سرمایه اجتماعی سیال در حفاظت فضاهای میراثی؛ مورد پژوهی: بازار تاریخی تبریز
دوره 9، شماره 37، زمستان 1404، صفحه 55-72
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2074782.1190
حسین اسمعیلی سنگری، راحله پروین
چکیده حفاظت از فضاهای میراثی شهری، بهویژه بازارهای تاریخی، در گرو درک سازوکارهای اجتماعیای است که انسجام، هویت فرهنگی و تداوم تعاملات جمعی را شکل میدهند. بازارهای تاریخی در معرض دگرگونیهای اقتصادی و فرهنگیاند و این تغییرات، هماهنگی میان ذینفعان و اصالت فضا را با چالش مواجه میکند. پژوهش حاضر با تمرکز بر رویکرد «سرمایۀ اجتماعی سیال»، نقش روابط موقت، شبکههای انعطافپذیر و بازتولید فرهنگی را در حفاظت بازار تاریخی تبریز مورد بررسی قرار داد. بدینسان در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش: «سرمایۀ اجتماعی سیال تا چه میزان میتواند در حفاظت و بازسازی بازارهای تاریخی، بهویژه بازار تاریخی تبریز، مؤثر باشد؟»، پژوهش با روش کمی و بر پایۀ مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) اجرا شد تا سازوکارهای پویای سرمایۀ اجتماعی سیال در قالبی سنجشپذیر تحلیل شود. دادهها از طریق پرسشنامهای با طیف پنجگزینهای لیکرت در جامعۀ آماری ۱۵۰ نفر از کسبه، بهرهبرداران و استفادهکنندگان مکرر بازار تاریخی تبریز گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با CVI و CVR تأیید شد و مقدار آلفای کرونباخ 87/0 پایایی مطلوب ابزار را نشان داد. نتایج مدلسازی بیان میکند که سه مؤلفۀ اصلی سرمایۀ اجتماعی سیال تأثیر معناداری بر تقویت هماهنگی میان ذینفعان، ارتقای انسجام اجتماعی و افزایش تابآوری فرهنگی بازار دارند. مؤلفۀ انعطافپذیری شبکهها بیشترین اثر مستقیم را بر شاخصهای حفاظت فضایی نشان داد و تعاملات موقت نیز مسیرهای غیرمستقیم مؤثری را در پیوند میان گروههای فعال ایجاد کرد. این یافتهها چارچوبی عملی برای مدیران شهری و سیاستگذاران ارائه میکند تا با بهرهگیری از ظرفیتهای سرمایۀ اجتماعی سیال، فرآیندهای حفاظت و توسعه پایدار بازارهای تاریخی را اثربخشتر هدایت کنند.
هندسۀ هوشمندی: خوانشی دادهمحور از شش بُعد تکوینی شهرهای هوشمند معاصر اروپایی
دوره 9، شماره 37، زمستان 1404، صفحه 119-161
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2077938.1209
امیرمهیم مهیمی، محسن ایلاقی حسینی
چکیده این پژوهش تلاشی برای بازتعریف منطق ارزیابی هوشمندی شهری از منظر هندسۀ هوشمندی در شهرهای اروپایی است؛ قارهای که تنوع تاریخی، نهادی و فناورانۀ آن بستری مناسب برای سنجش الگوهای تحول شهری فراهم میکند. مطالعۀ حاضر با هدف تبیین چهارچوبی تحلیلی برای مقایسه و شناسایی الگوهای تکوینی شهرهایهوشمند در بسترهای متنوع اروپایی، مجموعهای از شاخصها را که ذیل شش بُعد بنیادین شهر هوشمند (اقتصاد، مردم، حکمروایی، جابهجایی، محیطزیست و زندگی) تعریف شدهاند، تدوین میکند. در این چهارچوب، هندسۀ هوشمندی، بهعنوان الگوی ساختاری توزیع و توازن ابعاد ششگانۀ شهر هوشمند در فضای چندبعدی تعریف میشود. موردهای مطالعه نیز براساس دسترسپذیری دادههای رسمی پایگاههای معتبر اتحادیۀ اروپا و پوشش شاخصهای ششگانۀ شهر هوشمند انتخاب شدهاند. برای سنجش شاخصها، چهار روش تصمیمگیری چندمعیاره شامل