موضوعات = طراحی شهری
طراحی شهری

ارزیابی تأثیر رویکردهای پایداری در تبیین اصول شکل‌گیری باهمستان (مطالعۀ موردی: محلة سنگ‌تراش‌های اصفهان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075241.1191

آرزو زائرین، رامتین مرتهب، نرگس سلطانی

چکیده ناپایداری در محلات یکی از مشکلاتی است که امروزه در شهرها رواج پیدا کرده است. با نگاهی به وضعیت و شرایط کنونی محلههای امروزی میتوان گفت فضایی که واقعاً بتوان آن را باهمستان نامید، در آن یافت نمیشود و اگر هم باشد، در اثر رشد نامناسب این فضاها کارکرد اجتماعی خود را از دست داده یا کمرنگ شده است. در واقع، چهارچوب‌‌هایی برای شناخت این ناپایداری در دانش بومی‌شدة ایران به چشم میخورد، اما به دست فراموشی سپرده شده و بر اساس نیازهای محلات و شهرهای مدرن به اصلاح امروزی نیاز دارد. به همین دلیل هدف پایة این پژوهش تدوین چهارچوبی برای روشن کردن مفاهیم پایداری در خصوص هنجارهای کلی و شاخصهای سنجش وضعیت در سطح محله برای شهر اصفهان مشخص و راه‌حل‌هایی شده است. با این هدف، ابتدا مفهوم کلیدی پایداری در حیطة اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شناسایی شدهاند، سپس برای رسیدن از مرحلة سنجش به ادامة فرآیند، به تبیین شاخصهها و سنجههای مربوطه پرداخته شده است. روش‌شناسی این پژوهش به‌صورت کیفی از طریق مردم‌نگاری تحلیلی‌ـ‌میدانی متکی بر مبنای تفسیری از طریق مشاهده (مشارکتی)، عکس‌برداری، فیلم‌برداری (غیرمداخله‌گر)، مصاحبه (غیرساختارمند) و یادداشت‌برداری و همچنین مبتنی بر تحلیل محتواست. نتایج به‌دست‌آمده بیانگر این بوده است که میزان مطلوبیت همة شاخصهای استخراج‌شده در این مرکز محله دارای اهمیت بودهاند. در نهایت، راهکارهایی نیز در جهت پایداری آتی محله سنگ‌‌تراش‌ها ارائه شده است.

طراحی شهری

واکاوی الگوهای مفهومی نظریه‌پردازان برای ارتقای خاطره‌انگیزی و دلبستگی به مکان با روش کیو

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 بهمن 1404

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2066012.1148

ساناز سعیدی مفرد، هادی فرهنگدوست

چکیده مسئلۀ پژوهش بر پایۀ شکاف مفهومی موجود در مطالعات معماری و شهرسازی پیرامون روابط میان مؤلفه‌های کلیدی ذهنیت جمعی در مکان شکل ‌گرفته است. ضرورت آن در پاسخ به ضعف‌های نظری موجود، کاهش کیفیت تجربۀ فضایی در سکونتگاه‌ها و ناتوانی طراحی‌های شهری در ایجاد فضاهای هویت‌مند و مشارکت‌پذیر نهفته است. براین‌اساس، از روش پژوهش ترکیبی (کیفی‌ـ‌کمی) مبتنی بر روش پژوهش کیو استفاده می‌کند. به‌جای استفاده از مشارکت‌کنندگان انسانی، از آثار و دیدگاه‌های نظریه‌پردازان برجسته‌ای همچون کوین لینچ، کریستین نوربرگ‌ـ‌شولتس، ادوارد رلف، یی‌فو توآن، موریس هالبواکس، پیر نورا، جین جیکوبز، آلتمن و لو، اسکنل و گیفورد و دولورس هیدن به‌عنوان نمایندگان جامعۀ نظری بهره گرفته شد. انتخاب این نظریه‌پردازان بر پایۀ نمونه‌گیری هدفمند نظری صورت گرفت تا طیف متنوعی از دیدگاه‌ها در حوزه‌های معماری، شهرسازی، روان‌شناسی محیطی و جامعه‌شناسی شهری پوشش داده شود. ابتدا، دیدگاه‌های نظریه‌پردازان به‌صورت کارت‌های کیو در قالب مجموعه‌ای از ۷۵ گویه استخراج می‌شوند. سپس، با استفاده از تحلیل محتوای منابع علمی، گویه‌های کیو شناسایی و با تحلیل عاملی در نرم‌افزار SPSS دسته‌بندی شدند. سه الگوی ذهنی متمایز (بازنمایی نمادین، پیوند عاطفی با مکان و ویژگی‌های محیطی) شناسایی شدند. بررسی دیدگاه‌ها، عوامل «زیست‌تجربه و پیوند عاطفی با مکان» برآمده از مفاهیم پدیدارشناسی مکان و هویت مکانی و «حافظه و سیمای جمعی مکان» برآمده از مفاهیم حافظۀ جمعی، مکان‌های حافظه و سیمای شهری را به عنوان مهم‌ترین عوامل مؤثر بر ارتقای خاطره‌انگیزی و دلبستگی به مکان آشکارسازی کردند. همچنین عوامل کمکی «بازسازی حافظه و بازگشت به تجربۀ مکانی» و «همه‌جانبه‌گرایی محیطی» نیز استحصال شدند.

