کلیدواژه‌ها = اصفهان
گردشگری شهری

بومی‌سازی استاندارد امنیت با بهره‌گیری از ایزوهای استاندارد بین‌المللی در بوم‌گردی اصفهان

دوره 8، شماره 30، بهار 1403، صفحه 63-81

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2036464.1073

زهرا سادات اسماعیلیان

چکیده ناامنی، تهدیدات بالقوه و عدم احساس امنیت به نارضایتی و عدم اطمینان خاطر شهروندان، به‌ویژه گردشگران منجر می‌شود. بنابراین از طریق بهره‌گیری از ایزوهای استاندارد بین‌المللی امنیت و با بومی‌سازی آن می‌توان موجبات خدمات‌رسانی و ایجاد امنیت پایدار را فراهم کرد. هدف این مطالعه، بومی‌سازی استانداردهای امنیت و مطابقت آن با استانداردهای بین‌المللی امنیت در بوم‌گردی است. رویکرد این پژوهش ترکیبی (کیفی- کمی) بوده و از تکنیک‌های کاوش در اسناد، و مصاحبه (در قالب روش دلفی) برای گردآوری داده‌ها بهره گرفته شده است. هم چنین برای غربال و انتخاب آیتم­‌های اصلی، از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد «حفظ و تقویت امنیت و ایمنی» واجد بالاترین رتبه است. همچنین در بین متغیرهای مستقل سازۀ «خطرات بالقوۀ ایمنی و امنیتی در گردشگری» بیشترین اهمیت را دارد. یکی از یافته‌های دیگر این مطالعه این است که سازۀ «احساس امنیت» بیشترین تأثیرگذاری را بر سازۀ هدف (امنیت) دارد، بعبارت دیگر امنیت زمانی معنا دارد که گردشگر آن را احساس کند. در نهایت در مدل نهایی شبکۀ عصبی مشخص شد که سه سازۀ «قوانین درخصوص امنیت و ایمنی»، «خطرات بالقوۀ ایمنی و امنیتی در گردشگری» و «بوم‌گردی در محل و موقعیت استاندارد» بر سازۀ «هدف امنیت» تأثیرگذارند.

مطالعات شهری

سنجش سطح سرمایۀ اجتماعی در میدان‌های شهری (مورد مطالعه: سبزه‌میدان اصفهان)

دوره 7، شماره 28، پاییز 1402، صفحه 85-101

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2028531.1064

منصوره طرفی، گلرخ کوپائی

چکیده سرمایۀ اجتماعی طی سال‌های اخیر به یکی از محبوب‌ترین مفاهیم در حوزۀ نظریه‌های اجتماعی تبدیل شده است. امروزه نقش سرمایۀ اجتماعی بسیار مهم‌تر از سرمایۀ فیزیکی و انسانی در سازمان‌ها و جوامع است. بدون سرمایۀ اجتماعی، پیمودن راه‌های توسعه دشوار می‌شود. با توجه به اهمیت این موضوع و گزارش‌های متناقض از وضعیت سرمایۀ اجتماعی در محلۀ سبزه‌میدان شهر اصفهان، پژوهش حاضر با هدف سنجش سطح سرمایۀ اجتماعی در این محله انجام شده است. حجم نمونه در این پژوهش 285 نفر از ساکنان سبزه‌میدان شهر اصفهان است که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده‌اند. روش تحقیق توصیفی تحلیلی، و ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه محقق‌ساخته بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS صورت گرفته است. یافته‌های این پژوهش حکایت از آن دارد که سطح سرمایۀ اجتماعی در محدودۀ مورد مطالعه از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده و همچنین از بین مؤلفه‌های اعتماد، انسجام و مشارکت، مؤلفۀ مشارکت از وضعیت نسبتاً مطلوبی ارزیابی شد.

