تحلیل علمسنجی گفتمان روانشناسی محیطی و برنامهریزی شهری: نقشهیابی دانش، شناسایی تحولات مفهومی و شکافهای پژوهشی (1973-2025)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2080721.1222
ملیحه خبازی، حافظ مهد نژاد
چکیده با تبدیل شدن اختلالات سلامت روان به یک مسئله مهم شهری، ایجاد فضاهای پاسخگو به نیازهای روانشناختی ساکنان ضروری شده است. این پژوهش با هدف شناسایی روابط بین روانشناسی محیطی و برنامهریزی شهری، نقشهبرداری دانش و کشف شکافهای پژوهشی انجام شد. روش تحقیق، تحلیل علمسنجی ۴۶۲ منبع از پایگاه اسکوپوس (۲۰۲۵-۱۹۷۳) با استفاده از نرمافزار VOSviewer برای ترسیم همرخدادی و تجزیه و تحلیل کلمات کلیدی بود. یافتهها نشان داد مفاهیم کلیدی مانند «فضای سبز»، «طراحی محیطی» و «سلامت روانی» نقش محوری در پیوند این دو حوزه دارند. تحلیل دادهها شش خوشه پژوهشی متمایز را شناسایی کرد: ۱) روانشناسی محیطی و پایداری شهری، ۲) عوامل جمعیتشناختی و اجتماعی-اقتصادی، ۳) سلامت روانی سالمندان، ۴) فعالیتهای حرکتی و محیط کالبدی، ۵) عوامل خطر و تنش روانی، و ۶) ایمنی ترافیک و رفتار رانندگی. واکاوی روندهای زمانی در چهار دوره نشان داد تمرکز پژوهشهای اخیر به سمت موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، همهگیری کووید-۱۹ و پایداری تغییر کرده است. نتایج نشان میدهد روانشناسی محیطی میتواند به عنوان پلی میان طراحی فضایی و نیازهای روانی ساکنان عمل کرده و از طریق سه مسیر اصلی همگرا شود: طراحی مبتنی بر نیازهای روانی، خلق محیطهای اجتماعی پایدار، و مدیریت بحران. این همگرایی به توسعه شهرهایی کمک میکند که نیازهای چندگانه ساکنان را تأمین و پایداری را تضمین نمایند. بر این اساس، پژوهش ادغام روانشناسی محیطی در سیاستهای شهری و تمرکز تحقیقات آتی بر تغییرات اقلیمی و بحرانهای نوپدید را پیشنهاد میدهد.
برنامهریزی شهری و تنهایی: تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در ایجاد بحران تنهایی
دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050246.1101
فرشاد طهماسبی زاده، شیرین طغیانی، محمود محمدی
چکیده پدیدۀ تنهایی بهعنوان «همهگیری پنهان قرن بیستویکم» به چالشی اساسی در جوامع شهری تبدیل شده است. با وجود پیامدهای چندبعدی آن، خلأ مطالعاتی در تحلیل نظاممند نقش برنامهریزی شهری در تشدید تنهایی وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بینرشتهای به تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در این زمینه پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته است. جامعۀ آماری پژوهش را خبرگان حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی، علوم اجتماعی، معماری، شهرسازی و روانشناسی اجتماعی تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G*Power تعداد 100 نفر تعیین و پرسشنامه با روش نمونهگیری گلولهبرفی میان خبرگان توزیع شد. روایی ابزار به روش قضاوت خبرگان تأیید شد. گردآوری دادهها در بخش ادبیات، پیشینه و شاخصهای پژوهش به روش کتابخانهای و در بخش سنجش و ارزیابی شاخصها به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. در تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آماری فریدمن، تی تکنمونهای و همبستگی در نرمافزار SPSS استفاده شد. احساس تنهایی در شهرهای معاصر از تعامل عوامل کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی شکل میگیرد. این پدیده از سه لایۀ اصلی تأثیر میپذیرد: کالبدی-فضایی (شامل کیفیت فضاهای عمومی و مسکن)، اجتماعی-فرهنگی (مشارکت شهروندان و فعالیتهای جمعی)، و محیطی-اکولوژیک (ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی). مجموع این عوامل در تعامل با یکدیگر به تشدید یا کاهش احساس تنهایی در شهروندان منجر میشوند. برنامهریزی شهری نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه و چندسطحی است که بهطور همزمان به ابعاد کالبدی، اجتماعی و محیطی توجه داشته و مبتنی بر اصول طبیعت-محور و انسان-محور باشد. این رویکرد باید راهکارهایی چون ایجاد شبکۀ یکپارچه فضاهای عمومی، تقویت زیرساختهای اجتماعی، یکپارچهسازی عناصر طبیعی در طراحی شهری و حفظ میراث فرهنگی را در خود جای دهد.
