برنامهریزی شهری و تنهایی: تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در ایجاد بحران تنهایی
صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050246.1101
فرشاد طهماسبی زاده، شیرین طغیانی، محمود محمدی
چکیده پدیدۀ تنهایی بهعنوان «همهگیری پنهان قرن بیستویکم» به چالشی اساسی در جوامع شهری تبدیل شده است. با وجود پیامدهای چندبعدی آن، خلأ مطالعاتی در تحلیل نظاممند نقش برنامهریزی شهری در تشدید تنهایی وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بینرشتهای به تحلیل جامع شاخصهای مؤثر در این زمینه پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته است. جامعۀ آماری پژوهش را خبرگان حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی، علوم اجتماعی، معماری، شهرسازی و روانشناسی اجتماعی تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G*Power تعداد 100 نفر تعیین و پرسشنامه با روش نمونهگیری گلولهبرفی میان خبرگان توزیع شد. روایی ابزار به روش قضاوت خبرگان تأیید شد. گردآوری دادهها در بخش ادبیات، پیشینه و شاخصهای پژوهش به روش کتابخانهای و در بخش سنجش و ارزیابی شاخصها به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. در تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آماری فریدمن، تی تکنمونهای و همبستگی در نرمافزار SPSS استفاده شد. احساس تنهایی در شهرهای معاصر از تعامل عوامل کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی شکل میگیرد. این پدیده از سه لایۀ اصلی تأثیر میپذیرد: کالبدی-فضایی (شامل کیفیت فضاهای عمومی و مسکن)، اجتماعی-فرهنگی (مشارکت شهروندان و فعالیتهای جمعی)، و محیطی-اکولوژیک (ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی). مجموع این عوامل در تعامل با یکدیگر به تشدید یا کاهش احساس تنهایی در شهروندان منجر میشوند. برنامهریزی شهری نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه و چندسطحی است که بهطور همزمان به ابعاد کالبدی، اجتماعی و محیطی توجه داشته و مبتنی بر اصول طبیعت-محور و انسان-محور باشد. این رویکرد باید راهکارهایی چون ایجاد شبکۀ یکپارچه فضاهای عمومی، تقویت زیرساختهای اجتماعی، یکپارچهسازی عناصر طبیعی در طراحی شهری و حفظ میراث فرهنگی را در خود جای دهد.
تحلیل پیشرانهای مؤثر بر بازآفرینی بافت تاریخی شهری با رویکرد آیندهپژوهی (مورد مطالعه: شهر کاشان)
صفحه 35-58
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2045653.1088
محمد مولائی قلیچی، امیر حسینیان راد
چکیده بافت تاریخی گسترهای همپیوند از بناها، مجموعهها، فضاها و یا تجهیزات شهری است که دارای آثار باارزش بهجامانده از گذشتگان و جایگزینناپذیری هستند که در آگاهی جوامع از گذشته و ارزشهای فرهنگی خود نقش شایانی دارد. بافت تاریخی کاشان، همانند سایر بافتهای قدیمی، عناصر کلیدی و فضاهای شهری متمرکزی دارد که شامل میدانچهها، حسینیهها، مساجد، بازارچهها و آبانبارهاست. هدف از پژوهش حاضر بررسی پیشرانهای مؤثر بر بازآفرینی بافت تاریخی کاشان با رویکرد آیندهپژوهی است. روش پژوهش از نوع اکتشافی- کاربردی است. گردآوری دادهها و اطلاعات به کمک روشهای کتابخانهای و پیمایشی بوده است. نمونۀ آماری این پژوهش شامل سی متخصص خبره در حوزۀ برنامهریزی شهری بود که در دو مرحلۀ متوالی به روش دلفی مورد پرسش قرار گرفتند. هر مرحله با مشارکت پانزده نفر از این متخصصان انجام شد. برای تحلیل و رتبهبندی عوامل کلیدی مؤثر بر بازآفرینی بافت تاریخی، از روش میکمک استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ده عامل حکمروایی خوب شهری، تابآوری شهری، تأسیسات زیرساختی، تزریق بهموقع بودجه و اعتبارات، تکنولوژیهای ساخت سریع، ارزان، تضمین امنیت سکونت در بافت، تشکلهای محلی برای مشارکت، سرمایۀ اجتماعی، ظرفیت برای افزایش درآمد ساکنان و تعادلبخشی و عدالت اجتماعی جزو عوامل کلیدی و مهم برای توسعۀ بازآفرینی در شهر کاشان تعیین شدهاند.
