دوره و شماره: دوره 10، شماره 39، تابستان 1405، صفحه 1-154 
مقاله پژوهشی طراحی شهری

بازآرایی الگوهای تعامل اجتماعی در فضاهای شهری معاصر در مواجهه با فناوری‌های تعاملی (تحلیل مبتنی بر مدل‌سازی عامل‌مبنا در محور چهارباغ عباسی)

صفحه 5-28

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2078498.1211

مرضیه معطریان، محمدرضا نقصان محمدی

چکیده فناوری‌های تعاملی الگوی تعامل انسان با فضاهای شهری را به‌طور بنیادین دگرگون کرده و ساختار کلاسیک فعالیت‌های شهری را با چالش مواجه ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فناوری بر هدف از تعامل در فضاهای شهری، از مدل‌سازی عامل مبنا برای بازنمایی رفتار کاربران در محور چهارباغ عباسی استفاده کرده است. برای این منظور، دو عامل انسان و فناوری در نظر گرفته شد که هر یک می‌توانستند هم‌زمان یک تا سه هدف از سه‌گانه یان گِل -فعالیت ضروری، اختیاری و اجتماعی- را انتخاب کنند. تصمیم‌گیری عامل‌ها با استفاده از مدل انتخاب لجستیک - نرمال و براساس مجموعه‌ای از ویژگی‌های فضایی و محرک‌های فناوری‌محور انجام شد. نتایج نشان می‌دهد که در الگوی تعاملات شکل‌گرفته، فعالیت‌های اختیاری و اجتماعی در مجموع بیش از سه‌چهارم تعاملات را به خود اختصاص داده‌اند (به‌ترتیب ۳۶ و ۳۹.۳ درصد)، درحالی‌که سهم فعالیت‌های ضروری به حداقل کاهش یافته است. این جابه‌جایی در ترکیب تعاملات، بیانگر تغییر منطق حضور در فضای شهری از کنش‌های کارکردی به کنش‌های انتخابی و ارتباط‌محور است. همچنین، شکل‌گیری ۲۱.۸ درصد تعاملات برون‌مکانی نشان‌دهنده گسترش قلمرو و تداوم زمانی تعاملات فراتر از مرزهای فیزیکی فضا و شکل‌گیری تجربه‌ای چندلایه از تعامل در فضای شهری معاصر است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که فناوری نه‌تنها شدت و تنوع کنش‌ها را افزایش می‌دهد، فضاهای شهری را به عرصه‌هایی تجربه‌محور، سیال و چندسطحی تبدیل می‌کند.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

تبیین همبستگی مؤلفه‌های اثرگذار گرافیک شهری بر ارتقای حس مکان در میان شهروندان شهر رشت