AHP، SAW، TOPSIS و VIKOR به کار گرفته شدهاند که هریک از منظری متفاوت به وزندهی و رتبهبندی میپردازند. تفاوت رتبهها با آزمون ناپارامتریک فریدمن ارزیابی شده و با تحلیل جبرانپذیری، شاخصهای مسلط و توافق روشها، رتبهبندی نهایی و تیپهای هندسی هوشمندی استخراج و مختصات ششبعدی هر شهر برای تبیین هندسۀ هوشمندی ارائه شد. یافتهها نشان میدهند که هندسۀ هوشمندی شهرهای اروپا الگوی واحدی ندارند، بلکه منظومهای چند ریخت شامل چهار تیپ اصلی هستند: هستۀ متوازن شمال اروپا، الگوی سختافزارمحور غرب اروپا، الگوی نرمافزارمحور انسانی، و هستۀ توافق منفی در جنوب و شرق. تحلیل نهایی نشان میدهد که مسیر هوشمندی اروپا بهسوی واگرایی ساختاری و تفاوتهای پایدار حرکت میکند. این مطالعه، با ارائۀ چهارچوبی تلفیقی برای سنجش چندوجهی شهرهای هوشمند، برای تصمیمسازی دادهمحور در مدیریتشهری اروپایی مسیر تازهای میگشاید و الگویی قابل تعمیم برای سایر مناطق درحال گذار به زیستبومهای شهری هوشمند عرضه میکند.
خلاقیت کودکانه در فضا؛ مقایسۀ تجربۀ فضای باز و بسته در سن پیشدبستانی
دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 71-89
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2058339.1136
مهسا مشهدی فام، آزیتا بلالی اسکویی، یحیی جمالی
چکیده در دنیای امروز که کودکان بیشتر در فضاهای بسته و محیطهای شهری رشد میکنند، طراحی هوشمندانۀ فضاهای بازی و آموزشی که زمینۀ تجربههای حسی، کشف و تعامل با محیط را فراهم کنند، نقش کلیدی در شکوفایی خلاقیت و توسعۀ شناختی کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ نحوۀ تجربۀ فضا و تعامل کودک با محیط در دو حالت طبیعی/باز و ساختهشده/بسته و شناسایی ویژگیهای فضایی مؤثر در بروز و رشد خلاقیت کودکانه است. این پژوهش از نوع کاربردی و از لحاظ روش اجرا، دارای طرح توصیفی–مقایسهای بهدنبال شناسایی نقش محیط در بروز خلاقیت کودکان پیشدبستانی و فراهم کردن اصول طراحی فضاهای مناسب برای این گروه سنی است. در این مطالعه، پنج مؤلفۀ تفکر خلاق شامل «سیالی»، «ابتکار»، «انعطافپذیری»، «بسط» و «خلاقیت کل» با استفاده از آزمون استاندارد تورنس (TTCT) ارزیابی شدهاند. جامعۀ آماری این پژوهش را کودکان دورۀ پیشدبستانی ساکن منطقۀ ۲ شهرستان مراغه تشکیل میدادند. از میان این جامعه، دو گروه نمونه انتخاب شدند که بهترتیب در محیطهای باز و بسته فعالیت داشتند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص (مانند سن، مقطع تحصیلی و نوع محیط فعالیت) انجام گرفت تا امکان مقایسۀ مؤثر بین دو گروه فراهم شود. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که تعامل مستقیم با محیط طبیعی نقش بهسزایی در تقویت و شکوفایی خلاقیت کودکان دارد؛ بهطوریکه کودکانی که در فضای باز و طبیعی فعالیت داشتند، نسبت به گروهی که در محیط سنتی مهدکودک فعالیت میکردند، افزایش معناداری در مؤلفههای تفکر خلاق (سیالی، ابتکار، انعطافپذیری، بسط و خلاقیت کل) نشان دادند. در این پژوهش، تأثیر نوع فضا بر مؤلفههای خلاقیت بهصورت تفکیکی بررسی شد؛ نتایج نشان داد که مؤلفۀ «ابتکار» در فضای باز و مؤلفۀ «انعطافپذیری» در فضای بسته بیشترین رشد را داشتهاند که بیانگر اثر متفاوت محیطها بر ابعاد گوناگون تفکر خلاق است.
