شناسایی پیامدهای درکشدۀ گردشگری توسط جامعۀ میزبان (مورد مطالعه: گردشگری شهری در اصفهان دهۀ 90)
صفحه 5-17
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2037220.1076
مینا جلالی، مهدی ژیانپور
چکیده نگرش جامعۀ میزبان نسبت به توسعۀ گردشگری موضوعی است که بهتازگی مورد توجه قرار گرفته است. جامعۀ میزبان را مجموعهای از عاملان رسمی بهعنوان مسئولان و کارگزاران حوزۀ گردشگری و عاملان غیررسمی، مانند ساکنان منطقۀ گردشگری تشکیل میدهند. ساکنان منطقۀ گردشگری در شهرها، شهروندانیاند که از رویدادها و اتفاقات شهری تأثیر میپذیرند. برایناساس، خواهناخواه با گردشگران شهرشان وارد تعامل میشوند و از فرآیند گردشگری رایج در شهر ارزیابی خواهند داشت. در پژوهش حاضر سعی شده است با شناسایی فهم شهروندان از پیامدهای حضور گردشگران برای فضای شهری اصفهان، این فهم، توصیف و تحلیل شود. دادههای این مطالعه ترکیبی مستخرج از دو طرح پژوهشی است که در سالهای 1394 و 1396 انجامشده است. شهروندان 15 تا 65ساله در مناطق پانزدهگانۀ شهر اصفهان، جامعۀ مورد مطالعه در این دو پژوهش بودهاند. و شیوه گردآوری دادهها در هر دو پژوهش پیمایش است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شهروندان اصفهانی پیامدهای گردشگری را برای فضای شهری اصفهان شامل ده مضمون اصلی در دو بعد پیامدهای مثبت و پیامدهای منفی میدانند. این مضامین شامل «اشتغالزایی، بهبود کیفیت زندگی شهروندان، افزایش تعاملات فرهنگی، افزایش خدمات و امکانات در شهر و افزایش امنیت و کاهش جرم و جنایت» در بعد پیامدهای مثبت و «افزایش ترافیک در سطح شهر، افزایش قیمتها و هزینههای زندگی، محدودیت بازدید از جاذبههای گردشگری برای شهروندان، محدودیت در استفاده از امکانات و خدمات شهری و افزایش آلودگیهای زیستمحیطی در مکانهای توریستی» در بعد پیامدهای منفی است. ارزیابی شهروندان از این پیامدها نشاندهندۀ غلبۀ پیامدهای مثبت بر پیامدهای منفی است.
شهرسازی در جمهوری ترکیه؛ اصلاحات دولتی در برابر ضعف نسبی یادگیری از جامعه
صفحه 19-42
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2023613.1059
فرشید سامانپور، پروین پرتوی
چکیده این مقاله بخشی از مطالعهای بزرگتر بوده که به بررسی شهرسازی در کشورهای غیرانگلیسیزبان میپرداخته است. با توجه به کمبود منابع به زبان فارسی یا انگلیسی تجربههای این کشورها (که در موارد زیادی مسائل مشترکی با ایران دارند) کمتر در دسترس خوانندۀ ایرانی قرار دارد. در این راستا، این مقاله با تمرکز بر کشور همسایه، ترکیه، تلاش بر این دارد که ویژگیهای برنامهریزی شهری را در این کشور شناسایی، و کمبودها و مشکلات آن را معرفی کند. این مقاله افزون بر هدف یادشده امکانی برای مطالعۀ تطبیقی فراهم میآورد. برای ایجاد امکان ارزیابی و تطبیق از چهارچوب چهارگانۀ فریدمن برای دستهبندی روشهای شهرسازی استفاده میشود. مرور منابع در قالب روایی و منطبق با تاریخ معاصر اواخر عثمانی و ترکیه انجام میگیرد. در چهارچوب این روایت، شیوههای شهرسازی از منابع تخصصی (و محدود و پراکنده) به زبان انگلیسی و گاه با استفاده از شواهد و اخبار رسانهای و مرور آنها بیان میشوند و در پایان با استفاده از چهارچوب نظری معرفیشده تحلیل میشوند. برایناساس، کمبودهای مهم شهرسازی ترکیه و پیشنهادهایی برای رفع آن به بحث گذاشته میشود که مهمترین آن ضعف در یادگیری از جامعه و اصرار یکجانبه بر اصلاحات دولتمدار، بدون توجه کافی به فرهنگ زمینه، دانسته شده است.