صفحه 29-50

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075669.1196

اسماعیل نصیری هنده خاله، سیده فاطمه میرثابت‌نظر، فضل اله اسمعیلی

چکیده گرافیک شهری به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی منظر بصری شهرها، در شکل‌گیری ادراک شهروندان از محیط و ارتقای حس مکان نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. بااین‌حال، گرافیک شهری در شهر رشت با چالش‌هایی نظیر ناهماهنگی با هویت فرهنگی، کاهش تعاملات اجتماعی، سردرگمی در خوانش فضای عمومی و ضعف در بیان هویت بصری مواجه است. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف نقش گرافیک شهری به‌عنوان عاملی اثرگذار در ارتقای حس مکان و تبیین میزان و چگونگی این تأثیر در شهر رشت، به‌دنبال پاسخ به این سؤال است که گرافیک شهری چگونه بر حس مکان تأثیر می‌گذارد و کدام‌یک از ابعاد آن تأثیرگذاری بیشتری دارد. این پژوهش از نوع توصیفی‑تحلیلی و پیمایشی بوده و داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته میان ۳۸۳ نفر از شهروندان رشت (نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای) گردآوری شده است. پرسشنامه شامل ۳۲ گویه برای سنجش ابعاد شش‌گانۀ گرافیک شهری (عملکردی، معنایی، اجتماعی، روان‌شناختی، اقتصادی و محیطی) و ۹ گویه برای سنجش حس مکان در سه مؤلفۀ شناختی، عاطفی و کارکردی است. داده‌ها با بهره‌گیری از آمار توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن، آزمون فریدمن و مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که گرافیک شهری تأثیر مثبت و معناداری بر حس مکان دارد، اما شدت این تأثیر در ابعاد مختلف یکسان نیست. بعد عملکردی با میانگین3/86 بالاترین و بعد محیطی با میانگین 2/07پایین‌ترین رتبه را دارند. آزمون همبستگی اسپیرمن نشان می‌دهد که تمام ابعاد با حس مکان رابطۀ مثبت و معنادار دارند که در این میان بعد اقتصادی (0/571) قوی‌ترین همبستگی را نشان می‌دهد. همچنین نتایج آزمون فریدمن مؤید آن است که تفاوت معناداری بین رتبه‌های ابعاد شش‌گانه وجود دارد (0/000 = p). بر اساس یافته‌ها، بعد محیطی به‌عنوان ضعیف‌ترین و بعد عملکردی به‌عنوان قوی‌ترین بعد شناسایی می‌شوند. در نهایت، پژوهش نتیجه‌گیری می‌کند که گرافیک شهری در شهر رشت اگرچه در بعد عملکردی موفق عمل کرده، اما در ابعاد محیطی، روان‌شناختی و اجتماعی با چالش‌های اساسی مواجه است؛ ازاین‌رو، برای ارتقای کیفی حس مکان، گرافیک شهری باید از نقش صرفاً کارکردی فراتر رود و در قالب راهبردی جامع و چندبعدی با تأکید بر پایداری محیطی، سلامت روان و تعاملات اجتماعی بازتعریف شود.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

شناسایی مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری فضای شهری خلاق مبتنی بر الگوهای رفتاری شهروندان در میدان نقش جهان اصفهان

صفحه 51-77

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2072245.1173

زهرا سلیمی پور، مسعود الهی، سید محمد رضا خطیبی

چکیده در دهه‌های اخیر، توجه به ابعاد اجتماعی در فرآیند برنامه‌ریزی و طراحی شهری به‌ویژه در بستر فضاهای عمومی، اهمیت روزافزونی یافته است. رویکردهای نوین شهرسازی بر این باورند که کیفیت محیط شهری تنها با مداخله‌های کالبدی حاصل نمی‌شود، بلکه مؤلفه‌های اجتماعی و الگوهای رفتاری شهروندان نقش محوری در شکل‌گیری فضاهای شهری خلاق دارند. از این منظر، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر ارتقای فضای شهری خلاق در بافت‌های شهری، به مطالعۀ موردی میدان نقش جهان اصفهان پرداخته است؛ میدانی که به‌عنوان یکی از نمونه‌های برجستۀ فضاهای عمومی تاریخی، واجد ظرفیت‌های متنوع برای بروز کنش‌های اجتماعی و فرهنگی شهروندان است.
روش پژوهش از نوع توصیفی‌_‌تحلیلی و با رویکردی کاربردی طراحی شده و گردآوری داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهدات میدانی و پیمایش پرسشنامه‌ای صورت گرفته است. تحلیل یافته‌ها نشان می‌دهد شاخص‌هایی همچون وجود پاتوق‌ها و قرارگاه‌های رفتاری، احساس ایمنی و امنیت، تنوع قومی و فرهنگی، دسترسی به مراکز خدماتی و رفاهی، مدیریت ناهنجاری‌های اجتماعی، میزان دلبستگی و تعلق خاطر به مکان، و فرصت‌های مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، از مهم‌ترین عوامل ارتقای فضای شهری خلاق در میدان نقش جهان محسوب می‌شوند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این مؤلفه‌ها نه‌تنها در بازتولید پویایی اجتماعی و فرهنگی فضاهای عمومی نقش دارند، بلکه می‌توانند به‌عنوان چهارچوبی تحلیلی برای سیاست‌گذاری و بازآفرینی فضاهای تاریخی و فرهنگی در سایر شهرها نیز به کار گرفته شوند. بدین ترتیب، مطالعۀ حاضر با تکیه بر پیوند میان رفتار شهروندان و کیفیت محیط شهری، افق‌های تازه‌ای را در راستای تحقق فضای شهری خلاق و ارتقای زیست‌پذیری محیط‌های عمومی فراهم می‌آورد.

