تعداد دوره‌ها 8
تعداد شماره‌ها 27
تعداد مقالات 168
تعداد نویسندگان 306
تعداد مشاهده مقاله 107,923
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 83,438
 
درصد پذیرش 71
تعداد پایگاه های نمایه شده 9
  • به اطلاع پژوهشگران محترم می رساند نشریه علمی «پژوهشهای فضا و مکان در شهر» در آخرین رتبه بندی کمیسیون نشریات علمی معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1404 موفق به کسب رتبه «ب» شده است.
  • همچنین این نشریه در کمیته ارزیابی نشریات مورخ 10 /04 /1404  به شمارۀ نامه 2238/ 1404 بررسی و بر اساس آیین‌نامه ارزیابی نشریات موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) مورد تأیید قرار گرفته و از شماره‌ 22 بهار 1401 تاکنون در پایگاه ISC نمایه شده است.

  • نشریه «پژوهشهای فضا و مکان در شهر»  براساس جلسه مورخ 1399/03/13 به شماره ثبت 78539 هیات نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجوز انتشاردریافت نموده است. 
  • این نشریه در تاریخ 1403/07/14 تأییدیه ورود به فرآیند ارزیابی و رتبه‌بندی نشریات علمی را از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت نموده و از شماره 26 بهار 1402 در گروه مجلات علمی مصوب قرار گرفته‌است و در پرتال نشریات علمی وزارتخانه نمایه شده است: https://journals.msrt.ir/home/detail/16104/
  • این نشریه با همکاری جهاددانشگاهی و انجمن سنجش از دور و GIS ایران منتشر می‌گردد و مقالاتی که در حوزه مطالعات فضای شهری و مکان‌های عمومی است را با نظر سردبیر و داوران محترم به چاپ می‌رساند.
  • داوری این نشریه به صورت دو سو ناشناس می باشد، لذا لازم است نویسندگان محترم فایل اصل مقاله را بدون نام و مشخصات تنظیم نمایند.
  •  هزینه بررسی مقاله توسط سردبیر و فرآیند داوری چهارصد هزارتومان، هزینه پذیرش و چاپ مقالات  یک میلیون و ششصد هزارتومان است.
  • زمان بررسی اولیه و ارزیابی مقاله توسط دبیر تخصصی و سردبیر 10 روز کاری است.
  • زمان فرایند پذیرش مقالات (از دریافت تا پذیرش نهایی) حداقل 1 ماه و حداکثر 3 ماه است.
  • مقالاتی که برای چاپ پذیرفته می شود، می‌بایست در سامانه همانندجوی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(ایرانداک) ثبت شده و گواهی همانند جویی به دفتر نشریه ارائه شود. گواهی همانندجویی بر اساس مشابهت زیر بیست درصد مورد قبول نشریه می باشد.
  • اطلاعات و دانلود متن کامل مقالات بصورت آزاد و رایگان(OPEN ACCESS) از طریق سایت در دسترس است.
  • نشریه «پژوهشهای فضا و مکان در شهر»  با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار  (COPE)  می‌باشد و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌نماید.
  • این نشریه به صورت کامل قوانین دسترسی آزاد اطلاعات یا به عبارت دیگر  (This work is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License (CCBY4.0))  را رعایت و از آن حمایت می‌نماید.

https://creativecommons.org/licenses/by-nc/4.0/

 

 

مقاله پژوهشی طراحی شهری

بازآرایی الگوهای تعامل اجتماعی در فضاهای شهری معاصر در مواجهه با فناوری‌های تعاملی (تحلیل مبتنی بر مدل‌سازی عامل‌مبنا در محور چهارباغ عباسی)

صفحه 5-28

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2078498.1211

مرضیه معطریان، محمدرضا نقصان محمدی

چکیده فناوری‌های تعاملی الگوی تعامل انسان با فضاهای شهری را به‌طور بنیادین دگرگون کرده و ساختار کلاسیک فعالیت‌های شهری را با چالش مواجه ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فناوری بر هدف از تعامل در فضاهای شهری، از مدل‌سازی عامل مبنا برای بازنمایی رفتار کاربران در محور چهارباغ عباسی استفاده کرده است. برای این منظور، دو عامل انسان و فناوری در نظر گرفته شد که هر یک می‌توانستند هم‌زمان یک تا سه هدف از سه‌گانه یان گِل -فعالیت ضروری، اختیاری و اجتماعی- را انتخاب کنند. تصمیم‌گیری عامل‌ها با استفاده از مدل انتخاب لجستیک - نرمال و براساس مجموعه‌ای از ویژگی‌های فضایی و محرک‌های فناوری‌محور انجام شد. نتایج نشان می‌دهد که در الگوی تعاملات شکل‌گرفته، فعالیت‌های اختیاری و اجتماعی در مجموع بیش از سه‌چهارم تعاملات را به خود اختصاص داده‌اند (به‌ترتیب ۳۶ و ۳۹.۳ درصد)، درحالی‌که سهم فعالیت‌های ضروری به حداقل کاهش یافته است. این جابه‌جایی در ترکیب تعاملات، بیانگر تغییر منطق حضور در فضای شهری از کنش‌های کارکردی به کنش‌های انتخابی و ارتباط‌محور است. همچنین، شکل‌گیری ۲۱.۸ درصد تعاملات برون‌مکانی نشان‌دهنده گسترش قلمرو و تداوم زمانی تعاملات فراتر از مرزهای فیزیکی فضا و شکل‌گیری تجربه‌ای چندلایه از تعامل در فضای شهری معاصر است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که فناوری نه‌تنها شدت و تنوع کنش‌ها را افزایش می‌دهد، فضاهای شهری را به عرصه‌هایی تجربه‌محور، سیال و چندسطحی تبدیل می‌کند.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

تبیین همبستگی مؤلفه‌های اثرگذار گرافیک شهری بر ارتقای حس مکان در میان شهروندان شهر رشت

