مقایسه تطبیقی میادین شهرهای ایتالیا و ایران به عنوان تجسم فضایی-کالبدی ساختارهای سیاسی- اجتماعی- مذهبی

دوره 6، شماره 24، پاییز 1401، صفحه 5-38

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702070

مانا وحیدبافنده، مرتضی میرغلامی

چکیده میدان در مفهوم واقعی آن فضای باز وسیعی است که معمولا بر اجتماعات مردمی و ساختارهای سیاسی- اجتماعی جامعه تأثیر مستقیم دارد. برای فهم مفهوم فضاهای شهری در شهرهای اروپا بایستی مفهوم آگورا در یونان باستان را جستجو کرد که نقش مهمی در تنظیم روابط نهادهای مختلف شهری از جمله مذهب، سیاست، اجتماع و تجارت در شهرهای آن دوره داشته است. دوره مهم تاریخی آن را در تکامل میدان های سده 11 و 12 میلادی در ایتالیا باید دانست که بر پایه فورم های رومی شکل گرفته است، در این دوره ابتدا با انحصارطلبی اشراف و کلیسا این فضاهای عمومی شکل گرفت هاند که تأثیر مستقیم نهاد قدرت بر ساختارهای میدان را در ذات خود نشان می دهد، اما به تدریج با تشکیل دولت، قدرت اشراف و کلیسا کاهش یافت و مکان های عمومی و میادین برای مردم به عنوان ساختار نهاد اجتماعی شکل پیدا کردند، دادگاه، دفاتر شورای شهر و بازارها در کنار آنها ساخته شده اند که نقش میدان های اروپایی را دموکراتیک کردند، در قرن های بعدی نیز شهرهای جدیدی ظهور کردند که میدان ها با کاربری های گوناگون نقش اصلی در شکل گیری آنها داشته اند. به موازات این فضاها در شهرهای یونانی و رومی، در ایران نیز در دوران های گوناگون سلسله مراتب فضایی برای شهروندان وجود داشته است که بعد از ورود اسلام به شهرها، میدان ها به عنوان مرکز تجمعات شهری و نهاد اقتصادی شکل پیدا کردند و بعد از قدرت گرفتن نهادهای سیاسی، میادین مراکزی برای نمایش قدرت شاهان و حاکمان بوده است. هدف اصلی این پژوهش مقایسه نهادی بین میادین ایرانی (دوره سلجوقیان، تیموریان، صفویه) و ایتالیایی (دوره باروک، رنسانس، گوتیک) در بین قرن های 12 تا 18 میلادی می باشد که این مقایسه بین 11 نمونه از مهمترین و مطرح ترین میدان ها صورت گرفته است، این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که (تفاوت و شباهت نهادی میان میدان های ایرانی و اروپایی شامل چه مواردی می باشد؟) همچنین مدل نظری و چارچوب اصلی پژوهش بر اساس مطالعات اسنادی استخراج شده است که از نظر افرادی مهم چون وبر برای رسیدن به آن استفاده شده است که بدنه اصلی نظری شامل نهاد اقتصادی، محلی، مذهبی، اجتماعی و سیاسی (سیاسی با تأکید بر نفع مردم، سیاسی با تأکید بر قدرت شاه) می باشد و بر اساس آن میدان ها باهم مقایسه شده اند. نتیجه و یافته های تحقیق نشان دهنده وجود عنصر مذهب به صورت مشترک و تأثیرگذار در میدان های ایرانی (مسجد) و ایتالیایی (کلیسا) می باشد، همچنین رابطه مؤثری میان نهادهای اقتصادی و بازار، اجتماع و محله در هر دو زمینه مشاهده می شود، میدان ها اروپایی در دوران رنسانس نقش تجاری قوی داشته اند و نهادهای محلی نیز عنصر مؤثری بوده اند و همچنین میدان های ایرانی دارای نقش سیاسی (با تأکید بر قدرت شاه) بوده اند در حالی که میدان های اروپایی وجود نهادهای سیاسی (سیاسی با تأکید بر نفع مردم) نشان مشارکت و اهمیت جامعه مدنی و شهروندان بوده است.

ارزیابی مولفه‌های زیباشناسی بصری برکیفیت فضاهای عمومی شهری (مطالعه موردی: عظیمیه کرج)

دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 5-22

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.2001522.1045

مینا حیدری تمرآبادی

چکیده این پژوهش مربوط به ارزیابی مؤلفه‌های زیبایی محیط بر کیفیت فضا‌های عمومی در منطقۀ عظیمیۀ شهر کرج است. چهار مؤلفۀ کیفیت فضا‌های عمومی و چهارده مؤلفۀ زیبایی محیط برگزیده شده‌اند. در مرحلۀ بعد ارتباط این دو دسته متغییر‌ها و وضعیت آن‌ها در سطح منطقه ارزیابی شده است. روش پژوهشْ توصیفی- پیمایشی است. چک‌لیستی از مؤلفه‌ها تنظیم شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و برای رتبه‌بندی محله‌ها از تکنیک رتبه‌بندی وایکور استفاده شده است. شاخص‌های تعیین‌شدۀ کیفیت فضا‌های عمومی شهری با استفاده از شاخص KMO مقداری بالاتر از 0.7 و مؤلفه‌های زیباشناسی بصری شهر مقداری بالاتر از 0.8 را کسب کرده‌اند و مقدار پایایی گویه‌ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0.702 بوده است. برای تحلیل رابطۀ مؤلفه‌ها کیفیت فضا‌های عمومی از آزمون همبستگی و برای تحلیل فرضیۀ مربوط به وجود تفاوت معنا‌دار بین مؤلفه‌ها، با توجه به طبیعی نبودن داده‌ها، از آزمون کروسکال والیس استفاده شد. در مرحلۀ بعد با استفاده از تکنیک رتبه‌بندی ویکور، محله‌های سیزده‌گانه براساس متغیر‌های کیفیت فضا‌های عمومی و زیباشناسی بصری رتبه‌بندی شده‌اند. در محیط GIS لایۀ اطلاعاتی مربوط به شاخص‌ها تشکیل و نقشه‌های توزیع فضایی ترسیم شود. نتایج پژوهش نشان داد تفاوت معناداری بین مؤلفه‌های کیفیت فضا‌های عمومی و زیبایی محیط در سطح منطقۀ موردمطالعه وجود دارد. همچنین نتایج رتبه‌بندی نشان می‌‌دهد که در محله‌هایی که میزان مؤلفه‌های زیبایی در سطح پایینی قرار دارند (محله: تپۀ مرادآب، خیابان ایزدپناه، حسین‌آباد)، کیفیت محیطی کمتر در نتیجه وضعیت کیفیت منظر شهری و رفاه بصری کمتری دارند. در مقابل محله‌های خیابان مهران، خیابان اسبی و خیابان رسالت از منظر کیفیت محیط و زیبایی نمای شهری در وضعیتی خوبی قرار دارند.

اقتصاد شهری

تحلیل عوامل کلیدی موثر بر پایداری معیشتی با استفاده از رویکرد آینده‌نگاری (مطالعه موردی: شهرستان مانه و سملقان)

دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 5-23

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2015320.1051

امین تجردفریمانی، اسماعیل شیعه

چکیده تضعیف دارایی هایی معیشتی جوامع محلی و در معنای عام آن فقر، از جمله چالش های اساسی در سطح جهان، به ویژه در جوامع در حال توسعه است. بواسطه شرایط خاص اقتصادی و محیطی کشور، ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و بسیاری از مناطق و سکونتگاه های آن، با چالش های معیشتی روبرو هستند. از آنجا که کشور ایران به واسطه در برگیری گستره وسیعی از شرایط انسانی و محیطی دارای شرایط متفاوتی در مناطق مختلف خود است؛ نحوه مواجهه با عوامل تاثیرگذار بر معیشت خانوارهای ساکن در مناطق آن، متفاوت از یکدیگر بوده و لازم است متناسب با شرایط خاص حاکم بر هریک، اقدامات مقتضی صورت پذیرد که لازمه آن شناسایی اصلی ترین عوامل اثرگذار بر معیشت است. روش تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش علم آینده نگاری، مصاحبه های صورت پذیرفته با افراد کلیدی در سکونتگاه­های شهرستان مانه­و­سملقان (126 سکونتگاه) در قالب پژوهش استقرایی و با بهره گیری از روش نظریه بنیادی، تحلیل اثرات متقاطع و نرم افزار میک مک به صورت ترکیبی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته اند.  نتایج پژوهش حاکی از شرایط ناپایدار دارایی های معیشتی نقاط سکونتی شهرستان مانه­و­سملقان است. اگرچه در ناپایدارسازی ساختار معیشتی شهرستان عوامل مختلفی دخیل هستند. ولیکن در بین این عوامل آن دسته از عواملی که مستقیما به انسان و فعالیت های او ارتباط دارند بیشترین تاثیرگذاری را داشته اند و از آنجا که غالب این عوامل دارای عدم قطعیت بالایی می باشند، بایستی نحوه برخورد با آن ها متناسب با شرایط متغیر باشد.

