انسانی و سازمان های دخیل در فرآیند شکل گیری نماهای شهری و تحلیل چالش های رویه ای در آن است. بدین منظور در این مقاله ابتدا با مرور پایگاه های داده، مانند سیویلیکا، مگیران، نورمگز، جهاد دانشگاهی و موتور جست وجوگر گوگل، مقالات مرتبط با نماهای شهری در ایران استخراج شد. در مرحله ی بعد با استخراج مقالات مرتبط و دسته بندی، ارزیابی و تحلیل محتوایی آنان، پرسشنامه ای با سؤالات باز و بسته، در راستای تکمیل و تثبیت اطلاعات، به صورت تصادفی در سطح شهر تهران تکمیل شده است. اطلاعات به دست آمده از روش هایی چون روش تحلیل عامل اکتشافیPCA ، آزمون فریدمن و روش تحلیل تماتیک جهت تحلیل سؤالات استفاده شده است. درنهایت با توجه به تحلیل های انجام شده، عوامل انسانی و سازمان های دخیل در فرآیند شکل گیری نماهای شهری و حوزه های اصلی آنان در سه بعد، مدیریتی- اجرایی (مدیریت شهری، مجریان و پیمانکاران)، فرهنگی- آموزشی (عموم مردم و طراحان( و اقتصادی (سرمایه گذاران) دسته بندی و اولویت بندی شده و چالش های مرتبط با هر یک از عوامل انسانی و سازمان های مداخله گر به تفکیک شناسایی شده است.
