تحلیل اثر توسعه پایدار گردشگری هوشمند بر رشد اقتصادی مقاصد گردشگری منتخب
دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 49-62
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036828.1079
محدثه عطایی، حسین شریفی رنانی، سارا قبادی
چکیده باتوجه به نقش توسعۀ هوشمند مقاصد گردشگری در تضمین پایداری مقاصد و بهبود تجربههای گردشگران و اهمیت تغییر نگاه سیاستگذاران به مسئلۀ توسعۀ گردشگری و زیرساختهای آن، نیاز به بررسی جایگاه توسعۀ پایدار گردشگری، همگام با فنآوریهای هوشمند بر رشد اقتصادی مقاصد گردشگری اهمیت دارد. ازاینرو، در این مطالعه تلاش شد یک مدل اقتصادسنجی برای بررسی اثر توسعۀ پایدار گردشگری هوشمند بر رشد اقتصادی طراحی و برای مقاصد منتخب برآورد شود. برای فراهم کردن امکان مقایسۀ این مقاصد، دو دسته از مقاصد گردشگری در کشورهای شرق و غرب آسیا انتخاب شد. بر اساس نتایج، توسعۀ پایدار گردشگری هوشمند سبب بهبود رشد اقتصادی در مقاصد مورد مطالعه و افزایش متغیرهای محرک ارتقای ارزشافزودۀ صنعت گردشگری نیز، باعث افزایش در رشد اقتصادی این مقاصد شد. در این برآورد، اثر افزایش شاخص آلودگی محیطزیست کاهش رشد اقتصادی را نشان داد. همچنین متغیر دامی که بهمنظور مقایسۀ دو دسته مقصد گردشگری منتخب، در مدل واردشده بود، معنادار شد که نشان میدهد پیشگامی کشورهای شرق آسیا برای برنامهریزی در توسعۀ پایدار گردشگری هوشمند مقاصد گردشگری، بر بهبود مدل و رشد اقتصادی آنها تأثیرگذار بوده است.
بومیسازی استاندارد امنیت با بهرهگیری از ایزوهای استاندارد بینالمللی در بومگردی اصفهان
دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 63-81
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036464.1073
زهرا سادات اسماعیلیان
چکیده ناامنی، تهدیدات بالقوه و عدم احساس امنیت به نارضایتی و عدم اطمینان خاطر شهروندان، بهویژه گردشگران منجر میشود. بنابراین از طریق بهرهگیری از ایزوهای استاندارد بینالمللی امنیت و با بومیسازی آن میتوان موجبات خدماترسانی و ایجاد امنیت پایدار را فراهم کرد. هدف این مطالعه، بومیسازی استانداردهای امنیت و مطابقت آن با استانداردهای بینالمللی امنیت در بومگردی است. رویکرد این پژوهش ترکیبی (کیفی- کمی) بوده و از تکنیکهای کاوش در اسناد، و مصاحبه (در قالب روش دلفی) برای گردآوری دادهها بهره گرفته شده است. هم چنین برای غربال و انتخاب آیتمهای اصلی، از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد «حفظ و تقویت امنیت و ایمنی» واجد بالاترین رتبه است. همچنین در بین متغیرهای مستقل سازۀ «خطرات بالقوۀ ایمنی و امنیتی در گردشگری» بیشترین اهمیت را دارد. یکی از یافتههای دیگر این مطالعه این است که سازۀ «احساس امنیت» بیشترین تأثیرگذاری را بر سازۀ هدف (امنیت) دارد، بعبارت دیگر امنیت زمانی معنا دارد که گردشگر آن را احساس کند. در نهایت در مدل نهایی شبکۀ عصبی مشخص شد که سه سازۀ «قوانین درخصوص امنیت و ایمنی»، «خطرات بالقوۀ ایمنی و امنیتی در گردشگری» و «بومگردی در محل و موقعیت استاندارد» بر سازۀ «هدف امنیت» تأثیرگذارند.
ارزیابی چندبعدی مقاصد گردشگری ایران (مورد مطالعه: شهرهای منتخب گردشگری)
دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 99-122
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050142.1100
زاهد شفیعی
چکیده مدیریت مقاصد در حل مسائلی که در عصر حاضر گردشگری با آنها روبهرو شده است نقش کلیدی بازی میکند. مقاصد گردشگری با چالشهای متنوع و پیچیدهای در زمینۀ مدیریت و توسعه مواجه هستند که در خلال آنها باید طیفی از نیازها، ادراکات و تصورات گردشگران را پاسخگو باشند. بهطور اساسی رقابتپذیری پایدار مقاصد یکی از مسائل بنیادین مقاصد گردشگری است که دستیابی به این هدف مستلزم طراحی چهارچوبهای جامع برای ارزیابی و رصد مستمر و درنتیجه ارتقای رقابتپذیری مقاصد است. چهارچوب و مدل پیشنهادی مقالۀ حاضر مبنایی برای ارزیابی و رتبهبندی کلی شهرهای کشور بهصورت مستمر فراهم میآورد. این مدل این امکان را فراهم میآورد کــه رتبه و عمـلکرد شهر، در هریک از معیارها، شاخصها و زیرشاخصهای مدل، با سایر شهرهای کشور و همچنین با عملـکـرد شهر در دورههای زمانی مقایسه شود. خروجی این مدل، مبنای قابل اتکایی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف مقصد و خـودتنظیمی و خودارتقایی سازمان مدیریت مقصد ارائه میدهد. در این پژوهش، عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری ادراک گردشگران در یازده شهر گردشگرپذیر منتخب کشور ساری، کرمان، شیراز، همدان، یزد، مشهد، تبریز، تهران، اردبیل، خرمآباد و کرمانشاه با دارا بودن ویژگیهای متنوع و متمایز تاریخی و فرهنگی، طبیعی و سایر پتانسیلها با استفاده از روش پژوهش کمی، شناسایی و از طریق روش تطبیقی مقایسه شده است. برای سنجش رضایتمندی و ارزیابی ادارکات و تصورات گردشگران درخصوص شهرهای منتخب گردشگران با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، تعداد 820 گردشگر بهعنوان نمونۀ آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. با استفاده از روش تحلیل تاکسونومی اولویتبندی و رتبهبندی شهرها در هریک از پارامترهای کلیدی مشخص شد که تفاوت معناداری بین شهرها درک گردید.