صفحه 29-50

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075669.1196

اسماعیل نصیری هنده خاله، سیده فاطمه میرثابت‌نظر، فضل اله اسمعیلی

چکیده گرافیک شهری به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی منظر بصری شهرها، در شکل‌گیری ادراک شهروندان از محیط و ارتقای حس مکان نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. بااین‌حال، گرافیک شهری در شهر رشت با چالش‌هایی نظیر ناهماهنگی با هویت فرهنگی، کاهش تعاملات اجتماعی، سردرگمی در خوانش فضای عمومی و ضعف در بیان هویت بصری مواجه است. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف نقش گرافیک شهری به‌عنوان عاملی اثرگذار در ارتقای حس مکان و تبیین میزان و چگونگی این تأثیر در شهر رشت، به‌دنبال پاسخ به این سؤال است که گرافیک شهری چگونه بر حس مکان تأثیر می‌گذارد و کدام‌یک از ابعاد آن تأثیرگذاری بیشتری دارد. این پژوهش از نوع توصیفی‑تحلیلی و پیمایشی بوده و داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته میان ۳۸۳ نفر از شهروندان رشت (نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای) گردآوری شده است. پرسشنامه شامل ۳۲ گویه برای سنجش ابعاد شش‌گانۀ گرافیک شهری (عملکردی، معنایی، اجتماعی، روان‌شناختی، اقتصادی و محیطی) و ۹ گویه برای سنجش حس مکان در سه مؤلفۀ شناختی، عاطفی و کارکردی است. داده‌ها با بهره‌گیری از آمار توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن، آزمون فریدمن و مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که گرافیک شهری تأثیر مثبت و معناداری بر حس مکان دارد، اما شدت این تأثیر در ابعاد مختلف یکسان نیست. بعد عملکردی با میانگین3/86 بالاترین و بعد محیطی با میانگین 2/07پایین‌ترین رتبه را دارند. آزمون همبستگی اسپیرمن نشان می‌دهد که تمام ابعاد با حس مکان رابطۀ مثبت و معنادار دارند که در این میان بعد اقتصادی (0/571) قوی‌ترین همبستگی را نشان می‌دهد. همچنین نتایج آزمون فریدمن مؤید آن است که تفاوت معناداری بین رتبه‌های ابعاد شش‌گانه وجود دارد (0/000 = p). بر اساس یافته‌ها، بعد محیطی به‌عنوان ضعیف‌ترین و بعد عملکردی به‌عنوان قوی‌ترین بعد شناسایی می‌شوند. در نهایت، پژوهش نتیجه‌گیری می‌کند که گرافیک شهری در شهر رشت اگرچه در بعد عملکردی موفق عمل کرده، اما در ابعاد محیطی، روان‌شناختی و اجتماعی با چالش‌های اساسی مواجه است؛ ازاین‌رو، برای ارتقای کیفی حس مکان، گرافیک شهری باید از نقش صرفاً کارکردی فراتر رود و در قالب راهبردی جامع و چندبعدی با تأکید بر پایداری محیطی، سلامت روان و تعاملات اجتماعی بازتعریف شود.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

شناسایی مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری فضای شهری خلاق مبتنی بر الگوهای رفتاری شهروندان در میدان نقش جهان اصفهان

صفحه 51-77

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2072245.1173

زهرا سلیمی پور، مسعود الهی، سید محمد رضا خطیبی

چکیده در دهه‌های اخیر، توجه به ابعاد اجتماعی در فرآیند برنامه‌ریزی و طراحی شهری به‌ویژه در بستر فضاهای عمومی، اهمیت روزافزونی یافته است. رویکردهای نوین شهرسازی بر این باورند که کیفیت محیط شهری تنها با مداخله‌های کالبدی حاصل نمی‌شود، بلکه مؤلفه‌های اجتماعی و الگوهای رفتاری شهروندان نقش محوری در شکل‌گیری فضاهای شهری خلاق دارند. از این منظر، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر ارتقای فضای شهری خلاق در بافت‌های شهری، به مطالعۀ موردی میدان نقش جهان اصفهان پرداخته است؛ میدانی که به‌عنوان یکی از نمونه‌های برجستۀ فضاهای عمومی تاریخی، واجد ظرفیت‌های متنوع برای بروز کنش‌های اجتماعی و فرهنگی شهروندان است.
روش پژوهش از نوع توصیفی‌_‌تحلیلی و با رویکردی کاربردی طراحی شده و گردآوری داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهدات میدانی و پیمایش پرسشنامه‌ای صورت گرفته است. تحلیل یافته‌ها نشان می‌دهد شاخص‌هایی همچون وجود پاتوق‌ها و قرارگاه‌های رفتاری، احساس ایمنی و امنیت، تنوع قومی و فرهنگی، دسترسی به مراکز خدماتی و رفاهی، مدیریت ناهنجاری‌های اجتماعی، میزان دلبستگی و تعلق خاطر به مکان، و فرصت‌های مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، از مهم‌ترین عوامل ارتقای فضای شهری خلاق در میدان نقش جهان محسوب می‌شوند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این مؤلفه‌ها نه‌تنها در بازتولید پویایی اجتماعی و فرهنگی فضاهای عمومی نقش دارند، بلکه می‌توانند به‌عنوان چهارچوبی تحلیلی برای سیاست‌گذاری و بازآفرینی فضاهای تاریخی و فرهنگی در سایر شهرها نیز به کار گرفته شوند. بدین ترتیب، مطالعۀ حاضر با تکیه بر پیوند میان رفتار شهروندان و کیفیت محیط شهری، افق‌های تازه‌ای را در راستای تحقق فضای شهری خلاق و ارتقای زیست‌پذیری محیط‌های عمومی فراهم می‌آورد.

مقاله پژوهشی مطالعات شهری

تحلیل ساختار فضایی میدان نقش جهان اصفهان، خوانشی برپایۀ نشانه‌شناسی اجتماعی

صفحه 79-108

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079867.1221

مریم کریمی، صدرالدین طاهری

چکیده واکاوی نشانه‌شناختی فضا، مکان و عناصر معمارانه به‌اندازۀ هنرهای ادبی رواج ندارد؛ زیرا برخلاف سامانۀ نشانه‌شناختی ادبیات که همۀ اجزایش بیانگر و تفسیرپذیر هستند، معماری بیشتر با عناصر سازه‌ای و کاربردی پیوند دارد. نوشتار پیش‌رو، پژوهشی کیفی با رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی است که توسط ون‌لیوون بر اساس زبان‌شناسی نقش‌گرای هلیدی بنا شد. داده‌های این پژوهش به شیوۀ اسنادی (با مراجعه به متون پیشین) و میدانی (با مشاهدۀ مستقیم و تفسیر ساختار بصری توسط نگارندگان) گردآوری شده است. این مجموعۀ سترگ افزون بر اهمیت و پیشینۀ تاریخی و هنری، واجد ارزش‌های نشانه‌شناختی ویژه‌ است و هدف اصلی این پژوهش، واکاوی نشانه‌شناختی فضای ساختاری میدان نقش جهان اصفهان بوده که براساس تمهیدات فضا محور ذیل مفهوم ترکیب‌بندی در منابع نشانه‌شناسی اجتماعی ادراک معنای مشخصی از ساختار فضایی میدان را میسر کرده است. یافته‌های پژوهش معنا را با به‌کارگیری ضابطه‌های ترکیب‌بندی اعم از قاب‌بندی و استفاده از ارزش اطلاعی و برجستگی در مؤلفه‌ها مشخص کرده و آن مرجعیت عمارت کاخ عالی‌قاپو و بازنمایی و تسلط قدرت حاکم در تمام ساختار فضایی میدان نقش جهان بوده است.

