دوره و شماره: مقالات آماده انتشار
مقاله پژوهشی مدیریت شهری

تبیین چالش‌های توسعه سامانه‌های دوچرخه اشتراکی در شهر تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2081828.1225

محمد نظرپور، شهاب‌الدین کرمانشاهی

چکیده این پژوهش با هدف تبیین چالش‌های توسعه سامانه‌های دوچرخه اشتراکی در شهر تهران انجام شده است. با وجود چندین تجربه از راه‌اندازی این سامانه‌ها در سال‌های گذشته، تاکنون مطالعه‌ای جامع که به تحلیل چندوجهی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست آنها بر اساس تجارب بازیگران کلیدی این حوزه بپردازد، انجام نشده و در فقدان چنین تحلیلی، تکرار تجربه‌های ناموفق تداوم یافته است. پژوهش حاضر متمرکز بر چنین خلائی، با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با ۱۱ نفر از مدیران، متولیان، سرمایه‌گذاران شرکتی و کنشگرانی که مستقیماً در این پروژه‌ها مشارکت داشته‌اند، انجام شده است. داده‌ها از طریق بررسی متن مصاحبه‌ها و توجه به الگوهای معنایی مشترک تحلیل و در قالب مضامین اصلی صورت‌بندی شده‌اند.
بر اساس نتایج این پژوهش، چالش‌های موجود در چهار بعد درهم‌تنیده اقتصادی و مالی، نهادی و مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی و فنی و زیرساختی قابل تبیین است. در بعد اقتصادی و مالی، هزینه‌ بالای سرمایه‌گذاری اولیه، وابستگی به نوسانات ارزی و نبود حمایت‌های مالی پایدار، استمرار فعالیت این سامانه‌ها را تهدید می‌کنند. در سطح نهادی و مدیریتی، ضعف هماهنگی سازمانی، فقدان چارچوب‌های قانونی و قراردادی شفاف برای مشارکت بخش خصوصی و غلبه رویکرد خودرو‌محور در سیاست‌گذاری از مهم‌ترین موانع هستند. از منظر فرهنگی و اجتماعی، نگرش‌های منفی نسبت به دوچرخه‌سواری، محدودیت‌های فرهنگی و جنسیتی و فقدان سیاست‌گذاری منسجم برای ترویج حمل‌ونقل فعال، مانع گسترش تقاضای اجتماعی شده است. در بعد فنی و زیرساختی نیز کمبود مسیرهای ایمن و پیوسته، ضعف در طراحی دوچرخه، مشکلات لجستیکی و عدم دسترسی به اینترنت پایدار، از چالش‌های اصلی به شمار می‌آیند.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

تحلیل علم‌سنجی گفتمان روان‌شناسی محیطی و برنامه‌ریزی شهری: نقشه‌یابی دانش، شناسایی تحولات مفهومی و شکاف‌های پژوهشی (1973-2025)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2080721.1222

ملیحه خبازی، حافظ مهد نژاد

چکیده با تبدیل شدن اختلالات سلامت روان به یک مسئله مهم شهری، ایجاد فضاهای پاسخگو به نیازهای روانشناختی ساکنان ضروری شده است. این پژوهش با هدف شناسایی روابط بین روان‌شناسی محیطی و برنامه‌ریزی شهری، نقشه‌برداری دانش و کشف شکاف‌های پژوهشی انجام شد. روش تحقیق، تحلیل علم‌سنجی ۴۶۲ منبع از پایگاه اسکوپوس (۲۰۲۵-۱۹۷۳) با استفاده از نرم‌افزار VOSviewer برای ترسیم هم‌رخدادی و تجزیه و تحلیل کلمات کلیدی بود. یافته‌ها نشان داد مفاهیم کلیدی مانند «فضای سبز»، «طراحی محیطی» و «سلامت روانی» نقش محوری در پیوند این دو حوزه دارند. تحلیل داده‌ها شش خوشه پژوهشی متمایز را شناسایی کرد: ۱) روان‌شناسی محیطی و پایداری شهری، ۲) عوامل جمعیت‌شناختی و اجتماعی-اقتصادی، ۳) سلامت روانی سالمندان، ۴) فعالیت‌های حرکتی و محیط کالبدی، ۵) عوامل خطر و تنش روانی، و ۶) ایمنی ترافیک و رفتار رانندگی. واکاوی روندهای زمانی در چهار دوره نشان داد تمرکز پژوهش‌های اخیر به سمت موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، همه‌گیری کووید-۱۹ و پایداری تغییر کرده است. نتایج نشان می‌دهد روان‌شناسی محیطی می‌تواند به عنوان پلی میان طراحی فضایی و نیازهای روانی ساکنان عمل کرده و از طریق سه مسیر اصلی همگرا شود: طراحی مبتنی بر نیازهای روانی، خلق محیط‌های اجتماعی پایدار، و مدیریت بحران. این همگرایی به توسعه شهرهایی کمک می‌کند که نیازهای چندگانه ساکنان را تأمین و پایداری را تضمین نمایند. بر این اساس، پژوهش ادغام روان‌شناسی محیطی در سیاست‌های شهری و تمرکز تحقیقات آتی بر تغییرات اقلیمی و بحران‌های نوپدید را پیشنهاد می‌دهد.