طراحی شهری

بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی (مطالعۀ موردی: شهر آمل)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2065439.1142

مریم فلاح، سحر مجیدی هتکه لویی، مهسا حقانی

چکیده در دنیای امروزی، شهرها به محیط‌های پیچیده و پویایی تبدیل شده‌اند که زندگی روزمرۀ انسان‌ها را به‌طور قابل توجهی تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. شهر آمل با چالش‌های خاصی نظیر آلودگی هوا، کمبود فضاهای سبز و بی‌توجهی به ابعاد انسانی در طراحی شهری مواجه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی راهکارهایی برای ادغام مؤثر طبیعت در طراحی معماری مدرن به‌منظور بهبود کیفیت زندگی است. روش پژوهش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و کمی است و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های ساختاریافته شامل 42 شاخص جمع‌آوری شده است. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه 385 پرسشنامه تعیین شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و روش‌های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ساکنان نسبت به مشارکت اجتماعی و احساس امنیت رضایت بالایی دارند. بااین‌حال، کیفیت محیط‌زیست با میانگین نمرۀ 3.2 پایین‌ترین رتبه را دارد و نیاز به بهبود زیرساخت‌های محیطی را نمایان می‌کند. همچنین، دسترسی به خدمات عمومی به‌عنوان عامل کلیدی شناسایی شده و تأثیر قوی‌تری بر کیفیت زندگی دارد. تحلیل رگرسیون تأیید می‌کند که امنیت و ایمنی، کیفیت محیط‌زیست و مشارکت اجتماعی نیز تأثیر معناداری بر کیفیت زندگی ساکنان دارند. این یافته‌ها به برنامه‌ریزان شهری کمک می‌کند تا در جهت بهبود کیفیت زندگی تصمیمات مؤثری اتخاذ کنند. به‌ویژه، نیاز به توجه ویژه به بهبود فضای سبز و کاهش آلودگی‌ها به‌عنوان اولویت‌های اصلی مطرح می‌شود.

طراحی شهری

ادراک نشانه‌شناسی جنسیتی کودکان پیش‌دبستانی از دیوارنگاره‌ها و المان‌های شهری (نمونۀ موردی: شهر مشهد)

