دوره و شماره: دوره 10، شماره 38، بهار 1405 
مقاله پژوهشی مدیریت بحران/پدافند غیرعامل

تحلیل ارتباط معیارهای طراحی پناهگاه‌های شهری و تاب‌آوری محلات شهری از منظر پدافند غیرعامل (مورد مطالعه: شهر قم)

صفحه 5-22

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2079748.1215

محسن کاملی، حسن حسینی امینی

چکیده تاب‌آوری شهری در مواجهه با بحران‌ها، نقش پناهگاه‌ها و کیفیت طراحی آن‌ها را به‌عنوان عامل کلیدی در حفاظت از شهروندان و زیرساخت‌ها برجسته می‌کند. بااین‌حال، دانش کافی دربارۀ ارتباط میان معیارهای طراحی پناهگاه، شاخص‌های مکانی محله‌ها و تاب‌آوری شهری وجود ندارد. هدف این پژوهش، شناسایی اهمیت معیارهای طراحی پناهگاه، بررسی تأثیر شاخص‌های مکانی بر این معیارها و مدل‌سازی رابطۀ آن‌ها با تاب‌آوری محله‌ها در شهر قم بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی‌ـ‌تحلیلی و کاربردی است و اطلاعات از کارشناسان حوزۀ طراحی پناهگاه و داده‌های مکانی محله‌ها جمع‌آوری شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مقاومت سازه‌ای با بالاترین میانگین اهمیت و اجماع کارشناسان، قوی‌ترین عامل تاب‌آوری محله‌هاست و مسیرهای اضطراری نیز نقش کلیدی دارند. شاخص‌های مکانی، شامل فضای سبز، تراکم ساختمان و فاصله از مراکز استراتژیک، به‌صورت مستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر معیارهای طراحی، تاب‌آوری محله‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. علاوه بر این، نوع کاربری پناهگاه (عمومی، ویژه/بیمارستانی، فرماندهی) بر اولویت‌بندی معیارها اثرگذار است، برای مثال، مسیر اضطراری برای پناهگاه‌های بیمارستانی و استتار/اختفا برای پناهگاه‌های فرماندهی اهمیت بیشتری دارد. تحلیل خوشه‌بندی نیز نشان داد که محله‌ها بر اساس ویژگی‌های کالبدی و معیارهای طراحی پناهگاه به سه دستۀ «تاب‌آور برنامه‌ریزی‌شده»، «آسیب‌پذیر متراکم» و «وابسته به مکان» تقسیم می‌شوند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که یکپارچه‌سازی برنامه‌ریزی کالبدی محله با طراحی پناهگاه‌ها و توجه به نوع کاربری آن‌ها، از مؤثرترین راهکارها برای افزایش تاب‌آوری شهری است. نتایج مدل رگرسیونی نشان داد که در میان معیارهای طراحی پناهگاه، مقاومت سازه‌ای (β=0.41)، دسترسی به مسیرهای اضطراری (β=0.33) و مکان‌یابی مناسب (β=0.28) بیشترین تأثیر را بر افزایش تاب‌آوری محلات شهری داشته‌اند، درحالی‌که شاخص‌های مکانی نظیر تراکم ساختمانی و فاصله از مراکز استراتژیک نیز نقش معناداری در تبیین تغییرات تاب‌آوری ایفا کرده‌اند.

مقاله پژوهشی جامعه‌شناسی شهری

ارزیابی تفاوت‌های ذهنی مردان و زنان در روند ایجاد/ارتقاء احساسات معنوی در مواجهه با مکان‌های مذهبی (مورد مطالعه: مساجد شهر یاسوج)