بازآفرینی شهری

بازآفرینی فرهنگ‌مبنا در بافت تاریخی با هدف ایجاد شبکۀ محورهای خلاق گردشگری (مورد مطالعه: محلۀ شهشهان اصفهان)

دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 5-26

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036153.1071

الهام قاسمی، سعیده هرندی زاده

چکیده بافت تاریخی شهر اصفهان در محلۀ شهشهان در مجاورت مسجد جامع اصفهان، دارای عناصر تاریخی ارزشمندی است که به‌عنوان قطب‌های فرهنگی امکان بازآفرینی فرهنگ‌مبنا در این محدوده را فراهم می‌کند. همچنین وجود رویدادهای فرهنگی-مذهبی-آیینی مختلف همراه با وجود کارگاه‌های صنایع‌دستی متعدد و حضور هنرمندان این رشته، ساختار ویژه‌ای به این بافت بخشیده ‌است. اما نبود رویکرد بازآفرینی فرهنگ‌مبنا و نگاه تک‌بعدی به مرمت کالبدی ابنیۀ تاریخی بدون در نظر گرفتن الگوی ساخت کل بافت و تغییرات فعالیتی و تزریق کاربری‌های جدید، عدم در نظر گرفتن ارزش‌های فرهنگی هنری این محدوده و بی‌توجهی به ملزومات صنعت گردشگری، باعث شده این بافت نتواند گردشگران را، در حد قابلیت‌هایش، به خود جلب کند. ازاین‌رو، در این پژوهش به‌دنبال کاربست مطالعات راهبردی در راستای ارائۀ شبکۀ هم‌پیوند محورهای گردشگری در امتداد عناصر تاریخی و قطب‌های فرهنگی آیینی در محلۀ شهشهان در راستای تبدیل به محلۀ خلاق صنایع‌دستی به‌عنوان یک محدودۀ هدف توسعه گردشگری هستیم. این پژوهش براساس نوع پژوهش کاربردی و براساس هدف پژوهش، توصیفی و اکتشافی است و از لحاظ روش در زمرۀ پژوهش‌های کیفی مبتنی بر استراتژی موردپژوهی قرار دارد. فرآیند انجام پژوهش به این صورت انجام شده که در ابتدا چهارچوب نظری گردشگری خلاق و بازآفرینی فرهنگ‌مبنا تهیه و در مرحلۀ بعد مطالعات مربوط به طرح «بازتعریف نقش محله‌های هدف گردشگری در راستای توسعۀ گردشگری» محلۀ شهشهان مرور و براساس چهارچوب نظری تحقیق، تحلیل و ماتریس دستیابی به اهداف براساس مؤلفه‌های بازآفرینی با رویکرد گردشگری خلاق ارائه شد. در نهایت برنامه‌های اقدام در قالب‌ نقشۀ شبکه هم‌پیوند محورهای گردشگری خلاق و شناسنامۀ پروژه‌های پیشنهادی به‌صورت موضوعی و موضعی در قالب پروژه‌های مرمتی، عملکردی، فضای شهری و زیباسازی ارائه شد. نتایج نشان می‌دهد این محله با داشتن عناصر تاریخی متعدد و ابنیۀ واجد ارزش معماری، فعالیت کارگاه‌ها و هنرمندان صنایع‌دستی و انواع فعالیت‌های مذهبی و آیینی هویتمند قابلیت‌های ویژه‌ای برای تبدیل شدن به محلۀ خلاق صنایع‌دستی و مقصد گردشگری بافت تاریخی شهر اصفهان را دارد و با توجه اینکه اصفهان جزء شبکۀ شهرهای خلاق در بخش صنایع‌دستی است، طراحی شبکۀ محورهای گردشگری فرصت مناسبی برای ایجاد فضای مناسب ارائۀ ظرفیت‌ها، توانمندی‌ها، کارگاه‌ها و آثار صنایع‌دستی به‌عنوان صنایع خلاق در راستای محورهای گردشگرپذیر تجربه‌محور و دارای تم خاص در این محدوده است.

گردشگری شهری

شناسایی پیامدهای درک‌شدۀ گردشگری توسط جامعۀ میزبان (مورد مطالعه: گردشگری شهری در اصفهان دهۀ 90)

دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 5-17

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2037220.1076

مینا جلالی، مهدی ژیانپور

چکیده نگرش جامعۀ میزبان نسبت به توسعۀ گردشگری موضوعی است که به‌تازگی مورد توجه قرار گرفته است. جامعۀ‌ میزبان را مجموعه‌ای از عاملان رسمی به‌عنوان مسئولان و کارگزاران حوزۀ گردشگری و عاملان غیررسمی، مانند ساکنان منطقۀ گردشگری تشکیل می‌دهند. ساکنان منطقۀ گردشگری در شهرها، شهروندانی‌اند که از رویدادها و اتفاقات شهری تأثیر می‌پذیرند. براین‌اساس، خواه‌ناخواه با گردشگران شهرشان وارد تعامل می‌شوند و از فرآیند گردشگری رایج در شهر ارزیابی خواهند داشت. در پژوهش حاضر سعی شده است با شناسایی فهم شهروندان از پیامدهای حضور گردشگران برای فضای شهری اصفهان، این فهم، توصیف و تحلیل شود. داده‌های این مطالعه ترکیبی مستخرج از دو طرح پژوهشی است که در سال‌های 1394 و 1396 انجام‌شده است. شهروندان 15 تا 65ساله در مناطق پانزده‌گانۀ شهر اصفهان، جامعۀ مورد مطالعه در این دو پژوهش بوده‌اند. و شیوه گردآوری داده‌ها در هر دو پژوهش پیمایش است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شهروندان اصفهانی پیامدهای گردشگری را برای فضای شهری اصفهان شامل ده مضمون اصلی در دو بعد پیامدهای مثبت و پیامدهای منفی می‌دانند. این مضامین شامل «اشتغال‌زایی، بهبود کیفیت زندگی شهروندان، افزایش تعاملات فرهنگی، افزایش خدمات و امکانات در شهر و افزایش امنیت و کاهش جرم و جنایت» در بعد پیامدهای مثبت و «افزایش ترافیک در سطح شهر، افزایش قیمت‌ها و هزینه‌های زندگی، محدودیت بازدید از جاذبه‌های گردشگری برای شهروندان، محدودیت در استفاده از امکانات و خدمات شهری و افزایش آلودگی‌های زیست‌محیطی در مکان‌های توریستی» در بعد پیامدهای منفی است. ارزیابی شهروندان از این پیامدها نشان‌دهندۀ غلبۀ پیامدهای مثبت بر پیامدهای منفی است.