مقاله پژوهشی طراحی شهری

بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی (مطالعۀ موردی: شهر آمل)

صفحه 109-126

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2065439.1142

مریم فلاح، سحر مجیدی هتکه لویی، مهسا حقانی

چکیده در دنیای امروزی، شهرها به محیط‌های پیچیده و پویایی تبدیل شده‌اند که زندگی روزمرۀ انسان‌ها را به‌طور قابل توجهی تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. شهر آمل با چالش‌های خاصی نظیر آلودگی هوا، کمبود فضاهای سبز و بی‌توجهی به ابعاد انسانی در طراحی شهری مواجه است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی است. روش پژوهش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و کمی است و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های ساختاریافته شامل 42 شاخص جمع‌آوری شده است. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه 385 پرسشنامه تعیین شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و روش‌های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کیفیت زندگی در شهر آمل با میانگین ۳.۵ در سطح متوسط رو به مطلوب قرار دارد، در حالی که متغیر «ادغام طبیعت در طراحی معماری و شهری» با میانگین ۳.۳ نشان‌دهنده جایگاه نامناسب این شاخص در برنامه‌ریزی شهری است. آزمون همبستگی، رابطه مثبت و نسبتاً قوی ادغام طبیعت با کیفیت زندگی (۰.۶۶) و کیفیت محیط‌زیست (۰.۶۳) را تأیید کرده و تحلیل رگرسیون نیز این متغیر را با ضریب ۰.۴۱ به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین‌کننده کیفیت زندگی معرفی نموده است. بررسی مناطق چهارگانه نشان می‌دهد منطقه ۳ با طراحی طبیعت‌محور بالاترین (۴.۰) و منطقه ۴ با تراکم ساختمانی و فقر عناصر طبیعی پایین‌ترین (۳.۲) امتیاز را دارند. همچنین، ۸۹ درصد شهروندان وجود عناصر طبیعی در معماری را ضروری دانسته و ۳۰ درصد افزایش فضای سبز را به‌عنوان دومین نیاز مهم شهری مطرح کرده‌اند که نشان‌دهنده تبدیل این موضوع از یک ترجیح زیبایی‌شناختی به یک مطالبه عمومی است.بنابراین نتایج تحقیق حاکی از آن است. ادغام طبیعت در طراحی معماری و شهری با ضریب تأثیر ۰.۴۱ قوی‌ترین عامل پیش‌بین‌کننده کیفیت زندگی در شهر آمل است از این رو، گذار از معماری صلب مدرن به طراحی بیوفیلیک و بازآفرینی طبیعت‌محور در مناطق محروم (به‌ویژه منطقه ۴)، راهبرد اصلی ارتقای کیفیت زندگی و تحقق توسعه پایدار شهری در آمل محسوب می‌شود.

مقاله پژوهشی مدیریت شهری

تبیین چالش‌های توسعۀ سامانه‌های دوچرخۀ اشتراکی در شهر تهران

صفحه 127-140

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2081828.1225

محمد نظرپور، شهاب‌الدین کرمانشاهی

چکیده این پژوهش با هدف تبیین چالش‌های توسعۀ سامانه‌های دوچرخۀ اشتراکی در شهر تهران انجام شده است. با وجود چندین تجربه از راه‌اندازی این سامانه‌ها در سال‌های گذشته، تاکنون مطالعه‌ای جامع که به تحلیل چندوجهی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست آن‌ها بر اساس تجارب بازیگران کلیدی این حوزه بپردازد، انجام نشده و در فقدان چنین تحلیلی، تکرار تجربه‌های ناموفق تداوم یافته است. پژوهش حاضر متمرکز بر چنین خلائی، با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با ۱۱ نفر از مدیران، متولیان، سرمایه‌گذاران شرکتی و کنشگرانی که مستقیماً در این پروژه‌ها مشارکت داشته‌اند، انجام شده است. داده‌ها از طریق بررسی متن مصاحبه‌ها و توجه به الگوهای معنایی مشترک تحلیل و در قالب مضامین اصلی صورت‌بندی شده‌اند.
بر اساس نتایج این پژوهش، چالش‌های توسعۀ این سامانه‌ها در چهار بعد درهم‌تنیده اقتصادی و مالی، نهادی و مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی و فنی و زیرساختی قابل تبیین است. در بعد اقتصادی و مالی، هزینۀ بالای سرمایه‌گذاری اولیه، وابستگی به نوسانات ارزی و نبود حمایت‌های مالی پایدار استمرار فعالیت این سامانه‌ها را تهدید می‌کنند. در سطح نهادی و مدیریتی، ضعف در هماهنگی سازمانی، فقدان چهارچوب‌های قانونی و قراردادی شفاف برای مشارکت بخش خصوصی و غلبۀ رویکرد خودرو‌محور در سیاست‌گذاری از مهم‌ترین موانع هستند. از منظر فرهنگی و اجتماعی، نگرش‌های منفی نسبت به دوچرخه‌سواری، محدودیت‌های فرهنگی و جنسیتی و فقدان سیاست‌گذاری منسجم برای ترویج حمل‌ونقل فعال، مانع گسترش تقاضای اجتماعی شده است. در بعد فنی و زیرساختی نیز کمبود مسیرهای ایمن و پیوسته، ضعف در طراحی دوچرخه، مشکلات لجستیکی و عدم دسترسی به اینترنت پایدار از چالش‌های اصلی به شمار می‌آیند.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