ارزیابی اثرات ابعاد برنامهریزی شهری بر ساختمانهای پایدار با استفاده از روش پویایی سیستم (مورد مطالعه: شهرستان قائنات)
دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 5-29
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2037448.1078
مرضیه امینی، سیده الهام داوری، محسن رضائی عارفی، محمد مولائی قلیچی
چکیده مسئلۀ استفادۀ بهینه از انرژی، در عصر حاضر، مسئلهای ویژه و مورد توجه همگان است. در طراحی ساختمانهای نوین با نگرش معماری سبز و درکل معماری پایدار به مسائلی، مثل صرفهجویی در مصرف انرژی، استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر و سازگار با محیطزیست و استفاده از مصالح ساختمانی همگام با محیط، توجه ویژه دارد. طراحیهای پایدار و ارگانیک با رعایت اصول اقلیمی و استفاده از عوامل طبیعی میتوانند از ضررهای واردشده به طبیعت بکاهند و به معماری پایدار و انسانی دست یابند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی و شناخت نقش ابعاد برنامهریزی شهری بر ساختمانهای پایدار در شهرستان قائنات است. روش پژوهش بهصورت ترکیبی از روشهای کیفی و کمّی است. در بخش کیفی با استفاده از ادبیات و پیشینۀ پژوهش مرتبط و همچنین از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با خبرگان، ابعاد مؤثر بر ساختمانهای پایدار در شهرستان قائنات شناسایی شده است. برای نمونهگیری، از روش گلولهبرفی استفاده کردهایم. در حجم نمونه از هفده نفر خبره از شرکتهای معماری و استادان دانشگاه استفاده کردهایم. شیوۀ تحلیل در بخش کمی روش پویایی سیستم و نرمافزار Vensim PLE 7.3.5 است. محدودۀ زمانی مطالعۀ طرح بین سالهای 1393 تا 1413 است. یافتهها حاکی از آن است که عوامل برنامهریزی شهری در شهرستان به پنج دسته، شامل حملونقل، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پایداری انرژی و محیطزیست شهری تقسیمبندی شدهاند. نتایج نشان داده است که ساختمانهای پایدار تأثیرات مستقیمی بر مؤلفههای شهر پایدار دارند. این ساختمانها به کاهش آلودگی، تولید انرژی پاک و بهبود منظر شهری بسیار مؤثر پایدارند.