ارائۀ چارچوب مفهومی تحققپذیری شهر قابل پیادهروی بهمثابۀ مدل شهر آینده
صفحه 59-80
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2050465.1105
حافظ مهدنژاد
چکیده پیادهروگستری بهعنوان زیربنای تحققپذیری شهر پایدار و شهر زیستپذیر شناخته میشود. بر همین اساس، تعداد زیادی از شهرها اقدام به ترویج پیادهروگستری کردهاند. هدف پژوهش حاضر، ارائۀ چارچوب مفهومی تحققپذیری شهر قابل پیادهروی بهمثابۀ مدل شهر آینده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، توسعهای و از لحاظ روش، کیفی بر پایۀ فراترکیب مبتنی بر روش هفت مرحلهای سندلوسکی و بارسوست. جامعۀ آماری متشکل از 210 منبع مرتبط با شهر قابل پیادهروی است که براساس نمونهگیری هدفمند، تعداد 42 مورد از آنها، غربال شده است. منابع مذکور از پایگاههای علمی معتبر نظیر سیج، ریسرچگیت، الزویر، امدیپیای، امرالد و تیلور و فرانسیس استخراج شدهاند. ازاینرو، واکاوی عوامل و مؤلفههای مؤثر بر تحققپذیری چارچوب شهر قابل پیادهروی ضرورت دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که چارچوب شهر قابل پیادهروی دارای 6 کد گزینشی و 34 کد محوری متشکل از شرایط زیستمحیطی، اجتماعی، بهداشتی، مقیاس کلان، متوسط، خرد، مؤلفههای آسایش، امنیت، قابلیت اتصال و دسترسیپذیری، سادگی، مستقیم بودن، ایمنی ترافیک، جذابیت، زیباییشناختی، یکپارچگی حملونقل، محیط کالبدی، مشهود بودن، راحتی، دلپذیر بودن، تنوع؛ محدودیتهای خودرو، فروشگاهها و خدمات، فعالیت اجتماعی، محوطه، لبهها و نماها، آراستگی خیابان، فضای سبز؛ مقیاس برنامهریزی، مقیاس خیابان، مقیاس تفصیلی؛ سلامت و تفریح، انرژی و محیط، توسعۀ اقتصادی، توسعۀ اجتماعی است. ضریب استخراجی شاخص کاپا به میزان 0/86 و با ضریب معناداری 0/000، بر پایایی و کنترل کیفیت نتایج پژوهش حاضر، تأیید میگذارد. درنتیجه، چارچوب مفهومی تحققپذیری شهر قابل پیادهروی از شرایط زمینهای، مقیاس، مؤلفههای کلیدی، طراحی محیط قابل پیادهروی، راهبردها و پیامدها تشکیل شده است.
مبانی نظری مکانسازی فضاهای دوستدار طبیعت: ظرفیتشناسی روشهای مدیریت پروژۀ سبز در ایجاد مداخلات محیطی پایدار
صفحه 81-116
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2051570.1111
هادی فرهنگدوست، تکتم حنایی
چکیده مسئلۀ پژوهش حاضر، بررسی ظرفیتها و توانمندیهای روشهای مدیریت پروژۀ سبز در مداخلات محیطی و ارتقای فرآیند کالبدسازی در رشتههای معماری و شهرسازی به مکانسازی است. پژوهش تلاش دارد تا به چالشهای دستیابی به فضاهای دوستدار طبیعت پاسخ دهد. لزوم مداخلات پایدار محیطی و نیاز به حفظ ارتباط پایدار انسان با طبیعت، بهدلیل اثرات روحی و روانی این ارتباط در روانشناسی محیطی، ازجمله ابعاد کلیدی مسئلۀ پژوهش هستند. هدف اصلی پژوهش، ارائۀ چهارچوبی نظری برای ظرفیتشناسی و اولویتبندی روشهای مدیریت پروژۀ سبز، برای دستیابی به مبانی نظری مکانسازی بهجای رویکردهای صرفاً کالبدی است تا بتواند ضمن ایجاد مداخلات مؤثر، به تقویت جنبههای اجتماعی، محیطزیستی و اقتصادی فضاهای شهری بپردازد. روش پژوهش کیفی از نوع فراترکیب، شامل تحلیل 60 کتاب و 50 مقالۀ انتخابی از میان بیش از 200 منبع مرتبط است. بهعلاوه با هدف استنباط و ترکیب دادههای چندمنظوره، به شناسایی 20 رویۀ مکانسازی مبتنی بر فضاهای دوستدار طبیعت و 9 رویۀ مدیریت پروژۀ سبز پرداخته است. این رویهها در دو دستۀ متغیر وابسته (مکانسازی فضاهای دوستدار طبیعت) و متغیر مستقل (مداخلات پایدار مبتنی بر مدیریت پروژۀ سبز) طبقهبندی شدهاند. نتایج نشان میدهد که انطباق میان رویههای مکانسازی و مدیریت پروژۀ سبز، براساس مطابقت ویژگیهای متغیرهای وابسته و مستقل، به ایجاد فرآیندهایی مؤثر و مبتنی بر شواهد منجر میشود. این چهارچوب نظری به تصمیمگیریهای زمینهمحور، از طریق انطباق خصوصیات زمینه با رویههای مدیریت سبز، راهکار متناسب را در رویههای مدنظر در مکانسازی، پیشنهاد میدهد.