صفحه 23-52

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2074427.1189

علی صادقی حبیب آباد، الساندرا دی چزاریس

چکیده این پژوهش به بررسی شاخصه‌های معماری مؤثر بر تقویت حس معنوی در مساجد می‌پردازد و تلاش دارد تا تأثیر ویژگی‌های کالبدی، حسی و اجتماعی‌-فرهنگی فضاهای مذهبی بر تجربۀ معنوی افراد را ارزیابی کند. همچنین تحلیل تفاوت‌های جنسیتی در ادراک این شاخصه‌ها مورد توجه قرار گرفته است. روش پژوهش به‌صورت توصیفی‌-‌تحلیلی و پیمایشی صورت گرفت. جامعۀ آماری شامل ۲۸۲ نفر از نمازگزاران زن و مرد بین ۲۱ تا ۷۱ سال بود که به‌صورت هدفمند و در دسترس انتخاب ‌شده است. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای شامل ۳۱ شاخصه در سه بعد کالبدی، حسی و اجتماعی‌-‌فرهنگی جمع‌آوری شد. ابزار پژوهش با اعتبارسنجی از سوی خبرگان و ارزیابی پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده‌ها نیز از طریق نرم‌افزار SPSS و آزمون‌هایی مانند تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون t تک‌نمونه‌ای و آزمون t مستقل انجام شد. پژوهش نشان داد عوامل حسی مانند نور طبیعی، کیفیت صوت و رنگ‌های آرام بیشترین تأثیر را در حس معنوی دارند، درحالی‌که عوامل کالبدی و اجتماعی‌-‌فرهنگی در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. زنان بیشتر تحت‌تأثیر عوامل حسی و مردان تحت‌تأثیر ویژگی‌های کالبدی هستند. این نتایج می‌توانند پایه‌ای برای طراحی بهتر فضاهای مذهبی باشند.

مقاله پژوهشی طراحی شهری

واکاوی الگوهای مفهومی نظریه‌پردازان برای ارتقای خاطره‌انگیزی و دلبستگی به مکان با روش کیو

صفحه 53-104

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2066012.1148

ساناز سعیدی مفرد، هادی فرهنگدوست

چکیده مسئلۀ پژوهش بر پایۀ شکاف مفهومی موجود در مطالعات معماری و شهرسازی پیرامون روابط میان مؤلفه‌های کلیدی ذهنیت جمعی در مکان شکل ‌گرفته است. ضرورت آن در پاسخ به ضعف‌های نظری موجود، کاهش کیفیت تجربۀ فضایی در سکونتگاه‌ها و ناتوانی طراحی‌های شهری در ایجاد فضاهای هویت‌مند و مشارکت‌پذیر نهفته است. براین‌اساس، از روش پژوهش ترکیبی (کیفی‌ـ‌کمی) مبتنی بر روش پژوهش کیو استفاده می‌کند. به‌جای استفاده از مشارکت‌کنندگان انسانی، از آثار و دیدگاه‌های نظریه‌پردازان برجسته‌ای همچون کوین لینچ، کریستین نوربرگ‌ـ‌شولتس، ادوارد رلف، یی‌فو توآن، موریس هالبواکس، پیر نورا، جین جیکوبز، آلتمن و لو، اسکنل و گیفورد و دولورس هیدن به‌عنوان نمایندگان جامعۀ نظری بهره گرفته شد. انتخاب این نظریه‌پردازان بر پایۀ نمونه‌گیری هدفمند نظری صورت گرفت تا طیف متنوعی از دیدگاه‌ها در حوزه‌های معماری، شهرسازی، روان‌شناسی محیطی و جامعه‌شناسی شهری پوشش داده شود. ابتدا، دیدگاه‌های نظریه‌پردازان به‌صورت کارت‌های کیو در قالب مجموعه‌ای از ۷۵ گویه استخراج می‌شوند. سپس، با استفاده از تحلیل محتوای منابع علمی، گویه‌های کیو شناسایی و با تحلیل عاملی در نرم‌افزار SPSS دسته‌بندی شدند. سه الگوی ذهنی متمایز (بازنمایی نمادین، پیوند عاطفی با مکان و ویژگی‌های محیطی) شناسایی شدند. بررسی دیدگاه‌ها، عوامل «زیست‌تجربه و پیوند عاطفی با مکان» برآمده از مفاهیم پدیدارشناسی مکان و هویت مکانی و «حافظه و سیمای جمعی مکان» برآمده از مفاهیم حافظۀ جمعی، مکان‌های حافظه و سیمای شهری را به عنوان مهم‌ترین عوامل مؤثر بر ارتقای خاطره‌انگیزی و دلبستگی به مکان آشکارسازی کردند. همچنین عوامل کمکی «بازسازی حافظه و بازگشت به تجربۀ مکانی» و «همه‌جانبه‌گرایی محیطی» نیز استحصال شدند.