برنامه‌ریزی شهری

ارزیابی اثرات ابعاد برنامه‌ریزی شهری بر ساختمان‌های پایدار با استفاده از روش پویایی سیستم (مورد مطالعه: شهرستان قائنات)

دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 5-29

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2037448.1078

مرضیه امینی، سیده الهام داوری، محسن رضائی عارفی، محمد مولائی قلیچی

چکیده مسئلۀ استفادۀ بهینه از انرژی، در عصر حاضر، مسئله‌ای ویژه و مورد توجه همگان است. در طراحی ساختمان‌های نوین با نگرش معماری سبز و درکل معماری پایدار به مسائلی، مثل صرفه‌جویی در مصرف انرژی، استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر و سازگار با محیط‌زیست و استفاده از مصالح ساختمانی همگام با محیط، توجه ویژه دارد. طراحی‌های پایدار و ارگانیک با رعایت اصول اقلیمی و استفاده از عوامل طبیعی می‌توانند از ضررهای واردشده به طبیعت بکاهند و به معماری پایدار و انسانی دست یابند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی و شناخت نقش ابعاد برنامه‌ریزی شهری بر ساختمان‌‌های پایدار در شهرستان قائنات است. روش پژوهش به‌صورت ترکیبی از روش‌های کیفی و کمّی است. در بخش کیفی با استفاده از ادبیات و پیشینۀ پژوهش مرتبط و همچنین از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با خبرگان، ابعاد مؤثر بر ساختمان‌های پایدار در شهرستان قائنات شناسایی شده‌ است. برای نمونه‌گیری، از روش گلوله‌برفی استفاده کرده‌ایم. در حجم نمونه از هفده نفر خبره از شرکت‌های معماری و استادان دانشگاه استفاده کرده‌ایم. شیوۀ تحلیل در بخش کمی روش پویایی سیستم و نرم‌افزار Vensim PLE 7.3.5 است. محدودۀ زمانی مطالعۀ طرح بین سال‌های 1393 تا 1413 است. یافته‌ها حاکی از آن است که عوامل برنامه‌ریزی شهری در شهرستان به پنج دسته، شامل حمل‌ونقل، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پایداری انرژی و محیط‌زیست شهری تقسیم‌بندی شده‌اند. نتایج نشان داده است که ساختمان‌های پایدار تأثیرات مستقیمی بر مؤلفه‌های شهر پایدار دارند. این ساختمان‌ها به کاهش آلودگی، تولید انرژی پاک و بهبود منظر شهری بسیار مؤثر پایدارند.

تاب آوری شهری

بازخوانی گفتمان تاب‌آوری اجتماعات محلی، مدل محلۀ تاب‌آور با اتکا بر عرصۀ اجتماعی-فضایی

دوره 8، شماره 31، تابستان 1403، صفحه 5-30

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2049697.1096

فاطمه شمس، محمدرضا پورجعفر، سید مهدی خاتمی، علی سلطانی

چکیده تمرکز بر تعریف جوامع محلی تاب‌آور، ظرفیت‌‌‌های نهادی و انطباقی، مهارت‌ها، انرژی و منابع را در اختیار افراد، نهادها و گروه‌‌‌‌های محلی قرار می‌‌‌دهد. با وجود اهمیت مفهوم تاب‌آوری، بررسی آن به‌صورت یک پدیدۀ چندوجهی در اجتماعات محلی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌ است. هدف این پژوهش اعمال تفکر تاب‌آوری در عرصۀ اجتماعی-فضایی محله‌‌‌های شهری و ارائۀ مدل محلۀ تاب‌آور از منظر اجتماعی-فضایی از طریق مروری تحلیلی-توصیفی بر ادبیات نظری موجود است. در این راستا، روش‌شناسی در چهارچوب پارادایم تفسیرگرایی در دو گام مرور نظام‌مند مطالعات و استخراج منابع اصلی (35 سند) و تحلیل محتوای کیفی هدایت‌شده با رویکرد استقرایی استفاده شده‌ است. یافته‌ها نشان می‌‌‌دهد که در مدل اجتماعات محلی تاب‌آور سه لایه یا سطح قابل شناسایی است: لایۀ فوقانی یا سطح اول شامل سیستم مدیریتی-نهادی و دربردارندۀ عوامل توانمندکنندۀ اجتماعات محلی است و وظایف تصمیم‌سازی و قاعده‌مندسازی در این لایه جریان دارد. این سطح با سطح زیرین خود، یعنی لایۀ مرکزی، که ناظر بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌‌‌‌های اجتماعات است و وظیفۀ ارائۀ خدمات عمومی با هدف حمایت و حفاظت در برابر بحران را بر عهده دارد، در تعامل نزدیک است. سطح زیرین نیز بستر کالبدی-فضایی سطوح فوق را ایجاد می‌‌‌کند و شامل عناصر و اجزای محیطی و الگو‌‌‌‌های فضایی و یا نمود عینی اجتماع محلی است. مضامین سه‌گانه شامل ظرفیت بسیج‌شوندگی، ظرفیت تجربه‌پذیری و ظرفیت نقش‌پذیری محله در کلیۀ سطوح مذکور برقرارند و از طریق مقوله‌‌‌های دوازده‌گانۀ بیان‌شده، در سیکلی رفت و برگشتی، جریان هرچه تاب‌آورتر شدن اجتماعات محلی را بازتولید می‌کند.

طراحی شهری

بازخوانی فضاهای جمعی تاریخی: چهارچوبی برای اصول طراحی فضاهای چندعملکردی شهری (مورد مطالعه: شهر اصفهان)

دوره 8، شماره 33، زمستان 1403، صفحه 5-29

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2047395.1092

محسن اورعی، سمیرا منصوری رودکلی، نرگس سلطانی

چکیده این پژوهش به تحلیل الگوهای طراحی فضاهای جمعی موفق گذشته و نحوۀ بهره‌گیری از آن‌ها در طراحی فضاهای چندعملکردی معاصر می‌پردازد. با هدف ارتقای کیفیت زندگی شهری، این پژوهش با استفاده از رویکرد تاریخی-تکاملی و به‌صورت کیفی، به‌مرور منابع معتبر و تحلیل دوره‌های مختلف تاریخ ایران، ازجمله ایلخانیان، تیموریان، صفویان و قاجاریان پرداخته و همچنین نیازهای شهروندان در فضاهای عمومی معاصر را از طریق مصاحبه و مشاهدۀ میدانی در شهر اصفهان بررسی کرده است. نمونه‌های مورد مطالعه شامل پارک‌های شهید رجایی، ناژوان، مرداویج، پل خواجو، سی و سه پل، پل شهرستان و مجموعۀ متروپل در خیابان چهارباغ، به‌طور هدفمند در فضاهای مرکزی شهر اصفهان انتخاب شده و در هرکدام از نمونه‌ها، تعدادی مصاحبه با اشخاص صورت گرفته است. نتایج نشان می‌دهند که فضاهای جمعی سنتی با ویژگی‌های خاصی، چون مقیاس انسانی، تنوع کاربری و ارتباط نزدیک با بافت شهری، به‌عنوان کانون‌های فرهنگی و اجتماعی عمل کرده‌اند و می‌توانند الگویی برای فضاهای معاصر باشند. این فضاها با طراحی‌های باز و قابل دسترس، محیطی صمیمی برای تعاملات اجتماعی فراهم می‌کردند. همچنین، توجه به هویت محلی و فرهنگی در طراحی می‌تواند حس تعلق و هویت جمعی را تقویت کند. با توجه به تحولات اجتماعی و نیازهای جدید شهروندان، این پژوهش بر ضرورت طراحی فضاهای عمومی که پاسخگوی نیازهای متنوع، ازجمله تسهیل دسترسی برای افراد توان‌خواه و فضاهای تفریحی برای جوانان باشد، تأکید می‌کند. تحلیل فضاهای جمعی تاریخی مثل بازارها و میدان‌ها نشان می‌دهد که این مکان‌ها به‌عنوان کانون‌های اجتماعی و فرهنگی با ویژگی‌هایی مانند مقیاس انسانی و انعطاف‌پذیری در کاربری، نقشی کلیدی در تعاملات اجتماعی داشتند. این مطالعه پیشنهاد می‌دهد که در طراحی فضاهای شهری معاصر، باید به بازارها به‌عنوان مراکز فرهنگی و اقتصادی با فضای مشترک برای تعاملات اجتماعی و تجاری، میدان‌ها به‌عنوان نقاط تبادل فرهنگی و سرگرمی و باغ‌ها به‌عنوان مراکز آموزشی و محیط‌های اجتماعی توجه شود. همچنین تأکید بر هویت فرهنگی محلی در طراحی این فضاها به تقویت حس تعلق و هویت جمعی شهروندان کمک می‌کند. در مجموع، استفاده از الگوهای موفق گذشته به بهبود کیفیت زندگی شهری و ایجاد فضاهای اجتماعی غنی و با هویت فرهنگی منجر می‌شود.