بررسی مؤلفههای هویتمند نماهای ساختمانی؛ مطالعهای بر جنبههای هویت کالبدی کوی گلستان شهر سبزوار
صفحه 117-138
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2047231.1091
سارا اسعدی جعفرآباد، بهرام سیاوش پور، علی اصغر آبرون
چکیده درحالیکه مخاطرات ناشی از مداخلهها فضایی-کالبدی رایج و هویتزدا در فضاهای شهری، حفظ هویتهای محلی شهرها را ضروری میسازند، کوی گلستان بهعنوان یک سکونتگاه اقلیتنشین واجد ویژگیهایی منحصربهفرد از معماری خاص ساکنان بومی این محدوده است. این مطالعه با هدف شناسایی ابعاد کالبدی هویتمند محلۀ مذکور، با توجه به نقش مؤثر نماهای ساختمانی در هویت کالبدی فضاهای شهری، تلاش کرده است به شناسایی مؤلفههای هویتمند در نماهای ساختمانی کوی بپردازد. بنابراین، در این راستا، ضمن مرور ادبیات و مبانی نظری پژوهش، در بخش مطالعۀ میدانی سعی کرده است با کمک تکنیک دلفی دومرحلهای مبتنی بر دادههای حاصل از ابزار مشاهده و 80 تصویر منتخب، به شناسایی مفاهیم مرتبط با مؤلفههای هویتمند نماهای ساختمانی بناهای موجود در کوی بپردازد. طبق یافتههای این پژوهش مؤلفههای هویتمند نماهای ساختمانی کوی گلستان در قالب 17 مفهوم اولیه و 7 مفهوم نهایی قابل شناسایی است و همچنین، مفاهیم نمادگرایی طبیعی- تاریخی، نمادگرایی مذهبی، میل به جلوهگری، نوگراییهای شکلی و فرمی، پرداختن به جزئیات، التقاطی بودن، و تأکید بر ایجاد بافت متراکم (انبوه) مؤلفههای هویت کالبدی نماهای ساختمانی کوی گلستان را تشکیل میدهند. همچنین این پژوهش نشان داد که مؤلفههای هویتمند کالبدی شناساییشده در کوی در ارتباط با ویژگیهای فرهنگی-هویتی اجتماع غربت ساکن در کوی قرار دارند که بر این مبنا، جهتگیری دینی و ارادت به اهل بیت (ع)، تمایل به ابراز وجود و دیده شدن، و رنگ تعلق بخشیدن به محیط زندگی را میتوان عوامل شاخص زمینهای در اجتماع غربت ساکن کوی مؤثر بر شکلگیری الگوی معماری بومی-مردمی این محدوده قلمداد کرد.
ارزیابی عملکرد دو سامانۀ حرارتی ایستا از نظر تقاضای انرژی گرمایشی در مکانهای شهری (مورد مطالعه: ساختمان اداری اصفهان)
صفحه 139-153
https://doi.org/10.22034/jspr.2025.2049587.1097
سینا ملک احمدی، حمید ماجدی، راضیه لبیب زاده
چکیده ضرورت کاهش مصرف منابع در توسعۀ پایدار تأکید شده است. یکی از جنبههای پایداری در ساختمان بر کاهش مصرف انرژی یا افزایش بهرهوری انرژی معطوف میشود. تکنیکهای گرمایش ایستا مصرف انرژی ساختمان را کاهش میدهد و عملکرد حرارتی ساختمان را بهبود میبخشد. گرمایش ایستا بر پایۀ استفاده از انرژی حرارتی خورشید استوار است. بدین ترتیب، استفاده از عناصر ایستا در نمای ساختمان، راهحل مؤثری برای بهبود محیط حرارتی، کاهش مصرف انرژی و کاهش اثرات تغییرات آبوهوایی محسوب میشود. هدف از این مقاله، سنجش بازدهی و عملکرد حرارتی ساختمان در دو سامانۀ گلخانه و پنجرۀ خورشیدی در فصل سرما و تعیین سامانۀ بهینه در یک ساختمان اداری است. ساختمانهای اداری ازجمله مکانهای شهری با مصرف بالای انرژی شناخته میشوند. به همین جهت، ساختمان شهرداری منطقۀ دوازده اصفهان بهعنوان نمونۀ مطالعاتی مدنظر قرار گرفت و سناریوهای مربوط به هر سامانه پردازش شد. شبیهسازی مصرف انرژی در نرمافراز دیزاین بیلدر و با استفاده از موتور انرژیپلاس انجام گرفته است. از رهگذر محاسبات کمی و شبیهسازی رفتار انرژی در ساختمان، بار گرمایشی مورد نیاز در فصل سرما برای هرکدام از سناریوها برآورد شد. نتایج حاکی از این است که استفاده از پنجرۀ خورشیدی به میزان 33.03 درصد و استفاده از گلخانه به عمق یک متر به میزان 17.39 درصد، انرژی گرمایشی سالیانۀ ساختمان را در نسبت با حالت معمولی ساختمان (بدون استفاده از سامانههای حرارتی ایستا) کاهش میدهد. بنابراین استفاده از پنجرۀ خورشیدی سهجداره تقریباً دو برابر استفاده از گلخانه با عمق یک متر، عملکرد حرارتی ساختمان را در فصل سرما بهبود میبخشد.