دوره 9، شماره 36، پاییز 1404، صفحه 83-101

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2071088.1164

سحر تبریزی، غلامرضا تبریزی کاهو، صمد برقی

چکیده امروزه، دیوارنگاره‌ها و المان‌های شهری به‌عنوان بخشی از آموزش غیررسمی، نقش قابل‌توجهی در جامعه‌پذیری کودکان ایفا می‌کنند. هدف این پژوهش، بررسی ادراک کودکان از فضاهای عمومی شهری بر شکل‌گیری و تحول هویت جنسیتی آنان، با تمرکز بر مضامین تقویتی و آسیب‌زاست. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی در بین کودکان ۴ تا ۶سالۀ شهر مشهد انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته با ۲۱ کودک منتخب به روش نمونه‌گیری هدفمند گردآوری و با رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد دیوارنگاره‌ها و المان‌ها می‌توانند نقش دوسویه‌ای ایفا کنند. در بُعد مثبت، این بازنمایی‌ها با ارائۀ تصاویر غیرکلیشه‌ای، تنوع نقش‌های جنسیتی و تقویت عزت‌نفس، به ارتقای درک سالم از جنسیت و رشد اجتماعی کودک کمک می‌کنند. در مقابل، بازنمایی‌های فاقد انسجام و حساسیت رشدی ممکن است با تثبیت کلیشه‌ها، تحقیر هویت‌های متفاوت، جنسی‌سازی زودهنگام و القای نقش‌های محدودکننده، موجب بروز تعارضات شناختی، اضطراب و اختلال در خودپندارۀ جنسیتی شوند. ازاین‌رو، نحوۀ بازنمایی جنسیت در المان‌های بصری شهری نیازمند بازنگری و حساسیت تربیتی است و ضروری است در طراحی آن‌ها از نمادهایی استفاده شود که تنوع جنسیتی را نشان و برابری و احترام متقابل را بازتاب دهند؛ زیرا به‌کارگیری فرم‌های غیرکلیشه‌ای به شکل‌گیری هویت جنسیتی سالم در کودکان کمک می‌کند.

طراحی شهری

بررسی تأثیر اکوسیستم‌های صوتی بر درک مکان در طراحی شهری

دوره 9، شماره 35، تابستان 1404، صفحه 5-30

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2063538.1140

هادی رضایی راد، پریما یامی مرندی

چکیده با رشد شهرنشینی و پیچیدگی‌های زیستی-فضایی، لزوم توجه به ابعاد چندحسی در طراحی فضاهای عمومی بیش از پیش احساس می‌شود. در این میان، «اکوسیستم صوتی» به‌عنوان بعدی کمتر دیده‌شده اما تأثیرگذار در کیفیت تجربۀ زیستۀ شهروندان اهمیت یافته است. برخلاف دیدگاه سنتی که صدا را تنها منبع آلودگی قلمداد می‌کرد، رویکردهای معاصر صدا را عنصری بالقوه در ارتقای حس مکان و کیفیت زندگی می‌دانند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شاخص‌های طراحی شهری بر کیفیت اکوسیستم‌های صوتی و درک مکان انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که چگونه عناصر طراحی شهری می‌توانند بر مؤلفه‌های صوتی فضا و تجربۀ ادراکی شهروندان اثرگذار باشند. روش پژوهش به‌صورت توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با رویکردی تلفیقی انجام گرفته است. ابتدا شاخص‌ها و مؤلفه‌های صوتی از طریق مرور منابع نظری استخراج شد. سپس با استفاده از روش دلفی و مشارکت ۲۰ نفر از متخصصان حوزۀ طراحی شهری و آکوستیک محیطی، میزان تأثیر شاخص‌های طراحی بر مؤلفه‌های صوتی ارزیابی شد. داده‌ها با بهره‌گیری از الگوریتم Jenks برای تحلیل خوشه‌ای پردازش شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که شاخص‌هایی نظیر کنترل تراکم و ارتفاع ساختمان‌ها، تقویت هویت صوتی محلی و بهره‌گیری از پوشش گیاهی، نقش مؤثری در بهبود مؤلفه‌هایی، چون تعادل صوتی، سکوت عملکردی و کیفیت تجربۀ شنیداری دارند. در نتیجه، طراحی شهری می‌تواند با رویکردی میان‌رشته‌ای و حساس به صدا، بستر مناسبی برای ارتقای ادراک حسی و تجربۀ مکان فراهم آورد. مدل مفهومی پژوهش نیز سه لایۀ کالبدی، زیست‌محیطی و ادراکی را در تعامل با کیفیت صوتی معرفی و راهبردهایی برای طراحی صوت‌محور ارائه می‌دهد.

