تبیین نقش فرهنگ محلی در شکلگیری الگوهای منظر فضاهای شهری ارومیه و ارائه چهارچوب سیاستی
دوره 10، شماره 38، بهار 1405، صفحه 105-124
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2076000.1201
نرمین رازی مفتخر، اکبر عبد اله زاده طرف، آرش ثقفی اصل، داریوش ستارزاده
چکیده منظر شهری تنها از طریق مداخلات کالبدی یا زیباشناختی شکل نمیگیرد، بلکه ارزشها و باورهای فرهنگی محلی نقش بنیادین در ساختاردهی تعاملات اجتماعی و ادراک فضا دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد فرهنگ محلی در شکلگیری الگوهای منظر شهری ارومیه و تدوین چهارچوبی سیاستی برای ارتقای کیفیت منظر، با رویکردی ترکیبی، علّی_مقایسهای و پیمایشی انجام شد. دادهها از ۳۸۴ شهروند در پنج منطقۀ شهری جمعآوری و با استفاده از رگرسیون چندگانه و همبستگی پیرسون تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که «فرهنگ کمال» (نمایانگر رفتارها و ارزشهای اخلاقی، زیباییشناختی و هنجاری جمعی) قویترین تأثیر را بر ابعاد هویتی و ادراکی منظر شهری دارد. همچنین، فرهنگهای تاریخی، اقتصادی، ادبی_هنری و بومی_قومی بهطور معنادار کیفیت منظر را شکل میدهند، درحالیکه فرهنگهای دینی_مذهبی و تکنولوژیک نقش محدودتری دارند. این یافتهها نشان میدهد که برنامهریزی شهری مؤثر نیازمند ادغام ابعاد فرهنگی در سیاستگذاری است. پژوهش حاضر از نظر نظری، به تبیین مکانیسمهای تأثیر فرهنگ بر تجربۀ شهری میپردازد؛ از نظر روششناسی، نشان میدهد چگونه شاخصهای کمی فرهنگی میتوانند به سیاستهای کاربردی تبدیل شوند و از منظر عملی، چهارچوبی قابل استفاده برای مدیران شهری ارائه میدهد.
تأثیر منظر فضاهای شهری بر سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان شهر تبریز
دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 93-119
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2042819.1080
علی زینالی عظیم، علی آذر، سولماز بابازاده اسکوئی، حدیث سلوکانه میاندواب
چکیده شهرها با گسترش سریع و افزایش تراکم جمعیت، با چالشهایی در زمینۀ سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان خود مواجهاند. هدف از این پژوهش، تأثیر منظر فضاهای شهری بر سلامت جسمانی، روانی و تعاملات اجتماعی ساکنان شهر تبریز است. روش پژوهش از نوع کمی و بهصورت پیمایشی بوده و جامعۀ آماری شامل ساکنان شهر تبریز است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین و دادهها از طریق پرسشنامۀ استاندارد جمعآوری شد. پرسشنامه به سه بخش شامل اطلاعات جمعیتشناختی، سؤالات مرتبط با سلامت جسمانی و روانی، و سؤالات مرتبط با تعاملات اجتماعی تقسیم شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری SPSS و AMOS استفاده شد و مدلسازی معادلات ساختاری برای بررسی روابط بین متغیرها به کار گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان دادند که منظر شهری تأثیر مستقیمی بر سلامت جسمانی و روانی ساکنان دارد. بهویژه، فضاهای سبز با بار عاملی ۰.۸۳ و طراحی فضاهای عمومی با بار عاملی ۰.۸۷ بیشترین تأثیر را بر کاهش استرس و اضطراب و بهبود تعاملات اجتماعی داشتند. همچنین، پیادهروها و معابر ایمن با بار عاملی ۰.۸۹ بهطور قابل توجهی فعالیت بدنی و سلامت جسمانی افراد را افزایش داد. نتیجهگیری حاکی از آن است که توجه به منظر شهری و توسعۀ فضاهای سبز و فضاهای عمومی به سلامت جسمانی و روحی بهتر ساکنان و افزایش تعاملات اجتماعی منجر میشود.