کاووش اسناد رسمی حوزة شهرسازی با رویکرد نهادی‌‌ گفتمانی به فضا (موردپژوهی: طرح‌های توسعۀ شهری میدان عتیق اصفهان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079816.1219

شیوا ترابی، امیرحسین شبانی، شیرین طغیانی، مریم فرخی

چکیده تولید فضا در شهرهای معاصر، فرآیندی گفتمانی و نهادی است که در پیوند با سازوکارهای قدرت، دانش و سرمایه، شکل و معنا می‌یابد. این پژوهش با رویکردی کیفی، مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و با اتکا به خوانش فوکویی از نسبت قدرت، دانش و فضا، به واکاوی اسناد رسمی مرتبط با طرح احیای میدان عتیق اصفهان می‌پردازد تا منطق درونی برساخت نهادی فضا و سازوکارهای بازتولید سلطه گفتمانی را آشکار سازد. داده‌های پژوهش شامل اسناد میان‌سطحی و اجرایی مرتبط با طرح بوده که از طریق کدگذاری باز، محوری و نظری در نرم‌افزار Atlas.ti و در چهارچوب سه سطح تحلیل فرکلاف (متن، کنش گفتمانی و کنش اجتماعی) تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در سطح سیاست‌گذاری، گفتمان توسعه‌گرا مبتنی بر کارایی، نظم، احیا و بهره‌وری، چهارچوب مسلط تولید فضا را شکل می‌دهد؛ در سطح برنامه‌ریزی و طراحی، این گفتمان از طریق ضوابط و بازنمایی‌های فنی بازتولید شده و با اولویت‌بخشی به عقلانیت مدیریتی، هویت و کارکرد فضا را بازتعریف می‌کند؛ و در سطح اجرایی، منطق نظارت، استانداردسازی و کنترل، این نظم گفتمانی را در قالب مداخلات کالبدی و قواعد اجرایی تثبیت می‌سازد. در مجموع، میدان عتیق نه‌صرفاً یک پروژۀ کالبدی بلکه تجلی یک آرایش قدرت-دانش در فرآیند تولید فضاست که از طریق آن، تصمیمات فضایی مشروعیت یافته و بازتولید می‌شوند. نتایج پژوهش بر ضرورت بازاندیشی منطق‌های مسلط سیاست گذاری فضایی و بازخوانی فضا به‌مثابۀ متنی چندصدایی تأکید دارد؛ متنی که تنها در بستر بازگرداندن «قرائت‌پذیری»، «کنش‌مندی شهروندان» و «چرخش از انضباط به تفسیر» می‌تواند زمینه‌ساز ظهور معانی متکثر و بازاندیشی در اشکال نهادمند بیگانگی فضایی باشد.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

تحلیل علم‌سنجی گفتمان روان‌شناسی محیطی و برنامه‌ریزی شهری: نقشه‌یابی دانش، شناسایی تحولات مفهومی و شکاف‌های پژوهشی (1973-2025)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2080721.1222

ملیحه خبازی، حافظ مهد نژاد

چکیده با تبدیل شدن اختلالات سلامت روان به یک مسئله مهم شهری، ایجاد فضاهای پاسخگو به نیازهای روانشناختی ساکنان ضروری شده است. این پژوهش با هدف شناسایی روابط بین روان‌شناسی محیطی و برنامه‌ریزی شهری، نقشه‌برداری دانش و کشف شکاف‌های پژوهشی انجام شد. روش تحقیق، تحلیل علم‌سنجی ۴۶۲ منبع از پایگاه اسکوپوس (۲۰۲۵-۱۹۷۳) با استفاده از نرم‌افزار VOSviewer برای ترسیم هم‌رخدادی و تجزیه و تحلیل کلمات کلیدی بود. یافته‌ها نشان داد مفاهیم کلیدی مانند «فضای سبز»، «طراحی محیطی» و «سلامت روانی» نقش محوری در پیوند این دو حوزه دارند. تحلیل داده‌ها شش خوشه پژوهشی متمایز را شناسایی کرد: ۱) روان‌شناسی محیطی و پایداری شهری، ۲) عوامل جمعیت‌شناختی و اجتماعی-اقتصادی، ۳) سلامت روانی سالمندان، ۴) فعالیت‌های حرکتی و محیط کالبدی، ۵) عوامل خطر و تنش روانی، و ۶) ایمنی ترافیک و رفتار رانندگی. واکاوی روندهای زمانی در چهار دوره نشان داد تمرکز پژوهش‌های اخیر به سمت موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، همه‌گیری کووید-۱۹ و پایداری تغییر کرده است. نتایج نشان می‌دهد روان‌شناسی محیطی می‌تواند به عنوان پلی میان طراحی فضایی و نیازهای روانی ساکنان عمل کرده و از طریق سه مسیر اصلی همگرا شود: طراحی مبتنی بر نیازهای روانی، خلق محیط‌های اجتماعی پایدار، و مدیریت بحران. این همگرایی به توسعه شهرهایی کمک می‌کند که نیازهای چندگانه ساکنان را تأمین و پایداری را تضمین نمایند. بر این اساس، پژوهش ادغام روان‌شناسی محیطی در سیاست‌های شهری و تمرکز تحقیقات آتی بر تغییرات اقلیمی و بحران‌های نوپدید را پیشنهاد می‌دهد.

مقاله پژوهشی طراحی شهری

ارزیابی تأثیر رویکردهای پایداری در تبیین اصول شکل‌گیری باهمستان (مطالعۀ موردی: محلة سنگ‌تراش‌های اصفهان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075241.1191