سیر دگرگونی و تکامل مشارکت شهروندان در برنامهریزی شهری درگذر زمان بر پایۀ انگاشتهای ارتباطات و مقتدرسازی اجتماع منسجم محلی
صفحه 43-58
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2030548.1074
داریوش مرادی چادگانی، خاطره امیری
چکیده مشارکت شهروندی فرایند تصمیمگیریهای عمومی اثرگذار بر منافع فردی و جمعی است که بخشی از دموکراسی را در چهارچوب رابطۀ اعطای قدرت بین شهروندان و حکومت قرار میدهد. این فرایند، که در برنامهریزی شهری و در جوامع توسعهیافته موردتوجه قرارگرفته، نیازمند بستر مناسب ارتباطی است. از طرفی شکلگیری آن به میزان تحقق فرایند مقتدرسازی اجتماعات منسجم محلی وابسته است که طی آن افراد و اجتماعات قدرت تأثیرگذاری بر محیط پیرامون خود را پیدا میکنند و تمرکززدایی در قدرت را بههمراه دارد. ازاینرو، این مقاله با هدف مطالعه و تحلیل چگونگی ارتقای مشارکت شهروندی در برنامهریزی شهری از طریق مقتدرسازی اجتماعات منسجم محلی در بستر ارتباطی فضای مجازی انجام شده است. بهمنظور دستیابی به اهداف مقاله بازبینی متون مرتبط با چهارچوبهای مشارکت شهروندی، مقتدرسازی اجتماع منسجم محلی، ارتباطات با بهکارگیری روش تحلیل متون مدون، بر پایۀ روشهای پژوهش تحلیل تفسیری-تاریخی و مقایسهای زمینههای مشترک سه انگاشت پایه بهصورت موازی بر محور زمان ساماندهی شده است. یافتههای تحلیلهای بهکاررفته در این مقاله مبین ارتقای تدریجی مشارکت شهروندی در برنامهریزی شهری در گذر زمان و در جهت دموکراتیکتر کردن جوامع است. افزونبر این گسترش امکان ارتباطات و افزایش روند تحقق مقتدرسازی اجتماعات محلی در پیشبرد این روند نقش بسزایی داشته است.
ارائۀ الگوی مدیریتی برای توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی با رویکرد پدافند غیرعامل (مورد مطالعه: شهر شهریار تهران)
صفحه 59-76
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036266.1072
سید احمد حسینینیا، پسند مهدوی سعیدی
چکیده شهر شهریار بهعنوان یکی از مراکز مهاجرپذیر استان تهران، با گسترش فیزیکی و شکلگیری سکونتگاههای غیررسمی مواجه شده است. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، ارائۀ الگوی مدیریتی مناسب برای ساماندهی و توانمندسازی این محلهها و پیشگیری از تشکیل آنها در شهر شهریار با رویکرد پدافند غیرعامل است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. اطلاعات پژوهش بهصورت میدانی و اسنادی جمعآوری شده است. جامعۀ آماری شامل محدودۀ قانونی شهر شهریار در سال 1401 است. حجم نمونه مشتمل بر 322 نفر از ساکنان و 10 نفر از خبرگان است. از روشهایی نظیر AHP، TOPSIS، آزمون خی دو، آزمون کای اسکوار تکمتغیره، ضریب همبستگی اسپیرمن، ضریب تعیین رگرسیون و واریانس رگرسیون (ANOVA) برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شده است. از نرمافزارهای GIS و SPSS برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که درصد محلههای دارای کیفیت مناسب، نسبتاً مناسب، متوسط، نسبتاً نامناسب و نامناسب بهترتیب مشتمل بر 9درصد، 22درصد، 32درصد، 26درصد و 11درصد است. بنابراین، بیش از 37درصد بافت شهر شهریار به برنامهریزی پدافند غیرعامل نیازمند است. نتایج آزمون خی دو (06/70) و سطح معناداری آن (00/0) بر عدم اعتماد ساکنان شهر شهریار نسبت به مدیریت شهری در کاهش مشکلات سکونتگاههای غیررسمی صحه میگذارد. براساس نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن (567/0) و ضریب تعیین رگرسیون (37/0)، الگوی مدیریت شهری مبتنی بر هستههای مدیریت محلی و دفاتر توسعۀ محله با رویکرد پدافند غیرعامل بر ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی شهر شهریار و پیشگیری از تشکیل آنها بیشترین تأثیر را دارند. نتایج تحلیل واریانس رگرسیون و تحلیل رگرسیون خطی ساده، نیز بر این امر صحه گذاشتهاند. افزونبر این، رویکرد پدافند غیرعامل از طریق ساماندهی و توانمندسازی محلهها، ایجاد تأسیسات و تجهیزات برای کاهش آسیبپذیری، ایجاد مکانهای اسکان اضطراری، ضریب امنیت و ایمنی شهر شهریار را ارتقا میبخشد.
