کلیدواژه‌ها = معماری

خاستگاه‌های اندیشه و روش زمینه‌گرایی در شهرسازی، معماری و حوزه‌های تأثیرگذار بر این دو از دهه 1960 تاکنون

دوره 6، شماره 25، زمستان 1401، صفحه 5-28

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.701830

محمود قلعه نویی

چکیده مفاهیمی چون گسست تاریخی، کارکردگرایی، سبک بین‌الملل و استانداردسازی همگی از ویژگی­های مدرنیزم است. با پیدایش پست مدرنیزم، لزوم توجه به زمینه در ابعاد مختلف از سوی اندیشمندانی از حوزه‌های مختلف همچون تاریخ، فرهنگ، فلسفه، زبان، محیط زیست، روانشناسی و پدیدارشناسی مورد تأکید قرار گرفت؛ اما زمینه گرایی در شهر، فضا و به‌طور کلی محیط مصنوع، نیاز به بازشناسی موشکافانه ­تری به­ویژه در ارتباط با حوزه ­هایی چون نشانه­ شناسی، معناگرایی و ساختارگرایی و نیز رویکردهایی چون سنت­ گرایی و بوم­ گرایی که چهارچوب‌های نظری آن را ایجاد نموده ­اند، دارد. با توجه به خاستگاه‌های گوناگون، بازگشت به زمینه ­گرایی از سال‌های 1960 تاکنون با دگرگونی‌هایی در نگرش، ابعاد، اصول و روش‌ها همراه بوده است. پژوهش حاضر با مروری بر اندیشه­ های تأثیرگذار بر زمینه ­گرایی در شهرسازی و معماری، به دنبال شناخت تأثیر جنبش ­ها، رویکرد­ها و پارادایم ­های گوناگون در حوزه‌های مختلف در بازه زمانی 1960 تاکنون می‌باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی بوده و با تشریح اندیشه‌های صاحب‌نظران زمینه­ گرایی در رشته معماری و شهرسازی و نیز رشته‌های مرتبط و پیشرویی همچون فلسفه و زبان­شناسی که آبشخور اندیشه‌های این دو رشته ­اند، سه گروه اصلی و متمایز را دسته ­بندی می‌نماید. از سه دسته شناسایی شده، دسته نخست که بیشتر تحت­ تأثیر فلسفه و زبان­شناسی اندیشمندان فرانسوی هستند؛ دسته دوم که تمـرکز بیشتری بر روی تاریـخ، فرهنگ، سنت­ گرایی، بوم ­گرایی و توده ­گرایی دارد و دسته سوم که با توجه به تاریخ، سنت، فرهنگ بومی و بوم­ گرایی، تلاش در همزیستی با محیط زیست داشته و در راستای همگرایی با اصول توسعه پایدار تلاش کرده است.