آرزو زائرین، رامتین مرتهب، نرگس سلطانی

چکیده ناپایداری در محلات یکی از مشکلاتی است که امروزه در شهرها رواج پیدا کرده است. با نگاهی به وضعیت و شرایط کنونی محله‌های امروزی می‌توان گفت فضایی که واقعاً بتوان آن را باهمستان نامید، در آن یافت نمی‌شود و اگر هم باشد، در اثر رشد نامناسب این فضاها کارکرد اجتماعی خود را از دست داده یا کمرنگ شده است. در واقع، چهارچوب‌‌هایی برای شناخت این ناپایداری در دانش بومی‌شدة ایران به چشم می‌خورد، اما به دست فراموشی سپرده شده و بر اساس نیازهای محلات و شهرهای مدرن به اصلاح امروزی نیاز دارد. به همین دلیل هدف پایة این پژوهش تدوین چهارچوبی برای روشن کردن مفاهیم پایداری در خصوص هنجارهای کلی و شاخص‌های سنجش وضعیت در سطح محله برای شهر اصفهان مشخص و راه‌حل‌هایی شده است. با این هدف، ابتدا مفهوم کلیدی پایداری در حیطة اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شناسایی شده‌اند، سپس برای رسیدن از مرحلة سنجش به ادامة فرآیند، به تبیین شاخصه‌ها و سنجه‌های مربوطه پرداخته شده است. روش‌شناسی این پژوهش به‌صورت کیفی از طریق مردم‌نگاری تحلیلی‌ـ‌میدانی متکی بر مبنای تفسیری از طریق مشاهده (مشارکتی)، عکس‌برداری، فیلم‌برداری (غیرمداخله‌گر)، مصاحبه (غیرساختارمند) و یادداشت‌برداری و همچنین مبتنی بر تحلیل محتواست. نتایج به‌دست‌آمده بیانگر این بوده است که میزان مطلوبیت همة شاخص‌های استخراج‌شده در این مرکز محله دارای اهمیت بوده‌اند. در نهایت، راهکارهایی نیز در جهت پایداری آتی محله سنگ‌‌تراش‌ها ارائه شده است.

مقاله پژوهشی مطالعات شهری

واکاوی تأثیر طراحی بیوفیلیک فضاهای عمومی دانشگاهی بر کاهش استرس کاربران (مطالعه موردی: جهاد دانشگاهی کرمانشاه)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2082969.1227

بهنام شیرویه زاد، یاسمین دوزدوزانی

چکیده در عصر حاضر که زندگی شهری با عوامل استرس‌زای فراوانی عجین شده است، کیفیت محیط‌های آموزشی به موضوعی حیاتی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تأثیر مؤلفه‌های طراحی بیوفیلیک بر کاهش استرس در فضاهای عمومی دانشگاهی انجام شد. مطالعه حاضر به‌صورت موردی در جهاد دانشگاهی کرمانشاه و با روش کمی از نوع پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری شامل ۷۵ دانشجوی رشته معماری در مقطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد بود که با نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته شامل ۱۵ گویه در سه عامل عملکردی–اجتماعی، کالبدی–زیست‌محیطی و تجربی–ادراکی با پایایی قابل قبول (آلفای کرونباخ ۸۹/۰) بود. یافته‌ها نشان داد رابطه‌ای معکوس، قوی و معنادار بین نمره کل بیوفیلیک و سطح استرس کاربران وجود دارد (۷۴۵/۰- = r). قوی‌ترین رابطه مربوط به عامل کالبدی-زیست‌محیطی (۷۰۱/۰-) بود. همچنین، ارزیابی وضع موجود فضا نشان‌دهنده نقاط قوت (مانند پوشش گیاهی با میانگین ۲۳/۴) و ضعف‌های بحرانی (مانند تحریک حسی چندگانه با میانگین ۷۰/۲ و تنوع فعالیت با میانگین ۷۸/۲) بود. در نتیجه، بازطراحی فضاهای عمومی دانشگاهی بر اساس اصول بیوفیلیک، نه تنها آرمانی زیبایی‌شناختی، بلکه مداخله‌ای مؤثر با پشتوانه آماری برای ارتقای سلامت روان و بهره‌وری آموزشی محسوب می‌شود. این مطالعه نقش بیوفیلیک را به عنوان راهبردی ضروری برای خلق محیط‌های دانشگاهی تاب‌آور و سلامت‌محور تأیید می‌کند.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

ارزیابی اثرات اجتماعی ادراک شده ساکنان از طرح توسعه حرم زینبیه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2076474.1204

همایون نورائی، سیدمحمد شکرانی، سمیه فتحی، سبا تائبی، فاطمه ابوفاضلی، مینا پاک‌نیت

چکیده طرح‌های توسعه‌ای در پیرامون فضاهای مذهبی همواره پیامدهای مثبت و منفی به‌همراه داشته است که بیشترین پیامدهای آن‌ها، بر بافت پیرامونی می‌باشد. اجرای چنین طرح‌هایی اغلب با چالش‌هایی در زمینه‌ی تعادل میان نیازهای زائران و پایداری اجتماعی ساکنان مواجه است. هدف از این پژوهش مدل‌سازی و ارزیابی اثرات اجتماعی ادراک شده ساکنان بافت پیرامونی از طرح توسعه حرم زینبیه اصفهان است. تحقیق حاضر، از نظر هدف کاربردی و نوع پژوهش به لحاظ ماهیت توصیفی– تحلیلی می‌باشد. در گردآوری اطلاعات، از روش‌های اسنادی و میدانی (از طریق پرسش‌نامه) استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 900 پلاک واقع در محدوده طرح بوده است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک، 120 پلاک به عنوان نمونه انتخاب شده اند و بر این اساس 120 پرسشنامه بین افراد مطلع خانوار توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها براساس آزمون علامت و روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ادراک شهروندان از وضعیت موجود در بسیاری از سنجه‌ها، به‌ویژه در مولفه‌های مشارکت اجتماعی و پویایی اقتصادی در سطح متوسط و پایین ارزیابی می‌شود. مولفه دسترسی با میانگین 3.380 بالاترین مطلوبیت و شاخص پویایی اقتصادی با میانگین 2.136 کمترین امتیاز و پایین‌ترین مطلوبیت را از دیدگاه پاسخگویان کسب کرده‌اند. به‌طور کلی، یافته‌ها ضرورت بازنگری در سیاست‌های مشارکت‌محور، توجه به تاب‌آوری اجتماعی و تداوم نیازسنجی‌های میدانی در فرایند اجرای طرح را آشکار می‌سازد.