شناسایی پیامدهای درکشدۀ گردشگری توسط جامعۀ میزبان (مورد مطالعه: گردشگری شهری در اصفهان دهۀ 90)
دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 5-17
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2037220.1076
مینا جلالی، مهدی ژیانپور
چکیده نگرش جامعۀ میزبان نسبت به توسعۀ گردشگری موضوعی است که بهتازگی مورد توجه قرار گرفته است. جامعۀ میزبان را مجموعهای از عاملان رسمی بهعنوان مسئولان و کارگزاران حوزۀ گردشگری و عاملان غیررسمی، مانند ساکنان منطقۀ گردشگری تشکیل میدهند. ساکنان منطقۀ گردشگری در شهرها، شهروندانیاند که از رویدادها و اتفاقات شهری تأثیر میپذیرند. برایناساس، خواهناخواه با گردشگران شهرشان وارد تعامل میشوند و از فرآیند گردشگری رایج در شهر ارزیابی خواهند داشت. در پژوهش حاضر سعی شده است با شناسایی فهم شهروندان از پیامدهای حضور گردشگران برای فضای شهری اصفهان، این فهم، توصیف و تحلیل شود. دادههای این مطالعه ترکیبی مستخرج از دو طرح پژوهشی است که در سالهای 1394 و 1396 انجامشده است. شهروندان 15 تا 65ساله در مناطق پانزدهگانۀ شهر اصفهان، جامعۀ مورد مطالعه در این دو پژوهش بودهاند. و شیوه گردآوری دادهها در هر دو پژوهش پیمایش است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شهروندان اصفهانی پیامدهای گردشگری را برای فضای شهری اصفهان شامل ده مضمون اصلی در دو بعد پیامدهای مثبت و پیامدهای منفی میدانند. این مضامین شامل «اشتغالزایی، بهبود کیفیت زندگی شهروندان، افزایش تعاملات فرهنگی، افزایش خدمات و امکانات در شهر و افزایش امنیت و کاهش جرم و جنایت» در بعد پیامدهای مثبت و «افزایش ترافیک در سطح شهر، افزایش قیمتها و هزینههای زندگی، محدودیت بازدید از جاذبههای گردشگری برای شهروندان، محدودیت در استفاده از امکانات و خدمات شهری و افزایش آلودگیهای زیستمحیطی در مکانهای توریستی» در بعد پیامدهای منفی است. ارزیابی شهروندان از این پیامدها نشاندهندۀ غلبۀ پیامدهای مثبت بر پیامدهای منفی است.
مطالعۀ چالشهای ستاد خدمات سفر شهر اصفهان در راستای تبدیل شدن به یک سازمان مدیریت مقصد
دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 39-52
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2028936.1065
عباس کیانی بابوکانی، شقایق نصیری، مهری شاهزیدی
چکیده اصفهان بهعنوان شهری فرهنگی و تاریخی این فرصت را دارد که مسیر رشد و توسعۀ خود را از سمت صنعت بهسمت گردشگری تغییر دهد و به مقصدی گردشگری تبدیل شود. اما توسعۀ گردشگری نیازمند یک برنامۀ مورد توافق و مشترک است که میان سهمداران متعدد حوزۀ گردشگری همگرایی ایجاد کند؛ بهنحویکه، اقدامات هر بخش در راستای تحقق اهداف همۀ بخشها باشد. شهر اصفهان، بهعنوان یکی از مهمترین مقصدهای گردشگری ایران، نیازمند یک سازمان مدیریت مقصد است. در این راستا، ستاد خدمات سفر شهر اصفهان یکی از نهادهایی است که میتواند بار سنگین این مسئولیت را بر عهده گیرد. این ستاد، در تطابق با ماهیت فرابخشی گردشگری، میتواند سهمداران حوزۀ گردشگری را در چهارچوبی رسمی قرار دهد و با عملکردی شبیه به یک سازمان مدیریت مقصد، گردشگری شهر اصفهان را، با در نظر گرفتن الزامات فرهنگی، اقتصادی و محیطزیستی، مدیریت کند. در این راستا، این پژوهش با هدف درک چالشهای تبدیل شدن این ستاد به یک سازمان مدیریت مقصد با رویکردی کیفی انجام شد. روش گردآوری داده در این پژوهش مصاحبۀ نیمهساختاریافته و روش تحلیل، روش تحلیل مضمون بوده است. نتایج این پژوهش نشان از آن دارد که مواردی نظیر رویکرد پوپولیستی به گردشگری، فعالیت گروهی غیرساختارمند، تقسیمکار معیوب، عدم برونسپاری فعالیتهای اجرایی، نادیدهگیری مستندسازی و ارزیابی فرایندها و تبلیغات و اطلاعرسانی با نفوذ و اثربخشی محدود، تعدادی از موانع ارتقای ستاد خدمات سفر شهر اصفهان به سازمان مدیریت مقصد است.