مقاله پژوهشی مطالعات شهری

تحلیل ساختار فضایی میدان نقش جهان اصفهان، خوانشی برپایۀ نشانه‌شناسی اجتماعی

صفحه 79-108

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079867.1221

مریم کریمی، صدرالدین طاهری

چکیده واکاوی نشانه‌شناختی فضا، مکان و عناصر معمارانه به‌اندازۀ هنرهای ادبی رواج ندارد؛ زیرا برخلاف سامانۀ نشانه‌شناختی ادبیات که همۀ اجزایش بیانگر و تفسیرپذیر هستند، معماری بیشتر با عناصر سازه‌ای و کاربردی پیوند دارد. نوشتار پیش‌رو، پژوهشی کیفی با رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی است که توسط ون‌لیوون بر اساس زبان‌شناسی نقش‌گرای هلیدی بنا شد. داده‌های این پژوهش به شیوۀ اسنادی (با مراجعه به متون پیشین) و میدانی (با مشاهدۀ مستقیم و تفسیر ساختار بصری توسط نگارندگان) گردآوری شده است. این مجموعۀ سترگ افزون بر اهمیت و پیشینۀ تاریخی و هنری، واجد ارزش‌های نشانه‌شناختی ویژه‌ است و هدف اصلی این پژوهش، واکاوی نشانه‌شناختی فضای ساختاری میدان نقش جهان اصفهان بوده که براساس تمهیدات فضا محور ذیل مفهوم ترکیب‌بندی در منابع نشانه‌شناسی اجتماعی ادراک معنای مشخصی از ساختار فضایی میدان را میسر کرده است. یافته‌های پژوهش معنا را با به‌کارگیری ضابطه‌های ترکیب‌بندی اعم از قاب‌بندی و استفاده از ارزش اطلاعی و برجستگی در مؤلفه‌ها مشخص کرده و آن مرجعیت عمارت کاخ عالی‌قاپو و بازنمایی و تسلط قدرت حاکم در تمام ساختار فضایی میدان نقش جهان بوده است.

مقاله پژوهشی طراحی شهری

بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی (مطالعۀ موردی: شهر آمل)