راهکارهای طراحی شبکۀ پیاده‌مدار گردشگری مرتبط با ساختار تاریخی شهر (مطالعه موردی: محله قلعه‌طبره اصفهان)

دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 23-42

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.1999644.1044

محمدرضا نقصان محمدی، سعیده هرندی زاده

چکیده از بین رفتن آثار تاریخی شاخص و کاهش نشانه‌های ارزش تاریخی معابر، کاهش مطابقت ابنیۀ نوساز با تاریخ معماری شهرها و تداخل حرکتی سواره و پیاده از مشکلات بروزیافتۀ ناشی از خودرومداری در اغلب شهرهای تاریخی است. بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در این شهرها با توجه به محورهای شکل‌گرفته براساس عناصر تاریخی، شاخص، طبیعی و حرکت آهستۀ پیاده، گردشگری را تقویت خواهد کرد و زمینۀ جلوگیری از مشکلاتی مانند آلودگی هوا و تراکم ترافیک را در پی خواهد داشت. قرارگیری و اتصال مناسب محورهای تاریخی در شبکه‌ای منسجم موجب بهبود کارکرد مسیر و پاسخگویی به نیاز پیاده در فضای شهر می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تقویت رابطه و انسجام محورهای تاریخی با استفاده از ارتقای پتانسیل‌های گردشگری و کیفیت پیاده‌مداری در ساختار تاریخی شهر صورت گرفته و در جست‌وجوی راه‌حلی برای کاهش معضلات در محلۀ مورد بررسی است. نوع پژوهش کاربردی است که با روش توصیفی، تحلیل محتوا و مطالعات کتابخانه‌ای صورت پذیرفته است. در بخش مبانی نظری نظرات نظریه‌پردازان مختلف در زمینۀ پیاده‌مداری، ساختار شهر و گردشگری بررسی و مؤلفه‌ها و شاخص‌های شبکۀ پیاده‌مدار گردشگری استخراج شده، سپس به‌وسیلۀ تحلیل یکپارچۀ سوات و ابزار تحلیل شبکۀ شهری در نرم‌افزار راینو، شاخص‌های دسترسی، جاذبه و مستقیم بودن در محدودۀ مطالعه، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. همچنین از ترکیب فرآیند طراحی شهری راهبردی و جامع در تدوین راهکارهای طراحی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل شبکۀ شهری[1] نشان‌دهندۀ اهمیت کاربری‌ها و دسترسی شبکۀ معابر در تعیین پتانسیل‌های یک مکان به‌منظور طراحی محور پیاده‌مدار گردشگری است. ارتقای دو مفهوم پیاده‌مداری و گردشگری در ساختار تاریخی شهر توسط تقویت ابعاد و مؤلفه‌های مشترکی مانند اختلاط کاربری، پیوستگی، وجود عناصر طبیعی، دسترسی و سایر مؤلفه و شاخص‌های درگیر، موجب تقویت ارتباط محورهای تاریخی با یکدیگر و آرام‌سازی در مکان تلاقی ساختار قدیم و جدید خواهد شد. تقویت کارکردهای سازگار موجود، ایجاد و تقویت پیوستگی مسیرهای یادمانی، احیای عنصر شاخص قلعه و تدوین ضوابط جداره‌سازی ایرانی-اسلامی باعث تقویت ارزش کالبدی و تاریخی خواهد شد.

مدیریت شهری

امکان‌سنجی توسعه پایدار کلان‌شهر اصفهان با تاکید بر رویکرد شهر سبز، مقایسه تطبیقی شهر فرایبورگ و اصفهان