مقاله پژوهشی مطالعات شهری

تبیین نقش فرهنگ محلی در شکل‌گیری الگوهای منظر فضاهای شهری ارومیه و ارائه چهارچوب سیاستی

صفحه 105-124

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2076000.1201

نرمین رازی مفتخر، اکبر عبد اله زاده طرف، آرش ثقفی اصل، داریوش ستارزاده

چکیده منظر شهری تنها از طریق مداخلات کالبدی یا زیباشناختی شکل نمی‌گیرد، بلکه ارزش‌ها و باورهای فرهنگی محلی نقش بنیادین در ساختاردهی تعاملات اجتماعی و ادراک فضا دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد فرهنگ محلی در شکل‌گیری الگوهای منظر شهری ارومیه و تدوین چهارچوبی سیاستی برای ارتقای کیفیت منظر، با رویکردی ترکیبی، علّی‌_‌مقایسه‌ای و پیمایشی انجام شد. داده‌ها از ۳۸۴ شهروند در پنج منطقۀ شهری جمع‌آوری و با استفاده از رگرسیون چندگانه و همبستگی پیرسون تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که «فرهنگ کمال» (نمایانگر رفتارها و ارزش‌های اخلاقی، زیبایی‌شناختی و هنجاری جمعی) قوی‌ترین تأثیر را بر ابعاد هویتی و ادراکی منظر شهری دارد. همچنین، فرهنگ‌های تاریخی، اقتصادی، ادبی‌_‌هنری و بومی‌_‌قومی به‌طور معنادار کیفیت منظر را شکل می‌دهند، درحالی‌که فرهنگ‌های دینی‌_‌مذهبی و تکنولوژیک نقش محدودتری دارند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی شهری مؤثر نیازمند ادغام ابعاد فرهنگی در سیاست‌گذاری است. پژوهش حاضر از نظر نظری، به تبیین مکانیسم‌های تأثیر فرهنگ بر تجربۀ شهری می‌پردازد؛ از نظر روش‌شناسی، نشان می‌دهد چگونه شاخص‌های کمی فرهنگی می‌توانند به سیاست‌های کاربردی تبدیل شوند و از منظر عملی، چهارچوبی قابل استفاده برای مدیران شهری ارائه می‌دهد.