مطالعات شهری

ارتقای محتوای دروس معماری بر اساس مکان‌سازی مبتنی بر ظرفیت‌های فضایی: نمونۀ پژوهشی، طرح درس «معماری بومی»

دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 5-43

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2053574.1115

هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی

چکیده پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئلۀ هماهنگی میان سرفصل‌های آموزشی درس معماری بومی و ظرفیت‌های نظری معماری بومی، به‌دنبال ارائۀ چهارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود آموزش معماری است. در این راستا، مسئلۀ پژوهش در قالب نبود مدلی جامع برای آموزش مفاهیم چندلایه بین ابنیه و طبیعت بررسی شده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، توسعۀ محتوای آموزشی درس معماری بومی با استفاده از انگاره‌های مفهومی موضوع پژوهش است. در این مسیر، پژوهش به شناسایی و معادل‌سازی تم‌های اصلی در ظرفیت‌های نظری فضا، مکان، بوم و محیط پرداخته است. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از چالش‌های طراحی معماری، بدون توجه به شناخت ساختاریافته از محیط و اثرات منفی آن بر کیفیت فضاهای زیستی و تعاملات انسانی است. روش پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل تماتیک انتخاب شده و داده‌های پژوهش از 60 کتاب و 50 مقاله مرتبط استخراج شده است. این داده‌ها طی فرآیند کدگذاری و تحلیل، به 16 ترکیب مفهومی مرتبط با تم‌های محیطی و نظری سازماندهی شدند که به‌طور مستقیم در طراحی طرح درس جدید با 16 جلسۀ آموزشی به ‌کار رفته‌اند. نتایج پژوهش از طریق طراحی شبکه‌ای مفهومی و تدوین اهداف رفتاری بر اساس تم‌های محیطی و نظری، الگویی جامع را برای آموزشِ شناخت و مداخلة هدفمند در محیط‌های بومی ارائه کرده است. پژوهش نتیجه‌گیری می‌کند که با استفاده از اصول بوم‌شناسی، ترکیب معماری سنتی و فرهنگ بومی می‌توان آموزش معماری را به‌سمت معماری مبتنی بر ذات بومی آن، یعنی طراحی فضاهای پایدار و مکان‌های زمینه‌گرا، سوق داد.

طراحی شهری

بررسی تأثیر اکوسیستم‌های صوتی بر درک مکان در طراحی شهری

دوره 9، شماره 35، تابستان 1404، صفحه 5-30

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2063538.1140

هادی رضایی راد، پریما یامی مرندی

چکیده با رشد شهرنشینی و پیچیدگی‌های زیستی-فضایی، لزوم توجه به ابعاد چندحسی در طراحی فضاهای عمومی بیش از پیش احساس می‌شود. در این میان، «اکوسیستم صوتی» به‌عنوان بعدی کمتر دیده‌شده اما تأثیرگذار در کیفیت تجربۀ زیستۀ شهروندان اهمیت یافته است. برخلاف دیدگاه سنتی که صدا را تنها منبع آلودگی قلمداد می‌کرد، رویکردهای معاصر صدا را عنصری بالقوه در ارتقای حس مکان و کیفیت زندگی می‌دانند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شاخص‌های طراحی شهری بر کیفیت اکوسیستم‌های صوتی و درک مکان انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که چگونه عناصر طراحی شهری می‌توانند بر مؤلفه‌های صوتی فضا و تجربۀ ادراکی شهروندان اثرگذار باشند. روش پژوهش به‌صورت توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با رویکردی تلفیقی انجام گرفته است. ابتدا شاخص‌ها و مؤلفه‌های صوتی از طریق مرور منابع نظری استخراج شد. سپس با استفاده از روش دلفی و مشارکت ۲۰ نفر از متخصصان حوزۀ طراحی شهری و آکوستیک محیطی، میزان تأثیر شاخص‌های طراحی بر مؤلفه‌های صوتی ارزیابی شد. داده‌ها با بهره‌گیری از الگوریتم Jenks برای تحلیل خوشه‌ای پردازش شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که شاخص‌هایی نظیر کنترل تراکم و ارتفاع ساختمان‌ها، تقویت هویت صوتی محلی و بهره‌گیری از پوشش گیاهی، نقش مؤثری در بهبود مؤلفه‌هایی، چون تعادل صوتی، سکوت عملکردی و کیفیت تجربۀ شنیداری دارند. در نتیجه، طراحی شهری می‌تواند با رویکردی میان‌رشته‌ای و حساس به صدا، بستر مناسبی برای ارتقای ادراک حسی و تجربۀ مکان فراهم آورد. مدل مفهومی پژوهش نیز سه لایۀ کالبدی، زیست‌محیطی و ادراکی را در تعامل با کیفیت صوتی معرفی و راهبردهایی برای طراحی صوت‌محور ارائه می‌دهد.

برنامه‌ریزی شهری

ارائۀ چهارچوب گردشگری خلاق، به‌عنوان کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری

دوره 9، شماره 36، پاییز 1404، صفحه 5-31

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2072517.1170

مصطفی نباتی نژاد، محمد مهدی مظاهری، سعید شریفی

چکیده این پژوهش با هدف توسعۀ مدل پیشرفتۀ مبتنی بر فناوری برای کارآفرینی فرهنگی در صنایع گردشگری خلاق انجام شده است. روش پژوهش رویکرد آمیختۀ متوالی (کمی‌ـ‌کیفی) است. مرحلۀ کیفی، با مصاحبه‌ها از ۱۸ متخصص گردشگری فرهنگی که از طریق نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع انتخاب شده بودند، انجام شده است. مرحلۀ کمی شامل نظرسنجی از ۲۳۰ متخصص با استفاده از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته است. دادها در بخش کیفی با تحلیل محتوای استقرایی، با اطمینان از اعتبار از طریق کدگذاری دوگانه و بررسی اعضا و در بخش کمی از طریق معادلات ساختاری تجزیه‌وتحلیل شده است. یافته‌ها در تحلیل کیفی، 34 مقولۀ کلیدی را در چهار بعد اصلی پیامدها (بین‌المللی‌سازی گردشگری و توسعۀ پایدار)، چالش‌های سیستمی (موانع اقتصادی، سیاسی و فناوری)، الزامات عملیاتی (دارایی‌های فرهنگی و زیرساخت‌های عملکردی) و پویایی‌های کارآفرینی (ویژگی‌های فردی و شایستگی‌های فرهنگی) شناسایی و یافته‌های کمی، برازش مدل ساختاری را تأیید کرده است.  نتایج به‌دست‌آمده با ترسیم مدل کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری در بخش گردشگری خلاق، با ابعاد چهارگانۀ پیامدها، چالش‌های سیستمی، الزامات عملیاتی و پویایی‌های کارآفرینی، می‌تواند در سیاستگذاری‌های کلان و خرد توسعۀ صنعت گردشگری بهره برداری شود.

بازآفرینی شهری

بازآفرینی معنابنیاد فضا و مکان شهری پیرامون حرم مطهر امام رضا(ع) بر پایۀ مفهوم میدان هم‌حضوری

دوره 9، شماره 37، زمستان 1404، صفحه 5-33

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079740.1218

امین اله طلائی، فریبرز دولت‌آبادی، کاوه بذرافکن

چکیده بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد طی دهه‌های اخیر شاهد مداخلات گستردۀ شهری بوده است که هرچند زیرساخت‌ها، دسترسی و ظرفیت زائرپذیری را بهبود بخشیده‌اند، اما به‌تدریج به گسست میان انسان، مکان و تضعیف تجربۀ زیارت انجامیده‌اند. در امتداد رویکردهای فرهنگ‌محور و مکان‌مبنا در بازآفرینی شهری، این پژوهش با تکیه بر نظریۀ «میدان هم‌حضوری» و صورت‌بندی «بازآفرینی معنا‌بنیاد» می‌کوشد چهارچوبی طراحی‌محور برای ترمیم پیوند میان تجربۀ زیارت، ساختار فضایی و حافظۀ فرهنگی ارائه کند. روش پژوهش، ترکیبی (کیفی‌ـ‌کمی) با رویکردی پدیدارشناختی و زمینه‌گراست. داده‌ها از طریق تحلیل اسناد، مشاهدۀ میدانی، ۱۲ مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته با زائران، خادمان و کسبه و تحلیل  GISحسی در ۹ نقطۀ شاخص مسیر زیارت (آستانه‌ها و گره‌های اصلی حرکت آیینی) گردآوری و بر اساس چهار ساحت محیط، آیین، حافظه و باور سازمان‌دهی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بحران مکان زیارتی در قالب چهار سطح گسست حسی، کنشی، زمانی و درونی قابل تشخیص است و مداخلات صرفاً کالبدی توان ترمیم این گسست‌ها را ندارند. در پاسخ، مدل میدان هم‌حضوری فضاهای پیرامون حرم را به‌مثابۀ میدانی چندلایه می‌فهمد که در آن بدن، کنش آیینی، حافظۀ جمعی و باور قدسی یکدیگر را متقابلاً حاضر می‌سازند. بر این اساس، چهار ساحت یادشده به‌عنوان سازوکارهای بازآفرینی معنا در فضا معرفی و به مجموعه‌ای از اصول طراحی، از جمله پیوستگی آیینی مسیر، خوانایی حافظۀ جمعی، آرام‌سازی حسی فضاهای آستانه‌ای و تقویت عدالت زیارتی ترجمه می‌شوند. بدین‌سان، چهارچوب پژوهش، بازآفرینی بافت و طراحی معماری را به‌مثابۀ فرایندی زنده برای احیای حضور و بازپیوند انسان، مکان و حافظۀ قدسی بازتعریف می‌کند.