فرصتها و چالشهای فرارو در زیباسازی سیما و منظر شهری (مورد مطالعه: استان خوزستان، شهر ایذه)
دوره 5، شماره 21، زمستان 1400، صفحه 57-68
https://doi.org/10.22034/jspr.2022.701773
فرناز طاهری
چکیده روش تحقیق در پژوهش از نوع توصیفی– تبیینی بوده که با استفاده از روشهای گردآوری اطلاعات بصورت مطالعه اسنادی و کتابخانهای دیدگاهها، نظریات و تعاریف مربوط به موضوع پژوهش بررسی شد و همچنین با استفاده از روش میدانی (پرسشنامه، مشاهده، مصاحبه و برداشت میدانی) دادههای مورد نیاز جمعآوری شده و در نرمافزار SPSS پیاده شد سپس با توجه به آزمون آماری اسپیرمن به تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیات پرداخته شد حجم نمونه در این تحقیق با استفاده از روش نمونهگیری کوکران 120 عدد پرسش نامه که بهصورت تصادفی در محل توزیع شد. در جهت سنجش پایایی پرسشنامه از روش اندازهگیری آلفای کرونباخ استفاده شد. با توجه به اینکه مقدار آلفای بالاتر از 0.7 مناسب و مطلوب بوده و هماهنگی درونی پرسش نامه را نشان میدهد. لذا آلفای به دست آمده برای پرسش نامه تکمیل شده 0.73 به دست آمد که برای تحقیق حاضر ضریب نسبتاً مناسب و مطلوبی میباشد. بر اساس نتایج در فرضیه اول؛ همبستگی اسپیرمن بین متغیر روشنایی-رنگ و زیباسازی سیما و منظر شهری شهر ایذه در سطح معنی داری 000/0 و با 95 درصد اطمینان میتوان بیان داشت که بین این متغیرها رابطه معنی دار وجود دارد شدت رابطه بین متغیرها برابر 951/0 است که نشان دهنده رابطه مستقیم و مثبت بین متغیر است یعنی روشنایی-رنگ فرصت فرارو در زیباسازی سیما و منظر شهری شهر ایذه باشد هرچقدر روشنایی و رنگ شهر بیشتر و جذابتر باشد در منظر و سیمای شهر تأثیرگذارتر است و تمایل افراد در زندگی در آن و رضایت ساکنین بیشتر میشود. در فرضیه دوم؛ همبستگی اسپیرمن بین متغیر کیفیتهای محیطی-روشنایی و زیباسازی سیما و منظر شهری شهر ایذه در سطح معنی داری 000/0 و با 95 درصد اطمینان میتوان بیان داشت که بین این متغیرها رابطه معنی دار وجود دارد شدت رابطه بین متغیرها برابر 878/0 است که نشان دهنده رابطه مستقیم و مثبت بین متغیر است یعنی کیفیتهای محیطی-روشنایی فرصت فرارو در زیباسازی سیما و منظر شهری شهر ایذه میباشد و هرچقدر کیفیت محیطی بالاتر باشد تمایل و میل ساکنین در زندگی در منطقه و شهر افزایش مییابد. در فرضیه سوم؛ همبستگی اسپیرمن بین متغیر نمای بدنه ساختمانی و زیباسازی سیما و منظر شهری شهر ایذه در سطح معنی داری 000/0 و با 95 درصد اطمینان میتوان بیان داشت که بین این متغیرها رابطه معنی دار وجود دارد شدت رابطه بین متغیرها برابر 345/0- است که نشان دهنده رابطه معکوس متغیرهای تحقیق است یعنی هرچقدر نمای بدنه ساختمان ساده و معمولی و فاقد جذابیت بصری و ظاهری باشد همین باعث خدشه دار شدن منظر شهری و عدم تمایل ساکنین و رضایت آنها از ساختمانها میشود. در فرضیه چهارم؛ همبستگی اسپیرمن بین متغیر رنگ نمای ساختمانی میتواند چالشی فرارو در زیباسازی سیما و منظر شهری شهر ایذه در سطح معنی داری 000/0 و با 95 درصد اطمینان میتوان بیان داشت که بین این متغیرها رابطه معنی دار وجود دارد شدت رابطه بین متغیرها برابر 450/0- است که نشان دهنده رابطه معکوس دو متغیر است هرچقدر رنگ نمای ساختمانی با استانداردها و سلیقه ساکنین مطابقت نداشته باشد و فاقد جذابیت ظاهری باشد همین قضیه باعث عدم نارضایتی ساکنین و چالش منظر شهری است.
