بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی (مطالعۀ موردی: شهر آمل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2065439.1142
مریم فلاح، سحر مجیدی هتکه لویی، مهسا حقانی
چکیده در دنیای امروزی، شهرها به محیطهای پیچیده و پویایی تبدیل شدهاند که زندگی روزمرۀ انسانها را بهطور قابل توجهی تحتتأثیر قرار میدهند. شهر آمل با چالشهای خاصی نظیر آلودگی هوا، کمبود فضاهای سبز و بیتوجهی به ابعاد انسانی در طراحی شهری مواجه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی راهکارهایی برای ادغام مؤثر طبیعت در طراحی معماری مدرن بهمنظور بهبود کیفیت زندگی است. روش پژوهش توصیفیـتحلیلی و کمی است و دادهها از طریق پرسشنامههای ساختاریافته شامل 42 شاخص جمعآوری شده است. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه 385 پرسشنامه تعیین شده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که ساکنان نسبت به مشارکت اجتماعی و احساس امنیت رضایت بالایی دارند. بااینحال، کیفیت محیطزیست با میانگین نمرۀ 3.2 پایینترین رتبه را دارد و نیاز به بهبود زیرساختهای محیطی را نمایان میکند. همچنین، دسترسی به خدمات عمومی بهعنوان عامل کلیدی شناسایی شده و تأثیر قویتری بر کیفیت زندگی دارد. تحلیل رگرسیون تأیید میکند که امنیت و ایمنی، کیفیت محیطزیست و مشارکت اجتماعی نیز تأثیر معناداری بر کیفیت زندگی ساکنان دارند. این یافتهها به برنامهریزان شهری کمک میکند تا در جهت بهبود کیفیت زندگی تصمیمات مؤثری اتخاذ کنند. بهویژه، نیاز به توجه ویژه به بهبود فضای سبز و کاهش آلودگیها بهعنوان اولویتهای اصلی مطرح میشود.
خلاقیت کودکانه در فضا؛ مقایسۀ تجربۀ فضای باز و بسته در سن پیشدبستانی
دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 71-89
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2058339.1136
مهسا مشهدی فام، آزیتا بلالی اسکویی، یحیی جمالی
چکیده در دنیای امروز که کودکان بیشتر در فضاهای بسته و محیطهای شهری رشد میکنند، طراحی هوشمندانۀ فضاهای بازی و آموزشی که زمینۀ تجربههای حسی، کشف و تعامل با محیط را فراهم کنند، نقش کلیدی در شکوفایی خلاقیت و توسعۀ شناختی کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ نحوۀ تجربۀ فضا و تعامل کودک با محیط در دو حالت طبیعی/باز و ساختهشده/بسته و شناسایی ویژگیهای فضایی مؤثر در بروز و رشد خلاقیت کودکانه است. این پژوهش از نوع کاربردی و از لحاظ روش اجرا، دارای طرح توصیفی–مقایسهای بهدنبال شناسایی نقش محیط در بروز خلاقیت کودکان پیشدبستانی و فراهم کردن اصول طراحی فضاهای مناسب برای این گروه سنی است. در این مطالعه، پنج مؤلفۀ تفکر خلاق شامل «سیالی»، «ابتکار»، «انعطافپذیری»، «بسط» و «خلاقیت کل» با استفاده از آزمون استاندارد تورنس (TTCT) ارزیابی شدهاند. جامعۀ آماری این پژوهش را کودکان دورۀ پیشدبستانی ساکن منطقۀ ۲ شهرستان مراغه تشکیل میدادند. از میان این جامعه، دو گروه نمونه انتخاب شدند که بهترتیب در محیطهای باز و بسته فعالیت داشتند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص (مانند سن، مقطع تحصیلی و نوع محیط فعالیت) انجام گرفت تا امکان مقایسۀ مؤثر بین دو گروه فراهم شود. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که تعامل مستقیم با محیط طبیعی نقش بهسزایی در تقویت و شکوفایی خلاقیت کودکان دارد؛ بهطوریکه کودکانی که در فضای باز و طبیعی فعالیت داشتند، نسبت به گروهی که در محیط سنتی مهدکودک فعالیت میکردند، افزایش معناداری در مؤلفههای تفکر خلاق (سیالی، ابتکار، انعطافپذیری، بسط و خلاقیت کل) نشان دادند. در این پژوهش، تأثیر نوع فضا بر مؤلفههای خلاقیت بهصورت تفکیکی بررسی شد؛ نتایج نشان داد که مؤلفۀ «ابتکار» در فضای باز و مؤلفۀ «انعطافپذیری» در فضای بسته بیشترین رشد را داشتهاند که بیانگر اثر متفاوت محیطها بر ابعاد گوناگون تفکر خلاق است.