مقاله پژوهشی مطالعات شهری

تحلیل ساختار فضایی میدان نقش‌جهان اصفهان، خوانشی برپایۀ نشانه‌شناسی اجتماعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079867.1221

مریم کریمی، صدرالدین طاهری

چکیده واکاوی نشانه‌شناختی فضا، مکان و عناصر معمارانه، به اندازۀ هنرهای ادبی رواج ندارد، زیرا برخلاف سامانۀ نشانه‌شناختی ادبیات که همۀ اجزایش بیانگر و تفسیرپذیر هستند، معماری بیشتر با عناصر سازه‌ای و کاربردی پیوند دارد. نوشتار پیش‌رو، یک پژوهش کیفی، با رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی است، که توسط ون‌لیوون بر اساس زبان‌شناسی نقش‌گرای هالیدی بنا شد. داده‌های این پژوهش به شیوۀ اسنادی (با مراجعه به متون پیشین) و میدانی (با مشاهدۀ مستقیم و تفسیر ساختار بصری توسط نگارندگان) گردآوری شده است. هدف اصلی این متن، واکاوی نشانه‌شناختی فضای ساختاری میدان نقش جهان اصفهان است. این مجموعۀ سترگ افزون بر اهمیت و پیشینۀ تاریخی و هنری، واجد ارزش‌های نشانه‌شناختی ویژه‌ است.
موارد زیر را می‌توان در زمرۀ ارزش‌های نشانه‌شناختی ساختار فضایی میدان نقش جهان برشمرد: تفکیک (به‌واسطۀ حائل‌ها و دیوارها)، کاستن (برای جداسازی مردم از بخش‌های سلطنتی)، توازن (با عناصر دیداری همچون رنگ، نقش، خط و...)، نواخت (به یاری فرم‌های تکرارشونده باشد برای ایجاد ریتم)، برجستگی (با هدایت نگاه بیننده به‌سوی عناصر شاخص به مثابه لنگرگاه و نقطه مرجع در ادراک بصری)، مقیاس و اندازه (با گستردگی، حجم و بلندمرتبه‌سازی برای اشاره به قدرت و قلمرو حکومت صفوی)، جزئیات (با کمک عناصر هم‌راستا، ستون‌های بلند، پیش‌آمدگی ایوان کاخ و...)، جایابی (با بهره‌گیری از ارزش‌های روابط مکانی و مفهومی برای بازنمایی شهری در مرکز جهان و میدانی در مرکز شهر)، تضاد (میان خطوط شکسته و نرم)، و کنتراست (میان رنگ‌های سرد و گرم).

