تدوین چهارچوب مفهومی تحققپذیری مقتدرسازی زنان در فضاهای شهری
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 51-74
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2045395.1085
پسند مهدوی سعیدی، مصطفی بهزادفر، محمد مسعود، سید محمد رشتیان
چکیده مقتدرسازی در توسعۀ زنان راهی برای تعریف، به چالش کشیدن و غلبه بر موانع زندگی آنهاست که از طریق آن، توانایی خود را برای شکل دادن به زندگی افزایش میدهند. فرآیند مقتدرسازی نهتنها میتواند مهارتها و دسترسی آنها به منابع تولیدی را ارتقا دهد، بلکه در ارتقای کیفیت، منزلت و جایگاه کار در جامعه نیز موفق خواهد بود. تأثیر مقتدرسازی زنان تأثیر قدرتمندی بر هنجارها، ارزشها و در نهایت قوانین حاکم بر این جوامع ایجاد میکند. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر تلفیق و ترکیب نتایج مطالعات صورتگرفته درخصوص تحققپذیری مقتدرسازی زنان در فضای شهری است. پژوهش حاضر، بر اساس رویکرد کیفی و از لحاظ هدف پژوهشی کاربردی است. در این پژوهش با روش فراترکیب بهمرور نظاممند چهل و سه پژوهش در بازۀ زمانی 2007 تا 2024 پرداخته شد. جامعۀ آماری مشتمل بر کتابها، مقالهها، پایاننامهها و رسالهها و اسناد علمی مرتبط با مقتدرسازی زنان شهری بود و منابع پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شد. نتایج بیانگر آن است که مقتدرسازی زنان شهری منوط به تحققپذیری 5 مقوله یا معیارهای متمایزکننده، 24 زیرمقوله و و 166 کد است. بر اساس نتایج حاصل از یکپارچهسازی دادههای پژوهش در فرایند فراترکیب، مقولۀ گفتمان اصلی توسعه، 33.73 درصد کل کدهای استخراجشده را به خود اختصاص داده است. مقولۀ نوع دانش مورد نیاز برای توسعه 32.54درصد، مقولۀ مراحل اقتداربخشی 6.03درصد، مقولۀ ظرفیتسازی 8.678درصد و مقولۀ نهادسازی 9.03درصد، کل کدهای استخراجشده را به خود اختصاص داده است. ازاینرو، بیشترین کدهای استخراجشده متعلق به مقولۀ گفتمان اصلی توسعه است. ضریب کاپای کوهن پژوهش حاضر معادل 774.0 با معناداری 0.000 میباشد که نشانگر توافق معتبر و مناسب بودن پایایی (بالاتر از 0.6) است. پژوهش حاضر با تلفیق و سنتز نتایج مطالعات پیشین توانسته است چهارچوب مفهومی مقتدرسازی زنان شهری را ارائه کند و زمینه را برای کاربست آن در فضاهای شهری فراهم آورده است.
بازشناسی نقش قنات بر زیست پذیری سکونتگاه های شهری و روستایی با استفاده از روش فراترکیب
دوره 6، شماره 24، پاییز 1401، صفحه 73-93
https://doi.org/10.22034/jspr.2023.707365
پرستو داروئی، مینا کشانی همدانی
چکیده زیست پذیری در معنای اصلی و کلی خود به مفهوم دستیابی به قابلیت زندگی است که بر کیفیت زندگی در سطح محلی متمرکز است و در طول سالها تکامل یافته و اغلب منعکسکننده رابطهای ایدهآل بین محیط زندگی و زندگی اجتماعی است. با توجه به این موضوع، شکلگیری سکونتگاهها به ویژه در مناطق گرم و خشک و زیست پذیری آنها، نماد بارز تعامل انسان و طبیعت در محیط بیابانی، باوجود مشکلات موجود در نحوه تأمین آب و محدودیت منابع آبی است. از اقدامات ابتکاری سازگاری ایرانیان با اقلیم خشک و کم آبی، قنات است که به عنوان یک سیستم آبرسانی پایدار، مستقیماً بر شیوه زیست و زیستپذیری این مناطق اثرگذار بوده است. به همین منظور در این پژوهش به بازشناسی اهمیت و نقش قنات بر زیس تپذیری سکونتگاه های شهری و روستایی پرداخته شده است. به این منظور با بهکارگیری روش فراترکیب از میان 58 مقاله انتخاب شده، تعداد 27 مقاله به صورت مدون و اصولی فیلتر و سپس کدگذاری گردید. با بررسی این مقالات، در ابتدا 164 کد باز و در نهایت 5 مقوله به عنوان ابعاد اصلی زیست پذیری شامل ابعاد زیست محیطی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و مدیریتی به عنوان نقش قنات بر زیستپذیری سکونتگاههای انسانی که در پژوهشهای داخلی و خارجی به آنها اشاره شده بود، شناسایی، استخراج و دسته بندی گردید. نتایج این پژوهش نشان میدهد که نظام قنات به صورت مجموع های از اجزای مرتبط و بر مبنای چارچوبی دیرپا از روابط بر تمام سکونتگاه های انسانی و زیست پذیری آنها تأثیر داشته است.