سیر دگرگونی و تکامل مشارکت شهروندان در برنامهریزی شهری درگذر زمان بر پایۀ انگاشتهای ارتباطات و مقتدرسازی اجتماع منسجم محلی
دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 43-58
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2030548.1074
داریوش مرادی چادگانی، خاطره امیری
چکیده مشارکت شهروندی فرایند تصمیمگیریهای عمومی اثرگذار بر منافع فردی و جمعی است که بخشی از دموکراسی را در چهارچوب رابطۀ اعطای قدرت بین شهروندان و حکومت قرار میدهد. این فرایند، که در برنامهریزی شهری و در جوامع توسعهیافته موردتوجه قرارگرفته، نیازمند بستر مناسب ارتباطی است. از طرفی شکلگیری آن به میزان تحقق فرایند مقتدرسازی اجتماعات منسجم محلی وابسته است که طی آن افراد و اجتماعات قدرت تأثیرگذاری بر محیط پیرامون خود را پیدا میکنند و تمرکززدایی در قدرت را بههمراه دارد. ازاینرو، این مقاله با هدف مطالعه و تحلیل چگونگی ارتقای مشارکت شهروندی در برنامهریزی شهری از طریق مقتدرسازی اجتماعات منسجم محلی در بستر ارتباطی فضای مجازی انجام شده است. بهمنظور دستیابی به اهداف مقاله بازبینی متون مرتبط با چهارچوبهای مشارکت شهروندی، مقتدرسازی اجتماع منسجم محلی، ارتباطات با بهکارگیری روش تحلیل متون مدون، بر پایۀ روشهای پژوهش تحلیل تفسیری-تاریخی و مقایسهای زمینههای مشترک سه انگاشت پایه بهصورت موازی بر محور زمان ساماندهی شده است. یافتههای تحلیلهای بهکاررفته در این مقاله مبین ارتقای تدریجی مشارکت شهروندی در برنامهریزی شهری در گذر زمان و در جهت دموکراتیکتر کردن جوامع است. افزونبر این گسترش امکان ارتباطات و افزایش روند تحقق مقتدرسازی اجتماعات محلی در پیشبرد این روند نقش بسزایی داشته است.
برنامهریزی توسعه سکونتگاههای حاشیه ای کلانشهرها با رویکرد استراتژی توسعه شهری (CDS) منطقه مطالعاتی: (محله امیر عرب اصفهان)
دوره 6، شماره 22، بهار 1401، صفحه 73-89
https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702167
کیوان رفیعی، احمد نجفی، بهاره تدین
چکیده حاشیه نشینی پیامد رشد سریع شهرنشینی در جامعه مدرن و مشکل بزرگی است که کلانشهرها به ویژه در کشورهای درحال توسعه با آن روبرو هستند. جایی که سیاست فعلی دولت برای ریشه کنی حاشیه نشینی مغایر با یکی از حقوق اولیه انسانی مهاجران است. ادغام تدریجی اینگونه مناطق در شهرها انسانی ترین و واقع بینانه ترین روش در راستای بهتر کردن فضای زندگی این مناطق است. این نوع سکونتگاه در شهر اصفهان به سرعت در حال رشد است. ناحیه امیرعرب سکونتگاهی غیررسمی و حاشیه ای شهر اصفهان است. این مطالعه به شاخص های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی، زیست محیطی و زیرساخت شهری به عنوان معیارهای کلیدی برای تحلیل و ارزیابی سکونتگاههای غیررسمی در منطقه امیرعرب می پردازد. اصلی ترین هدف این پژوهش، برنامه ریزی سکونتگاههای حاشیه ای و غیررسمی برای ناحیه امیر عرب است که بر اساس رویکرد راهبرد توسعه شهری (CDS) تهیه و تدوین خواهد شد. این مطالعه از روش تحلیل توصیفی-تحلیلی استفاده کرده و داده های موردنیاز از منابع کتابخانه ای و پیمایش میدانی به دست آمده است. از روش نمونه گیری تصادفی برای شناسایی نقاط ضعف و قوت، فرصت ها و تهدیدهای روش SWOT بهره گرفته شده و درنهایت به ارائه راهبردهای مناسب برای برنامه ریزی این نوع سکونتگاه انجامیده است. برای تائید فرضیه ها و روایی آنها از آزمون کای خیدو استفاده شده است.