مقاله پژوهشی طراحی شهری

تاثیر فناوری‌های تعاملی بر هدف شکل‌گیری تعاملات اجتماعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2078498.1211

مرضیه معطریان، محمدرضا نقصان محمدی

چکیده تحول فناوری‌های تعاملی الگوی تعامل انسان با فضاهای شهری را به‌طور بنیادین دگرگون کرده و ساختار کلاسیک فعالیت‌های شهری را با چالش مواجه ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فناوری بر هدف از تعامل در فضاهای شهری، از مدل‌سازی مبتنی بر عامل برای بازنمایی رفتار کاربران در محور چهارباغ عباسی استفاده کرده است. برای این منظور، دو عامل انسان و فناوری در نظر گرفته شد که هر یک می‌توانستند هم‌زمان یک تا سه هدف از سه‌گانه یان گِل—فعالیت ضروری، اختیاری و اجتماعی—را انتخاب کنند. تصمیم‌گیری عامل‌ها با استفاده از مدل انتخاب لجستیک–نرمال و بر اساس مجموعه‌ای از ویژگی‌های فضایی و محرک‌های فناوری‌محور انجام شد. یافته‌های مدل نشان داد که فناوری موجب تغییر آرایش اهداف رفتاری و فروپاشی مرز میان فعالیت‌های سه‌گانه شده است؛ به‌گونه‌ای که فعالیت‌های اختیاری و اجتماعی به‌ترتیب ۳۶ و ۳۹.۳ درصد تعاملات را تشکیل دادند و فعالیت‌های ضروری به حداقل کاهش یافتند. همچنین شکل‌گیری ۲۱.۸ درصد تعاملات برون‌مکانی بیانگر گسترش زمان و قلمرو تعامل و شکل‌گیری تجربه‌ای چندلایه در فضاست. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که فناوری نه‌تنها شدت و تنوع کنش‌ها را افزایش می‌دهد، فضاهای شهری را به عرصه‌هایی تجربه‌محور، سیال و چندسطحی تبدیل می‌کند.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

شناسایی مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری فضای شهری خلاق مبتنی بر الگوهای رفتاری شهروندان در میدان نقش جهان اصفهان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2072245.1173

زهرا سلیمی پور، مسعود الهی، سید محمد رضا خطیبی

چکیده در دهه‌های اخیر، توجه به ابعاد اجتماعی در فرآیند برنامه‌ریزی و طراحی شهری در بستر فضاهای عمومی، اهمیت روزافزونی یافته است. رویکردهای نوین شهرسازی بر این باورند که کیفیت محیط شهری تنها با مداخله‌های کالبدی حاصل نمی‌شود، بلکه مؤلفه‌های اجتماعی و الگوهای رفتاری شهروندان نقش محوری در شکل‌گیری فضاهای شهری خلاق دارند. از این منظر، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر ارتقای خلاقیت فضایی در بافت‌های شهری، به مطالعه موردی میدان نقش جهان اصفهان پرداخته است؛ که به‌عنوان یکی از نمونه‌های برجسته فضاهای عمومی تاریخی، واجد ظرفیت‌های متنوع برای بروز کنش‌های اجتماعی و فرهنگی شهروندان است.روش پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و با رویکردی کاربردی طراحی شده و گردآوری داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهدات میدانی و پیمایش پرسشنامه‌ای صورت گرفته است. تحلیل یافته‌ها نشان می‌دهد شاخص‌هایی همچون وجود پاتوق‌ها و قرارگاه‌های رفتاری، احساس ایمنی و امنیت، تنوع قومی و فرهنگی، دسترسی به مراکز خدماتی و رفاهی، مدیریت ناهنجاری‌های اجتماعی، میزان دلبستگی و تعلق خاطر به مکان، و فرصت‌های مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، از مهم‌ترین عوامل ارتقای فضای شهری خلاق در میدان نقش جهان محسوب می‌شوند.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این مؤلفه‌ها نه‌تنها در بازتولید پویایی اجتماعی و فرهنگی فضاهای عمومی نقش دارند، بلکه می‌توانند به‌عنوان چارچوبی تحلیلی برای سیاست‌گذاری و بازآفرینی فضاهای تاریخی و فرهنگی در سایر شهرها نیز به کار گرفته شوند. بدین ترتیب، مطالعه حاضر با تکیه بر پیوند میان رفتار شهروندان و کیفیت محیط شهری، افق‌های تازه‌ای را در راستای تحقق فضای شهر خلاق و ارتقای زیست‌پذیری محیط‌های عمومی فراهم می‌آورد.