مدیریت بحران/پدافند غیرعامل

تحلیل ارتباط معیارهای طراحی پناهگاه‌های شهری و تاب‌آوری محلات شهری از منظر پدافند غیرعامل (مورد مطالعه: شهر قم)

دوره 10، شماره 38، بهار 1405، صفحه 5-22

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079748.1215

محسن کاملی، حسن حسینی امینی

چکیده تاب‌آوری شهری در مواجهه با بحران‌ها، نقش پناهگاه‌ها و کیفیت طراحی آن‌ها را به‌عنوان عامل کلیدی در حفاظت از شهروندان و زیرساخت‌ها برجسته می‌کند. بااین‌حال، دانش کافی دربارۀ ارتباط میان معیارهای طراحی پناهگاه، شاخص‌های مکانی محله‌ها و تاب‌آوری شهری وجود ندارد. هدف این پژوهش، شناسایی اهمیت معیارهای طراحی پناهگاه، بررسی تأثیر شاخص‌های مکانی بر این معیارها و مدل‌سازی رابطۀ آن‌ها با تاب‌آوری محله‌ها در شهر قم بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی‌ـ‌تحلیلی و کاربردی است و اطلاعات از کارشناسان حوزۀ طراحی پناهگاه و داده‌های مکانی محله‌ها جمع‌آوری شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مقاومت سازه‌ای با بالاترین میانگین اهمیت و اجماع کارشناسان، قوی‌ترین عامل تاب‌آوری محله‌هاست و مسیرهای اضطراری نیز نقش کلیدی دارند. شاخص‌های مکانی، شامل فضای سبز، تراکم ساختمان و فاصله از مراکز استراتژیک، به‌صورت مستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر معیارهای طراحی، تاب‌آوری محله‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. علاوه بر این، نوع کاربری پناهگاه (عمومی، ویژه/بیمارستانی، فرماندهی) بر اولویت‌بندی معیارها اثرگذار است، برای مثال، مسیر اضطراری برای پناهگاه‌های بیمارستانی و استتار/اختفا برای پناهگاه‌های فرماندهی اهمیت بیشتری دارد. تحلیل خوشه‌بندی نیز نشان داد که محله‌ها بر اساس ویژگی‌های کالبدی و معیارهای طراحی پناهگاه به سه دستۀ «تاب‌آور برنامه‌ریزی‌شده»، «آسیب‌پذیر متراکم» و «وابسته به مکان» تقسیم می‌شوند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که یکپارچه‌سازی برنامه‌ریزی کالبدی محله با طراحی پناهگاه‌ها و توجه به نوع کاربری آن‌ها، از مؤثرترین راهکارها برای افزایش تاب‌آوری شهری است. نتایج مدل رگرسیونی نشان داد که در میان معیارهای طراحی پناهگاه، مقاومت سازه‌ای (β=0.41)، دسترسی به مسیرهای اضطراری (β=0.33) و مکان‌یابی مناسب (β=0.28) بیشترین تأثیر را بر افزایش تاب‌آوری محلات شهری داشته‌اند، درحالی‌که شاخص‌های مکانی نظیر تراکم ساختمانی و فاصله از مراکز استراتژیک نیز نقش معناداری در تبیین تغییرات تاب‌آوری ایفا کرده‌اند.

مطالعات شهری

تحلیل تعاملات اجتماعی‌ـ‌‌فضایی به روش فاصله گذاری ادواردهال (مطالعۀ موردی: میدان نقش جهان اصفهان)

دوره 9، شماره 37، زمستان 1404، صفحه 35-54

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2072143.1167

سحر خراسانی، رامتین مرتهب

چکیده فضاهای عمومی شهری به‌عنوان عرصه‌های کلیدی تعاملات اجتماعی، نقش مهمی در شکل‌گیری هویت جمعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری دارند، اما ابعاد رفتاری کاربران و الگوهای فاصله‌گذاری میان‌فردی در مطالعات ایران کمتر بررسی شده است. این پژوهش با هدف پاسخ به این پرسش که «الگوهای فاصله‌گذاری میان‌فردی در میدان نقش جهان اصفهان چگونه شکل می‌گیرند و در بازه‌های زمانی مختلف چه تغییراتی دارند؟» انجام شد. روش پژوهش ترکیبی کیفیـ‌کمی و مبتنی بر مشاهدۀ مستقیم غیرمداخله‌گر بود. داده‌ها در سه نوع روز (کاری، نزدیک تعطیل و تعطیل) و سه بازه زمانی (صبح، عصر و شب) از کاربران شامل شهروندان و گردشگران جمع‌آوری و با چک‌لیست متغیرهایی مانند نوع فعالیت، ترکیب اجتماعی، فاصلۀ میان‌فردی، طبق مدل هال، تراکم و شرایط محیطی ثبت شد. تحلیل کمی با آمار توصیفی و تحلیل کیفی با تفسیر نقشه‌های رفتاری و یادداشت‌های محیطی انجام شد. یافته‌ها نشان داد که الگوهای فاصله‌گذاری تحت‌تأثیر نوع روز، تراکم جمعیت و ویژگی‌های کالبدی فضا تغییر می‌کنند، در روزهای کاری فاصله‌های اجتماعی و عمومی غالب‌اند، درحالی‌که در روزهای تعطیل و شب‌ها فاصله‌های شخصی و صمیمی افزایش می‌یابند. کاربران با انتخاب موقعیت‌های مشخص قلمروهای موقت و نیمه‌خصوصی ایجاد می‌کنند و عناصر محیطی مانند نور، سایه و مبلمان رفتار میان‌فردی را تنظیم می‌کنند. این نتایج ضمن تأیید مدل هال، ضرورت بومی‌سازی آن در بستر فرهنگی و اقلیمی ایران و ارائۀ چهارچوبی کاربردی برای طراحی انسان‌محور فضاهای عمومی تاریخی را نشان می‌دهد.

مطالعات شهری

سرمایه اجتماعی سیال در حفاظت فضاهای میراثی؛ مورد پژوهی: بازار تاریخی تبریز

دوره 9، شماره 37، زمستان 1404، صفحه 55-72

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2074782.1190

حسین اسمعیلی سنگری، راحله پروین

چکیده حفاظت از فضاهای میراثی شهری، به‌ویژه بازارهای تاریخی، در گرو درک سازوکارهای اجتماعی‌ای است که انسجام، هویت فرهنگی و تداوم تعاملات جمعی را شکل می‌دهند. بازارهای تاریخی در معرض دگرگونی‌های اقتصادی و فرهنگی‌اند و این تغییرات، هماهنگی میان ذی­نفعان و اصالت فضا را با چالش مواجه می‌کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر رویکرد «سرمایۀ اجتماعی سیال»، نقش روابط موقت، شبکه‌های انعطاف‌پذیر و بازتولید فرهنگی را در حفاظت بازار تاریخی تبریز مورد بررسی قرار داد. بدینسان در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش: «سرمایۀ اجتماعی سیال تا چه میزان می‌تواند در حفاظت و بازسازی بازارهای تاریخی، به‌ویژه بازار تاریخی تبریز، مؤثر باشد؟»، پژوهش با روش کمی و بر پایۀ مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) اجرا شد تا سازوکارهای پویای سرمایۀ اجتماعی سیال در قالبی سنجش‌پذیر تحلیل شود. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای با طیف پنج‌گزینه‌ای لیکرت در جامعۀ آماری ۱۵۰ نفر از کسبه، بهره‌برداران و استفاده‌کنندگان مکرر بازار تاریخی تبریز گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با CVI و CVR تأیید شد و مقدار آلفای کرونباخ 87/0 پایایی مطلوب ابزار را نشان داد. نتایج مدل‌سازی بیان می‌کند که سه مؤلفۀ اصلی سرمایۀ اجتماعی سیال  تأثیر معناداری بر تقویت هماهنگی میان ذی­نفعان، ارتقای انسجام اجتماعی و افزایش تاب‌آوری فرهنگی بازار دارند. مؤلفۀ انعطاف‌پذیری شبکه‌ها بیشترین اثر مستقیم را بر شاخص‌های حفاظت فضایی نشان داد و تعاملات موقت نیز مسیرهای غیرمستقیم مؤثری را در پیوند میان گروه‌های فعال ایجاد کرد. این یافته‌ها چارچوبی عملی برای مدیران شهری و سیاست‌گذاران ارائه می‌کند تا با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سرمایۀ اجتماعی سیال، فرآیندهای حفاظت و توسعه پایدار بازارهای تاریخی را اثربخش‌تر هدایت کنند.

