الگوسازی توسعۀ فضایی در شهرهای کوچک برپایۀ سنجش نیاز ساکنان (مورد مطالعه: شهر دهسرخ)
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 75-92
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2044044.1081
داریوش مرادی چادگانی، نرگس سلطانی، نیلوفر راست قلم، کیخسرو ایرجی آسیابادی
چکیده الگوی توسعۀ فضایی برای هدایت و کنترل مسیر توسعۀ شهرها در آینده اهمیت ویژهای دارد و دستورکارهای مداخله در ساختار فضایی شهر را برای سیستم مدیریت شهری ایجاد میکند. در این مقاله با بهکارگیری رهیافت برنامهریزی راهبردی فضای شهری مشکلسو، مبتنی بر سنجش نیاز و رضایت ساکنان در شهر دهسرخ (یک شهر کوچک و در حال گذار از روستا به شهر)، الگوی توسعۀ فضایی شهر در سطح راهبردی تولید و ویژگیهای متمایز آن ردیابی و معرفی شده است. بهمنظور انجام تحلیلهای مرتبط با نیازسنجی و رضایتسنجی از شیوۀ کمی و کیفی (ترکیبی) بهره گرفته شده است که فنون و روشهای کمی (چون تحلیلهای آماری توصیفی و آزمون میانگین فریدمن) و کیفی (چون تحلیل متن، تحلیل محتوا و تحلیل متون برآمده از گروه هیئتمنصفه ذینفعان کلیدی) و نیز از لحاظ هدف بیرونی کاربردی و توصیفی-تحلیلی-تجویزی است. مهمترین یافتههای پژوهش بیانگر ضرورت مداخله بر اساس مفاهیم بنیادین، چون پایداری، همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی است که مانع از گسیختگی اجتماعی و گسستگی کالبدی در ساختار فضایی شهر میشود و در مسیر ارتقا و بهبود دسترسی ساکنان به خدمات و امکانات پشتیبان سکونت، روند توسعۀ شهر را هدایت و کنترل میکند. ارتقای سطح رضایتمندی ساکنان (بهویژه در سطح محلات) ارتباط مستقیم با فراهم شدن دسترسی عادلانه و متعادل به امکانات و زیرساختهای شهری دارد.
