ارزیابی اثرات ابعاد برنامهریزی شهری بر ساختمانهای پایدار با استفاده از روش پویایی سیستم (مورد مطالعه: شهرستان قائنات)
صفحه 5-29
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2037448.1078
مرضیه امینی، سیده الهام داوری، محسن رضائی عارفی، محمد مولائی قلیچی
چکیده مسئلۀ استفادۀ بهینه از انرژی، در عصر حاضر، مسئلهای ویژه و مورد توجه همگان است. در طراحی ساختمانهای نوین با نگرش معماری سبز و درکل معماری پایدار به مسائلی، مثل صرفهجویی در مصرف انرژی، استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر و سازگار با محیطزیست و استفاده از مصالح ساختمانی همگام با محیط، توجه ویژه دارد. طراحیهای پایدار و ارگانیک با رعایت اصول اقلیمی و استفاده از عوامل طبیعی میتوانند از ضررهای واردشده به طبیعت بکاهند و به معماری پایدار و انسانی دست یابند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی و شناخت نقش ابعاد برنامهریزی شهری بر ساختمانهای پایدار در شهرستان قائنات است. روش پژوهش بهصورت ترکیبی از روشهای کیفی و کمّی است. در بخش کیفی با استفاده از ادبیات و پیشینۀ پژوهش مرتبط و همچنین از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با خبرگان، ابعاد مؤثر بر ساختمانهای پایدار در شهرستان قائنات شناسایی شده است. برای نمونهگیری، از روش گلولهبرفی استفاده کردهایم. در حجم نمونه از هفده نفر خبره از شرکتهای معماری و استادان دانشگاه استفاده کردهایم. شیوۀ تحلیل در بخش کمی روش پویایی سیستم و نرمافزار Vensim PLE 7.3.5 است. محدودۀ زمانی مطالعۀ طرح بین سالهای 1393 تا 1413 است. یافتهها حاکی از آن است که عوامل برنامهریزی شهری در شهرستان به پنج دسته، شامل حملونقل، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پایداری انرژی و محیطزیست شهری تقسیمبندی شدهاند. نتایج نشان داده است که ساختمانهای پایدار تأثیرات مستقیمی بر مؤلفههای شهر پایدار دارند. این ساختمانها به کاهش آلودگی، تولید انرژی پاک و بهبود منظر شهری بسیار مؤثر پایدارند.
برنامهریزی مدیریت بحران زلزله در بافتهای تاریخی با رویکرد توانمندسازی (مورد مطالعه: بافت تاریخی کاشان)
صفحه 31-48
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2037369.1077
علیرضا انیسی، محمد علی زاغیان
چکیده با توجه به آسیبپذیری بالای بافتهای تاریخی در هنگام وقوع زلزله و بررسی تجربههای پیشین، شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی بافتهای تاریخی در برابر زلزله ازجمله مباحث مهم در فرآیند مدیریت بحران است که تحقق آن براساس مبانی توانمندسازی پیشاز وقوع حادثه، از بروز و یا گسترش بحرانهای ثانویه ممانعت میکند. در بافتهای تاریخی با توجه به قدمت ابنیه و نداشتن تدابیر لازم برای استحکامبخشی مناسب، وقوع زلزله باعث تخریب چشمگیر و میزان تلفات شدید انسانی و بیخانمانی وسیع ساکنان آنها خواهد شد. برای حل این مشکل نیاز است تا با تمرکز بیشتر بر اینگونه از محدودهها، به واکاوی این موضوع که نقش بسیار مهمی در آمادهسازی جامعه و پیشگیری از فاجعه در ابعاد مختلف و نیز در فرآیند بازتوانی جامعه و بازسازی منطقهی آسیبدیده دارد، پرداخته شود. روش انجام این پژوهش بر پایۀ اصول کیفی است. در این پژوهش با تمرکز بر بافت تاریخی کاشان بهعنوان یکی از کانونهای مهم وقوع زلزله؛ در چند مرحله بهصورت گامبهگام و بههم پیوسته، به موضوع مورد نظر در بخشهای مختلف پرداخته شد. سپس جهت گردآوری معیارها از روش مصاحبه؛ تعیین جامعۀ هدف و نمونهگیری صحیح از روش تصمیمگیری چندمعیاره و فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی AHP و در نهایت آزمون و طرح پرسشنامۀ خبره جهت مقایسۀ زوجی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد پیشاز وقوع زلزله در بافتهای تاریخی میتوان با توجه به شرایط حاکم بر این مناطق، با برنامهریزی صحیح پاسخی مناسب برای شرایط بحرانی پیشبینی کرد. در همین راستا نیاز است تا مبانی و رویکردهای توانمندسازی در برنامۀ مدیریت بحران در بافتهای تاریخی از طریق شناسایی، تحلیل و ارزیابی عوامل مؤثر در حوزههای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی و در نهایت ارائۀ راهکار مناسب ارائه شود.