برنامه‌ریزی شهری

ارزیابی نابرابری فضایی و رتبه‌بندی زیست‌پذیری محلات با رویکرد عدالت فضایی (مطالعۀ موردی: منطقۀ ۱۲ تهران)

دوره 9، شماره 37، زمستان 1404، صفحه 73-92

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075831.1197

زانیار سعیدزاده، منصور منصوری، پریا شفیع‌پور یوردشاهی

چکیده با توجه به نابرابری‌های فضایی شدید در هستۀ تاریخی تهران (منطقۀ ۱۲)، هدف این پژوهش، سنجش و رتبه‌بندی زیست‌پذیری محلات بر اساس رویکرد عدالت‌محور است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کمی با رویکرد پیمایشی و پارادایم اثبات‌گراست. داده‌های کمی از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی اسناد رسمی و پیمایش میدانی با پرسشنامۀ محقق‌ساخته (پایایی آلفای کرونباخ >7/0) در میان ۳۸۵ ساکن ۱۳ محلۀ منطقۀ ۱۲ گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری برای وزن‌دهی و اعتبارسنجی شاخص‌ها بر اساس عوامل (مانند کیفیت کالبدی و سرمایۀ اجتماعی) و تکنیک تاپسیس برای رتبه‌بندی نهایی انجام گرفت. یافته‌ها ناهمگونی فضایی شدید را نشان داد: محلات سنگلج (امتیاز 281/0) و ایران (271/0) برتر، و شهید هرندی (285/0-) و قیام (202/0-) بحرانی شناسایی شدند. ضرایب SEM حاکی از سهم بالای کیفیت کالبدی (762/0) و سرمایۀ اجتماعی (751/0) در زیست‌پذیری است. الگوی پراکندگی (مرکزی برتر، حاشیۀ محروم) نظریۀ عدالت فضایی را تأیید می‌کند. نتایج لزوم سیاست‌گذاری محله‌محور و مداخلات خوشه‌ای (پیشرو، میانی، محروم، بحرانی) را برجسته می‌سازد، با اولویت فوری بر بحرانی‌ها برای کاهش نابرابری‌ها.

تاثیر حمایت‌های دولتی در توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: شهرستان شاهین شهر و میمه)

دوره 3، شماره 13، زمستان 1398

میترا خاطری فرامانی، مسرت آیت

چکیده تاکنون دولت‌ها با اعمال سیاست‌ها و اقدامات مختلف اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، و کالبدی تلاش‌های زیادی را در راستای توسعه روستایی انجام داده‌اند.  با این حال، به نظر می‌رسد که این سیاست‌ها و اقدامات نتوانسته است زمینه‌ساز توسعه پایدار در سکونتگاه‌های روستایی شود. از این رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر حمایت‌های دولتی بر توسعه پایدار روستایی در روستاهای شهرستان شاهین شهر و میمه است. این پژوهش، از نظر روش توصیفی-پیمایشی (از نوع میدانی) و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل2834 سرپرست خانواده و نمونه آماری، بر مبنای فرمول کوکران، 338 نفر از این سرپرستان است. شیوه نمونه‌گیری در این پژوهش نمونه‌گیری در دسترس و ابزار گردآوری داده‌ پرسشنامه است. این پرسشنامه در دو قسمت حمایت‌های دولتی با 14 گویه و توسعه پایدار روستایی با 29 گویه طراحی شده است. داده‌های گردآوری شده از طریق تحلیل مسیر معادلات ساختاری و آزمون فریدمن در نرم‌افزار‌های  AMOS و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بیانگر آن است که حمایت‌های دولتی شامل حمایت‌های اجتماعی-فرهنگی، محیطی، و اقتصادی بر توسعه پایدار روستایی اثرگذار است.  افزون بر این، حمایت‌های دولتی بر شاخص محیطی بیشترین و بر شاخص اقتصادی کمترین میزان اثرگذاری را داشته است.

بررسی و اولویتبندی عوامل اصلی مدیریت شهری با رویکرد جهادی در میزان موفقیت پروژه-های عمران شهری (نمونه موردی: شهرداری‌های استان چهارمحال و بختیاری)

دوره 4، شماره 14، بهار 1399

مسرت آیت، سیامک نیکخواه

چکیده در اجرای پروژههای عمران شهری عواملی مؤثر بر پیشبرد پروژه وجود دارد که معمولاً شناسایی دقیق آنان پیچیده و دشوار است. اگرچه عوامل اصلی مدیریت شهری با رویکرد جهادی در تئوری بسیار جذاب می‌باشد؛ اما در عمل، برای پیادهسازی آن خصوصاً در کشورهای درحال‌توسعه مشکلات بسیاری وجود دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی و اولویت‌بندی عوامل اصلی مدیریت شهری با رویکرد جهادی در میزان موفقیت پروژه‌های عمران شهری (نمونه موردی: شهرداری‌های استان چهارمحال و بختیاری) است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه اجرای تحقیق از نوع توصیفی-علّی و به لحاظ جهت-گیری توسعهای می‌باشد. روش گردآوری اطلاعات میدانی–پیمایشی است. شیوه نمونهگیری در این تحقیق روش نمونهگیری سهمیهای است و 60 پرسشنامه تنها در بین افرادی که دارای تخصص، تجربه و آگاه به مسئله بودند توزیع گردید که از این تعداد 50 نفر به پرسشنامهها پاسخ دادند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای محقق ساخته است که روایی صوری پرسشنامه توسط اساتید مدیریت و استاد راهنما و روایی محتوایی توسط چند نفر اعضای جامعه آماری مورد تائید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه بالاتر از 7/0 گزارش شد. تجزیه‌وتحلیل دادهها از روش یافتن میانگین و وزندهی ذهنی دادهها و با استفاده از روش تاپسیس انجام شد و به بررسی پاسخ سؤالات این تحقیق پرداخته‌شده است که درنهایت 9 عامل مهم شناسایی و به ترتیب اولویت دستهبندی شدند. علاوه بر این یافتههای پژوهشی نشان می‌دهد که عوامل اصلی مدیریتشهری با رویکرد جهادی به ترتیب اولویت شامل برنامهریزی واقعگرایانه و انتخاب پیمانکار مناسب؛ پیچیدگیهای طراحی پروژه؛ حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد؛ تعیین شرایط محدودیتها و امکانات موجود؛ تجربه از پروژه-های گذشته؛ واضح بودن اهداف و شناسایی دقیق پروژه و انتخاب مناسب پروژه؛ عدم تأخیرات و اشتباهات در تهیه مدارک و نقشهها؛ تخصیص مناسب و کافی بودجه و منابع و پرداخت به‌موقع به پیمانکار؛ مشوقها و جریمه از سوی کارفرما میباشند.

