نویسنده = مرتضی میرغلامی

مقایسه تطبیقی میادین شهرهای ایتالیا و ایران به عنوان تجسم فضایی-کالبدی ساختارهای سیاسی- اجتماعی- مذهبی

دوره 6، شماره 24، پاییز 1401، صفحه 5-38

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702070

مانا وحیدبافنده، مرتضی میرغلامی

چکیده میدان در مفهوم واقعی آن فضای باز وسیعی است که معمولا بر اجتماعات مردمی و ساختارهای سیاسی- اجتماعی جامعه تأثیر مستقیم دارد. برای فهم مفهوم فضاهای شهری در شهرهای اروپا بایستی مفهوم آگورا در یونان باستان را جستجو کرد که نقش مهمی در تنظیم روابط نهادهای مختلف شهری از جمله مذهب، سیاست، اجتماع و تجارت در شهرهای آن دوره داشته است. دوره مهم تاریخی آن را در تکامل میدان های سده 11 و 12 میلادی در ایتالیا باید دانست که بر پایه فورم های رومی شکل گرفته است، در این دوره ابتدا با انحصارطلبی اشراف و کلیسا این فضاهای عمومی شکل گرفت هاند که تأثیر مستقیم نهاد قدرت بر ساختارهای میدان را در ذات خود نشان می دهد، اما به تدریج با تشکیل دولت، قدرت اشراف و کلیسا کاهش یافت و مکان های عمومی و میادین برای مردم به عنوان ساختار نهاد اجتماعی شکل پیدا کردند، دادگاه، دفاتر شورای شهر و بازارها در کنار آنها ساخته شده اند که نقش میدان های اروپایی را دموکراتیک کردند، در قرن های بعدی نیز شهرهای جدیدی ظهور کردند که میدان ها با کاربری های گوناگون نقش اصلی در شکل گیری آنها داشته اند. به موازات این فضاها در شهرهای یونانی و رومی، در ایران نیز در دوران های گوناگون سلسله مراتب فضایی برای شهروندان وجود داشته است که بعد از ورود اسلام به شهرها، میدان ها به عنوان مرکز تجمعات شهری و نهاد اقتصادی شکل پیدا کردند و بعد از قدرت گرفتن نهادهای سیاسی، میادین مراکزی برای نمایش قدرت شاهان و حاکمان بوده است. هدف اصلی این پژوهش مقایسه نهادی بین میادین ایرانی (دوره سلجوقیان، تیموریان، صفویه) و ایتالیایی (دوره باروک، رنسانس، گوتیک) در بین قرن های 12 تا 18 میلادی می باشد که این مقایسه بین 11 نمونه از مهمترین و مطرح ترین میدان ها صورت گرفته است، این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که (تفاوت و شباهت نهادی میان میدان های ایرانی و اروپایی شامل چه مواردی می باشد؟) همچنین مدل نظری و چارچوب اصلی پژوهش بر اساس مطالعات اسنادی استخراج شده است که از نظر افرادی مهم چون وبر برای رسیدن به آن استفاده شده است که بدنه اصلی نظری شامل نهاد اقتصادی، محلی، مذهبی، اجتماعی و سیاسی (سیاسی با تأکید بر نفع مردم، سیاسی با تأکید بر قدرت شاه) می باشد و بر اساس آن میدان ها باهم مقایسه شده اند. نتیجه و یافته های تحقیق نشان دهنده وجود عنصر مذهب به صورت مشترک و تأثیرگذار در میدان های ایرانی (مسجد) و ایتالیایی (کلیسا) می باشد، همچنین رابطه مؤثری میان نهادهای اقتصادی و بازار، اجتماع و محله در هر دو زمینه مشاهده می شود، میدان ها اروپایی در دوران رنسانس نقش تجاری قوی داشته اند و نهادهای محلی نیز عنصر مؤثری بوده اند و همچنین میدان های ایرانی دارای نقش سیاسی (با تأکید بر قدرت شاه) بوده اند در حالی که میدان های اروپایی وجود نهادهای سیاسی (سیاسی با تأکید بر نفع مردم) نشان مشارکت و اهمیت جامعه مدنی و شهروندان بوده است.

بررسی تبعات اجرای پروژه‌های مسیرگشایی در بافت شهر تبریز

دوره 6، شماره 23، تابستان 1401، صفحه 45-68

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702054

امین امینی کاشانی، مرتضی میرغلامی

چکیده یکی از مسائل چالش برانگیز در شهر تبریز مسیرگشایی‌های متعدد در بافت شهری بوده که معمولا با هدف افزایش دسترسی شهروندان به معابر جدید و حل معضل ترافیک به اجرا در آمده است. پژوهش حاضر با هدف "ارزیابی تبعات اجرای پروژه‌های مسیرگشایی در بافت شهری تبریز" می‌خواهد به این پرسش پاسخ گوید که "اجرای پروژه‌های مسیرگشایی در دو دهه اخیر به عنوان استراتژی و مسیر توسعه شهر تبریز تا چه اندازه منجر به عدالت شهری شده و چه تبعاتی برای شهروندان و بافت شهری تبریز به همراه داشته است؟". روش تحقیق مورد استفاده روش توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه‌ای و میدانی بوده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد که آن دسته از خیابان‌هایی که بر اساس منطق رشد و حرکت شهر و بر اساس دستورالعمل‌های متناسب با ژنوم آن تعریف و تعریض شده‌اند، موفق‌تر از خیابان‌های تک بعدی و تحمیلی عمل کرده‌اند. در شهر تبریز تعریض خیابان‌ها و گذرهایی مثل تربیت، راسته کوچه و امام خمینی در تناسب با قواعد شهر، فضاهایی نسبتا موفق و قابل قبول در شهر را موجب شده‌اند. در ارتباط با پروژه‌های مسیرگشایی‌ ناقص، شهرداری‌ها می‌توانند با استفاده از برخی ابزارهای امتیازدهی، اقدامات عمرانی را با سرعت بیشتری به نتیجه برسانند. همچنین با توجه به وجود گسترده بافت باارزش در شهر تبریز، متاسفانه در برخی موارد به دلیل ضعف مطالعه و نیازسنجی و در نظر نگرفتن کلیه جوانب و تبعات اجرای طرح‌ها‌، پروژه‌های مسیرگشایی‌ منجر به آسیب‌رسانی به میراث فرهنگی و تاریخی شهر شده است.