مقاله پژوهشی سلامت شهری

ارزیابی اثرات سلامت پیاده‌روی ناشی از دسترسی به ایستگاه‌ متروی دولت‌آباد

صفحه 125-144

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2073992.1184

مجتبی شهابی شهمیری، راضیه شبانی نائین

چکیده سفرهای شهری اثرات گسترده‌ای بر سلامت عمومی، پویایی اجتماعی و کیفیت محیط زیست برجای می‌گذارند. سنجش دقیق این اثرات و هزینه‌های مرتبط، پیش‌نیازی اساسی برای سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد در حوزه برنامه‌ریزی شهری و حمل و نقل است. این پژوهش با هدف کمّی‌سازی اثرات سلامت ناشی از ترویج حمل و نقل فعال، به ارزیابی موردی ایستگاه مترو دولت‌آباد تهران پرداخته است. در این راستا، از «ابزار ارزیابی اقتصادی اثرات سلامت» سازمان جهانی بهداشت استفاده شد و پارامترهایی نظیر خطر نسبی، کسر قابل انتساب به جمعیت، نرخ مرگ ‌و میر و ارزش یک سال زندگی آماری به‌کار گرفته شدند. یافته‌ها حاکی از آن است که ایجاد ایستگاه مترو جدید با ترویج پیاده‌روی می‌تواند سالانه از ۶۸ مورد مرگ زودرس و نیز از دست ‌رفتن 1020.6 سال زندگی مسافران پیشگیری نماید. در این راستا، با اعمال شاخص ارزش زندگی آماری، منافع اقتصادی ناشی از این بهبود سلامت، معادل ۴۵۲ میلیارد تومان در سال برآورد گردید. در حالی که منافع رانندگان یا مالکان خودرو، به‌ویژه آنهایی که درآمد بالایی دارند، در ساخت افزایش خطوط جاده‌ای از جمله بزرگراه‌ها و استفاده بیشتر از خودروی شخصی است، توسعه مترو می‌تواند با توزیع عادلانه‌تر دسترسی، مزایای سلامتی و زیست‌محیطی فراگیری برای همه شهروندان ایجاد کند. این مطالعه بر ضرورت گنجاندن ارزیابی اقتصادی جامع اثرات سلامت و محیط‌زیست در فرآیند اولویت‌بندی و تصمیم‌گیری‌های کلان حمل‌ونقل تأکید می‌نماید. چنین تحلیلی می‌تواند مدارک محکمی برای توجیه سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل همگانی و فعال فراهم آورد.

مقاله پژوهشی برنامه‌ریزی شهری

تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانه شهری شهرداری‌ها (نمونه مطالعاتی: شهرداری یزد)

صفحه 145-164

https://doi.org/10.22034/jspr.2026.2075549.1195

محمد رضائی رحیمی، محمود محمدی، اندیشه آریانا، مژده جمشیدی

چکیده تحولات پیچیدۀ شهرها و ضرورت تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد، نقش رصدخانه‌های شهری را به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی حکمرانی شهری برجسته ساخته است. با وجود توسعۀ مفهومی و فنی رصدخانه‌های شهری در ایران، ضعف در ساختارهای نهادی رسمی و نبود چهارچوب‌های سازمانی، حقوقی و اجرایی منسجم، کارآمدی و پایداری این نهادها را با چالش مواجه کرده است. پژوهش حاضر، با هدف تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانۀ شهری شهرداری‌ها با تمرکز بر شهرداری شهر یزد انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی‌‌ـ‌توسعه‌ای و از نظر روش‌شناسی، آمیخته (کیفی‌_‌کمی) است. در این مقاله، روش‌های تحلیل ذی‌نفعان با استفاده از تحلیل ماتریس قدرت‌ـ‌منفعت، تحلیل‌های آمار توصیفی، انجام آزمون‌های ناپارامتریک میانگین فریدمن و همبستگی اسپیرمن در محیط نرم‌افزار SPSS انجام شده است. نتایج تحلیل‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که رصدخانۀ شهری در شهرداری شهر یزد قابل پیاده‌سازی است و مهم‌ترین یافته‌های برآمده از انجام تحلیل‌ها نشان می‌دهد تدوین الگوی نهادی پشتیبان رصدخانۀ شهری از سنجه‌های ارزیابی و گزارش‌دهی، پایداری و نهادینه‌سازی، پایش و نظارت، جمع‌آوری و مدیریت داده‌ها، امنیت، حاکمیت قانون، طراحی و تدوین، اجرا و پیاده‌سازی برنامه و ذی‌نفعان تشکیل شده است و موفقیت و پایداری رصدخانۀ شهری مستلزم برخورداری از پشتوانۀ نهادی رسمی، ساختار حکمرانی شفاف، نظام یکپارچۀ داده، الزامات قانونی و امنیتی، مشارکت فعال ذی‌نفعان و یادگیری سازمانی مستمر است. الگوی پیشنهادی می‌تواند به‌عنوان چهارچوبی عملیاتی برای ارتقای تصمیم‌سازی مبتنی بر داده، شفافیت، پاسخ‌گویی و بهبود مدیریت شهری در شهرداری‌ها استفاده شود.