مقاله پژوهشی طراحی شهری

واکاوی مفهوم احساس تنیدگی در فضاهای عمومی مبتنی بر شناسایی شکاف‌های پژوهشی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2087281.1243

محسن رفیعیان، ابوالفضل مشایخی

چکیده احساس تنیدگی در فضاهای عمومی طی دو دهه اخیر توجه پژوهشگران طراحی شهری و روانشناسی محیطی را جلب کرده است. با این حال، ابهام در تعریف عملیاتی این مفهوم و تمایز آن از مفاهیم مشابه نظیر استرس (پاسخ جامع فیزیولوژیک به تهدید) و اضطراب (پاسخ هیجانی به خطر مبهم) از موانع اصلی توسعه نظری این حوزه است. در حالی که استرس به اختلال در یکپارچگی زیستی و اضطراب به برانگیختگی اشاره دارد، تنیدگی حالت آماده‌باش و فشار لحظه‌ای است که پل ارتباطی میان محرک محیطی و پاسخ درونی را تشکیل می‌دهد. نظریه‌های بنیادین روانشناسی محیطی، از جمله نظریه بازیابی توجه و نظریه کاهش استرس نشان می‌دهند که محیط‌های طبیعی با کاهش بار شناختی، مکانیسم‌های تعدیل برانگیختگی را فعال می‌کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر احساس تنیدگی را به‌عنوان برآیند تعامل پویای سه‌گانه ویژگی‌های کالبدی-محیطی فضا، ویژگی‌های فردی کاربر و زمینه موقعیتی تعریف می‌کند. این مطالعه با رویکرد علم‌سنجی و هدف مسئله‌یابی، در پی شناسایی خوشه‌های موضوعی، روندهای تاریخی و شکاف‌های ساختاری در ادبیات موضوع است. بدین منظور، 967 مقاله از پایگاه‌های اسکوپوس و وب‌آف‌ساینس تحلیل شد. تحلیل هم‌رخدادی واژگان، کلیدواژه‌ها را در پنج خوشه اصلی دسته‌بندی کرد: مبانی نظری و طراحی شهری، سلامت روان و عوامل خطر، آسایش حرارتی و اقلیم، ادراک محیطی و فناوری‌های نوین سنجش، و زیرساخت سبز و عدالت فضایی. مهم‌ترین شکاف‌های ساختاری عبارتند از: شکاف میان نظریه و عمل (عدم ترجمه یافته‌ها به راهکارهای طراحی)، شکاف میان سنجش عینی و ذهنی (ضعف پیوند ویژگی‌های کالبدی با پاسخ‌های روانی)، شکاف روش‌شناختی، و شکاف زمینه‌ای.

عوامل مؤثر بر تخریب مراتع و شناسایی راهکارهای حفاظت از آن

دوره 5، شماره 20، پاییز 1400، صفحه 71-90

https://doi.org/10.22034/jspr.2021.701767

آیدا الا الدین وندی

چکیده مراتع با مساحتی حدود 25 درصد کل کره زمین و 55 درصد مساحت کل ایران، در تأمین تولیدات دامی، امنیت غذایی، حفاظت از اکوسیستم­های طبیعی، اشتغالزایی، افزایش درآمد روستاییان و عشایر، تقویت سفره­های آب زیرزمینی، جلوگیری از سیل و ... نقش بسزایی را ایفا می ­نمایند تا جایی که از آن به‌عنوان عامل کلیدی توسعه پایدار کشورها یاد شود. با این وجود شواهد نشان می­ دهد مراتع طی سال ­های گذشته تاکنون با روند تخریبی فزاینده­ای مواجه شده ­اند و این مهم صدمات جبران ­ناپذیری را برای جوامع انسانی به همراه دارد. پژوهش توصیفی- تحلیلی حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تخریب مراتع و شناسایی راهکارهای حفاظت از مراتع انجام شده است. اطلاعات مورد نیاز از مطالعه 60 مقاله داخلی و خارجی و همچنین سایت­ها و گزارش­ های مرتبط با موضوع مورد مطالعه جمع ­آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می ­دهد تخریب مراتع یک چالش جهانی است که شدت آن در کشورهای درحال توسعه بیشتر است و عوامل متعددی در تخریب مراتع دخیلی هستند که متناسب با شرایط مکانی و زمانی حاکم بر کشورها و مناطق مختلف، این عوامل متفاوت هستند. از مهم­ترین عوامل تخریب مراتع می ­توان به افزایش تعداد دام و عدم رعایت تناسب بین دام و مرتع، چرای زودرس، تغییر کاربری مراتع به اراضی زراعی، چرای طولانی، آتش ­سوزی، بوته ­کنی، مانور نظامی، احداث جاده و عملیات عمرانی، ضعف عوامل مدیریتی و قوانین و مقررات حفاظت از مراتع، خشکسالی، کاهش توان اقتصادی و فقر جوامع محلی، بی­‌نظمی در بارش و کاهش نزولات جوی، عدم اجرای طرح ­های مرتع داری و توجه ضعیف به مشارکت مردم در تهیه و تدوین این طرح ها، عدم به‌کارگیری دانش بومی در حفاظت از مراتع و تجزیه بافت و ساختار اجتماعی سنتی و بومی بهره ­برداران، اشاره کرد. در نهایت بر اساس یافته ­های حاصل شده راهکارهایی برای حفظت از مراتع ارائه شده است.

مطالعات شهری

انطباق ظرفیت‌های محیطی در مکان و مکانیت شهری: ارائه چهارچوب پایداری مقر شهری

دوره 7، شماره 27، تابستان 1402، صفحه 109-135

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2023821.1058

هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی، هیرو فرکیش

چکیده رابطه‌شناسی بین آنچه شهر از محیط دریافت کرده، با آنچه جغرافیای محیطی را برحسب ظرفیت درونی (استقرار شهری) و نقش‌های عملکردی آن (سکونت شهری) به محیط شهری تبدیل می‌کند، باعث شکل‌گیری شاخص «ظرفیت‌های فضایی» مطلوب می‌شود. هدف این پژوهش، بازشناسی و تثبیت مفهومی عوامل سازندۀ مقر شهری از دیدگاه ظرفیت‌های مکان و مکانیت شهری است. دستیابی به این هدف، با بهره‌گیری از روش تحلیلی-تطبیقی، به‌منظور مقایسۀ مکاتب موجود، برای تدوین نظریه‌ای برای بازشناسی مفهوم مقر شهری بوده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های سازندۀ مقر شهری در سه دستة ایستا، فعال و عملگر قابل‌شناسایی است و در تمامی مراحل چرخۀ حیات شهری، موجب تعریف‌شدگی ظرفیت‌های محیطی و جغرافیایی شهرها در قالب مفهوم مقر شهری می‌شوند. بازشناسی و بسط مفهومی مؤلفه‌های سازندۀ مقر شهری با تأکید بر تفکیک مفهومی آن از سایر مفاهیم مشابه شهرسازی، همچنین تأکید بر هماهنگی بین ابعاد مختلف مکان و مکانیت شهر مهم‌ترین نکات برجستۀ این پژوهش است. مداخله‌های انسانی در ظرفیت‌های محیطی شهرها موجب ایجاد تفاوت در ظرفیت‌های مقر شهری موجود، با ظرفیت‌های قابل‌دسترس، و تغییر مؤلفه‌های مقر شهری می‌شود. زیرا ظرفیت‌های شهری، بیش از هر عاملی از جغرافیای شهری و اجتماعی، با ظرفیت‌های وجودی و واقعیت‌های محیطی مرتبط‌اند. در نتیجه می‌توان بیان کرد که برای پایداری مکان و مکانیت شهرها، باید از طریق سازماندهی مؤلفه‌های مقر شهری اقدام کرد.