دوره 7، شماره 26، بهار 1402، صفحه 99-116

https://doi.org/10.22034/jspr.2024.2012790.1049

علی شفیعی دارافشانی، محدثه سادات امیری

چکیده اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌۀ ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﻣﻄﺮح ﺷﺪن اﺻﻞ ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ زﯾﺴﺖ‌محیطی و ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺳﺒﺰ مورد توجه برنامه‌ریزان شهری قرار گرفته است. ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣشکلات ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻪ‌وﯾژه در ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻧشانگر ﻋﺪم ﺗﺤﻘﻖ ﻣﺸﺨﺼﻪﻫﺎی پایداری در آن‌هاﺳﺖ، ﺿﻤﻦ اینکه ارزﯾﺎبی و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻓﻀﺎیی و اکولوژیکی زﯾﺴﺖ‌ﻣﺤﯿطی یکی از ﻣﺸﺨﺼﻪﻫﺎی اصلی پایداری در ﻣﻨﺎﻃﻖ و ﺣﻮزهﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﺑﻮده و سعی دارد ﺗﺎ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺷﻬﺮی ﻣﻨﺎﺳبی را ﺑﺮای ﺳﺎکنان ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻓﺮاﻫﻢ کند. ﺷﻬﺮ ﺳﺒﺰ از روﻳﻜﺮدﻫﺎی ﻧﻮ و ﺑﺮﺧاﺳﺘﻪ از ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار اﺳﺖ ﻛﻪ از آن ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ارﺗﻘﺎی ﻛﻴﻔﻴﺖ محیط‌زیست و ﺗﻮﺳﻌۀ پایدار ﺷﻬﺮی ﺑﻬﺮه ﺑﺮد. هدف از این پژوهش بررسی وضعیت شاخص‌های شهر سبز در کلان‌شهر اصفهان است. به این منظور با استفاده از تطبیق‌ها به ارائۀ راهبردها می‌پردازد. ازاین‌رو، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و کتابخانه‌ای و میدانی و با کمک ابزار پرسش‌نامه ابتدا اطلاعات لازم را جمع‌آوری می‌کند و سپس با کمک نرم‌افزار SPSS به این نتیجه می‌رسد که ازنظر مردم «شاخص انرژی» مهم‌ترین عامل برای رسیدن به شهر سبز در اصفهان است. این درحالی است که با کمک تکنیک SWOT حرفه‌مندان شهری مهم‌ترین مؤلفه برای رسیدن به شهر سبز را حکمرانی زیست‌محیطی می‌دانند. همچنین مروری بر معیارها و شاخص‌های شهر سبز در دو شهر فرایبورگ و اصفهان نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین این دو شهر به‌لحاظ سیاست‌گذاری و اجرای سیاست‌های توسعه مبتنی بر مسائل زیست‌محیطی وجود دارد. بدیهی است که تفاوت در وضعیت جغرافیایی، اقتصادی، فنی، الگوی مدیریت و برنامه‌ریزی شهری این دو کشور تأثیر قابل توجهی در دستیابی به اهداف شهر سبز دارد.

تحلیل وضعیت استفاده از پل های عابر پیاده اصفهان (مطالعه موردی: منطقه 7)

دوره 6، شماره 25، زمستان 1401، صفحه 29-48

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.702154

فرشاد طهماسبی زاده، آزاده وسیلی

چکیده پل عابر پیاده در دهه‌های اخیر در سامانه حمل و نقل شهرهای ایران به‌عنوان تسهیلات حرکتی عابرین به‌عنوان یک گزینه جدی مطرح و استفاده شده است. این پژوهش بر آن است تا وضعیت استفاده از پل‌های عابر پیاده را از دیدگاه شهروندان در منطقه 7 شهر اصفهان مطالعه نماید. این پژوهش از نوع کاربردی و بر مبنای ماهیت روش از نوع توصیفی – موردی و تحلیلی است. در گردآوری داده‌ها از روش میدانی به شکل پرسشنامه و در تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و آزمون تی تک‌نمونه‌ای، آزمون یک دنباله راست میانگین و یک دنباله چپ میانگین در نرم افزار spss استفاده شده است.  یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد پل‌های عابر پیاده منطقه 7 شهر اصفهان از نظر مکان یابی و جانمایی، طراحی و منظر شهری، هندسه و کارکرد، زیبایی شناختی و تعدادی از شاخص‌های امنیت در وضعیت نامطلوب قرار دارند. به‌طور کلی از نظر کاربران، توجه به انسان‌محوری در ابعاد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری پل‌های عابر منجر به استفاده بهینه عابرین از این تسهیلات می‌‌گردد.