شناسایی پیشرانهای کلیدیِ موثر بر ارتقاء بافتهای ناکارآمد شهری با رویکرد آیندهپژوهی (مورد مطالعه: بافت فرسوده شهر کرمانشاه)
دوره 5، شماره 18، بهار 1400
امین قهرمانی تولابی، ژیلا سجادی
چکیده عوارض و مشکلات نواحی فرسوده و ناکارآمد شهری، چندوجهی هستند و به شکل خاصی بروز مینماید. افت منزلت اجتماعی و اقتصادی و نابسامانیهای کارکردی و کالبدی این بافتها به همراه افت شدید کیفی محیط شهری از جمله دلایلی است که سیاستگذاران و برنامهریزان شهری را مجاب به ارائه راهبردهای نوینی در مواجهه با مسائل و مشکلات آن کرده است. در همین راستا هدف این پژوهش واکاوی پیشرانهای کلیدیِ موثر بر ارتقاء بافتهای ناکارآمد شهری با رویکرد آیندهپژوهی در شهر کرمانشاه میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به مؤلفههای مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن روش توصیفی – تحلیلی میباشد و از تکنیک پویش محیطی و دلفی برای شناسایی شاخصها استفاده شده است. سپس پرسشنامهی نیمهساختاریافته بین 45 کارشناس متخصص و خبره در حوزهی مسائل شهری توزیع شد. و دادههای بدست آمده از طریق نرمافزار MICMAC تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که سیستم شهری بخصوص در بخش بافت فرسودهی شهر کرمانشاه شرایط ناپایداری را سپری میکند. همچنین بر اساس تحلیلهای انجام گرفته، 19 عامل به عنوان پیشرانهای کلیدی مانند روشهای آمرانه مدیریتی به منظور نوسازی بافت فرسوده، تمرکزگرایی، تزریق به موقع اعتبارات هنگام نوسازی بافت فرسوده ناحیه به صورت مستقیم و متغیرهای توجه به بهسازی و نوسازی در طرحهای جامع و تفصیلی، حق مداخله شهروندان در ساخت و سازه، بسترسازی جهت ورود بخش خصوصی و تعادلبخشی و تحقق عدالت اجتماعی به صورت غیرمستقیم برای ارتقای کیفیت و عملکرد بافتهای فرسوده معرفی شدند.
بازتعریف محتوایی سـیستم بـرنامهریزی شـهری بر پایه تحلیل انتقادی فضای شـهری اصفهان از دید معلولین
دوره 4، شماره 17، زمستان 1399
علی شفیعی دارافشانی، رضا مختاری ملک آبادی
چکیده
معلولیت، بهمثابه پدیدهای زیستی و اجتماعی، واقعیتی است که تمامی کشورها با آن مواجهاند. تأمین نیازهای دسترسی معلولان مستلزم بهکارگیری تمهیدات ویژهای است، چرا که تأمین دسترسی و فرصتهای برابر برای آحاد جامعه یکی از ارکان حقوق شهروندی است. هدف از این مقاله بازتعریف محتوایی سیستم برنامهریزی شهری بر پایه تحلیل انتقادی فضای شهری اصفهان از دید معلولین و ارائه توصیههای عملی برای بهبود شرایط اجتماعی، فضایی و فیزیکی شهرها به نفع افراد معلول جسمی میباشد. به این ترتیب محقق در پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال است که مدل تشکیل یافته از مؤلفههای مورد انتقاد فضای شهری اصفهان از دید معلولین به چه صورت میباشد و این مدل چه میزان اعتبار دارد؟ نوع تحقیق در این پژوهش نوع توصیفی- تحلیلی است. در جمعآوری اطلاعات از مطالعات میدانی و کتابخانهای استفاده شده است. سپس عوامل داخلی و خارجی حاکم بر فضای شهری محدوده مزبور با استفاده از طیف لیکرت امتیازدهی و ارزیابی گردید. همچنین برای تجزیه و تحلیل یافتهها از روش آمار استنباطی تحلیل مسیر و مدل سوات بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از مدل SWOT نشان میدهد که با در نظر گرفتن ماتریس داخلی و خارجی جایگاه وضعیت برنامهریزی در محدوده شماره IV قرار میگیرد؛ بنابراین راهبرد برنامهریزی راهبرد تدافعی است و ضرورت دارد اقدام مؤثری در مناسبسازی فضاهای شهری برای جانبازان و معلولین صورت گیرد.