طراحی شهری

بهینه‌سازی فرم شهری پایدار با استفاده از الگوریتم‌های چندمعیاره (مورد مطالعه: شهر بهارستان)

دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 45-69

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2056446.1126

احمد نجفی، رامتین مرتهب، کیوان رفیعی، بهاره تدین

چکیده رشد شهرنشینی و محدودیت در زمین و منابع زیست‌محیطی، ضرورت توسعۀ پایدار در کلان‌شهرها را نمایان می‌کند. شکل پایدار شهر یکی از راه‌های دست ‌یافتن به این ضرورت است. در همین راستا، این مقاله به ارائۀ الگوریتمی جهت ساماندهی شکل شهر و تحلیل دریافت نور خورشید در طرح ایجادشده و با هدف حداکثر کردن میزان زیربنا و مساحت حیاط برای بلوک‌های مسکونی تولیدشده توسط همین الگوریتم به مدل‌سازی یک منطقۀ شهری در شهر بهارستان اصفهان می‌پردازد. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی‑توسعه‌ای و از نظر روش ترکیبی از روش‌های اسنادی، تحلیلی و مدل‌سازی است که با 5000 مدل‌سازی با الگوریتم چندمعیار والاسی ایجاد می‌شود و نتایج شبیه‌سازی‌های طرح به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که این روش توانایی بالایی در ایجاد فضای‌های شهری با بهره‌مندی بسیار بالا از شاخص‌های انرژی تابشی خورشید، با دسترسی 95 درصد مناطق از انرژی بیش از 1000 کیلو وات‌ساعت ‌بر‌ مترمربع، میزان دسترسی به گنبد آسمان در فضای باز شهری و فضاهای داخلی ساختمان‌ها بیش از 70 درصد و میزان ساعت برخورداری از نور خورشید بیش از 35 ساعت در کوتاه‌ترین ماه سال را دارد و دارای پتانسیل بالایی در تسهیل طراحی برای کارشناسان حوزۀ شهری است.

طراحی شهری

بازخوانی فضاهای جمعی تاریخی: چهارچوبی برای اصول طراحی فضاهای چندعملکردی شهری (مورد مطالعه: شهر اصفهان)

دوره 8، شماره 33، زمستان 1403، صفحه 5-29

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2047395.1092

محسن اورعی، سمیرا منصوری رودکلی، نرگس سلطانی

چکیده این پژوهش به تحلیل الگوهای طراحی فضاهای جمعی موفق گذشته و نحوۀ بهره‌گیری از آن‌ها در طراحی فضاهای چندعملکردی معاصر می‌پردازد. با هدف ارتقای کیفیت زندگی شهری، این پژوهش با استفاده از رویکرد تاریخی-تکاملی و به‌صورت کیفی، به‌مرور منابع معتبر و تحلیل دوره‌های مختلف تاریخ ایران، ازجمله ایلخانیان، تیموریان، صفویان و قاجاریان پرداخته و همچنین نیازهای شهروندان در فضاهای عمومی معاصر را از طریق مصاحبه و مشاهدۀ میدانی در شهر اصفهان بررسی کرده است. نمونه‌های مورد مطالعه شامل پارک‌های شهید رجایی، ناژوان، مرداویج، پل خواجو، سی و سه پل، پل شهرستان و مجموعۀ متروپل در خیابان چهارباغ، به‌طور هدفمند در فضاهای مرکزی شهر اصفهان انتخاب شده و در هرکدام از نمونه‌ها، تعدادی مصاحبه با اشخاص صورت گرفته است. نتایج نشان می‌دهند که فضاهای جمعی سنتی با ویژگی‌های خاصی، چون مقیاس انسانی، تنوع کاربری و ارتباط نزدیک با بافت شهری، به‌عنوان کانون‌های فرهنگی و اجتماعی عمل کرده‌اند و می‌توانند الگویی برای فضاهای معاصر باشند. این فضاها با طراحی‌های باز و قابل دسترس، محیطی صمیمی برای تعاملات اجتماعی فراهم می‌کردند. همچنین، توجه به هویت محلی و فرهنگی در طراحی می‌تواند حس تعلق و هویت جمعی را تقویت کند. با توجه به تحولات اجتماعی و نیازهای جدید شهروندان، این پژوهش بر ضرورت طراحی فضاهای عمومی که پاسخگوی نیازهای متنوع، ازجمله تسهیل دسترسی برای افراد توان‌خواه و فضاهای تفریحی برای جوانان باشد، تأکید می‌کند. تحلیل فضاهای جمعی تاریخی مثل بازارها و میدان‌ها نشان می‌دهد که این مکان‌ها به‌عنوان کانون‌های اجتماعی و فرهنگی با ویژگی‌هایی مانند مقیاس انسانی و انعطاف‌پذیری در کاربری، نقشی کلیدی در تعاملات اجتماعی داشتند. این مطالعه پیشنهاد می‌دهد که در طراحی فضاهای شهری معاصر، باید به بازارها به‌عنوان مراکز فرهنگی و اقتصادی با فضای مشترک برای تعاملات اجتماعی و تجاری، میدان‌ها به‌عنوان نقاط تبادل فرهنگی و سرگرمی و باغ‌ها به‌عنوان مراکز آموزشی و محیط‌های اجتماعی توجه شود. همچنین تأکید بر هویت فرهنگی محلی در طراحی این فضاها به تقویت حس تعلق و هویت جمعی شهروندان کمک می‌کند. در مجموع، استفاده از الگوهای موفق گذشته به بهبود کیفیت زندگی شهری و ایجاد فضاهای اجتماعی غنی و با هویت فرهنگی منجر می‌شود.