تحلیل اثر توسعه پایدار گردشگری هوشمند بر رشد اقتصادی مقاصد گردشگری منتخب
صفحه 49-62
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036828.1079
محدثه عطایی، حسین شریفی رنانی، سارا قبادی
چکیده باتوجه به نقش توسعۀ هوشمند مقاصد گردشگری در تضمین پایداری مقاصد و بهبود تجربههای گردشگران و اهمیت تغییر نگاه سیاستگذاران به مسئلۀ توسعۀ گردشگری و زیرساختهای آن، نیاز به بررسی جایگاه توسعۀ پایدار گردشگری، همگام با فنآوریهای هوشمند بر رشد اقتصادی مقاصد گردشگری اهمیت دارد. ازاینرو، در این مطالعه تلاش شد یک مدل اقتصادسنجی برای بررسی اثر توسعۀ پایدار گردشگری هوشمند بر رشد اقتصادی طراحی و برای مقاصد منتخب برآورد شود. برای فراهم کردن امکان مقایسۀ این مقاصد، دو دسته از مقاصد گردشگری در کشورهای شرق و غرب آسیا انتخاب شد. بر اساس نتایج، توسعۀ پایدار گردشگری هوشمند سبب بهبود رشد اقتصادی در مقاصد مورد مطالعه و افزایش متغیرهای محرک ارتقای ارزشافزودۀ صنعت گردشگری نیز، باعث افزایش در رشد اقتصادی این مقاصد شد. در این برآورد، اثر افزایش شاخص آلودگی محیطزیست کاهش رشد اقتصادی را نشان داد. همچنین متغیر دامی که بهمنظور مقایسۀ دو دسته مقصد گردشگری منتخب، در مدل واردشده بود، معنادار شد که نشان میدهد پیشگامی کشورهای شرق آسیا برای برنامهریزی در توسعۀ پایدار گردشگری هوشمند مقاصد گردشگری، بر بهبود مدل و رشد اقتصادی آنها تأثیرگذار بوده است.
بومیسازی استاندارد امنیت با بهرهگیری از ایزوهای استاندارد بینالمللی در بومگردی اصفهان
صفحه 63-81
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036464.1073
زهرا سادات اسماعیلیان
چکیده ناامنی، تهدیدات بالقوه و عدم احساس امنیت به نارضایتی و عدم اطمینان خاطر شهروندان، بهویژه گردشگران منجر میشود. بنابراین از طریق بهرهگیری از ایزوهای استاندارد بینالمللی امنیت و با بومیسازی آن میتوان موجبات خدماترسانی و ایجاد امنیت پایدار را فراهم کرد. هدف این مطالعه، بومیسازی استانداردهای امنیت و مطابقت آن با استانداردهای بینالمللی امنیت در بومگردی است. رویکرد این پژوهش ترکیبی (کیفی- کمی) بوده و از تکنیکهای کاوش در اسناد، و مصاحبه (در قالب روش دلفی) برای گردآوری دادهها بهره گرفته شده است. هم چنین برای غربال و انتخاب آیتمهای اصلی، از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد «حفظ و تقویت امنیت و ایمنی» واجد بالاترین رتبه است. همچنین در بین متغیرهای مستقل سازۀ «خطرات بالقوۀ ایمنی و امنیتی در گردشگری» بیشترین اهمیت را دارد. یکی از یافتههای دیگر این مطالعه این است که سازۀ «احساس امنیت» بیشترین تأثیرگذاری را بر سازۀ هدف (امنیت) دارد، بعبارت دیگر امنیت زمانی معنا دارد که گردشگر آن را احساس کند. در نهایت در مدل نهایی شبکۀ عصبی مشخص شد که سه سازۀ «قوانین درخصوص امنیت و ایمنی»، «خطرات بالقوۀ ایمنی و امنیتی در گردشگری» و «بومگردی در محل و موقعیت استاندارد» بر سازۀ «هدف امنیت» تأثیرگذارند.