برنامه‌ریزی شهری

اثرات تغییر کاربری اراضی بر برنامه‌ریزی کاربری زمین

دوره 5، شماره 19، تابستان 1400، صفحه 5-18

صبا خلجی

چکیده نرخ سریع توسعه شهرها باعث ایجاد تغییراتی گسترده در الگوی کاربری اراضی پیرامون شهرها شده است و این اثرات ناشی از توسعه شهر و شهرنشینی در کشورهای درحال‌توسعه و توسعه‌یافته قابل‌مشاهده می‌باشد. درایران به‌عنوان یک کشور درحال‌توسعه نرخ رشد بسیارزیاد بوده و به دنبال آن تغییرات گسترده‌ای درزمینه تغییرات اراضی رخ‌داده است.شناخت روند تغییرات کاربری زمین و عوامل مؤثر برآن می‌تواندبه شناسایی مشکلات و فهم هر چه‌بهتر مسائل شهری کمک کند و به‌عنوان ابزاری در اختیار مدیران و برنامه‌ریزان شهری برای پیش‌بینی روندآتی رشد و توسعه شهرها قرارگیردو مدیریتی کارا بــرای شــهرها به دنبال داشته باشد. یکی از چالش‌برانگیزترین مسائل ایران درسال‌های اخیر تغییرکاربری زمین شهری است که اگر این تغییرات به‌صورت کنترل نشده انجام پذیرد اثرات جبران‌ناپذیری رابه دنبال خواهدداشت. با توجه به گسترش این تغییرات طراحی و برنامه‌ریزی شهری با استفاده از آزمون و خطا و بررسی‌ها انجام‌شده همواره باید در پی تطبیق خود با شرایط فعلی و آتی باشند و نیازمند تجدید نظرات در استاندارهای پیشین هستند. به همین علت امروزه بحث برنامه‌ریزی انعطاف‌پذیر مطرح‌شده و موردتوجه قرارگرفته است تا بتواند آثار مطلوب‌تری نسبت به گذشته را در پی داشته باشد. بیشترین تغییرکاربری صورت گرفته در اراضی شهرها، مرتبط با تبدیل کاربری زمین‌های کشاورزی به کاربری‌های شهری است که موجب ناپایداری بیشتر شهرها می‌شود ،این امر ناشی از ارزش‌افزوده تغییرکاربری در فضاهای شهری می‌باشد. شهرداری‌ها با در دست داشتن ابزارهای کنترل نقش بسیار مؤثری در حفاظت از اراضی طبیعی موجود دارندو با استفاده از ابزارهای کنترلگرایانه خود می‌توانند جلوی تغییرات کاربری‌های زمین‌های طبیعی به دیگرکاربری‌ها را بگیرند.

مطالعات شهری

ارتقای محتوای دروس معماری بر اساس مکان‌سازی مبتنی بر ظرفیت‌های فضایی: نمونۀ پژوهشی، طرح درس «معماری بومی»

دوره 9، شماره 34، بهار 1404، صفحه 5-43

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2053574.1115

هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی

چکیده پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئلۀ هماهنگی میان سرفصل‌های آموزشی درس معماری بومی و ظرفیت‌های نظری معماری بومی، به‌دنبال ارائۀ چهارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود آموزش معماری است. در این راستا، مسئلۀ پژوهش در قالب نبود مدلی جامع برای آموزش مفاهیم چندلایه بین ابنیه و طبیعت بررسی شده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، توسعۀ محتوای آموزشی درس معماری بومی با استفاده از انگاره‌های مفهومی موضوع پژوهش است. در این مسیر، پژوهش به شناسایی و معادل‌سازی تم‌های اصلی در ظرفیت‌های نظری فضا، مکان، بوم و محیط پرداخته است. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از چالش‌های طراحی معماری، بدون توجه به شناخت ساختاریافته از محیط و اثرات منفی آن بر کیفیت فضاهای زیستی و تعاملات انسانی است. روش پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل تماتیک انتخاب شده و داده‌های پژوهش از 60 کتاب و 50 مقاله مرتبط استخراج شده است. این داده‌ها طی فرآیند کدگذاری و تحلیل، به 16 ترکیب مفهومی مرتبط با تم‌های محیطی و نظری سازماندهی شدند که به‌طور مستقیم در طراحی طرح درس جدید با 16 جلسۀ آموزشی به ‌کار رفته‌اند. نتایج پژوهش از طریق طراحی شبکه‌ای مفهومی و تدوین اهداف رفتاری بر اساس تم‌های محیطی و نظری، الگویی جامع را برای آموزشِ شناخت و مداخلة هدفمند در محیط‌های بومی ارائه کرده است. پژوهش نتیجه‌گیری می‌کند که با استفاده از اصول بوم‌شناسی، ترکیب معماری سنتی و فرهنگ بومی می‌توان آموزش معماری را به‌سمت معماری مبتنی بر ذات بومی آن، یعنی طراحی فضاهای پایدار و مکان‌های زمینه‌گرا، سوق داد.