مطالعه تطبیقی آرامستان تخت فولاد و گلستان شهدا اصفهان در برخورداری از کیفیت «معنویت» در فضاهای شهری

دوره 6، شماره 25، زمستان 1401، صفحه 49-67

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.707364

الهام قاسمی، سید مهدی خاتمی، مهدی مطیع، محمدرضا پورجعفر

چکیده مدرنیسم در پیشرفت زندگی بشر در ابعاد فناورانه نقش مهمی ایفا کرده، اما نگاه صرف مادی‌گرایانه آن، شهرها و فضاهای شهری را با چالش‌های اساسی در زمینه‌های اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی و معنوی (ابعاد غیرمادی وجود انسان) روبرو کرده‌ است؛ بنابراین توجه به کیفیت معنویت در ساخت و سنجش فضاهای شهری گام مهمی در مقابله با این چالش‌هاست. از‌این‌رو هدف این پژوهش فهم ابعاد کیفیت معنویت در فضاهای‌شهری و سنجش آن در برخی فضاهای‌شهری اصفهان است. در بخش کیفی به‌وسیله مرور سیستماتیک، ادبیات ‌موضوع تبیین شده‌است. در بخش کمی، آرای دو گروه نخبگان (51 نفر) و شهروندان (400 نفر) به‌منظور رتبه ­بندی ادراک معنویت از 22 فضای منتخب شهر اصفهان بر اساس مقیاس لیکرت به‌وسیله پرسشنامه بررسی ‌شده و از آزمون فریدمن جهت رتبه ­بندی ادراک معنویت و از تحلیل واریانس یک طرفه جهت مقایسه ادراک حس معنویت در گروه پاسخ‌ دهنده استفاده شده‌است. بر اساس امتیازات دو گروه اساتید و شهروندان به میزان معنویت در فضاهای شهری اصفهان، مسجد جامع بیشترین و بازارچه حسن ­آباد کمترین امتیاز را کسب نموده‌اند. همچنین از بین گونه‌های فضا، «آرامستان» بالاترین امتیاز را در برخورداری از معنویت دریافت کرده‌است. از این رو دو آرامستان مهم اصفهان، آرامستان تخت فولاد (آرامستان عمومی و آرامستان مشاهیر دینی و فرهنگی) و گلستان شهدا به‌عنوان نمونه‌های مورد مطالعه جهت انجام مصاحبه‌های عمیق با شهروندان (21 نفر) انتخاب و مصاحبه‌ها به‌وسیله تحلیل مضمون، تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که سکوت، خلوت، آرامش، معماری اسلامی بناها و بقعه‌ها، تلفیق طبیعت و عناصر طبیعی با آرامستان، نمایانی آسمان و وسعت محدوده؛ و نیز ابعاد ذهنی فضا اعم از حس ذکر، حس جدایی از دنیا، اتصال با اولیای الهی و بزرگان دینی از مهم‌ترین عوامل ایجاد معنویت در این آرامستان ­هاست.

معیارهای تعیین مرز محلات تاریخی اصفهان (نمونۀ مطالعاتی: منطقۀ 9 شهر اصفهان)