طراحی شهری

بررسی مؤلفه‌های هویتمند نماهای ساختمانی؛ مطالعه‌ای بر جنبه‌های هویت کالبدی کوی گلستان شهر سبزوار

دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 117-138

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2047231.1091

سارا اسعدی جعفرآباد، بهرام سیاوش پور، علی اصغر آبرون

چکیده درحالی‌که مخاطرات ناشی از مداخله‌ها فضایی-کالبدی رایج و هویت‌زدا در فضاهای شهری، حفظ هویت‌های محلی شهرها را ضروری می‌سازند، کوی گلستان به‌عنوان یک سکونت‌گاه اقلیت‌نشین واجد ویژگی‌هایی منحصربه‌فرد از معماری خاص ساکنان بومی این محدوده است. این مطالعه با هدف شناسایی ابعاد کالبدی هویتمند محلۀ مذکور، با توجه به نقش مؤثر نماهای ساختمانی در هویت کالبدی فضاهای شهری، تلاش کرده است به شناسایی مؤلفه‌های هویتمند در نماهای ساختمانی کوی بپردازد. بنابراین، در این راستا، ضمن مرور ادبیات و مبانی نظری پژوهش، در بخش مطالعۀ میدانی سعی کرده است با کمک تکنیک دلفی دومرحله‌ای مبتنی بر داده‌های حاصل از ابزار مشاهده و 80 تصویر منتخب، به شناسایی مفاهیم مرتبط با مؤلفه‌های هویتمند نماهای ساختمانی بناهای موجود در کوی بپردازد. طبق یافته‌های این پژوهش مؤلفه‌های هویتمند نماهای ساختمانی کوی گلستان در قالب 17 مفهوم اولیه و 7 مفهوم نهایی قابل شناسایی است و همچنین، مفاهیم نمادگرایی طبیعی- تاریخی، نمادگرایی مذهبی، میل به جلوه‌گری، نوگرایی‌های شکلی و فرمی، پرداختن به جزئیات، التقاطی‌ بودن، و تأکید بر ایجاد بافت متراکم (انبوه) مؤلفه‌های هویت‌ کالبدی نماهای ساختمانی کوی گلستان را تشکیل می‌دهند. همچنین این پژوهش نشان داد که مؤلفه‌های هویتمند کالبدی شناسایی‌شده در کوی در ارتباط با ویژگی‌های فرهنگی-هویتی اجتماع غربت ساکن در کوی قرار دارند که بر این مبنا، جهت‌گیری دینی و ارادت به اهل بیت (ع)، تمایل به ابراز وجود و دیده ‌شدن، و رنگ تعلق بخشیدن به محیط زندگی را می‌توان عوامل شاخص زمینه‌ای در اجتماع غربت ساکن کوی مؤثر بر شکل‌گیری الگوی معماری بومی-مردمی این محدوده قلمداد کرد.