شناسایی و تحلیل پیشران‌های استراتژیک تغییرات کاربری زمین شهری با رویکرد تحلیل اثرات متقاطع (مورد مطالعه: شهر سنندج)

دوره 5، شماره 18، بهار 1400

فرید واحدی یگانه، محمدرضا پورمحمدی، سامان صلواتی، شیلان حیدرمنش

چکیده تغییرات کاربری زمین و توسعه‌ی شهری از مباحث اساسی در برنامه‌ریزی‌ها و طرح‌های توسعه شهری به شمار می‌آیند. مطالعه‌ی میزان تغییرات در گذشته و پیش‌بینی این تغییرات در آینده نقشی بسزا در ساماندهی فضاهای شهری دارد. در اثر تغییرات کاربری زمین شهری الگوهای کاربری زمین گوناگونی شکل می‌گیرد که این الگوها نیروهای پیشران گوناگونی در مناطق مختلف دارد. بنابراین هدف این تحقیق شناسایی و تحلیل نیروهای پیشران تغییرات کاربری زمین شهری و تحلیل مکانیزم روابط این نیروها با روش تحلیل اثرات متقاطع (آینده‌پژوهی) در شهر سنندج می‌باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی است و روش جمع‌آوری داده‌ها اسنادی و پیمایشی از طریق پرسش‌نامه‌ است. جامعه‌ی آماری این پژوهش کارشناسان مسائل شهری شامل اساتید دانشگاه، دانشجویان مرتبط با موضوع، کارشناسان امور شهری، مسئولین شهری و... است. به منظور تحلیل داده‌ها از روش تحلیل اثرات متقاطع با بهره‌گیری از نرم‌افزار MICMAC استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که سیستم شهری سنندج در وضعیت ناپایداری قرار دارد. همچنین از لحاظ تاثیرگذاری به ترتیب با میانگین وزنی و ستونی پیشران‌ها، عوامل سیاست‌ها و قوانین (5/68)، محیطی (5/65)، فرهنگی (12/65)، اجتماعی / جمعیتی (66/63)، امکانات زیرساختی (63)، اقتصادی (78/61)، نهادی (75/61) و فضایی – کالبدی (2/59) در تغییرات کاربری زمین شهری سنندج بیشترین تاثیر را دارند. همچنین سه عامل مهاجرت، منزلت اجتماعی و توزیع عادلانه خدمات شهری بعنوان پیشران‌های استراتژیک مشخص شدند.

مدیریت شهری

تبیین چالش‌های توسعه سامانه‌های دوچرخه اشتراکی در شهر تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2081828.1225

محمد نظرپور، شهاب‌الدین کرمانشاهی

چکیده این پژوهش با هدف تبیین چالش‌های توسعه سامانه‌های دوچرخه اشتراکی در شهر تهران انجام شده است. با وجود چندین تجربه از راه‌اندازی این سامانه‌ها در سال‌های گذشته، تاکنون مطالعه‌ای جامع که به تحلیل چندوجهی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست آنها بر اساس تجارب بازیگران کلیدی این حوزه بپردازد، انجام نشده و در فقدان چنین تحلیلی، تکرار تجربه‌های ناموفق تداوم یافته است. پژوهش حاضر متمرکز بر چنین خلائی، با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با ۱۱ نفر از مدیران، متولیان، سرمایه‌گذاران شرکتی و کنشگرانی که مستقیماً در این پروژه‌ها مشارکت داشته‌اند، انجام شده است. داده‌ها از طریق بررسی متن مصاحبه‌ها و توجه به الگوهای معنایی مشترک تحلیل و در قالب مضامین اصلی صورت‌بندی شده‌اند.
بر اساس نتایج این پژوهش، چالش‌های موجود در چهار بعد درهم‌تنیده اقتصادی و مالی، نهادی و مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی و فنی و زیرساختی قابل تبیین است. در بعد اقتصادی و مالی، هزینه‌ بالای سرمایه‌گذاری اولیه، وابستگی به نوسانات ارزی و نبود حمایت‌های مالی پایدار، استمرار فعالیت این سامانه‌ها را تهدید می‌کنند. در سطح نهادی و مدیریتی، ضعف هماهنگی سازمانی، فقدان چارچوب‌های قانونی و قراردادی شفاف برای مشارکت بخش خصوصی و غلبه رویکرد خودرو‌محور در سیاست‌گذاری از مهم‌ترین موانع هستند. از منظر فرهنگی و اجتماعی، نگرش‌های منفی نسبت به دوچرخه‌سواری، محدودیت‌های فرهنگی و جنسیتی و فقدان سیاست‌گذاری منسجم برای ترویج حمل‌ونقل فعال، مانع گسترش تقاضای اجتماعی شده است. در بعد فنی و زیرساختی نیز کمبود مسیرهای ایمن و پیوسته، ضعف در طراحی دوچرخه، مشکلات لجستیکی و عدم دسترسی به اینترنت پایدار، از چالش‌های اصلی به شمار می‌آیند.

برنامه‌ریزی شهری

شهرسازی در جمهوری ترکیه؛ اصلاحات دولتی در برابر ضعف نسبی یادگیری از جامعه

دوره 7، شماره 29، زمستان 1402، صفحه 19-42

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2023613.1059

فرشید سامانپور، پروین پرتوی

چکیده این مقاله بخشی از مطالعه‌ای بزرگ‌تر بوده که به بررسی شهرسازی در کشورهای غیرانگلیسی‌زبان می‌پرداخته است. با توجه به کمبود منابع به زبان فارسی یا انگلیسی تجربه‌های این کشورها (که در موارد زیادی ‌مسائل مشترکی با ایران دارند) کمتر در دسترس خوانندۀ ایرانی قرار دارد. در این راستا، این مقاله با تمرکز بر کشور همسایه، ترکیه، تلاش بر این دارد که ویژگی‌های برنامه‌ریزی شهری را در این کشور شناسایی، و کمبودها و مشکلات آن را معرفی کند. این مقاله افزون بر هدف یادشده امکانی برای مطالعۀ تطبیقی فراهم می‌آورد. برای ایجاد امکان ارزیابی و تطبیق از چهارچوب چهارگانۀ فریدمن برای دسته‌بندی روش‌های شهرسازی استفاده می‌شود. مرور منابع در قالب روایی و منطبق با تاریخ معاصر اواخر عثمانی و ترکیه انجام می‌گیرد. در چهارچوب این روایت، شیوه‌های شهرسازی از منابع تخصصی (و محدود و پراکنده) به زبان انگلیسی و گاه با استفاده از شواهد و اخبار رسانه‌ای و مرور آنها بیان می‌شوند و در پایان با استفاده از چهارچوب نظری معرفی‌شده تحلیل می‌شوند. براین‌اساس، کمبودهای مهم شهرسازی ترکیه و پیشنهادهایی برای رفع آن به بحث گذاشته می‌شود که مهم‌ترین آن ضعف در یادگیری از جامعه و اصرار یک‌جانبه بر اصلاحات دولت‌مدار، بدون توجه کافی به فرهنگ زمینه، دانسته شده است.

راهکارهای طراحی شبکۀ پیاده‌مدار گردشگری مرتبط با ساختار تاریخی شهر (مطالعه موردی: محله قلعه‌طبره اصفهان)

دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 23-42

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.1999644.1044

محمدرضا نقصان محمدی، سعیده هرندی زاده

چکیده از بین رفتن آثار تاریخی شاخص و کاهش نشانه‌های ارزش تاریخی معابر، کاهش مطابقت ابنیۀ نوساز با تاریخ معماری شهرها و تداخل حرکتی سواره و پیاده از مشکلات بروزیافتۀ ناشی از خودرومداری در اغلب شهرهای تاریخی است. بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در این شهرها با توجه به محورهای شکل‌گرفته براساس عناصر تاریخی، شاخص، طبیعی و حرکت آهستۀ پیاده، گردشگری را تقویت خواهد کرد و زمینۀ جلوگیری از مشکلاتی مانند آلودگی هوا و تراکم ترافیک را در پی خواهد داشت. قرارگیری و اتصال مناسب محورهای تاریخی در شبکه‌ای منسجم موجب بهبود کارکرد مسیر و پاسخگویی به نیاز پیاده در فضای شهر می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تقویت رابطه و انسجام محورهای تاریخی با استفاده از ارتقای پتانسیل‌های گردشگری و کیفیت پیاده‌مداری در ساختار تاریخی شهر صورت گرفته و در جست‌وجوی راه‌حلی برای کاهش معضلات در محلۀ مورد بررسی است. نوع پژوهش کاربردی است که با روش توصیفی، تحلیل محتوا و مطالعات کتابخانه‌ای صورت پذیرفته است. در بخش مبانی نظری نظرات نظریه‌پردازان مختلف در زمینۀ پیاده‌مداری، ساختار شهر و گردشگری بررسی و مؤلفه‌ها و شاخص‌های شبکۀ پیاده‌مدار گردشگری استخراج شده، سپس به‌وسیلۀ تحلیل یکپارچۀ سوات و ابزار تحلیل شبکۀ شهری در نرم‌افزار راینو، شاخص‌های دسترسی، جاذبه و مستقیم بودن در محدودۀ مطالعه، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. همچنین از ترکیب فرآیند طراحی شهری راهبردی و جامع در تدوین راهکارهای طراحی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل شبکۀ شهری[1] نشان‌دهندۀ اهمیت کاربری‌ها و دسترسی شبکۀ معابر در تعیین پتانسیل‌های یک مکان به‌منظور طراحی محور پیاده‌مدار گردشگری است. ارتقای دو مفهوم پیاده‌مداری و گردشگری در ساختار تاریخی شهر توسط تقویت ابعاد و مؤلفه‌های مشترکی مانند اختلاط کاربری، پیوستگی، وجود عناصر طبیعی، دسترسی و سایر مؤلفه و شاخص‌های درگیر، موجب تقویت ارتباط محورهای تاریخی با یکدیگر و آرام‌سازی در مکان تلاقی ساختار قدیم و جدید خواهد شد. تقویت کارکردهای سازگار موجود، ایجاد و تقویت پیوستگی مسیرهای یادمانی، احیای عنصر شاخص قلعه و تدوین ضوابط جداره‌سازی ایرانی-اسلامی باعث تقویت ارزش کالبدی و تاریخی خواهد شد.

جامعه‌شناسی شهری

ارزیابی تفاوت‌های ذهنی مردان و زنان در روند ایجاد/ارتقاء احساسات معنوی در مواجهه با مکان‌های مذهبی (مورد مطالعه: مساجد شهر یاسوج)

دوره 10، شماره 38، بهار 1405، صفحه 23-52

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2074427.1189

علی صادقی حبیب آباد، الساندرا دی چزاریس

چکیده این پژوهش به بررسی شاخصه‌های معماری مؤثر بر تقویت حس معنوی در مساجد می‌پردازد و تلاش دارد تا تأثیر ویژگی‌های کالبدی، حسی و اجتماعی‌-فرهنگی فضاهای مذهبی بر تجربۀ معنوی افراد را ارزیابی کند. همچنین تحلیل تفاوت‌های جنسیتی در ادراک این شاخصه‌ها مورد توجه قرار گرفته است. روش پژوهش به‌صورت توصیفی‌-‌تحلیلی و پیمایشی صورت گرفت. جامعۀ آماری شامل ۲۸۲ نفر از نمازگزاران زن و مرد بین ۲۱ تا ۷۱ سال بود که به‌صورت هدفمند و در دسترس انتخاب ‌شده است. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای شامل ۳۱ شاخصه در سه بعد کالبدی، حسی و اجتماعی‌-‌فرهنگی جمع‌آوری شد. ابزار پژوهش با اعتبارسنجی از سوی خبرگان و ارزیابی پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده‌ها نیز از طریق نرم‌افزار SPSS و آزمون‌هایی مانند تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون t تک‌نمونه‌ای و آزمون t مستقل انجام شد. پژوهش نشان داد عوامل حسی مانند نور طبیعی، کیفیت صوت و رنگ‌های آرام بیشترین تأثیر را در حس معنوی دارند، درحالی‌که عوامل کالبدی و اجتماعی‌-‌فرهنگی در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. زنان بیشتر تحت‌تأثیر عوامل حسی و مردان تحت‌تأثیر ویژگی‌های کالبدی هستند. این نتایج می‌توانند پایه‌ای برای طراحی بهتر فضاهای مذهبی باشند.

سلامت شهری

جایگاه مضامین اجتماعی در مطالعات سلامت شهری

دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 25-46

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2025881.1060

مینا جلالی، حامد سیارخلج

چکیده سلامت شهری منعکس‌کنندة مجموع شرایط اجتماعی، جسمی، محیط فیزیکی و زیرساختی است که بر رفاه و کیفیت زندگی شهروندان ساکن در شهری تأثیر می‌گذارد. بنابراین، علاوه بر موضوعات حول سلامتی و بهداشت مجموع ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیط‌زیستی توصیف‌کنندة وضعیت سلامت شهری هستند. از بین ابعاد مذکور مسائل اجتماعی به‌شکل غیرقابل انکاری فرصت‌های انتخابی شهروندان در شهر، تفسیر آنان از شرایط، تعاملشان با دیگران و جهت‌گیری‌های رفتاری سلامت‌محور در شهر را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. با توجه به اهمیت مضامین اجتماعی در تحقق‌بخشی به سلامت شهری، در پژوهش حاضر تلاش شده است با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند، ضمن بررسی مطالعه‌های مرتبط، شاخص‌های اجتماعی سلامت شهری و زمینه‌های آن‌ توصیف شود. یافته‌ها نشان می‌دهد شاخص‌های اجتماعی سلامت شهری را می‌توان در زمینه‌های «پویایی‌های جمعیت، آسیب‌های اجتماعی، شمولیت، سرمایه اجتماعی، کسب‌وکار، آموزش و سبک زندگی» بازتعریف کرد. همچنین قید اجتماعی توصیف‌کننده برای این شاخص‌ها متضمن در نظر گرفتن ویژگی‌های انعطاف‌پذیری، نسبی بودن، توجه به معانی، ادراک زمینه و فرایند است. شاخص‌های برسازندة زمینه‌هایی، نظیر پویایی‌های جمعیت، آموزش و کسب‌وکار که برای توضیح آن می‌توان از داده‌های ثبتی بهره‌ برد و یا به‌دلیل آنکه روش‌های احصا و محاسبۀ آن‌ها به‌صورت کمی و جهانی تعریف شده است، قابلیت پیروی از الگوی یکسان را دارند، اما سایر زمینه‌ها، نظیر آسیب اجتماعی، شمولیت، سبک زندگی و مخصوصاً سرمایۀ اجتماعی متضمن مطالعه‌های زمینه‌محور هستند؛ مطالعه‌ای که براساس ویژگی‌های متمایز شهرها از یکدیگر، حتی به انتخاب و اولویت‌بخشی یک زمینه و کنار گذاشتن سایر زمینه‌ها از توصیف و بررسی منجر خواهد شد.

مدیریت شهری

ارائۀ چهارچوب تحلیلی چالش‌های نهادی برنامه‌های راهبردی شهری (موردپژوهی: برنامۀ راهبردی اصفهان 1405)

دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 27-38

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2025753.1061

احمد شاهیوندی، محمد حسین عسگری، سید محمد شکرانی

چکیده برنامه‌ریزی راهبردی در نقد برنامه‌ریزی جامع وارد ادبیات شهرسازی شد و ویژگی‌های چرخه‌ای بودن، بازخوردگیری، انعطاف‌پذیری، مشارکتی بودن و حساسیت نسبت به مسائل هر بستر را با خود به‌همراه داشت. در ایران تا امروز الگوی برنامه‌ریزی جامع بر راهبردی غلبه دارد. یکی از عوامل عدم تحقق‌پذیری برنامه‌ریزی راهبردی چالش‌های نهادی است. این مقاله با تأکید بر برنامۀ راهبردی اصفهان 1405 به‌دنبال دستیابی به چهارچوب مفهومی یکپارچه برای سنجش و پاسخگویی به الزام‌ها و چالش‌های موجود در ساختار مدیریتی شهرداری اصفهان است. بر همین پایه، کاوش در ادبیات روی مفاهیم برنامه‌ریزی راهبردی و نهادباوری صورت گرفت و چهارچوب مفهومی برای تحلیل استخراج شد. پس‌از آن با استفاده از معیارهای برآمده از چهارچوب، تحلیل مضمون برنامۀ راهبردی اصفهان 1405 انجام شد. نتایج نشان می‌دهد که به مسائل چالش‌زا، مانند عدم توجه به بستر زمانی و فرهنگی؛ نهادینه‌سازی برنامه‌های راهبردی در اسناد، قوانین و مقررات و عاملیت‌های سازمانی در برنامۀ 1405 توجه شده است، اما ساختارسازی، مانند نگاه به سازمان‌های مردم‌نهاد و شبکه‌سازی افقی و عمودی در برنامه وجود ندارد.