دوره 6، شماره 25، زمستان 1401، صفحه 69-85

https://doi.org/10.22034/jspr.2023.702168

سیما خالقیان، شیما قندهاری

چکیده امروزه به دلایل گوناگونی ضوابط جدید برای تقسیم بندی محلات مورد استفاده قرارگرفته که تا حد قابل توجهی متفاوت از تقسیم بندی های تاریخی این محلات است. در این میان شناخت دقیق عوامل و عناصری که موجب تمیز و تعیین این محدوده های شهری گردد، ضروری به نظر می رسد. برای نیل به محله بندی مطلوب شهری، رعایت نکات کمّی شهرسازی لازم است اما رعایت نظر مردم نسبت به محله خود و مرزهای محله نیز از اهمیت خاصّی برخوردار است. محلات تاریخی درگذشته دارای حدود مشخصی بوده اما این حدود با موانع کالبدی و حصارهای امروزی مشخص نم یشده است؛ بلکه عوامل مختلف طبیعی و یا گذرها، کوی ها نشانه‌های محلی آن را نشان می داده است. از طرف دیگر، آگاهی ساکنان و میزان تعلق آنان به محله در کنار سایر عوامل اجتماعی و محیطی، نه تنها هویت محله را شکل می داد؛ بلکه محدوده آن را هم معلوم می کرد. هدف از نگارش این مقاله، شناخت شاخص ها و معیارهای تقسیم بندی محله های تاریخی در شهر اصفهان و تعیین عوامل اثرگذار بر تقسیم بندی محل های با استفاده از اسناد، مدارک و گفته های ساکنان محل می باشد. نتایج حاصل از مصاحبه حضوری با نوزده نفر از اهالی مطلع و حاضر در محلات به تدوین دو دستۀ کلی عوامل طبیعی و مصنوع (که خود به دو گونۀ محیطی و اجتماعی تفکیک شد) منجر گردید؛ که در این نوشتار با ذکر نمونۀ موردی برای هر عامل به تشریح آن پرداخته خواهد شد.

تحلیل عوامل تسهیل کننده و محدودکننده مشارکت شهروندان در برنامه ریزی محله محور: (مطالعه موردی شهر اصفهان)

دوره 6، شماره 24، پاییز 1401، صفحه 95-115

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702071

فرشاد طهماسبی زاده

چکیده برنامه ریزی محله محور با رویکردی مشارکتی، دموکراتیک و مردم محور مبتنی بر تطبیق برنامه‌ها و طرح‌ها با نیازها و خواسته‌های ساکنین محله‌های شهر است، تحقق آن وابسته به مشارکت شهروندان در سطح محله‌ها است، اما در نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری ایران مشارکت با محدودیت‌هایی مواجه است این پژوهش برآن است تا عوامل تسهیل کننده و محدود کننده مشارکت شهروندان در برنامه ریزی محله محور را به صورت موردی در شهر اصفهان بررسی نماید. براساس هدف پژوهش از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت روش از نوع توصیفی- موردی و تحلیلی است در گردآوری داده‌ها از روش اسنادی و میدانی به شکل پرسشنامه استفاده شده است. در تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری فریدمن و آزمون تی تک نمونه‌ای و تحلیل خوشه‌ای در نرم افزار spss استفاده شده است یافته‌های پژوهش نشان می‌ دهد از جمله عوامل محدودکننده در مشارکت محله محور مشخص نبودن جایگاه مشارکت کنندگان در ساختار مدیریت شهری، بی‌توجهی مدیریت شهری به مشارکت، عدم اعتقاد مدیران و مسئولین شهری به مشارکت، تأثیرپذیری مدیریت شهری از تصمیمات کلان کشوری و استانی از مهمترین عوامل محدودکننده مشارکت در برنامه ریزی محله محور اصفهان است. ایجاد ساختار مدیریت واحد شهری، سود آور کردن مشارکت و بکارگیری الگوی تأثیرگذاری مستقیم مشارکت مردمی در مدیریت شهری از عوامل تسهیل کننده مشارکت در برنامه ریزی محله محور اصفهان است.

مروری بر تجربه «طرح پیرایش، مرمت و ساماندهی جداره‌های شهری» (مورد مطالعه: اصفهان، خیابان علم‌الهدی و خیابان عسکریه)