ارائۀ الگوی کارآمد توسعۀ فیزیکی شهرهای تاریخی میانی براساس شاخصهای توسعۀ میانافزا (مطالعۀ موردی: شهر نائین)
صفحه 77-98
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2035576.1069
امیرحسین شکیب راد، محمود محمدی
چکیده یکی از مسائل اصلی توسعۀ شهری، رشد پراکنده و گسترش افقی است که مشکلاتی ازجمله بازماندن نواحی مرکزی شهرها از جریان توسعه، بدون استفاده ماندن اراضی وسیعی داخل محدودۀ شهر و شکلگیری توسعۀ ناپایدار شهری را سبب میشود. بنابراین کنترل این توسعه و جهتدهی آن بهسمت اراضی درون شهرها با بهرهگیری از الگوی توسعۀ میانافزا در این زمینه اهمیت دارد. در شهر نائین، توسعههای اخیر بهصورت پراکنش افقی، سبب ناپایداری شهری و بازماندگی بخشهایی از مناطق درون شهر ازجمله بافت تاریخی آن از توسعه شده است. ضمن اینکه این شهر دارای موانعی برای گسترش افقی در پیرامون خود و دارای پهنههای مستعد متعدد برای توسعۀ درونی شهر است. این پژوهش ازنظر هدف، پژوهشی کاربردی و ازنظر روش، پژوهشی توصیفی-تحلیلی است همچنین برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی و میدانی استفاده شده است. در این پژوهش پس از شناسایی و تعیین معیارها و شاخصهای توسعۀ میانافزا و بومیسازی آن با شرایط شهر نائین، از تکنیک تصمیمگیری چندشاخصه TOPSIS با بهرهگیری از نرمافزار Excel استفاده شده و به تعیین پهنههای مستعد توسعۀ میانافزا پرداختهشده است. سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی AHP با بهرهگیری از نرمافزار Expert choice به اولویتبندی پهنههای مستعد برای توسعه با تعیین و استفاده از معیارهای مربوطه پرداختهشده و نتایج با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیاییGIS همپوشانی و ترسیم شدهاند. درنهایت الگوهای پیشنهادی مداخلۀ توسعۀ میانافزا در این شهر و راهکارهای متناظر با آن تدوین و ارائه شده است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که الگوی توسعۀ میانافزا میتواند الگویی مطلوب و کارآمد برای روند توسعۀ آتی شهر نائین بهعنوان شهری میانی و تاریخی باشد. همچنین مناسبترین پهنهها برای توسعۀ میانافزا در شهر بهترتیب پهنۀ حائل بین نائین و محمدیه، بافت قدیم نائین و محمدیه، پهنههای بافت جدید و نهایتاً اراضی شمال غربی این شهر است.
بازخوانی ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در سنجش پایداری پردیس دانشگاهی با هدف ارتقای نقش آن بهعنوان فضای عمومی شهری
صفحه 99-119
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036121.1070
مژده جمشیدی
چکیده تحقق دانشگاه پایدار بهعنوان نهادی که پایداری زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در راهبردها، سیاستها و عملکردهای خویش در اولویت قرار میدهد، بهعنوان یک مرکز استراتژیک نقشمحوری در محیطهای شهری ایفا میکند و در چند دهۀ اخیر مورد توجه پژوهشگران برنامهریز و طراح شهری بوده است. دانشگاه بهعنوان یک نهاد آموزش عالی، که سه عرصۀ عملکرد آموزشی، فضای آموزشی و تجربۀ آموزشی را در بستر زمینه و محیط طبیعی فراهم میآورد، نقش مهمی در تعادل و تعامل محیط اجتماعی-فعالیتی، ساختهشده-کالبدی و طبیعی-زمینهای ایفا میکند. ارائۀ روش و ابزاری جهت ارزیابی سطح پایداری فضای آموزشی بهعنوان فضای کالبدی-فضایی موضوعی است که در این پژوهش به آن میپردازیم. برای این منظور، انواع ابزارهای ارزیابی معرفی و سپس ابزار ارزیابی گرافیکی پایداری در دانشگاه (GASU) را بهعنوان یکی از ابزارهای تحلیلی بررسی خواهیم کرد. این پژوهش مبتنی بر رویکرد تفسیری خود بهدنبال معرفی و کاربست روشی ارزیابانه برای سنجش پایداری پردیسهای دانشگاهی، بهعنوان گونهای خاص از فضای عمومی شهری، است. برایناساس، این پژوهش از استراتژی مرور ادبیات پژوهش از منابع کتابخانهای (رویکرد استباطی) بهره گرفته است. نتایج حاصل در دو بخش چهارچوب شاخصهای GASU و بازخوانی این روش برای کاربست آن در دانشگاه با هدف تبدیل آن به فضای عمومی در شهر ارائه میشود. نتایج حاکی از آن است که شاخصهای کلی با محوریت هستۀ نهادی پردیس دانشگاهی بهدنبال چشماندازسازی برای اطلاعرسانی و مشارکت عمومی، شاخصهای اقتصادی بهعنوان بخش دیگری از هستۀ نهادی بهدنبال ترسیم شرایط رقابت، منفعت و مشارکت عمومی در عرصۀ اقتصادی و در نهایت شاخص محیطزیست برای توصیف محیط دوستدار طبیعت، مبتنی بر ارزشهای بومی و کارایی انرژی مبتنی بر تکنولوژی است.