مقاله پژوهشی طراحی شهری

ارزیابی تأثیر رویکردهای پایداری در تبیین اصول شکل‌گیری باهمستان (مطالعۀ موردی: محلة سنگ‌تراش‌های اصفهان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075241.1191

آرزو زائرین، رامتین مرتهب، نرگس سلطانی

چکیده ناپایداری در محلات یکی از مشکلاتی است که امروزه در شهرها رواج پیدا کرده است. با نگاهی به وضعیت و شرایط کنونی محلههای امروزی میتوان گفت فضایی که واقعاً بتوان آن را باهمستان نامید، در آن یافت نمیشود و اگر هم باشد، در اثر رشد نامناسب این فضاها کارکرد اجتماعی خود را از دست داده یا کمرنگ شده است. در واقع، چهارچوب‌‌هایی برای شناخت این ناپایداری در دانش بومی‌شدة ایران به چشم میخورد، اما به دست فراموشی سپرده شده و بر اساس نیازهای محلات و شهرهای مدرن به اصلاح امروزی نیاز دارد. به همین دلیل هدف پایة این پژوهش تدوین چهارچوبی برای روشن کردن مفاهیم پایداری در خصوص هنجارهای کلی و شاخصهای سنجش وضعیت در سطح محله برای شهر اصفهان مشخص و راه‌حل‌هایی شده است. با این هدف، ابتدا مفهوم کلیدی پایداری در حیطة اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شناسایی شدهاند، سپس برای رسیدن از مرحلة سنجش به ادامة فرآیند، به تبیین شاخصهها و سنجههای مربوطه پرداخته شده است. روش‌شناسی این پژوهش به‌صورت کیفی از طریق مردم‌نگاری تحلیلی‌ـ‌میدانی متکی بر مبنای تفسیری از طریق مشاهده (مشارکتی)، عکس‌برداری، فیلم‌برداری (غیرمداخله‌گر)، مصاحبه (غیرساختارمند) و یادداشت‌برداری و همچنین مبتنی بر تحلیل محتواست. نتایج به‌دست‌آمده بیانگر این بوده است که میزان مطلوبیت همة شاخصهای استخراج‌شده در این مرکز محله دارای اهمیت بودهاند. در نهایت، راهکارهایی نیز در جهت پایداری آتی محله سنگ‌‌تراش‌ها ارائه شده است.

مقاله پژوهشی طراحی شهری

بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی (مطالعۀ موردی: شهر آمل)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2065439.1142

مریم فلاح، سحر مجیدی هتکه لویی، مهسا حقانی

چکیده در دنیای امروزی، شهرها به محیط‌های پیچیده و پویایی تبدیل شده‌اند که زندگی روزمرۀ انسان‌ها را به‌طور قابل توجهی تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. شهر آمل با چالش‌های خاصی نظیر آلودگی هوا، کمبود فضاهای سبز و بی‌توجهی به ابعاد انسانی در طراحی شهری مواجه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی راهکارهایی برای ادغام مؤثر طبیعت در طراحی معماری مدرن به‌منظور بهبود کیفیت زندگی است. روش پژوهش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و کمی است و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های ساختاریافته شامل 42 شاخص جمع‌آوری شده است. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه 385 پرسشنامه تعیین شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و روش‌های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ساکنان نسبت به مشارکت اجتماعی و احساس امنیت رضایت بالایی دارند. بااین‌حال، کیفیت محیط‌زیست با میانگین نمرۀ 3.2 پایین‌ترین رتبه را دارد و نیاز به بهبود زیرساخت‌های محیطی را نمایان می‌کند. همچنین، دسترسی به خدمات عمومی به‌عنوان عامل کلیدی شناسایی شده و تأثیر قوی‌تری بر کیفیت زندگی دارد. تحلیل رگرسیون تأیید می‌کند که امنیت و ایمنی، کیفیت محیط‌زیست و مشارکت اجتماعی نیز تأثیر معناداری بر کیفیت زندگی ساکنان دارند. این یافته‌ها به برنامه‌ریزان شهری کمک می‌کند تا در جهت بهبود کیفیت زندگی تصمیمات مؤثری اتخاذ کنند. به‌ویژه، نیاز به توجه ویژه به بهبود فضای سبز و کاهش آلودگی‌ها به‌عنوان اولویت‌های اصلی مطرح می‌شود.