دوره 6، شماره 23، تابستان 1401، صفحه 69-92

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.702052

مینا کشانی همدانی

چکیده توجه به منظر شهری با توجه به اینکه بیشترین ارتباط بصری شهروندان با بدنه شهری را در برگرفته و منتقل کننده اطلاعات زیادی از محیط پیرامون به افراد است، همواره یکی از مهم ترین دغدغه های پژوهشی و اجرایی پژوهشگران و صاحب نظران حوزه معماری و شهرسازی است. امروزه با توجه به عدم وجود ضوابط منسجم و نظارت دقیق و درست بر اجرای آن در حوزه طراحی و اجرای نماهای شهری، با نوعی اغتشاش بصری و بحران در منظر جداره های شهری روبه رو هستیم. از این رو با تعریف برنامه هایی با چارچوب مدیریت و ساماندهی مناظر نازیبای شهری، از سوی حوزه مدیریت شهری، سعی می گردد با راهکارهای مختلف، در راستای ارتقای کیفیت بصری این نماها گام برداشت؛ بنابراین با توجه به میزان مداخله در اجزای نما به منظور اعمال اصلاحات در قالب مرمت، ساماندهی و پیرایش جداره های شهری، در برخی از شهرها با مداخله شهرداری، اقدامات اجرایی در این خصوص انجام گردیده است. از این رو در این مقاله سعی گردیده یکی از اخیرترین تجارب موجود در این حوزه در شهر اصفهان (محورهای عسکریه و علم الهدی) در قالب فرآیند علمی و اجرایی انجام شده، مرور شد و درس هایی که از این تجربه به دست آمده، ارائه گردد. به طور کلی این مطالعه، در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که با چه اقداماتی می توان منظرشهری جداره های شهری موجود را اصلاح و پیرایش نمود؟ و سپس با معرفی 10 گام علمی و اجرایی در طرح «تهیه اسناد اجرایی پروژه پیرایش، مرمت، ساماندهی و نظارت بر اجرا» راهبردهای به دست آمده در چارچوب طرح مذکور به عنوان اقدامات پیرایش شهری، ارائه شده است.

دستیابی به آسایش بصری بهینه در ساختمان‌های اداری با استفاده از مدل‌سازی نور روز مبتنی ‌بر اقلیم (نمونه موردی: شهر اصفهان)

دوره 5، شماره 21، زمستان 1400، صفحه 27-38

https://doi.org/10.22034/jspr.2022.701770

علی کنگازیان، سید محمدمهدی میرممتاز

چکیده میزان سطح نور در فضاهای داخلی ساختمان‌های اداری از جمله تأثیرگذارترین عوامل بر بهره‌وری، رضایت شغلی و وضعیت سلامتی کارمندان ادارات است. دست‌یابی به سطوح بصری بهینه در ساختمان‌های اداری، به‌ویژه در عمق فضاهای داخلی این گروه ساختمانی، با کاهش تأثیرات نامطلوب مختلف ناشی از به‌کارگیری روشنایی مصنوعی، به‌زیستی کارمندان را متضمن شده و می‌تواند به‌صورتی مؤثر بر وجوه مختلفی از ساختمان تأثیر گذارد. از جمله رایج‌ترین ابزارهای ارزان و کارا به‌منظور حداکثرسازی حصول‌پذیری نور روز در فضاهای داخلی ساختمان‌های اداری، شیشه‌ها و سیستم‌های سایه‌انداز هستند. از سوی دیگر جهت‌گیری ساختمان به‌عنوانی عاملی بنیادین به‌منظور دریافت مستقیم نور روز تأثیرگذار بوده و می‌بایست تأثیر این عامل مد نظر قرار گیرد. پژوهش حاضر با به‌خدمت‌گیری مدل‌سازی نور روز مبتنی‌بر اقلیم در پی آن است تا با بررسی شیشه‌ها و سیستم‌های مختلف سایه‌اندازی، تسهیل در امر حداکثرسازی دستیابی نور روز در فضاهای داخلی ساختمان‌های اداری، در چهار جهت‌گیری اصلی را بررسی نماید. بدین‌منظور شهر اصفهان با اقلیمی که امکان استفاده و بهره‌مندی حداکثری از نور مستقیم روز را دارد، انتخاب شده‌است. نتایج پژوهش حاضر نشان‌دهنده‌ی اهمیت استفاده از لوور بازتابی (با پیکربندی‌های مختلف مطابق با جهت‌گیری مورد بررسی) است. با این‌حال، یافته‌ها تفاوت چندانی میان استفاده از شیشه‌ی دو جداره‌ی شفاف و سه‌جداره‌ی شفاف به‌منظور حداکثرسازی حصول‌پذیری نور روز در فضاهای داخلی ساختمان‏های اداری را بازگو نمی‌کنند.