مروری بر تجربه «طرح پیرایش، مرمت و ساماندهی جداره‌های شهری» (مورد مطالعه: اصفهان، خیابان علم‌الهدی و خیابان عسکریه)

دوره 6، شماره 23، تابستان 1401، صفحه 69-92

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702052

مینا کشانی همدانی

چکیده توجه به منظر شهری با توجه به اینکه بیشترین ارتباط بصری شهروندان با بدنه شهری را در برگرفته و منتقل کننده اطلاعات زیادی از محیط پیرامون به افراد است، همواره یکی از مهم ترین دغدغه های پژوهشی و اجرایی پژوهشگران و صاحب نظران حوزه معماری و شهرسازی است. امروزه با توجه به عدم وجود ضوابط منسجم و نظارت دقیق و درست بر اجرای آن در حوزه طراحی و اجرای نماهای شهری، با نوعی اغتشاش بصری و بحران در منظر جداره های شهری روبه رو هستیم. از این رو با تعریف برنامه هایی با چارچوب مدیریت و ساماندهی مناظر نازیبای شهری، از سوی حوزه مدیریت شهری، سعی می گردد با راهکارهای مختلف، در راستای ارتقای کیفیت بصری این نماها گام برداشت؛ بنابراین با توجه به میزان مداخله در اجزای نما به منظور اعمال اصلاحات در قالب مرمت، ساماندهی و پیرایش جداره های شهری، در برخی از شهرها با مداخله شهرداری، اقدامات اجرایی در این خصوص انجام گردیده است. از این رو در این مقاله سعی گردیده یکی از اخیرترین تجارب موجود در این حوزه در شهر اصفهان (محورهای عسکریه و علم الهدی) در قالب فرآیند علمی و اجرایی انجام شده، مرور شد و درس هایی که از این تجربه به دست آمده، ارائه گردد. به طور کلی این مطالعه، در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که با چه اقداماتی می توان منظرشهری جداره های شهری موجود را اصلاح و پیرایش نمود؟ و سپس با معرفی 10 گام علمی و اجرایی در طرح «تهیه اسناد اجرایی پروژه پیرایش، مرمت، ساماندهی و نظارت بر اجرا» راهبردهای به دست آمده در چارچوب طرح مذکور به عنوان اقدامات پیرایش شهری، ارائه شده است.

مطالعات شهری

مبانی نظری مکان‌سازی فضاهای دوستدار طبیعت: ظرفیت‌شناسی روش‌های مدیریت پروژۀ سبز در ایجاد مداخلات محیطی پایدار

دوره 8، شماره 32، پاییز 1403، صفحه 81-116

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2051570.1111

هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی

چکیده مسئلۀ پژوهش حاضر، بررسی ظرفیت‌ها و توانمندی‌های روش‌های مدیریت پروژۀ سبز در مداخلات محیطی و ارتقای فرآیند کالبدسازی در رشته‌های معماری و شهرسازی به مکان‌سازی است. پژوهش تلاش دارد تا به چالش‌های دستیابی به فضاهای دوستدار طبیعت پاسخ دهد. لزوم مداخلات پایدار محیطی و نیاز به حفظ ارتباط پایدار انسان با طبیعت، به‌دلیل اثرات روحی و روانی این ارتباط در روان‌شناسی محیطی، ازجمله ابعاد کلیدی مسئلۀ پژوهش هستند. هدف اصلی پژوهش، ارائۀ چهارچوبی نظری برای ظرفیت‌شناسی و اولویت‌بندی روش‌های مدیریت پروژۀ سبز، برای دستیابی به مبانی نظری مکان‌سازی به‌جای رویکردهای صرفاً کالبدی است تا بتواند ضمن ایجاد مداخلات مؤثر، به تقویت جنبه‌های اجتماعی، محیط‌زیستی و اقتصادی فضاهای شهری بپردازد. روش پژوهش کیفی از نوع فراترکیب، شامل تحلیل 60 کتاب و 50 مقالۀ انتخابی از میان بیش از 200 منبع مرتبط است. به‌علاوه با هدف استنباط و ترکیب داده‌های چندمنظوره، به شناسایی 20 رویۀ مکان‌سازی مبتنی بر فضاهای دوستدار طبیعت و 9 رویۀ مدیریت پروژۀ سبز پرداخته است. این رویه‌ها در دو دستۀ متغیر وابسته (مکان‌سازی فضاهای دوستدار طبیعت) و متغیر مستقل (مداخلات پایدار مبتنی بر مدیریت پروژۀ سبز) طبقه‌بندی شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که انطباق میان رویه‌های مکان‌سازی و مدیریت پروژۀ سبز، براساس مطابقت ویژگی‌های متغیرهای وابسته و مستقل، به ایجاد فرآیندهایی مؤثر و مبتنی بر شواهد منجر می‌شود. این چهارچوب نظری به تصمیم‌گیری‌های زمینه‌محور، از طریق انطباق خصوصیات زمینه با رویه‌های مدیریت سبز، راهکار متناسب را در رویه‌های مدنظر در مکان‌سازی، پیشنهاد می‌دهد.

بررسی انعطاف‌پذیری فضاهای شهری در دوران همه گیری کووید 19

دوره 6، شماره 23، تابستان 1401، صفحه 25-44

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702050

میلاد دوستوندی، مریم اکبری، کسری کتاب‌اللهی

چکیده فضاهای شهری همواره نقطه عطف برنامه ریزی و اندیشه به شهر در نظر گرفته شده است. نقش این فضاها در دوره همه گیری، اهمیت دوچندانی یافت. تجربه دوره قرنطینه و همچنین رعایت فاصله گذاری اجتماعی از جمله مواردی بود که سبب بازاندیشی در مورد نحوة شکل دهی فضاهای شهری همسو با شرایط جدیدی بود که بیماری کووید- 19 و سویه های جدید آن، بر زیست شهروندان تحمیل نمود. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه چارچوب جهت خلق فضاهای شهری تاب آور و انعطاف پذیر به اقتضای دوران بعد از همه گیری کووید، می باشد. این پژوهش علمی مروری بوده و براساس تناظر تجربیات و ادبیات سه مفهوم بنیادین “فضاهای شهری، تاب آوری و انعطاف پذیری و همچنین تأثیرات و تأثرات دوسویه فضاهای شهری و همه گیری کووید- 19 ” تکوین یافته است. لذا با تکیه بر پژوهش های انجام گرفته از ابتدای ظهور همه گیری، منابع انتخاب و مطالعات صورت پذیرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزایش تاب آوری در فضاهای شهری از طریق تبیین رویکردهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت از طریق توجه توأمان به عوامل کالبدی و غیرکالبدی همچون مسائل اجتماعی، رفتاری، اقتصادی و غیره، امکان پذیر بوده و پیشنهاد هایی در راستای تحقق این امر با توجه به شرایط زمینه ای کشور ایران پیشنهاد می گردد.

ابر واژگان