بازآرایی الگوهای تعامل اجتماعی در فضاهای شهری معاصر در مواجهه با فناوریهای تعاملی (تحلیل مبتنی بر مدلسازی عاملمبنا در محور چهارباغ عباسی)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405
https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2078498.1211
مرضیه معطریان، محمدرضا نقصان محمدی
چکیده فناوریهای تعاملی الگوی تعامل انسان با فضاهای شهری را بهطور بنیادین دگرگون کرده و ساختار کلاسیک فعالیتهای شهری را با چالش مواجه ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فناوری بر هدف از تعامل در فضاهای شهری، از مدلسازی عامل مبنا برای بازنمایی رفتار کاربران در محور چهارباغ عباسی استفاده کرده است. برای این منظور، دو عامل انسان و فناوری در نظر گرفته شد که هر یک میتوانستند همزمان یک تا سه هدف از سهگانه یان گِل -فعالیت ضروری، اختیاری و اجتماعی- را انتخاب کنند. تصمیمگیری عاملها با استفاده از مدل انتخاب لجستیک - نرمال و براساس مجموعهای از ویژگیهای فضایی و محرکهای فناوریمحور انجام شد. نتایج نشان میدهد که در الگوی تعاملات شکلگرفته، فعالیتهای اختیاری و اجتماعی در مجموع بیش از سهچهارم تعاملات را به خود اختصاص دادهاند (بهترتیب ۳۶ و ۳۹.۳ درصد)، درحالیکه سهم فعالیتهای ضروری به حداقل کاهش یافته است. این جابهجایی در ترکیب تعاملات، بیانگر تغییر منطق حضور در فضای شهری از کنشهای کارکردی به کنشهای انتخابی و ارتباطمحور است. همچنین، شکلگیری ۲۱.۸ درصد تعاملات برونمکانی نشاندهنده گسترش قلمرو و تداوم زمانی تعاملات فراتر از مرزهای فیزیکی فضا و شکلگیری تجربهای چندلایه از تعامل در فضای شهری معاصر است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که فناوری نهتنها شدت و تنوع کنشها را افزایش میدهد، فضاهای شهری را به عرصههایی تجربهمحور، سیال و چندسطحی تبدیل میکند.
راهکارهای طراحی شبکۀ پیادهمدار گردشگری مرتبط با ساختار تاریخی شهر (مطالعه موردی: محله قلعهطبره اصفهان)
دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 23-42
https://doi.org/10.22034/jspr.2023.1999644.1044
محمدرضا نقصان محمدی، سعیده هرندی زاده
چکیده از بین رفتن آثار تاریخی شاخص و کاهش نشانههای ارزش تاریخی معابر، کاهش مطابقت ابنیۀ نوساز با تاریخ معماری شهرها و تداخل حرکتی سواره و پیاده از مشکلات بروزیافتۀ ناشی از خودرومداری در اغلب شهرهای تاریخی است. بهرهگیری از ظرفیتهای موجود در این شهرها با توجه به محورهای شکلگرفته براساس عناصر تاریخی، شاخص، طبیعی و حرکت آهستۀ پیاده، گردشگری را تقویت خواهد کرد و زمینۀ جلوگیری از مشکلاتی مانند آلودگی هوا و تراکم ترافیک را در پی خواهد داشت. قرارگیری و اتصال مناسب محورهای تاریخی در شبکهای منسجم موجب بهبود کارکرد مسیر و پاسخگویی به نیاز پیاده در فضای شهر میشود. پژوهش حاضر با هدف تقویت رابطه و انسجام محورهای تاریخی با استفاده از ارتقای پتانسیلهای گردشگری و کیفیت پیادهمداری در ساختار تاریخی شهر صورت گرفته و در جستوجوی راهحلی برای کاهش معضلات در محلۀ مورد بررسی است. نوع پژوهش کاربردی است که با روش توصیفی، تحلیل محتوا و مطالعات کتابخانهای صورت پذیرفته است. در بخش مبانی نظری نظرات نظریهپردازان مختلف در زمینۀ پیادهمداری، ساختار شهر و گردشگری بررسی و مؤلفهها و شاخصهای شبکۀ پیادهمدار گردشگری استخراج شده، سپس بهوسیلۀ تحلیل یکپارچۀ سوات و ابزار تحلیل شبکۀ شهری در نرمافزار راینو، شاخصهای دسترسی، جاذبه و مستقیم بودن در محدودۀ مطالعه، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. همچنین از ترکیب فرآیند طراحی شهری راهبردی و جامع در تدوین راهکارهای طراحی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل شبکۀ شهری[1] نشاندهندۀ اهمیت کاربریها و دسترسی شبکۀ معابر در تعیین پتانسیلهای یک مکان بهمنظور طراحی محور پیادهمدار گردشگری است. ارتقای دو مفهوم پیادهمداری و گردشگری در ساختار تاریخی شهر توسط تقویت ابعاد و مؤلفههای مشترکی مانند اختلاط کاربری، پیوستگی، وجود عناصر طبیعی، دسترسی و سایر مؤلفه و شاخصهای درگیر، موجب تقویت ارتباط محورهای تاریخی با یکدیگر و آرامسازی در مکان تلاقی ساختار قدیم و جدید خواهد شد. تقویت کارکردهای سازگار موجود، ایجاد و تقویت پیوستگی مسیرهای یادمانی، احیای عنصر شاخص قلعه و تدوین ضوابط جدارهسازی ایرانی-اسلامی باعث تقویت ارزش کالبدی و تاریخی خواهد شد.