صفحه 109-126

https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2065439.1142

مریم فلاح، سحر مجیدی هتکه لویی، مهسا حقانی

چکیده در دنیای امروزی، شهرها به محیط‌های پیچیده و پویایی تبدیل شده‌اند که زندگی روزمرۀ انسان‌ها را به‌طور قابل توجهی تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. شهر آمل با چالش‌های خاصی نظیر آلودگی هوا، کمبود فضاهای سبز و بی‌توجهی به ابعاد انسانی در طراحی شهری مواجه است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی است. روش پژوهش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و کمی است و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های ساختاریافته شامل 42 شاخص جمع‌آوری شده است. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه 385 پرسشنامه تعیین شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و روش‌های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کیفیت زندگی در شهر آمل با میانگین ۳.۵ در سطح متوسط رو به مطلوب قرار دارد، در حالی که متغیر «ادغام طبیعت در طراحی معماری و شهری» با میانگین ۳.۳ نشان‌دهنده جایگاه نامناسب این شاخص در برنامه‌ریزی شهری است. آزمون همبستگی، رابطه مثبت و نسبتاً قوی ادغام طبیعت با کیفیت زندگی (۰.۶۶) و کیفیت محیط‌زیست (۰.۶۳) را تأیید کرده و تحلیل رگرسیون نیز این متغیر را با ضریب ۰.۴۱ به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین‌کننده کیفیت زندگی معرفی نموده است. بررسی مناطق چهارگانه نشان می‌دهد منطقه ۳ با طراحی طبیعت‌محور بالاترین (۴.۰) و منطقه ۴ با تراکم ساختمانی و فقر عناصر طبیعی پایین‌ترین (۳.۲) امتیاز را دارند. همچنین، ۸۹ درصد شهروندان وجود عناصر طبیعی در معماری را ضروری دانسته و ۳۰ درصد افزایش فضای سبز را به‌عنوان دومین نیاز مهم شهری مطرح کرده‌اند که نشان‌دهنده تبدیل این موضوع از یک ترجیح زیبایی‌شناختی به یک مطالبه عمومی است.بنابراین نتایج تحقیق حاکی از آن است. ادغام طبیعت در طراحی معماری و شهری با ضریب تأثیر ۰.۴۱ قوی‌ترین عامل پیش‌بین‌کننده کیفیت زندگی در شهر آمل است از این رو، گذار از معماری صلب مدرن به طراحی بیوفیلیک و بازآفرینی طبیعت‌محور در مناطق محروم (به‌ویژه منطقه ۴)، راهبرد اصلی ارتقای کیفیت زندگی و تحقق توسعه پایدار شهری در آمل محسوب می‌شود.

مقاله پژوهشی مدیریت شهری

تبیین چالش‌های توسعۀ سامانه‌های دوچرخۀ اشتراکی در شهر تهران

صفحه 127-140

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2081828.1225

محمد نظرپور، شهاب‌الدین کرمانشاهی

چکیده این پژوهش با هدف تبیین چالش‌های توسعۀ سامانه‌های دوچرخۀ اشتراکی در شهر تهران انجام شده است. با وجود چندین تجربه از راه‌اندازی این سامانه‌ها در سال‌های گذشته، تاکنون مطالعه‌ای جامع که به تحلیل چندوجهی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست آن‌ها بر اساس تجارب بازیگران کلیدی این حوزه بپردازد، انجام نشده و در فقدان چنین تحلیلی، تکرار تجربه‌های ناموفق تداوم یافته است. پژوهش حاضر متمرکز بر چنین خلائی، با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با ۱۱ نفر از مدیران، متولیان، سرمایه‌گذاران شرکتی و کنشگرانی که مستقیماً در این پروژه‌ها مشارکت داشته‌اند، انجام شده است. داده‌ها از طریق بررسی متن مصاحبه‌ها و توجه به الگوهای معنایی مشترک تحلیل و در قالب مضامین اصلی صورت‌بندی شده‌اند.
بر اساس نتایج این پژوهش، چالش‌های توسعۀ این سامانه‌ها در چهار بعد درهم‌تنیده اقتصادی و مالی، نهادی و مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی و فنی و زیرساختی قابل تبیین است. در بعد اقتصادی و مالی، هزینۀ بالای سرمایه‌گذاری اولیه، وابستگی به نوسانات ارزی و نبود حمایت‌های مالی پایدار استمرار فعالیت این سامانه‌ها را تهدید می‌کنند. در سطح نهادی و مدیریتی، ضعف در هماهنگی سازمانی، فقدان چهارچوب‌های قانونی و قراردادی شفاف برای مشارکت بخش خصوصی و غلبۀ رویکرد خودرو‌محور در سیاست‌گذاری از مهم‌ترین موانع هستند. از منظر فرهنگی و اجتماعی، نگرش‌های منفی نسبت به دوچرخه‌سواری، محدودیت‌های فرهنگی و جنسیتی و فقدان سیاست‌گذاری منسجم برای ترویج حمل‌ونقل فعال، مانع گسترش تقاضای اجتماعی شده است. در بعد فنی و زیرساختی نیز کمبود مسیرهای ایمن و پیوسته، ضعف در طراحی دوچرخه، مشکلات لجستیکی و عدم دسترسی به اینترنت پایدار از چالش‌های اصلی به شمار می‌آیند.