قوانین و مقررات تأثیرگذار بر ماندگاری بناهای معماری و فضاهای شهری دوران قاجار از ابتدا تا مشروطیت
صفحه 83-98
https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2045477.1087
سیما خالقیان، شیما قندهاری، مهدی سعدوندی
چکیده پژوهشهای انجامشده در آثار تاریخ معماری و شهرسازی ایران در حوزۀ مطالعات معماری و شهرسازی، با کنکاش در کالبد این آثار بیشتر عجین بوده است. در این میان عوامل اجتماعی، ساختارهای فرهنگی، مذهبی و عرفی و نظر استادکار، معمار و یا حتی شاه و درباریان در قالب مقررات، برخلاف اثر غیرقابل انکار آن، مورد غفلت واقع شدهاند. به نظر میرسد معماری ایران در ارتباط با ماندگاری و طولانی بودن عمر مفید بنا اصولی داشته که معماران بر اساس آن عمل میکردهاند. خلق آثار معماری مطلوب و باکیفیت که ظرفیت ماندگاری و سازگاری با زندگی و گذر زمان را داشته باشند، از دیرباز در پهنۀ ایران اتفاق افتاده است. این مقاله بهدنبال پاسخ به این پرسش است که مقررات مرتبط با معماری در دوران قاجار تا مشروطه بر مانایی و افزایش طول عمر و کیفیت آثار دخیل بوده یا در جهت کاهش آن گام برداشته است؟ این مطالعه در بستر بخشی از تاریخ، از زمان حکمرانی پادشاهان قاجار تا ظهور مشروطیت انجام گرفته است. در این دوران با ظهور نهادهایی، مثل بلدیه و ادارۀ احتسابیه مقررات از نقش پررنگتری نسبت به گذشته برخوردارند. در این مقاله، از دادههایی که در طی فرآیند پژوهش بهصورت نظاممند گردآوری و تحلیلشده، استفاده کردهایم. بر اساس این روش، ابتدا کدگذاری باز تا مرحلۀ اشباع نظری صورت میپذیرد و پس از آن دستهبندی و تجزیهوتحلیل کدها تا مرحلۀ کدهای گزینشی انجام میشود. هدف از تدوین این نوشتار ابتدا خوانش اسناد متعلق به دورۀ مذکور و استخراج مقررات موجود در آن زمان و سپس سنجش تأثیر آن در افزایش یا کاهش عمر مفید آثار معماری است. ازاینرو، ابتدا مقررات مرتبط با ساختههای معماری یا فضاهای شهری دوران قاجار تا مشروطه جمعبندی و سپس رابطۀ این عوامل و عمر مفید ابنیه بررسی میشود. با توجه به ماهیت دورۀ قاجار و ظهور عواملی که کاهندۀ طول عمر و کیفیت معماری بودهاند، گونهبندی در دو دستۀ کلی افزایش و کاهش ماندگاری تفکیک شده است.
ارزیابی چندبعدی مقاصد گردشگری ایران (مورد مطالعه: شهرهای منتخب گردشگری)
صفحه 99-122
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050142.1100
زاهد شفیعی
چکیده مدیریت مقاصد در حل مسائلی که در عصر حاضر گردشگری با آنها روبهرو شده است نقش کلیدی بازی میکند. مقاصد گردشگری با چالشهای متنوع و پیچیدهای در زمینۀ مدیریت و توسعه مواجه هستند که در خلال آنها باید طیفی از نیازها، ادراکات و تصورات گردشگران را پاسخگو باشند. بهطور اساسی رقابتپذیری پایدار مقاصد یکی از مسائل بنیادین مقاصد گردشگری است که دستیابی به این هدف مستلزم طراحی چهارچوبهای جامع برای ارزیابی و رصد مستمر و درنتیجه ارتقای رقابتپذیری مقاصد است. چهارچوب و مدل پیشنهادی مقالۀ حاضر مبنایی برای ارزیابی و رتبهبندی کلی شهرهای کشور بهصورت مستمر فراهم میآورد. این مدل این امکان را فراهم میآورد کــه رتبه و عمـلکرد شهر، در هریک از معیارها، شاخصها و زیرشاخصهای مدل، با سایر شهرهای کشور و همچنین با عملـکـرد شهر در دورههای زمانی مقایسه شود. خروجی این مدل، مبنای قابل اتکایی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف مقصد و خـودتنظیمی و خودارتقایی سازمان مدیریت مقصد ارائه میدهد. در این پژوهش، عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری ادراک گردشگران در یازده شهر گردشگرپذیر منتخب کشور ساری، کرمان، شیراز، همدان، یزد، مشهد، تبریز، تهران، اردبیل، خرمآباد و کرمانشاه با دارا بودن ویژگیهای متنوع و متمایز تاریخی و فرهنگی، طبیعی و سایر پتانسیلها با استفاده از روش پژوهش کمی، شناسایی و از طریق روش تطبیقی مقایسه شده است. برای سنجش رضایتمندی و ارزیابی ادارکات و تصورات گردشگران درخصوص شهرهای منتخب گردشگران با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، تعداد 820 گردشگر بهعنوان نمونۀ آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. با استفاده از روش تحلیل تاکسونومی اولویتبندی و رتبهبندی شهرها در هریک از پارامترهای کلیدی مشخص شد که تفاوت معناداری بین شهرها درک گردید.
