کلیدواژه‌ها = ظرفیت‌های محیطی
مطالعات شهری

ارتقای محتوای دروس معماری بر اساس مکان‌سازی مبتنی بر ظرفیت‌های فضایی: نمونۀ پژوهشی، طرح درس «معماری بومی»

دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 5-43

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2053574.1115

هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی

چکیده پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئلۀ هماهنگی میان سرفصل‌های آموزشی درس معماری بومی و ظرفیت‌های نظری معماری بومی، به‌دنبال ارائۀ چهارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود آموزش معماری است. در این راستا، مسئلۀ پژوهش در قالب نبود مدلی جامع برای آموزش مفاهیم چندلایه بین ابنیه و طبیعت بررسی شده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، توسعۀ محتوای آموزشی درس معماری بومی با استفاده از انگاره‌های مفهومی موضوع پژوهش است. در این مسیر، پژوهش به شناسایی و معادل‌سازی تم‌های اصلی در ظرفیت‌های نظری فضا، مکان، بوم و محیط پرداخته است. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از چالش‌های طراحی معماری، بدون توجه به شناخت ساختاریافته از محیط و اثرات منفی آن بر کیفیت فضاهای زیستی و تعاملات انسانی است. روش پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل تماتیک انتخاب شده و داده‌های پژوهش از 60 کتاب و 50 مقاله مرتبط استخراج شده است. این داده‌ها طی فرآیند کدگذاری و تحلیل، به 16 ترکیب مفهومی مرتبط با تم‌های محیطی و نظری سازماندهی شدند که به‌طور مستقیم در طراحی طرح درس جدید با 16 جلسۀ آموزشی به ‌کار رفته‌اند. نتایج پژوهش از طریق طراحی شبکه‌ای مفهومی و تدوین اهداف رفتاری بر اساس تم‌های محیطی و نظری، الگویی جامع را برای آموزشِ شناخت و مداخلة هدفمند در محیط‌های بومی ارائه کرده است. پژوهش نتیجه‌گیری می‌کند که با استفاده از اصول بوم‌شناسی، ترکیب معماری سنتی و فرهنگ بومی می‌توان آموزش معماری را به‌سمت معماری مبتنی بر ذات بومی آن، یعنی طراحی فضاهای پایدار و مکان‌های زمینه‌گرا، سوق داد.

مطالعات شهری

انطباق ظرفیت‌های محیطی در مکان و مکانیت شهری: ارائه چهارچوب پایداری مقر شهری

دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 109-135

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2023821.1058

هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی، هیرو فرکیش

چکیده رابطه‌شناسی بین آنچه شهر از محیط دریافت کرده، با آنچه جغرافیای محیطی را برحسب ظرفیت درونی (استقرار شهری) و نقش‌های عملکردی آن (سکونت شهری) به محیط شهری تبدیل می‌کند، باعث شکل‌گیری شاخص «ظرفیت‌های فضایی» مطلوب می‌شود. هدف این پژوهش، بازشناسی و تثبیت مفهومی عوامل سازندۀ مقر شهری از دیدگاه ظرفیت‌های مکان و مکانیت شهری است. دستیابی به این هدف، با بهره‌گیری از روش تحلیلی-تطبیقی، به‌منظور مقایسۀ مکاتب موجود، برای تدوین نظریه‌ای برای بازشناسی مفهوم مقر شهری بوده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های سازندۀ مقر شهری در سه دستة ایستا، فعال و عملگر قابل‌شناسایی است و در تمامی مراحل چرخۀ حیات شهری، موجب تعریف‌شدگی ظرفیت‌های محیطی و جغرافیایی شهرها در قالب مفهوم مقر شهری می‌شوند. بازشناسی و بسط مفهومی مؤلفه‌های سازندۀ مقر شهری با تأکید بر تفکیک مفهومی آن از سایر مفاهیم مشابه شهرسازی، همچنین تأکید بر هماهنگی بین ابعاد مختلف مکان و مکانیت شهر مهم‌ترین نکات برجستۀ این پژوهش است. مداخله‌های انسانی در ظرفیت‌های محیطی شهرها موجب ایجاد تفاوت در ظرفیت‌های مقر شهری موجود، با ظرفیت‌های قابل‌دسترس، و تغییر مؤلفه‌های مقر شهری می‌شود. زیرا ظرفیت‌های شهری، بیش از هر عاملی از جغرافیای شهری و اجتماعی، با ظرفیت‌های وجودی و واقعیت‌های محیطی مرتبط‌اند. در نتیجه می‌توان بیان کرد که برای پایداری مکان و مکانیت شهرها، باید از طریق سازماندهی مؤلفه‌های مقر شهری اقدام کرد.