طراحی شهری

مطالعۀ شیوه‌های اعلان وقت و ساعت در ارسن نقش جهان اصفهان در دورۀ صفوی با نگاهی به شیوه‌های مرسوم در شهرهای بزرگ اسلامی

دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 121-142

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2045437.1086

امیرمحمد چنگیزی محمدی، زینب طالبی، ناصر جدیدی

چکیده همان‌گونه که ساعت‌های عمومی با اهداف گوناگون ازجمله نمایش قدرت فنی و یا ‌کنترل ضرباهنگ زندگی شهری در شهرهای اروپایی رواج بسیار داشته‌اند؛ اعلان زمان یکی از کارکردهای اصلی مکان‌های همگانی در شهرهای اسلامی بوده است که به‌همراه اذان و رویدادهای دیگر در طی شبانه‌روز زیست عمومی شهرنشینان مسلمان را انتظام می‌بخشیده است. ازسوی‌دیگر، ساخت مجموعه‌های شهری متشکل از عملکردهای گوناگون نظیر مسجد،‌ میدان و... ازجمله سنت‌های مهم شهرهای اسلامی به شمار می‌رود که افزودن ساعت‌های عمومی (شهری) ساختار کالبدی و عملکردی آنها را تکامل بخشیده است. در این پژوهش، بر روی اهمیت و ضرورت موضوع بررسی شیوه‌های اعلان زمان، به‌ویژه نقش ساعت‌های شهری در فضای معماری و شهرسازی اسلامی، تأکید شده است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل ساختمان‌های کمتر شناخته‌شده‌ای است که به اعلان زمان در شهرهای اسلامی ایران می‌پرداخته‌اند. پژوهش با روش تفسیری-تاریخی و توصیفی-تحلیلی انجام شده و بر مبنای متون تاریخی به ردیابی، معرفی و تحلیل ساعت‌ها پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که گاه‌شمارهای شهری مانند ساعت شاه، که بخشی از میدان نقش جهان بوده‌اند، نقش مهمی در اعلان زمان به شیوه‌های متنوع (اسلامی، ملی، اروپایی و زمانی) داشته‌اند. این گاه‌شمارها تفسیرهای تازه‌ای از سازمان‌دهی میدان نقش جهان ارائه می‌دهند.

طراحی شهری

بازخوانی ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در سنجش پایداری پردیس دانشگاهی با هدف ارتقای نقش آن به‌عنوان فضای عمومی شهری

دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 99-119

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036121.1070

مژده جمشیدی

چکیده تحقق دانشگاه پایدار به‌عنوان نهادی که پایداری زیست‌محیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در راهبردها، سیاست‌ها و عملکردهای خویش در اولویت قرار می‌دهد، به‌عنوان یک مرکز استراتژیک نقش‌محوری در محیط‌های شهری ایفا می‌کند و در چند دهۀ اخیر مورد توجه پژوهشگران برنامه‌ریز و طراح شهری بوده است. دانشگاه به‌عنوان یک نهاد آموزش عالی، که سه عرصۀ عملکرد آموزشی، فضای آموزشی و تجربۀ آموزشی را در بستر زمینه و محیط طبیعی فراهم می‌آورد، نقش مهمی در تعادل و تعامل محیط اجتماعی-فعالیتی، ساخته‌شده-کالبدی و طبیعی-زمینه‌ای ایفا می‌کند. ارائۀ روش و ابزاری جهت ارزیابی سطح پایداری فضای آموزشی به‌عنوان فضای کالبدی-فضایی موضوعی است که در این پژوهش به آن می‌پردازیم. برای این منظور، انواع ابزارهای ارزیابی معرفی و سپس ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در دانشگاه (GASU) را به‌عنوان یکی از ابزارهای تحلیلی بررسی خواهیم کرد. این پژوهش مبتنی بر رویکرد تفسیری خود به‌دنبال معرفی و کاربست روشی ارزیابانه برای سنجش پایداری پردیس‌های دانشگاهی، به‌عنوان گونه‌ای خاص از فضای عمومی شهری، است. براین‌اساس، این پژوهش از استراتژی مرور ادبیات پژوهش از منابع کتابخانه‌ای (رویکرد استباطی) بهره گرفته است. نتایج حاصل در دو بخش چهارچوب شاخص‌های GASU و بازخوانی این روش برای کاربست آن در دانشگاه با هدف تبدیل آن به فضای عمومی در شهر ارائه می‌شود. نتایج حاکی از آن است که شاخص‌های کلی با محوریت هستۀ نهادی پردیس دانشگاهی به‌دنبال چشم‌اندازسازی برای اطلاع‌رسانی و مشارکت عمومی، شاخص‌های اقتصادی به‌عنوان بخش دیگری از هستۀ نهادی به‌دنبال ترسیم شرایط رقابت، منفعت و مشارکت عمومی در عرصۀ اقتصادی و در نهایت شاخص محیط‌زیست برای توصیف محیط دوستدار طبیعت، مبتنی بر ارزش‌های بومی و کارایی انرژی مبتنی بر تکنولوژی است.

طراحی شهری

مقایسۀ‌ تطبیقی برنامۀ ممیزی انرژی در ساختمان‌های مسکونی ایران با نمونه‌های جهانی

دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 73-84

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2020477.1054

مریم فرهادیان، لیلا فرهادیان

چکیده صنعت ساخت‌وساز سهم قابل‌توجهی در مصرف انرژی دارد. ازاین‌رو، کشورهای پیشرفته در این زمینه به ارائۀ برنامۀ راهبردی انرژی با اعمال گواهی‌های انرژی مورد تأیید شورای ساختمان‌های سبز به‌صورت داوطلبانه پرداخته‌اند. کشور ایران نیز از سال 1380 برنامۀ ممیزی انرژی خود را با اعمال برچسب انرژی ساختمان به‌صورت داوطلبانه ارائه کرده است؛ اما متأسفانه این گواهی انرژی نتوانسته است سهم قابل‌توجهی در نگه‌داشت انرژی در این صنعت داشته باشد. ازاین‌رو، در مطالعۀ حاضر به روش توصیفی- تحلیلی کیفی از طریق اسناد کاوی کتابچه‌های استاندارد موجود و باهدف شناخت نقاط ضعف برچسب انرژی ساختمان ایران، مقایسه‌ای بین برنامۀ راهبردی انرژی شورای ساختمان‌های سبز و برنامۀ ممیزی انرژی ایران انجام شد و سه فاکتور صرفه­جویی براساس طراحی انسانی، صرفه‌جویی برای تمامی منابع و چرخۀ حیات به‌عنوان اهداف هر دو برنامه مقایسه شدند و چرایی تفاوت‌های به وجود آمده پیرامون آن‌ها تحلیل شدند. نتایج این تحلیل‌ها نشان داد، کاستی‌هایی درزمینۀ استانداردسازی صرفه‌جویی براساس تمام منابع و چرخۀ حیات در گواهی برچسب انرژی ایران نسبت به گواهی مورد تأیید شورای ساختمان‌های سبز وجود داشته است. به‌نحوی‌که در امتیازبندی برچسب انرژی ایران آموزش به کاربر و صرفه‌جویی در منابع آبی و راهکارهایی جهت استفاده از منابع جایگزین انرژی مانند انرژی زمین‌گرمایی و خورشید و باد و سوخت بیوگاز و بازگشت مواد و مصالح ساختمانی به چرخۀ حیات مواد در نظر گرفته نشده و همچنین حمایت‌های پشتیبان و تشویق‌کننده‌ای مانند معافیت‌های مالیاتی در این بخش‌ها وجود نداشته است.